هیچکس واقعا دوست ندارد شاهد مرگ و از بین رفتن انیمیشن سنتی دو بعدی باشد . واقعیت این است که از زمانی که ” جان لستر John Lasseter “ و استودیوی پیکسار نقش مدیریتی و تعیین کننده ی بیشتری را در قلمروی دیزنی برعهده گرفتند، تلاش و تشویق بیشتری برای بازگرداندن انیمیشن سنتی دو بعدی به جایگاه اصلی خود در دیزنی صورت گرفته است. نمیتوان گفت که این تلاشها کاملا به ثمر رسیده است. حداقل در مورد ” شاهزاده خانم و قورباغه ” چنین نبود. علیرغم اینکه این فیلم توسط منتقدین به گرمی پذیرفته شد، اما در گیشه چندان موفق نبود و در امریکای شمالی به زحمت از مرز فروش یکصد میلیون دلار گذشت. طنز تلخی در این واقعیت نهفته است که از بین دو افسانه پریان اخیر دیزنی، ” راپونزل/ ژولیده “ی سه بعدی به موفقیت چشمگیر می رسد و ” شاهزاده خانم و قورباغه “ی دو بعدی فراموش می شود!
شاید بتوان گفت که آینده ی انیمیشن دوبعدی را از این پس نه در فیلمهای سینمایی بلند ، که در فیلمهای کوتاه باید جستجو کرد . پیکسار سابقه ی نسبتا طولانی در ارائه فیلمهای کوتاه سه بعدی، پیش از نمایش هر فیلم بلندش در سینماها دارد و دیزنی نیز در این امر کم سابقه نیست. اگرچه این سنت پسندیده، در یکی دو دهه ی گذشته ، در فیلمهای دیزنی به دست فراموشی سپرده شده بود، اما اخیرا، و با نمایش فیلم کوتاه و هوشمندانه ی ” راهنمای سرهم کردن سینمای خانگیHow to Hook Up Your Home Theater ” قبل از فیلم بلند ” گنجینه ملیNational Treasure ” ، استودیوی دیزنی دست به احیای سنت نمایش فیلمهای کوتاه قبل از فیلمهای بلندش زد. حالا از استودیوی دیزنی خبر خوشحال کننده ای در همین رابطه به گوش می رسد و آن اینکه یک فیلم کوتاه دو بعدی دیگر از این استودیو در راه است. ” ترانه ی عاشقانه نسیThe Ballad of Nessie ” فیلم دوبعدی تازه ایست که با توجه به چند تصویر منتشر شده از آن، میتوان به دیدن یک دوبعدی شسته رفته ی کلاسیک امیدوار بود.
The Ballad of Nessie قرار است سال آینده و همراه با فیلم سینمایی ” وینی د پو” به نمایش در بیاید و اگر این روند ادامه یابد و دیزنی به تولید فیلمهای کوتاه دو بعدی، حتی برای نمایش پیش از فیلمهای سه بعدیش ادامه دهد، میتوان گفت که انیمیشن سنتی دو بعدی سر انجام مکان و فضای مناسب برای تجدید حیات خود را یافته است. کارگردانان این فیلم کوتاه ” استیو ورمرز Stevie Wermers ” و “ کوین دیمرز Kevin Demers ” هستند و آهنگساز برنده ی اسکار ” مایکل جیاچینو Michael Giachino ” موسیقی این فیلم را ساخته است. ” ترانه ی عاشقانه نسی “، داستانی است در باره ی ” نسی” یا همان هیولای معروف دریاچه ” لاک نس” و بهترین دوستش ” مک کواک MacQuack” ( اردک پلاستیکی) و اینکه چگونه سر و کله ی این دو دوست در دریاچه پیدا می شود.
********************
پس از تحریر: خبر خوشحال کننده ی دیگری که در همین یکی دو روز اخیر خواندم، این بود که پس از شکست فیلم Mars needs moms ، آخرین سیرک ” موشن کپچری” به تهیه کنندگی جناب “رابرت زمه کیس“( کل فروش جهانی این فیلم ، با بودجه تولید ۱۵۰ میلیون دلار، فقط ۱۰ میلیون دلار بوده است)، ظاهرا استودیوی دیزنی قرار داد تولید نسخه ی موشن کپچری انیمیشن کلاسیک ” زیردریایی زرد yellow sunmarine ” را لغو کرده است و به جناب زمه کیس توصیه شده است دست از سر تولید آنچه که خیال می کند ( انیمیشن) است بردارد و به همان حرفه ی سابقش یعنی تولید فیلمهای زنده باز گردد. خبر امیدوار کننده ای بود…
استودیوی ایرلندی ” کارتون سالون Cartoon Saloon ” ، اصلی ترین استودیوی تولید کننده ی فیلم بلند انیمیشن ” آواز دریا SONG OF THE SEA ” ، به کارگردانی ” تام مور Tomm Moore ” ( راز کلز) ، اسامی شرکای تولید این فیلم را اعلام کرد. به گزارش AWN ، استودیوی دانمارکی ” نوئرلوم Noerlum Studios ” ، استودیوی بلژیکی ” بیگ فارم Big Farm ” و استودیوی فرانسوی ” سوپر پرادز Super Prods ” در تهیه این فیلم بلند انیمیشن همکاری خواهند داشت.
استودیوی نوئرلوم بطور کلی وظیفه ی تولید نیمی از فیلم را برعهده خواهد داشت. بخشهای سه بعدی فیلم، جلوه های ویژه ، کامپوزیت و رنگ آمیزی به عهده ی استودیوی ” بیگ فارم” خواهد بود و موسیقی و بخشهای پس از تولید نیز بر عهده ی استودیوی ” سوپر پرادز ” است. فیلم با بودجه ای بالغ بر ۷٫۴ میلیون دلار ساخته می شود.
بیست دقیقه ی آغازین فیلم، استوری بورد، بک گراندها، لی اوت، تصویرگری صحنه ها و طراحی بصری فیلم به طور کلی در استودیوی اصلی ” کارتون سالون ” در ایرلند انجام می شود. ” تام مور” در حال حاضر در حال کارکردن بر روی استوری بوردهای فیلم است و همچنین با همراهی ” ویل کالینز Will Collins ” ( نویسنده ی فیلمنامه) مشغول نگارش و تکمیل فیلمنامه ی ” آواز دریا” هستند. به گفته ی ” تام مور” ، برای ساخت این فیلم از نرم افزار ” TV Paint ” استفاده می شود و به کمک جلوه های ویژه سه بعدی، تصاویر فیلم مشابه کتابهای با تصاویر برجسته خواهند بود.
آوای دریا، داستانی است در باره ی “سیرشا Saoirse ” ی جوان، جوانترین باقیمانده از تبار ” سلکی selkie ” ها ( موجوداتی با ظاهر شیر دریایی که قابل تبدیل به آدمیزاد هستند- میتولوژی ایرلندی) که با جدا شدن از مادربزرگش، به جستجوی سایر موجودات افسانه ای که در جوامع مدرن امروزین اسیر شده اند بر می آید.
برای دیدن تیزر فیلم ( با استفاده از نرم افزارهای ویژه ! البته) به اینجا مراجعه کنید.
منبع عکس، سایت رسمی جشنواره است، شما به منظره ی پر از کلوخ و نخاله پشت تندیسها اهمیت ندهید، دیوار صاف و سفید پیدا نکردند
به نقل از IRIB ( واحد مرکزی خبر)
مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره بین المللی پویانمایی تهران برگزار شد. این جشنواره پنج شنبه شب در مرکز آفرینشهای فرهنگی و هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با معرفی و اهداء تندیس جشنواره به برگزیدگان به کار خود پایان داد. در بخش ایران این جشنواره تندیس طلایی برای بهترین فیلم به کیانوش عابدی کارگردان فیلم نوازنده اهدا شد. در بخش کودک و نوجوان تندیس طلایی به فیلم الاکلنگ به کارگردانی محمود مختاری و هادی طبسیو در بخش اثر تلویزیونی تندیس طلایی به مجموعه آثار به علی درخشی اهدا شد. در بخش بهترین فیلمنامه نیز تندیس طلایی برای فیلم نامه کدو قلقله زن نوشته زنده یاد منوچهر احترامی بهاحمد عربانی کارگردان این فیلم اهدا شد. جایزه ویژه هیأت داوران بخش ایران هفتمین جشنواره بین المللی پویانمایی نیز به فیلم کشاورز و ربات به کارگردانی عبدالله علیمراد اهدا شد. در بخش بین الملل این جشنواره نیز تندیس طلایی بهترین فیلم بهآنیتا کیلی از نروژ برای کارگردانی فیلم مرد عصبانی اهدا شد. در بخش بین الملل جشنواره پویانمایی تهران در موضوع کودک و نوجوانفیلیپ هانت از انگلیس برای کارگردانی فیلم نهان و آشکار و در موضوع بهترین اثر تلویزیونیعلی درخشی از ایران برای کارگردانی فیلم آفتاب پرست ، زبان سرخ و سر رنگی ، تندیس طلایی گرفتند.
هیأت داوران بین الملل این جشنواره جایزه ویژه خود را به فیلم من دو نفر بودم ساخته شیوا صادق اسدی از ایران اهدا کرد. جشنواره بینالمللی پویانمایی تهران از ۱۵ تا ۱۹ اسفند افزون بر تهران، همزمان در سه استان مازندران، همدان و البرز برگزار شد.
بعد از خبر :
۱- به برگزیدگان این دوره، بخصوص دوستان عزیزم محمود مختاری و هادی طبسی تبریک فراوان می گویم و براشون بهترین آرزو ها را دارم.
۲- هرچه در سایتهای مختلف به دنبال لیست کامل اسامی برندگان از جمله برندگان بخش دانشجویی جستجو کردم، چیزی پیدا نکردم. سایت رسمی جشنواره هم که به روال هر سال آخرین سایتی است که اخبار خودش را اعلام می کند، تا این لحظه – ۱۰:۳۰ صبح جمعه ۲۰ اسفند – هنوز در حال مژده دادن اخبار روز چهارشنبه است، حالا چه عجله ای داریم… شنبه صبح، نشد یکشنبه، نشد دوشنبه….
۸۹/۱۲/۲۱ : برای دیدن لیست کامل اسامی برندگان در رشته های مختلف می توانید به اینجا مراجعه کنید
من هرچه فکر کردم متوجه نشدم چه ارتباطی بین این پوستر و مقوله ی انیمیشن وجود دارد؟ تنها حسی که بعد از دیدن این پوستر – با این رنگهای شاد و امیدوار کننده- داشتم ،این بود که احتمالا باید عروج زودهنگام جشنواره پویانمایی را در انتظار باشیم. بیچاره چه زود پر کشید و رفت!
جشنواره ی امسال، جدای از پوسترش، از همان ابتدا درگیر حاشیه های فراوانش بود: برگذار می شود، برگذار نمی شود، در تهران برگذار نمی شود، در همدان برگذار می شود و…. و حاشیه ها، حالا و با آغاز جشنواره همچنان ادامه دارند.از نحوه ی تقسیم کارتها گرفته، تا سینماهای نمایش دهنده و کارتهای ویژه خواهران و … مسئولین مربوطه هم که بدون وقفه مصاحبه می کنند و نظراتی می دهند که باید حتما در تاریخ ثبت شود
ایران پایتخت انیمیشن دنیا است
مدیر عامل کانون پرورش فکری گفته اند که : ” در یک مقایسه میان آثار شرکت کننده از ایران و سایر کشورهای دنیا در هفتمین جشنواره بینالمللی پویانمایی تهران میتوان به این نتیجه رسید که ایران پایتخت انیمیشن دنیا است.”
از چهار گوشه ی دنیا خبر می رسد که پس از اعلام این خبر، شور و شوق وصف ناپذیری در بین عقب مانده های انیمیشن دنیا به راه افتاده است. طبق آخرین اخبار، ” میازاکی“، کارگردان گمنام ژاپنی که از بنیانگذاران یک استودیوی محلی به نام ” جیبلی” است، از متولیان انیمیشن ایران تقاضای وام کرده است و خواهش کرده است که اجازه بدهند استودیو جیبلی به تهران منتقل شود. از سوی دیگر تعدادی از انیماتورهای مستقل مثل ” بیل پلیمپتون” و ” مایکل دودوک ” که نمی خواهند با استودیوهای معلوم الحال کار کنند ، در پی کسب مجوز برای ساختن فیلمهای بعدیشان در پایتخت انیمیشن دنیا هستند. همچنین خبر می رسد که انیماتورها و سایر کارکنان استودیوهای ورشکسته و مخروبه ای چون “پیکسار“، ” دیزنی” ،” سونی” و ” دریم ورکز” بصورت گروهی در حال استعفا دادن هستند و اعلام کرده اند که یا باید در ” پایتخت” کار کنند، یا اصلا کار نمی کنند. از سوی دیگر گفته می شود ” هنری سلیک” ، ” تیم برتون“ و” نیک پارک” در بازدید از استودیو ها و امکانات ساخت انیمیشن ” استاپ موشن” در ایران، ابراز امیدواری کرده اند که بتوانند فیلمهای بعدیشان را با استفاده از این امکانات خارق العاده بسازند. در همین رابطه ” هنری سلیک” اظهار داشته است که : ” من اگه میدونستم توی پایتخت از این خبرهاست، عمرا کورالاین را با اون همه خفت و خواری می ساختم، حالا هم میخوام کورالاین ۲ را در پایتخت انیمیشن دنیا بسازم.”
لازم به ذکر است که در ایران سالانه صدها فیلم بلند ساخته می شود که تقریبا نیمی از این فیلمها از تولیدات انیمیشن داخلی هستند که با فروش خارق العاده خود، بازار فیلمهای سینمایی زنده را کساد کرده اند و باعث شده اند که کارگردانان مشهوری چون ” کیمیایی“، ” حاتمی کیا” و ” اصغر فرهادی“ اعلام کنند که از این پس فقط فیلم انیمیشن خواهند ساخت. ضمنا سه شبکه تلوزیونی بیست و چهار ساعته ویژه ی نمایش فیلمهای انیمیشن ایرانی نیز اعلام کرده اند که نه تنها بطور کلی نیازی به نمایش سریالها و انیمیشنهای ضعیف خارجی ندارند، بلکه در حال بستن قرار دادهایی با شبکه های ” کارتون نتورک“، ” دیزنی” و “نیکلودئون” جهت فروش سریالهای تولید داخل به آنها هستند.
بعد از تحریر : ” بر بخیل لعنت، آرزوی همه ی ماست که روزی بتوانیم ادعا کنیم انیمیشن ایران جایگاه شایسته ای دارد، اما اینکه آدم بیاید و آرزوهایش را در قالب واقعیات بیان کند ، یا نشان از خوشبینی بیش از حد دارد، یا نشان از اینکه گوینده، اصلا نمی داند دور و برش چه خبر است. اگر مدیر عامل محترم با دیدن انیمیشنهای ایرانی در این دوره از جشنواره ، اینچنین به وجد آمده اند، باید به ایشان یاداوری کرد که این آثار قابل تامل و بعضا درخشان و دیدنی ، صرفا حاصل تلاش، خون دل خوردن، جنگیدن، به مرز سکته رسیدن ، بیخوابی کشیدن ، بدهکار شدن و از جان و دل مایه گذاشتن انیماتورها و هنرمندان صاحب اثر است و گرنه مسئولین محترم ، عمدتا کوچکترین ارتباط علمی ، عملی یا آشنایی خاصی با مقوله انیمیشن ندارند، تنها چرتکه شان ، خط قرمزهایشان ، نباید ها و مبادا هایشان را می شناسند و تخصصشان در ندیدن و نشناختن استعدادهای گمنام و حتی صاحب نام انیمیشن ایران است. می شود ابراز خرسندی و شادمانی از دیدن آثار خوب ایرانی را واقع بینانه تر و صادقانه تر بیان کرد. می شود به راحتی گفت که پیشرفت چشمگیر بوده و امید به سالهای پربارتر داشت. می شود بدون داشتن پایتخت و قلعه و شیپور هم انیمیشن ایران را حمایت کرد، می شود…
” اندرو راهمان Andrew Ruhemann” و “شان تن Shaun Tan “، کارگردانان برنده اسکار، در مصاحبه ای با ” بیل دزوویتز Bill Desowitz ” از سایت AWN ، از چگونگی ساخت فیلم ” چیز گمشده THE LOST THING ” بر اساس کتابی به همین نام ، نوشته و تصویرگری شده توسط ” شان تن” سخن می گویند.
*************
“شان” ، آیا شما در برابر اقتباس انیمیشنی از کتابتان مخالفتی نداشتید؟
- می توانم بگویم که با ظن و تردید به آن نگاه می کردم. این داستان ، یک داستان بسیار شخصی است و من نسبت به آن احساس نزدیکی زیادی می کردم . بعلاوه من داستانهای وحشت آور زیادی در مورد اقتباسهای تصویری ( نادرست ) ، از تصویرگران و کارتونیستهای مختلف شنیده بودم.
اما شما به وضوح ، تحت تاثیر شور و اشتیاق تیم تولید واقع شدید
- بله، و همین نکته بود که ذهنیت مرا تغییر داد.من به خصوص می توانم از ( شور و اشتیاق) سوفی بیرن Sophie Byrne ، تهیه کننده ی فیلم یاد کنم. همچنین ریل Reel هایی که از استودیو برای من فرستاده می شدند و دریافت کردن صحنه ای از عملکرد تیم، باعث شد که من متقاعد شوم که کاری که انجام می شود، کاملا با داستان من مطابقت و هماهنگی دارد.
در باره ی دو چالش عمده ای که داشتید توضیح بدهید: طراحی فضای بصری و دراماتیزه کردن آن
- ساخت یک فیلم بر اساس داستانی در مورد ” بی عاطفگی” کار مشکلی است. بخش عمده ی این کار( طراحی و دراماتیک کردن فضای بصری فیلم) در مرحله ی استوری بورد شکل گرفت ، این مرحله از کار، مرحله ای طولانی و بسیار پرکار بود.
اندرو، آیا تو از همان ابتدا می توانستی ببینی که فیلم ، چگونه از کار در خواهد آمد؟
- فکر می کنم که بله، میتوانستم تصور کنم که فیلم چگونه خواهد بود.اما همانطور که ” شان ” اشاره کرد، این بدین معنی نبود که هیچ مشکلی نداشتیم. داستان از آنجا شروع شد که من هوس کردم به نمایشگاه کتاب ” بولونیا” بروم و نگاهی به کتابها بیندازم. تابلوی تبلیغاتی کتاب ” چیز گمشده” ، آنجا، درست در وسط سالن اجتماعات قرار داشت و از فاصله ی پنجاه یاردی قابل دیدن بود. با دیدن آن، من بلافاصله با خودم فکر کردم که این داستان می تواند تبدیل به اثری بر روی پرده ( سینما) بشود. اما در طول کار، هر چقدر که من و ” شان” بیشتر درگیر ساخت فیلم می شدیم، بیشتر به مشکلات به تصویر کشیدن جانمایه غیر دراماتیک داستان پی می بردیم.
اما شما بخوبی توانسته اید حس کنجکاوی برای شناخت مخلوق اسرارآمیز فیلم را به بیننده منتقل کنید
- امیدوارم که اینطور باشد
و فضای بصری فیلم نیز بسیار غنی است و یادآور آثاری چون نقاشیهای ” ادوارد هاپر Edward Hopper ” و یا فضا سازیهای فیلم ” زیر دریایی زرد” و کلیه فیلمهای شاخص ژانر ” استیم پانک steampunk “* است
- درست است، اما چیزی که بسیار جذاب است این است علیرغم تمام این ارجاعات، فضاسازیها ، هنوز بسیار غیر اقتباسی و اوریجینال به نظر میرسند.در موردکتاب نیز همین نکته بود که توجه من را به خود جلب کرد.
” شان”، برای تو، شریک شدن در ساخت یک فیلم چگونه بود؟
- خیلی خیلی جالب بود. من هرگز این کار را خسته کننده نیافتم و این موضوع برای من خیلی عجیب است، چرا که من معمولا دوست ندارم دوباره و چند باره کارهای قدیمی خودم را مرور کنم، اما در مورد این اثر بخصوص، در طول ساخت فیلم، من بارها و بارها داستان را مرور کردم، بی آنکه دلزده شوم. فکر می کنم این موضوع به این دلیل بود که از میان تمام داستانها و دنیاهایی که خلق کرده ام، این داستان،از آنجایی که بسیار موجز و در عین حال بسیار اسرار آمیز است ، برای من جذابیت ویژه ای دارد. بعلاوه فضایی که در فیلم می بینیم، بسیار خوب به تصویر کشیده شده است و این درحالی است که ما در کتاب، تنها بخشهایی از این فضا را می بینیم.در نتیجه من مصالح و مواد بسیار زیادتری ( در مقایسه با آنچه که در کتاب است) در اختیار داشتم تا بتوانم ایده های بیشتری را بپرورانم. همانطوری که اندرو نیز اشاره کرد، در داستان ، چیزی خشک و ساکن و غیر دراماتیک وجود دارد و برای تبدیل شدن به فیلم ، ما باید کمی حس و حال زندگی به آن تزریق می کردیم و این حس وحال، در جریان مراحل همکاری ما به دست آمد. مشکل دیگری که ما با آن دست به گریبان بودیم، زیبایی شناسی فیلم و ترجمان آن به چیزی قابل درک و دریافت بود. منظورم این است که تکنیک دیجیتالی و سه بعدی فیلم،ما را ناچار می ساخت تا ابتکار و خلاقیت بیشتری را بکار بگیریم و همه چیز را از اساس و پایه مجددا طراحی کنیم تا بتوانیم به فضای دلخواه برسیم.
از تصویرگری های اصلی کتاب، نوشته شده و طراحی شده توسط " شان تن"
” اندرو”، چطور توانستید به تکنیک مناسب دست پیدا کنید؟
- مباحثات و گفتگو های مربوط به دستیابی به تکنیک مناسب، چیزی حدود هفت سال به طول انجامید.تصور می کنم دلیل اصلی این موضوع این بود که همه تصور می کردند انیمیشن ۲D در حال مرگ است و تمام استودیوها در حال ساخت فیلمهای سه بعدی بودند. از سوی دیگر از همان ابتدا همه ی ما می دانستیم که باید نگاه و فضا سازیهای ” شان” را در فیلممان پیاده کنیم. ما بودجه ی کافی برای ساخت یک فیلم استاپ موشن در اختیار نداشتیم، اما ایده ی ساخت این فیلم، در قالب یک اثر سه بعدی به نظرما بسیار جذاب آمد. تنها مشکل ما یافتن بافت و تکسچر مناسب بود و “شان” ، وقت و کار بسیاری را صرف پیدا کردن بافت مناسب کرد و به محض اینکه ما دریافتیم که میتوانیم به بافت و تکسچر مناسب دست پیدا کنیم، فهمیدیم که میتوانیم به فضای بصری دلخواه و تکنیک مناسب هم برسیم.
از چه نرم افزاری برای متحرکسازی استفاده کردید؟
- XSI – Softimage
” اندرو ” ، چرا ساخت فیلم هفت سال طول کشید؟
- این یک تصمیم کلیدی بود، چرا که ما تصمیم گرفته بودیم فیلم را به کمک استودیویی در لندن بسازیم. است.استودیویی که متعلق به من است، اما ما متوجه شدیم که فضا و زمان کافی در اختیار نداریم. در نتیجه تصمیم بر این شد که فیلم باید به کمک استودیویی در استرالیا ساخته شود، جایی که “سوفی” تهیه کننده ی ما می توانست از نزدیک مراقب مراحل ساخت فیلم باشد. ” شان” هم در آنجا بود و او و ” سوفی” به کمک هم، یک تیم کوچک جمع و جور را تشکیل دادند. این نقل و انتقالها زمان زیادی را به خود اختصاص داد.
انیماتور اصلی ” لئو بیکر Leo Baker ” و هنرمند متخصص دیجیتال ، ” تام بریانت Tom Bryant ” از کجا آمدند؟
- ” لئو” از اهالی ملبورن است، یعنی همان شهری که کار تقریبا بطور کلی در آنجا تولید شد. ” تام ” بخشی در ملبورن و بخشی در ” سیدنی” کار کرد، و بخشهایی از کار را هم در ” ادینبورگ” انجام داد. این بسیار عالی بود که ما میتوانستیم از نزدیک با ” تام” کار کنیم، اگر چه که ما بطور واقعی ، حضور فیزیکی او را در استودیوی خودمان، تنها در هنگام مراحل کامپوز نهایی احساس کردیم!
شان ، یکی از جذاب ترین صحنه های فیلم، صحنه ی مربوط به خانه با تمام آن موجودات نامتناجس است. چگونه توانستید خانه را با این مخلوقات جذاب پر کنید؟
- من واقعا عاشق این موجودات خیالی هستم. اما از هر چیزی که بخواهد به آنها جنبه ی فانتزی بدهد بیزارم! من می خواهم که آنها حقیقی و باورکردنی به نظر برسند. این صحنه، بیش و کم ، نخستین صحنه از فیلم بود که ما به پایان بردیم . یکی از دلایل این موضوع این بود که این صحنه، شاید مشکل ترین صحنه از فیلم بود و ما تصور کردیم که اگر بتوانیم از عهده ی این صحنه بر بیاییم، در موقعیت مناسبی برای ساخت سایر قسمتهای فیلم قرار خواهیم گرفت. از سوی دیگر، اگر ما مرتکب اشتباهی در ساخت این بخش می شدیم، این اشتباه سایر قسمتهای فیلم را تحت تاثیر قرار نمی داد. ما ساخت این صحنه را در سال ۲۰۰۷ آغاز کردیم و من و تام در استودیویمان در سیدنی می نشستیم و با مشکلات نورپردازی ، رنگ و مشکلات کوچک دیگر سر و کله می زدیم.درست مثل این بود که در یک آزمایشگاه واقعی مشغول کشف و شهود باشیم.
*************************
*Steampunk : یکی از زیرشاخه های ژانر سینمای علمی تخیلی ( بیشتر از نوع تاریخی آن) که به حال و هوای سالهای آخر قرن نوزدهم و انقلاب صنعتی اوایل قرن بیستم و تاثیرات کشف انرژی بخار بر تحولات فناوری می پردازد. فیلمهای ساخته شده بر اساس رمانهای ژول ورن به عنوان مثال، نمونه هایی از این ژانر فیلمسازی هستند. در زمینه ی انیمیشن، فیلم Steamboy ، مثال مناسبی از این دست است.
انیمیشن امروز مکانی است برای بررسی آخرین اخبار و مقالات ، معرفی افراد، بررسی تاریخچه، نقد و تحلیل فیلمهای کوتاه و بلند و هر آنچه که به دنیای انیمیشن مربوط میشود.
توجه
استفاده از مطالب "انیمیشن امروز" با ذکر منبع بلامانع است.