تنها “تصویر ” است که می ماند؟!!!
۰۲٫۱۷٫۹۰ - ۰۹:۲۲ق.ظ
یکی از اصلی ترین و مهمترین قوانین فیلمسازی این است که داستان فیلم، باید تماما به وسیله ی تصاویر روایت شود. معنی این حرف این است که شما باید قادر باشید یک فیلم کامل را بدون شنیدن صداها و گفتگوهای آن تماشا کنید و بدون هیچ مشکلی تمام اتفاقات و داستان فیلم را متوجه شوید. بزرگترین فیلمسازان دوران طلایی سینما این موضوع را می دانستند و به آن پایبند بودند و به همین دلیل فیلمهایی اینچنین بزرگ و ماندگار خلق می کردند. با اینحال، مانند تمام بسیاری از مبانی و اصول غیر قابل انکار، همواره می توان عده ای را پیدا کرد که با تردید می پرسند: چرا این موضوع تا این حد حائز اهمیت است؟ و همیشه پاسخ دادن به این سئوال میتواند به همان اندازه که بدیهی و واضح به نظر می رسد، سخت و گیج کننده باشد . بسیاری می گویند: خوب، ما در دوران سینمای ناطق به سر می بریم، ما صدا ها و گفتگوها را در اختیار داریم، ما میتوانیم به راحتی از “کلام” برای انتقال مفاهیم استفاده کنیم، پس چرا از این امکانات استفاده نکنیم؟ پاسخی که به این تخلیل میتوان داد این است که بگوییم :” هرکسی که نخستین بار گفت یک تصویر به اندازه ی هزاران حرف ارزش دارد ، درست گفته است .
بزرگترین مشکل در استفاده از گفتگو این است که “کلام” می تواند کم ارزش و پیش پا افتاده باشد. ما اغلب تمام توجه و تمرکزمان را به گفتگو ها نمی دهیم. آیا در زندگی روزمره، وقتی که در حال گفتگو با فردی هستیم، به تک تک کلمات و سخنان فرد مقابل، بهای یکسانی می دهیم؟ پاسخ مسلما منفی است. در طول یک مکالمه، بارها و بارها ، افکار ما مانع از درک کامل گفته های فرد مقابل می شوند. در هنگام تماشای یک فیلم نیز دقیقا همین اتفاق رخ می دهد. صداهای اطراف، افکار ما و عملکرد و واکنشهای افراد نزدیک به ما، بخشی از ذهن ما را درگیر خود می کنند و مانع از این میشوند که تمرکز کافی به آنچه که می بینیم و بطور خاص به آنچه که می شنویم داشته باشیم. از سوی دیگر، کلمات همیشه و لزوما بیانگر حقیقت نیستند. در زندگی روزمره، زمانی که ما در حال گوش کردن به سخنان دیگران هستیم، بصورت ناخودآگاه در حال عبور دادن آنچه که می شنویم از فیلترهای ذهنی مان هستیم و در تلاشیم تا بتوانیم معنی حقیقی آنچه که می شنویم را مطابق باورهای ذهنی خودمان تفسیر کنیم. ما میدانیم که مردم گاهی دروغ می گویند و گاهی حقیقت را از دیدگاه ذهنی خودشان بیان می کنند، بی آنکه تمام ماجرا را بدانند. واقعیت این است که در هر گفتگو، ما می توانیم میلیونها دلیل مختلف برای اثبات اینکه آنچه که می شنویم( کاملا یا در بخشهایی) حقیقت ندارد را پیدا کنیم و همین موضوع باعث می شود که علیرغم کاربرد بسیار وسیع گفتگو، ما در پس لایه های ذهنمان، به آن بها و ارزش بالایی نمی دهیم.
در دنیای سینمانیز، گاهی فیلمسازان ، به عمد با تصاویرشان به ما دروغ می گویند. آنها ممکن است تصاویری گمراه کننده به ما نشان دهند، یا تصاویری به ما نشان دهند که ما را وادار به تفسیری اشتباه از حقیقت کنند و در نهایت با نشان دادن تصاویری دیگر، واقعیت را به ما نشان دهند. تفاوت در این است که حتی در حیطه ی دروغ پردازی و به اشتباه انداختن افراد نیز ، تصاویر بسیار قدرتمند تر و تاثیر گذار تر از کلام عمل می کنند. حافظه ما نیز بیشتر تمایل به بخاطر سپردن تصاویر دارد ، ما میتوانیم تصاویر رخداد های زندگیمان را با وضوح و شفافیتی بی نظیر برای سالهای متمادی بخاطر داشته باشیم، اما تعداد جملات و سخنانی که اطرافیان ما گفته اند و ما بطور کامل به ذهن سپرده ایم بسیار محدود و کم هستند. به همین دلیل است که اغلب ما، داستانهایی را که از طریق تصاویر گفته شده اند را ( فیلمها- نمایشها و کتابهای مصور) بسیار ماندگارتر و عمیقتر درک و برداشت می کنیم . یکی از دلایلی که مردم دوست دارند فیلمهایی که بر اساس رمانهای معروف ساخته می شوند را ببینند نیز همین است. حتی اگر فیلمی که بر اساس یک رمان شناخته شده ساخته شده است به قدرت و اصالت رمان اصلی نباشد، مردم در بخاطر سپردن داستان بر اساس تصاویری که دیده اند از خود انعطاف و تمایل بیشتری نشان می دهند. اشتباه نکنید، قرار نیست متعصبانه برخورد کنیم یا توصیه کنیم که دیالوگ و صدا از فیلمها حذف شوند. در حقیقت بسیاری از فیلمسازان موفق از ترکیبی از تصویر و صدا به بهترین نحو ممکن برای انتقال مفاهیم استفاده می کنند ، اما تاثیر گذاری و قدرت بیان تصاویر، بدون تردید، بسیار بسیار بالاتر و بیشتر از گفتگوهاست. در انتها بی مناسبت نیست که جمله ای از ” دیوید ممت David Mamet ” ( نویسنده، فیلمساز، فیلمنامه نویس، نمایشنامه نویس و محقق امریکایی) را در همین رابطه نقل کنیم :
” کامل ترین و بی نقص ترین فیلم، یک فیلم صامت است، همانگونه که کامل ترین سکانس نیز، یک سکانس بدون گفتگوست. گفتگو همیشه در مقام دوم نسبت به تصویر در روایت یک داستان قرار دارد. همه می دانیم که یک تصویر، به تنهایی به اندازه ی هزاران کلام سخن می گوید و بدون تردید چیدمان و در کنار هم قرار گرفتن تصاویر متوالی ، تاثیر گذاری بسیار بالاتری خواهد داشت. اگر یک کارگردان یا یک نویسنده واقعا می خواهد بداند که یک صحنه ، درست و بی عیب و نقص از آب در آمده یا خیر، باید دیالوگها را حذف کند و ببیند که آیا آن صحنه، همچنان قادر به برقراری ارتباط با تماشاچیان هست یا نه؟”
مترجم : مهبد بذرافشان
منبع : http://sevencamels.blogspot.com
پی نوشت : این مبحث، در کنار مبحث بازیگری برای انیمیشن و استفاده از ” سیلوئت ” ها در شخصیت پردازی و روایت داستان، مفهوم ویژه ای پیدا می کند. تقریبا تمام تولیدات ۱۰ ساله ی اولیه فعالیت استودیوی دیزنی ( بطور اخص به مجموعه ی Silly Symphony اشاره می کنم) در سکوت کامل و تنها با همراهی موسیقی بر پرده ی سینما حضور یافتند و موفقیتهای اولیه این استودیو را بدون هیچ دیالوگی رقم زدند. در حال حاضر هم، دیدن یک انیمیشن کوتاه و حتی بلند بدون دیالوگ ( مثلا شعبده باز با حداقل دیالوگ ممکن) ، امری پذیرفته شده ، رایج و حتی دارای ارزش ویژه تلقی می شود، چیزی که در سینما مدتهاست بجز در حیطه ی فیلم کوتاه، تقریبا به فراموشی سپرده شده است. ( مهبد بذرافشان)















