در راه اسکار: مصاحبه ای با نیکی فیلن
ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۰۱-۱۲-۱۳۸۸
۱۱
سایت AWN مجموعه مصاحبه های خواندنی با کارگردانان انیمیشن های نامزد دریافت اسکار 2010 انجام داده است که اگر روزگار امان بدهد و اینترنت “پر سرعت !!!” ما هم اجازه بدهد، همه را ترجمه و در اینجا منتشر می کنم. نخستین مصاحبه مربوط است به نیکی فیلن Nicky Phelan کارگردان انیمیشن کوتاه ” زیبای خفته ی مادر بزرگ اگریم Granny O’Grimm’s Sleeping Beauty ” که ترجمه ی آنرا به شما تقدیم می کنم.
*********************

انیمیشن ایرلند اخیرا از طریق دو انیمیشن ” راز کلزThe Secret of Kells” و ” زیبای خفته ی مادربزرگ اگریم ” خیلی خوب به دنیا معرفی شد
-وقتی که ما شنیدیم که ” راز کلز ” نامزد دریافت اسکار بهترین انیمیشن بلند شده، فریاد خوشحالی سر دادیم و خیلی هیجان زده شدیم، اما وقتی که خبر را در مورد “مادر بزرگ اگریم” شنیدیم کم مانده بود که بیهوش بشیم.این خیلی عالیست. تام (مور-کارگردان راز کلز) به همان کالجی می رفت که من می رفتم (بالیفرموت Ballyfermot در دوبلین) و یکسال پیش از ورود من به کالج فارغ التحصیل شد. اما من این شانس را داشتم که کانسپت های “راز کلز” را در کالج ببینم و الهام بگیرم.
“مادر بزرگ اگریم” نخستین انیمیشن کوتاه شما پس از فیلمهای تبلیغاتی که برای تلوزیون ساختید است. توضیح می دهید؟
- خب من کار بر روی این پروژه را زمانی شروع کردم که با کاتلین اورورک Kathleen O’Rourke آشنا شدم. در آن زمان ما در دو کالج مختلف درس می خواندیم.من دوست خواهر او بودم که در یک گروه نمایشی کار می کرد و کاراکترهای مختلفی را بر روی صحنه می برد. یکی از این کاراکترها شخصیتی بود بنام ” مادر بزرگ اگریم” که عادت داشت روایت شخصی و معمولا ناراحت کننده خودش را از قصه های معروف کودکان تعریف کند. یکی از داستانهایی که “مادربزرگ اگریم” به شیوه ی خودش تعریف می کرد، داستان زیبای خفته بود و من وقتی که برای اولین بار این اجرای صحنه ای “مادربزرگ اگریم” را دیدم واقعا تحت تاثیر آن واقع شدم. من واقعا میتوانستم صحنه های این داستان را بصورت انیمیشن در ذهنم ببینم و در نتیجه حتی پیش از آنکه بتوانیم تهیه کننده ای برای حمایت مالی پیدا کنیم به سراغ کاتلین اورورک رفتم و از او خواستم بر اساس شخصیت مادر بزرگ اگریم و داستان زیبای خفته فیلمنامه ای بنویسد. بعد از مدتی و با کمی بدقلقی ، بالاخره کاتلین اورورک فیلمنامه را برای من فرستاد و منهم بلافاصله آنرا برای بروبچه های استودیوی براون بگ Brown Bag فرستادم و از آنها پرسیدم که آیا تمایلی برای ساختن این فیلمنامه دارند یا خیر؟ پاسخ آنها مثبت بود و ما کار را شروع کردیم، سرمایه گذار مناسبی پیدا کردیم و به پیش رفتیم. همه چیز خیلی خوب پیش رفت.
چند نفر با شما همکاری کردند؟
- زمانیکه کار به اتمام رسید، در مجموع 30 نفر بر روی این پروژه کار کرده بودند، از جمله هشت انیماتور( 3 انیماتور سنتی و پنج انیماتور سه بعدی) . بقیه اعضا هم در بخشهایی چون نورپردازی، مدل سازی، بافت،صدا و… کار کرده بودند. تیم نسبتا بزرگی بودیم اما نکته ی مثبت این بود که خیلی از اعضای تیم قبلا در ساخت فیلمهای تبلیغاتی با هم همکاری کرده بودند و حالا شانس اینرا داشتند که کاری کاملا متفاوت، جذاب و شاد با “مادر بزرگ اگریم” نیمه دیوانه انجام دهند.

منابع الهام شما در طراحی سبک بصری فیلم و شخصیتها چه بودند؟
با کمال تاسف ناچارم اعتراف کنم که مادر بزرگ خود من منبع الهام ما در طراحی شخصیت “مادربزرگ اگریم” بود ، متاسفم از این جهت که مادربزرگم زن بسیار مهربان و دوست داشتنی است و شخصیت او هیچ ربطی به شخصیت ” مادربزرگ اگریم” ندارد، اما نوع لباسهایی که مادر بزرگم می پوشد و شیوه ی رو به بالای آرایش موهایش منبع الهام خوبی برای ما بودند. به هر حال مادر بزرگم نقطه آغاز ما برای جذاب تر کردن شخصیت ” مادربزرگ” اگریم بود و البته ما نیم نگاهی هم به فیلم ” عروس فرانکنشتاین(1935 ) ” داشتیم. در مورد شخصیت “انی Annie ” ( نوه مادربزرگ) ، من میخواستم شخصیت او را کمی شکننده و آسیب پذیر نشان بدهم و به لحاظ فرم هم تمایل داشتم که طراحی شخصیت او متفاوت از “مادربزرگ ” باشد. در طراحی “مادر بزرگ” ما از فرمهای بزرگ و اغراق آمیزی استفاده کردیم، در حالیکه در طراحی “انی” فرمها نرمتر و گرد تر هستند. فرم موهای “انی” هم پیشنهاد کاتلین اورورک بود که به یاد می آورد که در زمان کودکی، موهای فرفری آفریقایی داشته و مادرش همیشه موی او را کوتاه آرایش می کرده. در مورد فرم اتاق خواب هم ، من باز از یکی از اتاقهای خانه ی مادر بزرگ خودم الهام گرفتم که مورد استفاده نبود و همیشه هم تاریک بود.
در مورد منابع الهامتان در بخش دوبعدی فیلم و در ارتباط با داستان زیبای خفته شرح بدهید
- منابع الهام متفاوتی داشتیم. وقتیکه من جوان بودم، تصویر سازیهای ” ارول لو کین Errol Le Cain ” را از داستان “ 12 شاهزاده خانم رقصان The Twelve Dancing Princesses ” در خانه داشتیم که منبع الهام خوبی برای من بودند، بخصوص میتوانم به لباسها و کلاه گیسهای سبک ماری آنتوانت اشاره کنم . سبک تصویری انیمیشن “زیردریایی زرد Yellow Submarine ” نیز در انتخابهای ما بی تاثیر نبود. در این فیلم فرمها ساده و گرافیکی هستند و تقریبا همه چیز دارای انحناهای S مانند است. منبع الهام دیگری که میتوانم به آن اشاره کنم،انیمیشن Twice Upon a Time به کارگردانی جان کورتی John Korty و تهیه کنندگی جورج لوکاس George Lucas است. سبک به یاد ماندنی این فیلم ، بخصوص زمانیکه با نرم افزار فلش کار می کردیم ، واقعا کمک بزرگی بود.
از چه نرم افزارهایی استفاده کردید؟
تمام بک گراند ها و کاراکترها در فوتوشاپ و فلش رنگ آمیزی و بافت گذاری شدند،کامپوزیت در افتر افکتز صورت گرفت و نرم افزار سه بعدی سازی ما هم تری دی مکس بود.
مشکل خاصی با موها داشتید؟
- میدانید، شبیه سازی موها و حجم دادن به آنها کار آسانی نبود. زمان زیادی صرف شد تا اعضای تیم توانستند کنترل مناسبی بر روی حرکات مو ها و فرم آنها داشته باشند. طراحی موها در فیلم ما ، بیشتر یاداور کارهای استاپ موشن است تا فیلمهای سه بعدی معمول ، در نتیجه ما باید روشهای متفاوتی را امتحان می کردیم. اما در نهایت فکر میکنم که نتیجه کار خوب و مطلوب باشد.
و چالشهای دیگری که در پیش رو داشتید؟
- از چالشهای عمده ما بافتها بودند که باید طبیعی بنظر می رسیدند و من فکر می کنم که بافتهایی که ما استفاده کردیم چندان هم معمولی و رایج نبودند. لحاف چهل تکه ی “انی ” هم مشکل بزرگی بود. ما “ریگ” خاصی برای لحاف طراحی کردیک که بتواند با حرکات “انی” هماهنگ باشد و طبیعی بنظر برسد. مشکلاتی هم با نورپردازی و با صحنه ی مربوط به آینه مادربزرگ داشتیم. من فکر میکنم که به هر حال در تمام بخشهای کار، مشکلات خاصی بودند که باید با آنها دست و پنجه نرم می کردیم.

مشکلاتی با آماده سازی داستان نداشتید؟
- فیلمنامه ای که ” کاتلین اورورک” نوشته بود تفاوت چندانی با نمایشنامه ی خواهرش نداشت، اما تبدیل یک اجرای تئاتری که بر روی صحنه موفق و دیدنی است، به یک فیلم کوتاه که باید در مدتی محدود بیننده را باخود همراه کند ، چندان هم آسان نیست.استوری بورد و انیماتیک های متعددی کار و دوباره کاری شدند تا ما به نسخه ای برسیم که به همان خوبی اجرای صحنه ای باشد.نکته ای که برای ما اهمیت داشت این بود که تماشاگر بتواند طنز داستان را به خوبی نسخه تئاتری درک و تحسین کند.
کاتلین اورورک در نقش مادربزرگ هم بازی کرد و انیماتورها از بازی او الهام گرفتند، کارگردانی بازی او چگونه بود؟
- باز هم می رسیم به تفاوتهای بازی بر روی صحنه تئاتر، جایی که بازیگر مستقیما در تعامل با تماشاچی قرار دارد و بازی در جلوی دوربین، جایی که کسی مرتب به بازیگر می گوید: ” این صحنه رو تکرار کن”! اما نکته ای که ما متوجه شدیم این بود که کاتلین می باید اغراقش در بازیگری برای انیمیشن را بسیار بیشتر از بازیش در روی صحنه تئاتر می کرد و نوع بازی متفاوتی را ارائه می داد. من تصور می کنم که کلام و دیالوگها هم بسیار مهم و تاثیرگذار بودند. ما برای درک بهتر و بیشتر از شیوه ی بکار گیری کلام ، به تماشای انیمیشنهایی چون ” سیمپسونها” نشستیم. تصاویر را می دیدیم و به صداها گوش می دادیم. بینظیر بودند…ما الگوهای خوبی برای بازی “مادر بزرگ” در پیش چشم داشتیم.
نظرتان در مورد سایر کاندیداهای دریافت اسکار چیست؟ با توجه به اینکه همه ی آنها به نوعی کمدی هستند و بعضی از کاراکترها هم شخصیتهای تازه ای نیستند؟
- جالب است، نه؟ من “لوگوراما Logorama ” را کامل ندیده ام، اما همین مقداری هم که دیدم به نظرم عالی آمد. سبک جذابی دارد و بیصبرانه منتظر دیدن نسخه ی کامل آن هستم. من یکی از طرفداران پر و پا قرص ” والاس و گرومیت” هستم و کارهای “نیک پارک ” را تحسین می کنم و دیدن فیلم خودم در یک لیست و درکنار یکی از فیلمهای “نیک پارک” برایم باورنکردنیست. ” قهوه فرانسوی French Roast ” هم فوق العاده است. طراحی بی نظیری دارد و من بخصوص عاشق صحنه انعکاس تصاویر در آینه ها هستم. نظرم در مورد “بانو و عزرائیل The Lady and the Reaper ” هم تحسین آمیز است. این فیلم هم بر اساس آنچه که از آن دیده ام طراحی فوق العاده ای دارد، اگرچه که فعلا تنها تریلر های آن را دیده ام.
مترجم : مهبد بذرافشان
منبع : http://www.awn.com





