<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انیمیشن امروز &#187; نقد</title>
	<atom:link href="http://www.todayanimation.com/category/%d9%86%d9%82%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.todayanimation.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 10 Dec 2011 20:25:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.2</generator>
		<item>
		<title>این یک شکست نبود، واقعا نبود…”جان لستر و ماشینها۲ “</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%a7%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%e2%80%a6%e2%80%9d%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%a7%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%e2%80%a6%e2%80%9d%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 19 Oct 2011 19:06:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[جان لستر، دیزنی، پیکسار، ماشینها، ماشینها2]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=2879</guid>
		<description><![CDATA[جان لستر John Lasseter ، پیش از آنکه در مورد فشارها و سختیهای کارگردانی کردن یک دنباله ی عظیم و پرخرج مانند &#8220;ماشینها ۲ &#8221; توضیح دهد، برای دو یا سه دقیقه فکر کرد و سپس گفت : &#8221; این قضیه، میدونید، کمی مثل اینه که شما یک بند باز باشید و بخواهید از روی [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%a7%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%e2%80%a6%e2%80%9d%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b3%d8%aa/' addthis:title='این یک شکست نبود، واقعا نبود…”جان لستر و ماشینها۲ “' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2011/10/cars_2_5.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2880" title="cars_2_5" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2011/10/cars_2_5.jpg" alt="" width="240" height="362" /></a></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">جان لستر</span> John Lasseter</strong> ، پیش از آنکه در مورد فشارها و سختیهای کارگردانی کردن یک دنباله ی عظیم و پرخرج مانند &#8220;<strong>ماشینها ۲ </strong>&#8221; توضیح دهد، برای دو یا سه دقیقه فکر کرد و سپس گفت : &#8221; این قضیه، میدونید، کمی مثل اینه که شما یک بند باز باشید و بخواهید از روی طنابی عبور کنید که می دونید زیرش نه تنها هیچ تور محافظی وجود نداره، بلکه اون پایین، تیغه های برنده ی زهر آلود هم کار گذاشته شده!&#8221;</p>
<p>جان لستر، ۵۴ ساله، یکی از بنیانگذاران استودیوی &#8220;پیکسار&#8221; و مدیر بخش خلاقه این استودیو، بطور مستقیم اشاره ای به واکنش منتقدین پس از دیدن &#8221; ماشینها۲&#8243; نکرد، اما با توجه به نقدهای تند و تیز بسیاری از منتقدین در مورد پنجمین تجربه ی کارگردانیش ، فهمیدن منظور او از ورای جملاتش کار چندان مشکلی نبود. برخی از معروف ترین و تاثیر گذار ترین منتقدین ، فیلم را تحسین کردند. اما تعداد بسیار زیادی از آنها نظرات منفی در مورد &#8221; ماشینها۲ &#8221; داشتند. فراموش نکنید که آنها سالها منتظر چنین فرصتی بودند تا بتوانند یکی از فیلمهای پیکسار را بکوبند و حالا&#8230; &#8220;<strong>بی مزه، آشغال، درجه دو</strong>&#8221; اینها حداقل کلامی بودند که این منتقدین در مورد قسمت دوم ماشینها می توانستند بگویند. استودیوی پیکسار و &#8221; جان لستر&#8221; که تا کنون فقط به شنیدن تحسینهای پر شور و شعف عادت کرده بودند، اکنون ناچار بودند در سکوت تن به شلاق انتقاد بدهند و فقط خرسند از این باشند که ظاهرا تماشاچیان اهمیتی به نقدهای منفی نمی دهند. &#8221; ماشینها۲ &#8221; موفق شد به فروش جهانی برابر با <strong>۵۵۱ میلیون دلار </strong>دست یابد که حدود ۲۰ درصد بیشتر از فروش جهانی قسمت اول همین فیلم بود! تماشاچیان همچنین در نظر سنجیها ، به فیلم <strong>رتبه ی A </strong>را دادند و آنرا در جایگاهی برابر با سایر فیلمهای پیکسار قرار دادند. اما حالا، تقریبا همزمان با انتشار دی وی دی این فیلم، و در حالیکه به نظر می رسد این فیلم شانس بالایی برای تصاحب اسکار امسال را داشته باشد، &#8221; جان لستر&#8221; بالاخره سکوتش را می شکند.</p>
<p>در خلال یک مصاحبه ی دو ساعته در هنگام صرف نهار در یک رستوران، جان لستر بارها و بارها از یک انسان درونگرا و موقر، به یک آدم بسیار آتشین مزاج و پرهیاهو تبدیل شد تا بتواند احساسات و علاقه ی شدید خودش را نسبت به &#8220;ماشینها۲&#8243; نشان دهد.او تمایل چندانی به صحبت در مورد موضوعاتی از این قبیل که چرا تعداد کارگردانان زن در &#8221; پیکسار&#8221; نزدیک به صفر است، ویا چرا تعداد قهرمانان زن در فیلمهای این استودیو بسیار کم است نشان نداد. اما نکته ی مهم این بود که او بطور ضمنی در مورد این شایعه که فیلم &#8221; ماشینها۲&#8243; ، حاصل فشارهای استودیوی &#8221; دیزنی &#8221; بر &#8221; پیکسار&#8221; ، و در نتیجه ی فروش بالای محصولات جانبی قسمت اول بوده است، صحبت کرد :</p>
<p>&#8221; نمیدونم چی باید بگم! خب راستش میدونم، این موضوع حقیقت نداره! اونایی که حقیقت رو نمیدونند، همیشه به خودشون اجازه میدن که در مورد همه چی قضاوت کنند. من جایگاه خودمو توی استودیوی دیزنی خوب میشناسم، اما بذارید بهتون بگم که شغل من، تمرکز من و  عمیق ترین آرزوهای من همیشه این بوده که با ساختن فیلمهای عالی مردم رو سرگرم کنم و میدونم که ما با ساختن &#8221; ماشینها۲&#8243; این کارو انجام دادیم&#8221;.  اگرفیلمی مورد علاقه ی منتقدین نباشد، بخصوص که بسیار هم پرفروش باشد، نمیتواند وجهه و نام &#8221; پیکسار&#8221; را خدشه دار کند. اما همین عدم پذیرش از سوی منتقدین و نقدهای منفی آنان، به هر حال ضربه ی روحی بدی بر اعضای استودیویی وارد کرد که همیشه به سیل خدشه ناپذیر نقدهای تحسین آمیز عادت کرده بودند. &#8221; <strong>جو مورگنشترن Joe Morgenstern</strong> &#8221; منتقد &#8220;<strong> وال استریت جورنال</strong>&#8221; در نقدی بر &#8221; ماشینها۲&#8243; نوشت : این دنباله ی آشفته و شوریده حال، به ندرت از حد یک فیلم متوسط فراتر می رود&#8221;. شاید این جمله بیانگر این دیدگاه پنهانی باشد که شعله ی خلاقیت تیمی که یازده شاهکار پرفروش ( از جمله ۳ قسمت داستان اسباب بازی) را خلق کرد، در حال کم فروغ شدن باشد. استودیوی پیکسار که تقریبا در حال وارد شدن به بیست و پنجمین سالگرد تاسیس خود است،همواره یکی از مورد احترام ترین استودیو های تولید انیمیشن در تاریخ هالیوود بوده است، اما همیشه این بیم وجود داشته است که این استودیو ممکن است روزی از مسیر اصلی خود منحرف شود. با نگاهی دوباره به نقد های منفی، این موضوع روشن خواهد شد که تیغ گزنده ی منتقدین بیش از آنکه متوجه ساختار فیلم باشد، حاکی از رنجشی است که آنان از روند &#8221; دنباله سازی&#8221; پیکسار به دل گرفته اند.  جان لستر می گوید : &#8221; پیکسار همیشه جلو تر از زمان حرکت کرده و سعی کرده هیچوقت درجا نزنه. میدونید مکان استودیو کجاست؟ &#8221; امری ویل&#8221;، کالیفرنیای شمالی ! ما همیشه مفتخریم که حتی مکان استودیو هم در جهت مخالف هالیووده!&#8221;.</p>
<p>اما در حقیقت ، حفظ شهرت &#8221; مستقل&#8221; بودن و برخلاف جریان شنا کردن در زمانی که استودیو ، خواهی نخواهی بخشی اصلی از شالوده ی سینمای امریکا محسوب می شود کار آسانی نیست.مشکل دیگر اینکه تعدادی از مشهورترین کارگردانان استودیو مانند &#8221; <strong>براد برد Brad Bird </strong>&#8220;( رتتویی/ شگفت انگیزان) و &#8220;<strong> اندرو استنتون Andrew Stanton </strong>&#8220;( وال ئی/ در جستجوی نیمو) اکنون به کارگردانی فیلم زنده روی آورده اند. و در این میان چه خبر از خود &#8221; جان لستر&#8221;؟ او وقتش را بطور موازی در دو استودیوی پیکسار و دیزنی می گذراند، بر عملکرد طراحان پارک تفریحات دیزنی نظارت دارد و سرپرستی بخش طراحی اسباب بازیها را نیز برعهده دارد. در جریان گردهمایی سالیانه ی<strong> D23</strong> (گردهمایی برای طرفداران و مکانی برای مطلع شدن از آخرین اخبار و هرآنچه که به دیزنی مربوط می شود)،جان لستر آنچنان درگیر بود که ناچار بود به همراهی یک سخنگو و دو محافظ از غرفه ای به غرفه دیگر بدود. با دیدن این اوضاع، آیا باید به این نتیجه رسید که جان لستر آنچنان قدرتمند و صاحب نفوذ شده است که حتی مدیران ارشد دیزنی هم ترجیح می دهند بازتابهای منفی را به او انتقال ندهند؟ او این موضوع را به شدت رد می کند : &#8221; پیکسار هرگز یک استودیوی مدیر محور نبوده، ما همه با هم صادق هستیم و همدیگه رو حمایت می کنیم. همه میدونیم که حتی بهترین متحرکسازی ها هم نمیتونند یه داستان بد و ضعیف رو نجات بدن. به همین دلیله که ما انقدر تلاش می کنیم که کارمون رو درست انجام بدیم.&#8221; او اضافه می کند: &#8221; وقتی که پای یه عالمه پول در میون باشه، درست همونطوری که توی ساخت فیلم انیمشن دیده میشه، مردم معمولا تمایل دارند اون کاری رو انجام بدن که کم خطر ترین و ایمن ترین باشه. اما خیلی ساده بگم، ما چنین کاری نمی کنیم.&#8221;</p>
<p>در &#8221; ماشینها ۲&#8243; بار دیگر، ماشین مسابقه ی محبوب ، &#8220;<strong> لایتنینگ مک کوئین Lightning McQueen</strong> &#8221; و دوست ساده دل روستائیش یعنی &#8220;<strong> میتر Mater</strong> &#8221; جرثقیل ، در یک ماجرای جاسوسی/ جیمز باندی در کنار هم قرار می گیرند و در همان حال که &#8221; مک کوئین&#8221; مشغول شرکت در مسابقات بزرگ اتوموبیل رانی در کشورهای مختلف است، &#8220;میتر&#8221; در یک توطئه ی جاسوسی گرفتار می شود. جان لستر قبلا گفته بود که ایده ی &#8221; ماشینها۲&#8243; ، در جریان یک تور دور دنیا برای نمایش قسمت اول &#8221; ماشینها&#8221; به ذهن او رسیده بوده : &#8221; من هروقت که ماشینهایم را در یکی از این پایتختهای عجیب و غریب تصور می کردم به خنده می افتادم.&#8221; مراحل تولید این فیلم با مشکلات و افت و خیزهای زیادی همراه بود. این اتفاقی است که (برخلاف تصور ) در استودیوی پیکسار به دفعات اتفاق می افتد. جان لستر در نیمه های راه ناچار شد کل پروژه را از &#8221; <strong>برد لوئیس Brad Lewis</strong> &#8221; کارگردان اول فیلم تحویل بگیرد و فیلم را به تنهایی جلو ببرد،همزمان با دردسرهای به اتمام رسانیدن یک فیلم نیمه کاره به تنهایی، جان لستر ناچار شد با مشکل از دست دادن پدر و شکستن بازویش نیز دست و پنجه نرم کند . قسمت اول ماشینها ،   بجز در چند مورد استثنائی، با گرمی چندانی از سوی منتقدین طراز اول استقبال نشد، اما قسمت دوم، در حقیقت نخستین فیلم پیکسار محسوب می شود که با نقد های واقعا منفی و حتی تخریب کننده روبرو شد. &#8220;<strong> ای.او. اسکات A. O. Scott</strong> &#8221; در نیویورک تایمز در رابطه با فیلم چنین نوشت :&#8221; این فیلم بکلی فاقد هرگونه روح و بزرگی است&#8221;.  اما آیا تمام این نقد های منفی توانستند &#8220;جان لستر&#8221; را دلسرد و ناراحت کنند؟ پاسخ او این بود : &#8221; من عموما نقد ها رو نمیخونم، من فیلمهامو برای اون پسربچه های کوچولویی می سازم که عاشق این کاراکترها هستن و دوست دارن وقتی به سفر میرن، لباسهاشون رو توی چمدونهایی با عکس لایتنینگ مک کوئین بذارن . من برای ساختن این فیلم، عمیقا به درون خودم نگاه کردم و قبل از هر کس دیگه ای تونستم فیلم رو در درون خودم ببینم.پاسخ خودمو هم از واکنش تماشاچیا گرفتم. این فیلم برای من واقعا یه فیلم ویژه است&#8221;.</p>
<p><strong>مترجم: مهبد بذرافشان </strong></p>
<p><strong> منبع : http://www.nytimes.com</strong></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%a7%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%e2%80%a6%e2%80%9d%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b3%d8%aa/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%a7%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%e2%80%a6%e2%80%9d%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b3%d8%aa/' addthis:title='این یک شکست نبود، واقعا نبود…”جان لستر و ماشینها۲ “' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%a7%db%8c%d9%86-%db%8c%da%a9-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%e2%80%a6%e2%80%9d%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;شیرشاه&#8221; پس از هفده سال- به بهانه ی نمایش مجدد</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Oct 2011 20:52:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[شیرشاه،lion king،دیزنی، التون جان، راب مینکوف، 3d]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=2860</guid>
		<description><![CDATA[از همان لحظات آغازین فیلم، زمانی که خورشید طلوع می کند و ما آوای همسرایی آفریقائیان را می شنویم، &#8221; شیر شاه&#8221; تمام حواس بینندگان را معطوف به خود می کند. این فیلم، با داستانی که ترکیبی است از افسانه های قدیمی و تراژدی های یونانی، لایه های زیرین و نهفته ای دارد که بسیاری [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85/' addthis:title='&#8220;شیرشاه&#8221; پس از هفده سال- به بهانه ی نمایش مجدد' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2011/10/lion-king-16.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2866" title="lion-king-16" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2011/10/lion-king-16.jpg" alt="" width="400" height="300" /></a></p>
<p>از همان لحظات آغازین فیلم، زمانی که خورشید طلوع می کند و ما آوای همسرایی آفریقائیان را می شنویم، &#8221; <span style="color: #993300;"><strong>شیر شاه</strong></span>&#8221; تمام حواس بینندگان را معطوف به خود می کند. این فیلم، با داستانی که ترکیبی است از افسانه های قدیمی و تراژدی های یونانی، لایه های زیرین و نهفته ای دارد که بسیاری از انیمیشنهای بلند <strong>دیزنی</strong> فاقد آن هستند. استودیوی دیزنی پیش از این هم &#8221; مرگ والدین&#8221; را دستمایه ی کارهایش کرده بود، اما نه به آن صورت که در &#8220;شیر شاه&#8221; دیده می شود. در این فیلم ما با دنیایی از حوادث حقیقی سر و کار داریم، یعنی همان چیزی که پایه و بنیان بسیاری از افسانه های کودکان است و در عین حال ، این همان چیزی است که تفاوت اصلی &#8220;شیرشاه&#8221; را با سایر فیلمهای دیزنی رقم می زند. در سکانس آغازین، ما شاهد فراخوانده شدن تمام حیوانات به پای صخره ی بزرگ هستیم تا شاهزاده ی تازه متولد شده ، <strong>سیمباSimba</strong> ، به آنها معرفی شود. شاه &#8221; <strong>موفاسا Mufasa</strong> &#8220;، پدر سیمبا، به او می آموزد که چگونه یک رهبر و یک فرمانده باشد.او همچنین برای &#8220;سیمبا&#8221; شرح می دهد که چرخه ی حیات شامل شیرهایی می شود که غزالها را می خورند و زمانی که این شیرها می میرند، جسدشان تبدیل به غذایی برای علفها می شود و علفها ، به نوبه خود خوراک غزالها می شوند. چیزی که &#8221; سیمبا&#8221; هنوز نیاموخته است این است که در این بین، موجوداتی هم هستند که به دلیل دیگری بجز &#8220;غذا&#8221; دست به قتل دیگر موجودات می زنند و این، دقیقا همان شیوه ایست که عموی فریبکار &#8221; سیمبا&#8221; ، یعنی &#8221; <strong>اسکار Scar</strong> &#8221; در پیش گرفته است. او برادر زاده ی کوچک خود را به چشم مانعی برای رسیدن خود به تاج و تخت می بیند. در توطئه ای برای قتل &#8221; سیمبا&#8221;، عمویش &#8221; اسکار&#8221; او را ترغیب می کند تا به &#8221; قبرستان فیلها&#8221; که مکان ممنوعه ای است برود. در &#8221; قبرستان فیلها&#8221; ، کفتارها که دوستان صمیمی &#8221; اسکار&#8221; هستند به کمین سیمبا نشسته اند. و در کشاکش این توطئه، تراژدی بزرگ اتفاق می افتد. شاه &#8220;موفاسا&#8221; کشته می شود و عمو، برادرزاده را قانع می کند که دلیل اصلی مرگ پدرش بوده است. دیزنی، پیش از این با مرگ مادر &#8220;<strong>بامبی</strong>&#8221; قلبها را شکسته بود، اما اشک تماشاچیان با مرگ &#8221; موفاسا&#8221; حقیقتا جاری شدند.&#8221; سیمبا&#8221; آواره ی دشت و بیابان می شود و در آنجا با دو دوست ناهمگن و خنده دارش یعنی &#8221; <strong>تیمون</strong>&#8221; و &#8221; <strong>پومبا</strong>&#8221; آشنا می شود . آنها زندگی بی دغدغه و شادی را شروع می کنند و سیمبا موفق می شود احساس گناهش را فراموش کند&#8230;</p>
<p>بخش بزرگی از جذابیت فیلم بر دوش شخصیتهای متعدد آن است. از جمله &#8220;<strong>زازو Zazu</strong> &#8220;( با صدای <strong>روان اتکینسون- مستر بین</strong>) ، پرنده ای که نقش مشاور ارشد &#8221; موفاسا&#8221; و گاهی هم دایه ی &#8221; سیمبا&#8221; را ایفا می کند. &#8221; <strong>نالا</strong>&#8221; ، بهترین دوست &#8221; سیمبا&#8221; و همسر آینده ی او، &#8221; <strong>رافیکی</strong>&#8221; میمون دانای پیر، و بالاخره &#8221; <strong>سارابی</strong>&#8220;، مادر سیمبا که با بزرگواری سختیهای زندگی تحت سلطه ی &#8221; اسکار&#8221; را تحمل می کند.  تمام این شخصیتها از طریق یک متحرکسازی خارق العاده ، شخصیت و زندگی باورپذیری یافته اند. به شیوه ی راه رفتن &#8221; اسکار&#8221; دقت کنید: او در حقیقت راه نمی رود، بلکه در هماهنگی کاملی با شخصیت فریبکارش مانند یک مار می خرد. شیوه ی گام برداشتن &#8221; اسکار&#8221; در تضاد کاملی با روش راه رفتن &#8221; موفاسا&#8221; قرار دارد : گامهایی بلند و موزون که رهبری و قدرت او را به رخ می کشند. یکی از دلایلی که بیننده از دیدن کفتارها احساس ناراحتی می کند نیز، شیوه ی راه رفتن آنهاست. گامهای کوتاه، جهشهای ناگهانی و حرکات غیرمنتظره ی آنها این حس را به ما منتقل می کنند که گویی هر لحظه باید انتظار حمله ای را از سوی آنها داشته باشیم. صحنه ی رمیدن گاوهای وحشی، چنان قوی و حقیقی کار شده است که مانند کابوسی وحشت آور جلوه می کند و صحنه ی نبرد ما بین شیرها نیز به یک صحنه ی مستند بیشتر شبیه است تا یک نبرد انیمیشنی.</p>
<p>کارگردانان فیلم، &#8221; <strong>راجر الرز</strong>&#8221; و &#8221; <strong>راب منکوف</strong>&#8221; Roger Allers and Rob Minkoff ، با الهام از آثار &#8221; <strong>شکسپیر</strong>&#8221; توانسته اند توازنی کامل و بی عیب و نقص را مابین کمدی و تراژدی برقرار کنند.بدون تردید ساختن فیلمی در مورد قتل یک پادشاه، و ترکیب آن با مشکلات نفخ معده ی یک گراز! مهارت و استعداد بالایی را طلب می کند. در کنار تحسین فراوانی که کار بی نظیر گروه انیماتورهای جوان این فیلم برانگیخت، ماحصل همکاری دو استعداد دیگر یعنی &#8221; <strong>هانس زیمر </strong>Hans Zimmer &#8221; و &#8221; <strong>التون جان</strong> Elton John &#8221; توانست اسکاری را برای ترانه ی &#8221; امشب میتوانی عشق را احساس کنی؟  Can You Feel the Love Tonight &#8221; به ارمغان بیاورد. ترانه های دیگر فیلم یعنی &#8221; چرخه ی حیات Circle of Life &#8221; و &#8221; هاکونا ماتاتا Hakuna Matata &#8221; نیز نامزد دریافت اسکار شدند ( در سال ۱۹۹۴ هنوز اسکار مستقلی برای بهترین فیلم انیمیشن بلند در نظر گرفته نشده بود) هریک از این ترانه ها، لحظه های درخشان و احساسات عمیقی را برای فیلم رقم زدند.</p>
<p>با نمایش نسخه ی ۳D شده ی فیلم، و فتح دوباره ی گیشه توسط آن، جذابیتهای عمیق فیلم پس از ۱۷ سال بار دیگر رونمایی شدند.والدین، نسل جدیدی از تماشاچیان را با خود به تماشای این اثر کلاسیک مدرن می برند.حرف اصلی را در موفقیت دوباره ی این فیلم، &#8221; کیفیت&#8221; آن می زند. وقتی که شما در حال تعریف کردن داستانی هستید و تنها مخاطب داستان خود را کودکان نمی دانید، میتوانید به ساخته شدن یک &#8221; فیلم خانوادگی&#8221; امیدوار باشید. از سوی دیگر، &#8221; شیر شاه&#8221; ثابت می کند که فیلمهای انیمیشن می توانند راه مطمئنی برای به تصویر کشیدن تراژدیهای عمیق باشند. خانواده هایی در زمان نمایش &#8221; بامبی&#8221; برآشفتند و بر علیه آن برخاستند، چرا که فکر می کردند کودکانشان با دیدن صحنه هایی چون صحنه مرگ مادر بامبی دچار آسیب روحی خواهند شد. همان کودکان  بعدها به فرزندانشان اجازه دادند تا به تماشای تراژدی مرگ &#8221; موفاسا&#8221; بنشینند. نمیخواهم بگویم که یک فیلم به تنهایی توانسته است چنین تغییری را در دیدگاهها ایجاد کند، اما به هر حال این ایده ایست که میتوان عمیقتر به آن اندیشید. کودکان بسیار قوی تر از آن چیزی هستند که ما فکر می کنیم، کافی است به &#8220;سیمبا&#8221; نگاه کنید.</p>
<p><strong>مترجم : مهبد بذرافشان</strong></p>
<p><strong>منبع : http://www.awn.com</strong></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85/' addthis:title='&#8220;شیرشاه&#8221; پس از هفده سال- به بهانه ی نمایش مجدد' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1390/07/%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%81%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لئونارد مالتین و &#8221; ماشینها۲&#8243;</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1390/04/%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a72/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1390/04/%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a72/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Jun 2011 18:05:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[پیکسار، ماشینها، ماشینها2، جان لستر، Cars2 ، لئونارد مالتین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=2656</guid>
		<description><![CDATA[لئونارد مالتین Leonard Maltin ، نویسنده، تاریخ نگار سینما و منتقد سینما و انیمیشن، در نقدی کوتاه، از &#8221; ماشینها ۲&#8243; می گوید. با آغاز نمایش عمومی این فیلم، نقدهای مختلفی در مورد آن گفته و نوشته شده است که چنان که انتظار می رفت، اغلب نقدها مثبت هستند. شاید خواندن نقدی منفی، آنهم در [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1390/04/%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a72/' addthis:title='لئونارد مالتین و &#8221; ماشینها۲&#8243;' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #993300;">لئونارد مالتین</span> Leonard Maltin</strong> ، نویسنده، تاریخ نگار سینما و منتقد سینما و انیمیشن، در نقدی کوتاه، از &#8221; ماشینها ۲&#8243; می گوید. با آغاز نمایش عمومی این فیلم، نقدهای مختلفی در مورد آن گفته و نوشته شده است که چنان که انتظار می رفت، اغلب نقدها مثبت هستند. شاید خواندن نقدی منفی، آنهم در مورد فیلمی از پیکسار، خالی از لطف نباشد.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/cs491_8apub.pub16_.490_3.jpg" alt="" width="392" height="219" /></p>
<p>من چنان احترامی برای استودیوی <span style="color: #993300;"><strong>پیکسار</strong></span> و تیم خلاق آن ( به سرپرستی <strong><span style="color: #ff0000;">جان لستر</span> John Lasseter</strong> ) قائلم، که برایم بسیار سخت است که یکی از فیلمهای آنها را مورد نقد منفی قرار دهم. بخصوص که تا پیش از این نیز هرگز چنین کاری نکرده ام ، اما نمیتوانم انکار کنم که تا پیش از این ( <strong>ماشینها ۲ cars</strong> )  هرگز با دیدن یکی از فیلمهای پیکسار دچار سردرد نشده بودم. علیرغم اینکه پیکسار در زمینه ی شکستن نفرین دنباله های بد و ساختن دنباله های خوب (  سه گانه ی <strong>داستان اسباب بازی</strong> &#8211; یکی از دیگری بهتر ) رکورد دار است، اما من نگرانم که مبادا این استودیو ، با ساختن قسمت دوم ماشینها، برای نخستین بار طعم یک ( دنباله ی بد ) را چشیده باشد . اجازه بدهید بحث را با نقطه ی قوت همیشگی فیلمهای پیکسار، یعنی &#8221; داستان &#8221; شروع کنیم. از آنجایی که در حقیقت هیچ نکته ی نگفته ای در داستان قسمت اول &#8221; ماشینها&#8221; باقی نمانده بود، در قسمت دوم ، شهر &#8221; <strong>رادیاتور اسپرینگز <big>Radiator Springs</big></strong> &#8221; و بیشتر ساکنان آن را به حال خود رها می شوند و هسته ی اصلی داستان در جریان مجموعه ای از مسابقات جهانی اتوموبیلرانی ، با شرکت قهرمان داستان &#8221; <strong>لایتنینگ مک کویین <big>Lightning McQueen</big></strong> &#8221; شکل می گیرد. او ( مک کویین) توسط بهترین دوستش یعنی &#8221; <strong>میتر <big>Mater</big></strong> &#8221; جرثقیل ( با صدا پیشگی <strong>لری سیم کش </strong><big><strong>Larry the Cable Guy </strong>) </big>به این ماجرا کشانیده می شود و مشکل بزرگ من ( منتقد) با این فیلم هم از همینجا شروع می شود. من شخصا ترجیح می دهم به صدای کشیده شدن گچ روی تخته سیاه گوش دهم تا اینکه ناچار باشم نزدیک به دو ساعت صدای حرف زدن &#8221; میتر&#8221; ( که در حقیقت به شخصیت اصلی فیلم تبدیل شده است) را تحمل کنم. این موضوع می توانست قابل تحمل باشد، اگر &#8220;ماشینها ۲&#8243; یک داستان سر راست و ساده داشت. اما در حقیقت چنین نیست. داستان این فیلم بسیار به هم ریخته و گیج کننده است و به سادگی، از آغاز تا پایان فیلم، نمی توان با داستان همراه شد. داستان فیلم در مورد چیست؟ آیا این فیلم داستانی است در مورد شخصیتهای بدی که می خواهند ماشینهای گاز سوز را از دور خارج کنند؟ یا داستانی است در مورد شخصیتهای خوبی که سعی دارند ماشینهای سازگار با محیط زیست را معرفی کنند؟ آیا این یک فیلم جاسوسی است یا ملغمه ای از تمام نکاتی که به آنها اشاره شد؟ ( در حقیقت علاوه بر تمام اینها، من ناچار بودم پیامهایی نیز در مورد ارزش دوستی و صداقت دریافت کنم). در طول تماشای فیلم من واقعا گیج شده بودم و با خودم فکر می کردم که اصلا حاضر نیستم بجای پدری باشم که ناچار است هر دقیقه از فیلم را به سئوال بچه اش که می پرسد : &#8221; چطور شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ &#8221; پاسخ بدهد. از سوی دیگر، اگر بچه ی شما عاشق این است که تنها به تماشای ماشینهای مسابقه ای بنشیند که با سرعت بسیار بالا در مسیر حرکت می کنند، &#8221; ماشینها ۲&#8243; بهترین گزینه است. در تمام طول فیلم ماشینها در حال مسابقه دادن هستند، بدون اینکه کسی بداند چرا؟ و به کجا؟</p>
<p>فیلم با صحنه ای که میتواند هجویه ای بر فیلمهای جیمز باند محسوب شود، با نمایش یک ماشین خوش ساخت مسابقه ( باصدای <strong>مایکل کین <big>Michael Caine</big></strong> ) آغاز می شود. این صحنه در آغاز لبخندی به لب تماشاچی می آورد، اما به تدریج که فیلم به جلو می رود تاثیرگذاری آن کمتر و کمتر می شود و بدتر از همه اینکه تماشاچی متوجه نمیشود که آیا شخصیت مایکل کین و همشهریش ( با صدای امیلی مورتیمر <big>Emily Mortimer</big> )، شخصیتهای خوب داستان هستند یا شخصیتهای بد؟  داستان به کنار، باید اذعان کرد که انیمیشن ( متحرکسازی) بسیار عالیست و فضاسازیها بسیار چشم نواز هستند. اما دیدن ماشینها ، خارج از دنیای خاص خودشان و در کنار سازه های آشنا و ساخته ی دست بشر، کمی احمقانه جلوه می کند. فیلم شامل لحظاتی از شوخیهای خنده دار و گفتگو های شنیدنی است، اما تمام اینها در نبود داستانی شفاف و شخصیتهایی ارزشمند گم می شوند و این حقیقت که چیزی در حدود ۲ ساعت طول می کشد که رمز داستان گشوده شود، کمکی به این ماجرا نمی کند.در زمانه ای که سایر استودیو ها، با هر فیلم تازه، مرزهای انیمیشنهای دیجیتالی را به جلو می برند، پیکسار نیز باید با تمام قدرت با برگهای برنده اش ( داستان، شخصیت پردازی ) بازی کند و شرم آور است که &#8221; ماشینها ۲&#8243; چنین نقشی را برعهده ندارد.</p>
<p>در نهایت، آیا فکر می کنید که من با این نقد، خیلی در مورد فیلمی که برای سرگرم کردن کودکان ساخته شده است سختگیری کرده ام؟ حتی اگر چنین باشد مقصر من نیستم. پیکسار خودش استانداردهای این حرفه و سطح توقع ما را بسیار بالا برده است.</p>
<p><strong>نویسنده : Leonard Maltin</strong></p>
<p><strong>مترجم : مهبد بذرافشان</strong></p>
<p><strong>منبع : <a href="http://blogs.indiewire.com/">http://blogs.indiewire.com</a></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65897150_p2.jpg" alt="" width="450" height="270" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65897173_p1.jpg" alt="" width="450" height="370" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65897372.jpg" alt="" width="360" height="558" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65897490.jpg" alt="" width="360" height="558" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65898406_p.jpg" alt="" width="405" height="319" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65898434_p.jpg" alt="" width="450" height="299" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65898704_p.jpg" alt="" width="450" height="268" /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65897935_p.jpg" alt="" width="450" height="279" /><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.blog.com/files/2011/06/65897960_p.jpg" alt="" width="450" height="264" /><br />
</strong></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1390/04/%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a72/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1390/04/%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a72/' addthis:title='لئونارد مالتین و &#8221; ماشینها۲&#8243;' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1390/04/%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a72/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه با کنراد ورنون کارگردان &quot; هیولاها در مقابل بیگانگان&quot;</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1388/01/800/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1388/01/800/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 20:39:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=800</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره بعد از یک دوره ی چهارده روزه ی تعطیلات مشقت بار توام با بیماری و خستگی ، امروز تصمیم گرفتم که نخستین مطلب سال ۸۸ را منتشر کنم. فیلم &#8221; هیولاها بر علیه بیگانگان Monsters vs. Aliens&#8220;  آخرین کار استودیوی دریم ورکز به تازگی اکران شده است و بر اساس اخبار، از موفقیت در [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1388/01/800/' addthis:title='مصاحبه با کنراد ورنون کارگردان &#34; هیولاها در مقابل بیگانگان&#34;' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره بعد از یک دوره ی چهارده روزه ی تعطیلات مشقت بار توام با بیماری و خستگی ، امروز تصمیم گرفتم که نخستین مطلب سال ۸۸ را منتشر کنم. فیلم &#8221; <span style="color: #ff0000;"><strong>هیولاها بر علیه بیگانگان</strong></span> <strong><em>Monsters vs. Aliens</em></strong>&#8220;  آخرین کار استودیوی <strong>دریم ورکز</strong> به تازگی اکران شده است و بر اساس اخبار، از موفقیت در گیشه نیز برخوردار بوده است. به همین مناسبت مصاحبه ای را که سایت <a href="http://animated-views.com"><strong>Animated Views</strong></a> با کارگردان این فیلم ، <strong><span style="color: #ff6600;">کنراد ورنون</span> Conrad Vernon</strong> داشته است را انتخاب و ترجمه کردم که به دلیل طولانی بودن مصاحبه، آنرا در دو بخش تقدیم حضورتان می کنم تا خودم هم کم کم گرم بشوم و امیدوارم که بتوانم امسال نیز به روال سابق به روند ترجمه ی مطالب ادامه بدهم&#8230;</p>
<p>*******************************</p>
<p>از اسطوره ها تا سینما و از هیولاهای دریایی تا گودزیلا، هیولاها همیشه عاملی برای ایجاد ترس و وحشت از نابودی جهان بوده اند اما به تازگی و با فیلم جدید کمپانی دریم ورکز این سئوال مطرح می شود که آیا هیولاها میتوانند در نقش نجات دهندگان دنیا نیز خودنمایی کنند؟ این سئوالی است که میتوان از<strong> کنراد ورنون</strong>، خالق فیلم انیمیشن طنز آمیز و اکشن &#8221; <strong>هیولاها بر علیه بیگانگان</strong>&#8221; ، دانش اموز سابق مدرسه ی <strong>کال آرت</strong> و طراح استوری بورد انیمیشنهایی چون <strong>مورچه ای بنام زی</strong> ،<strong> شرک</strong>، <strong>راهی به الدورادو</strong> و <strong>سنباد قهرمان هفت دریا</strong> و کارگردان<strong> شرک ۲</strong> پرسید:</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 191px"><img src="http://todayanimationpix.files.wordpress.com/2009/04/conrad_vernon1.jpg?w=181&amp;h=226" alt="" width="181" height="226" /><p class="wp-caption-text">کنراد ورنون</p></div>
<p style="text-align: center;">
<p><span style="color: #800080;"><strong>چطور شد که به ایده ی ساختن این فیلم رسیدید؟</strong></span></p>
<p>- این ایده زمانی که ما با فیلم شرک ۲ در فستیوال کن بودیم شکل گرفت. در آن زمان فیلمنامه ای به من داده شد بنام <strong><em>Rex Havoc</em></strong> که در باره ی یک شکارچی هیولاها بود. من آن فیلمنامه را خواندم ولی زیاد علاقمند نشدم، اما از ایده ی اولیه ی آن خوشم آمد. در نتیجه شروع کردم به کا ر کردن بر روی یک فیلمنامه ی جدید با حال و هوای &#8221; هیولایی&#8221; که در دهه ی ۱۹۵۰ اتفاق می افتاد، چیزی شبیه به فیلمهای هیولایی &#8221; <strong>اد وود</strong>&#8221; (<em>کارگردان نه چندان موفق سینمای وحشت که تعدادی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما را به او نسبت می دهند! تیم برتون فیلمی بر اساس زندگی این کارگردان ساخته است</em>) در دهه ی پنجاه ، یعنی فیلمی که ترکیبی از تمهای ترسناک و کمیک در کنار یکدیگر باشد. سپس من شروع به گرد آوری اعضای تیمم کردم و جستجو برای شکل و شمایلی که برای هیولاهای فیلم در نظر داشتم و کمی بعد نیز دستیارم، <strong>راب لترمن Rob Letterman</strong> به ما پیوست. او به نزد <strong>جفری کاتزنبرگ </strong>رفت و گفت :&#8221; من میخواهم فیلمی با حال و هوای فیلم <em>Dirty Dozen</em> بسازم.&#8221; و جفری کاتزنبرگ پاسخ داد:&#8221; خب، تو باید کارها را با کنراد هماهنگ کنی، چرا که فیلم با ایده های او تبدیل به یک فیلم درخشان خواهد شد.&#8221; در نتیجه ما دو نفر ایده هایمان را رئی هم ریختیم و نهایتا به داستانی رسیدیم که امروز بصورت &#8220;هیولاها بر علیه بیگانگان &#8221; دیده می شود.</p>
<p><strong><span style="color: #800080;">چگونه داستانتان را بر اساس هیولاهایی که از فیلمهای علمی تخیلی ده ی پنجاه بیرون آمده بودند شکل دادید؟</span></strong></p>
<p>- دریم ورکز بودجه ی کافی در اختیار ما گذاشت تا بتوانیم هر تعداد از فیلمهایی علمی تخیلی قدیمی را که نیاز داریم بخریم و ما چیزی حدود ۱۵۰ فیلم خریدیم! تمام این فیلمها از میان فیلمهای دهه های پنجاه، شصت و یا حتی هفتاد انتخاب شده بودند و حالا ما صاحب منبعی غنی بودیم که میتوانستیم در صورت نیاز به آن مراجعه کنیم. بجز این فیلمها ، ما میدانستیم که تعداد بسیار زیادی از کاراکترها و موجودات شاخص و به یاد ماندنی وجود دارند که در فیلمهای رده ی B در سالهای پنجاه و شصت استفاده شده اند. موجوداتی از قبیل آدمهای مگس شکل ، موجوداتی که از مردابهای تیره و سیاه بیرون میامدند، گودزیلا و زنان غول آسا&#8230; و ما تصمیم گرفتیم که نسخه مخصوص به خودمان را از این موجودات ارائه بدهیم چرا که میدانستیم هنوز بسیاری از مردم میتوانند ان هیولاهای قدیمی را بخاطر بیاورند و به آنها علاقمند هستند.</p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>بعد از &#8220;کونگ فو پاندا&#8221; که از جهاتی بسیار متفاوتتر از تولیدات پیشین دریم ورکز بود، آیا می توان &#8221; هیولاها بر علیه بیگانگان&#8221; را باز گشتی به سبک و سیاق آثار قبلی دریم ورکز و طنز و شوخی هایی که بر اساس مناسبات فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرند ( مانند شرک) دانست؟</strong></span></p>
<p>- من فکر می کنم که بیش از یک روش برای ساختن طنز و شوخی وجود داشته باشد. هر زمان که شما در حال ساختن یک شوخی یا یک طنز هستید ،بدون تردید در حال ارجاع دادن آن طنز به یک موضوع بخصوص، یک نکته ی اجتماعی، یک فرد و &#8230; هستید. شرک فیلمی بود که در آن داستانها و افسانه های قدیمی و فرهنگ عامیانه به سخره گرفته می شد و ما در &#8221; هیولاها&#8230;&#8221; در حال به طنز کشیدن فیلمهای رده B و هیولاهای دهه ی پنجاه هستیم. &#8221; کونگ فو پلاندا&#8221; در نوع خود به فیلمهای کونگ فویی و رزمی اشاره می کرد، اما آنها را به طنز نمی کشید.مرز باریکی میان به طنز کشیدن و تجدید بیعت کردن وجود دارد و &#8220;کونگ فو پاندا&#8221; در واقع تجدید بیعتی بود با فیلمهای رزمی. اما به هر حال حتی زمانی که شما چیزی را به طنز می کشید، به نوعی به آن چیز تعلق خاطری دارید. شما می خواهید در قالب طنز، چیزی شبیه به موضوعی بسازید که به نوعی شما را تحت تاثیر قرار داده است و تنها کاری که شما انجام می دهید این است که آن موضوع را بصورتی خنده دار و شاید جذاب تر ارائه می دهید.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.files.wordpress.com/2009/04/13bshow600.jpg?w=450&amp;h=210" alt="" width="450" height="210" /></p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>آیا &#8220;کمپانی هیولاها&#8221; (دیزنی/پیکسار) نیز در گروه منابع الهام شما قرار می گرفت؟</strong></span></p>
<p>-قبل از هرچیز بگذارید به شما بگویم که کپی کردن یا دزدیدن ایده ها آخرین چیزی است که ما ممکن است حتی به آن فکر کنیم. اما نکته ی اساسی این است که ما در حال ساختن فیلمی در مورد هیولاها بودیم و طبیعتا به فکر &#8220;کمپانی هیولاها&#8221; نیز افتادیم و به خودمان گفتیم : &#8221; ما تمام تلاشمان را می کنیم تا کاری متفاوت و کاملا به دور از کمپانی هیولاها انجام بدهیم&#8221;. ما اصرار داریم که منحصر به فرد و صاحب سبک باشیم و چیزی را به بینندگانمان نشان بدهیم که پیش از آن ندیده باشند، این بزرگترین هدف ماست.من فکر می کنم که وقتیکه شما به هیولاهای فیلم ما و هیولاهای کمپانی هیولاها فکر می کنید به وضوح متوجه تفاوتها خواهید شد. هیولاهای فیلم ما کابوسهایی نیستند که از درون گنجه ی اتاق بچه ها به بیرون پریده باشند.</p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>علیرغم تمام ارجاعات و اشاراتی که فیلم شما به فیلمهای هیولایی دهه ی پنجاه دارد، &#8221; هیولاها بر علیه بیگانگان&#8221;  برای تماشاگران ، به شدت مدرن و امروزین جلوه می کند. چگونه به چنین توازنی دست یافتید؟</strong></span></p>
<p>- ایده ی اولیه ما در آغاز این بود که فیلم باید حال و هوای فیلمهای دهه ی پنجاه و شصت را به خاطر بیاورد، اما در عین حال ما نمی خواستیم چیزی قدیمی بسازیم. اینکه در آن سالها چه اتفاقاتی رخ می داده یا مردم چگونه لباس می پوشیدند یا چه کسانی درآن سالها آدمهای مهمی بوده اند جزء اولویتهای ما نبود. ما نمی خواستیم جزء به جزء فضای بصری دهه ی پنجاه را کپی کنیم. برعکس، من به نخستین چیزی که فکر کردم این بود که کارتونیست ها و کاریکاتوریست های ده ی پنجاه چگونه عمل می کرده اند و سبک تصویری آنها چه بوده است؟ من یکی از طرفداران پروپاقرص مجله ی کمیک <strong>MAD</strong> هستم و به خودم گفتم که مجله ی MAD میتواند منبع بسیار خوبی برای ما باشد. بنابراین ما به این مجله و چیزهای دیگری مانند پوسترهای فیلمهای وحشتناک و علمی تخیلی آن دوران مراجعه کردیم ، از آنها الهام گرفتیم اما فضای بصری و تصویری خاص خودمان را خلق کردیم. ما بسیار تحت تاثیر کارهای کارتونیست معروف Mad ، <strong>جک دیویس Jack Davis</strong> قرار گرفتیم چرا که در آثار او علاوه بر حس طنز آمیز و کارتونی بسیار قوی، روح خاصی جاریست که به شخصیتهایش حالتها و عواطف بشری و انسانی نیز می دهد و من فکر می کنم که با الهام از اثار او بود که ما توانستیم شخصیتهای انسانی مان را خلق کنیم .  عناصری مانند اتوموبیلها و کلیه مظاهر تکنولوژی در فیلم نیز ظاهری معاصر و امروزی دارند. بعنوان مثال اگر قرار بود که ما در فیلممان از کامپیوترهای رایج دهه ی شصت استفاده کنیم باید آن دستگاههای غول آسا و آن حلقه نوارهای بزرگ را به تصویر می کشیدیم و این چیزی بود که ما از آن پرهیز داشتیم. ما تاکید داشتیم که خیلی از عناصر فیلم باید چهره ای مدرن و امروزی داشته باشند. اتوموبیلها، رستورانها، ساختمانها، تکنولوژی و همه چیز باید به شما یاد اوری میکرد که در حال دیدن فیلمی معاصر هستید.</p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>آیا شیوه ی ساخت و رندر فیلم به روش جدید ۳D ، در نحوه ی داستانگویی شما نیز تاثیر گذاشت یا ۳D تنها یک شیوه برای جذابتر کردن داستان بود؟<br />
</strong></span></p>
<p>پاسخ این است: ترکیبی از هردو. وقتی که ما برای اولین بار تصمیم گرفتیم که تصاویر را به شیوه ی ۳D رندر کنیم، من، دستیارانم، تهیه کنندگان و خود جفری کاتزنبرگ می دانستیم که ما نمیخواهیم با استفاده از تکنولوژی ۳D ، تنها باعث شویم که تصاویر روی سر تماشاچیان به پرواز در آیند و تماشاچیان فریاد واحیرتا سر دهند. ما می خواستیم این تکنولوژی را در خدمت روایت داستان بکار گیریم. از این دیدگاه، تکنولوژی تغییری در آنچه که ما میخواستیم انجام دهیم نداد. اما زمانی که ما وارد مرحله ی Pre-viz شدیم ،از خودمان پرسیدیم:&#8221; بسیار خوب، آیا این تصاویر واقعا داستان ما را بهتر و سیالتر از آنچه که پیش از این بوده به نمایش در خواهند آورد؟ آیا داستانگویی ما را تحت تاثیر قرار نخواهند داد و آنرا تخریب نخواهند کرد؟&#8221; در نتیجه ما تصمیم گرفتیم که این تکنولوژی را بصورت یکنواخت در فیلم استفاده نکنیم. صحنه هایی را طولانی تر گرفتیم، در به جلوه در آوردن سه بعدی برخی نما ها تاکید بیشتری کردیم و در بعضی نما ها از این تکنولوژی بصورت نامحسوس تر استفاده کردیم و در واقع آنرا در خدمت پردازش داستان بکار گرفتیم.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.files.wordpress.com/2009/04/2009_monsters_vs_aliens_010.jpg?w=162&amp;h=224" alt="" width="162" height="224" /></p>
<p><strong>پایان قسمت اول</strong></p>
<p><strong>مترجم: مهبد بذرافشان</strong></p>
<p>منبع: <a href="http://animated-views.com">http://animated-views.com</a></p>
<p><span style="color: #333399;"><strong>بعد از تحریر : آقای مجید داوودی عزیز در کامنتی چنین نوشته اند :</strong></span></p>
<p><strong>فکر می کنم «هیولا در مقابل بیگانگان» برداشت صحیح تری از عنوان «Monsters Vs. Aliens» باشد… چون در این انیمیشن بیگانگان به شهر حمله می کند و هیولاها در مقابل آنها جبهه گیری می کنند… در حالی که به کار بردن کلمه ی «علیه» این معنا را در ذهن خواننده ایجاد می کند که هیولا ها به جنگ بیگانگان می رودند و این خلاف داستان فیلم است…</strong></p>
<p><span style="color: #333399;"><strong>با تشکر از آقای داوودی و به پیشنهاد ایشان ، عنوان مطلب را از &#8221; عیولاها بر علیه بیگانگان&#8221; به &#8221; هیولاها در مقابل بیگانگان&#8221; تغییر می دهم. <span style="color: #333333;">۸۸/۱/۱۶</span></strong></span></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1388/01/800/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1388/01/800/' addthis:title='مصاحبه با کنراد ورنون کارگردان &quot; هیولاها در مقابل بیگانگان&quot;' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1388/01/800/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خزندگان آسمان!</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Dec 2008 09:23:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=510</guid>
		<description><![CDATA[خزندگان آسمان The Sky Crawlers ،آخرین فیلم انیمیشن بلند مامورو اوشی Mamoru Oshi کارگردان معروف ژاپنی، اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته ی هیروشی موری Hiroshi Mori . خزندگان آسمان داستان خلبانی بنام  یوئیچی کانامی Yuichi Kannami را تعریف میکند که در واقع یک مرگباز* Kildren است:  مرگباز ها موجوداتی هستند که از [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/' addthis:title='خزندگان آسمان!' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/01.jpg"><img class="size-medium wp-image-512 aligncenter" title="01" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/01-212x300.jpg" alt="" width="212" height="300" /></a></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">خزندگان آسمان</span> <span class="fullpost"><em>The Sky Crawlers</em></span></strong> ،آخرین فیلم انیمیشن بلند <strong><span style="color: #ff6600;">مامورو اوشی</span> Mamoru Oshi</strong> کارگردان معروف ژاپنی، اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته ی <strong><span style="color: #ff6600;">هیروشی موری</span> Hiroshi Mori</strong> . خزندگان آسمان داستان خلبانی بنام  <strong><span style="color: #ff6600;">یوئیچی کانامی</span> Yuichi Kannami</strong> را تعریف میکند که در واقع یک<span style="color: #333399;"> </span><strong><span style="color: #333399;">مرگباز</span><span style="color: #ff0000;">*</span> <span class="fullpost">Kildren</span></strong> است:  مرگباز ها موجوداتی هستند که از طریق مهندسی ژنتیک متولد و ساخته میشوند، ظاهری انسانی و سن و سالی برابر با یک جوان بالغ را دارند بی آنکه واقعا در ساخت آنها ( سن) تعریف شده باشد. وظیفه ی آنها جنگیدن است و کشته شدن! <strong>روستوک</strong> و <strong>لاترن</strong> دو کمپانی هستند که در رهبری جنگی که نه آغازی دارد و نه پایان شریک هستند. آنها این جنگ را و مرگبازها را فقط برای سرگرمی! مردم به راه انداخته اند!!! یک بازی بی رحمانه و به شدت واقعی&#8230; قهرمان داستان، یعنی خلبان کانامی یوئیچی با فرمانده ی ارشد خود، <strong><span style="color: #ff6600;">کوساناگی سوئیتو </span> Suito Kusanagi</strong>، که زنی است بظاهر سرد و بی احساس دوست میشود و به تدریج که پیوند میان ایندو محکمتر می شود، کانامی یوئیچی لحظات تلخ و شیرینی را تجربه می کند و به مرور پی میبرد که در موقعیت ناخواسته ای قرار گرفته که گریزی از آن نیست&#8230;.</p>
<p>داستان آخرین فیلم مامورو اوشی، خزندگان آسمان، بیش از آن بیانگر صلح است که مناسب یک فیلم جنگی باشد. داستان فیلم گام به گام و به آرامی در طی ۱۲۲ دقیقه به پیش میرود. زمان زیادی از فیلم صرف به نمایش در آوردن اروپایی متفاوت و غیر متعارف می شود که کانامی یوئیچی و سایر همقطاران و دوستان خلبانش در آن زندگی می کنند. کارگردان به وضوح علاقه و احترام زیادی نسبت به نویسنده ی رمان ( هیروشی موری) داشته است و سعی داشته نسبت به فضاهای تعریف شده در کتاب تا حد امکان وفادار بماند. زیبایی ساده اما تکان دهنده ی مناظر روستایی، سایه های ساکت و سنگین بناهای شهری و محدوده ی محصور خانه ی قدیمی اربابی ، همه در قالب تصویرگری واقع گرا و موسیقی و صدا های شفاف فیلم تشدید میشوند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/005.jpg"><img class="size-full wp-image-513 aligncenter" title="005" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/005.jpg" alt="" width="240" height="338" /></a></p>
<p>و البته&#8230;نبردهای فیلم&#8230;</p>
<p>فیلمهای مامورو اوشی، همه بخاطر ورود ناگهانی و تکان دهنده ی فیلم به حیطه ی خشونت مشهور هستند. در این رابطه، خزندگان آسمان نیز مستثنی نیست. عنوان فیلم خود تا حدودی بیانگر جانمایه ی فیلم نیز هست: این خلبانان، حشراتی هستند که در فضای لا یتنهای و عمیق آسمان میخزند و به اینسو و آنسو میروند . در حالیکه در مقایسه با خشونت موجود در نخستین صحنه های فیلم قبلی اوشی :<span style="color: #0000ff;"><span style="text-decoration: underline;"> <a title="اینجا را ببینید" href="http://www.todayanimation.com/1386/05/ghost-in-the-shell-2/"><strong>روح در کالبد <span class="fullpost"><em>Innocence</em></span></strong></a></span></span> ، خزندگان آسمان کمتر به نمایش بصری خشونت میپردازد، اما در همین حال با توان و صراحت بیشتری به عدم توازن و کیفیت پوچ و نامتعادل موجود در نبردهای هوایی اشاره می کند: اگر یوئیچی در نبرد هوایی نجات پیدا میکند، صرفا و به سادگی به این دلیل است که او خلبان خوبیست. او نه جاه طلب است و نه میخواهد تواناییهایش را به نمایش بگذارد. هیچ عملیات خارق العاده ای انجام نمیدهد و هواپیمایش نیز وسیله ی خاص و خارق العاده ای نیست. فیلم در این رابطه تکلیفش را خیلی زود با بیننده روشن میکند و به بیننده میفهماند که قرار نیست به تماشای فیلمی از قماش <strong>Top Gun</strong> با آن نمایشهای هوایی و آن مدل شخصیتها بنشیند. تنها نکته ای که بر آن تاکید میشود تجربه و مهارت یوئیچی است.</p>
<p>بتدریج که فیلم به پیش میرود تماشاچیان بیشتر و بیشتر به درک شخصیت یوئیچی بعنوان یک مرگباز میرسند. تماشاچیان در میابند که در در ورای ظاهر مرگبازها، چیزی بیشتر از یک موجود ژنتیکی همیشه جوان و بدون سن و سال که برای کشته شدن آفریده شده وجود دارد. همزمان با درک بینندگان از شخصیت یوئیچی، او  خود نیز به آرامی و با به هم چسبانیدن قطعات مختلف داستان، پی به رموز زندگیش میبرد.  نتیجه گیری و جان کلام پایان فیلم بطور غافلگیر کننده ای در مقایسه با سایر فیلمهای مامورو اوشی امیدوار کننده است: جاودانگی لزوما به معنای زندگی ابدی نیست، بلکه میتواند به معنی شانسی برای آغازی دوباره نیز باشد.</p>
<p>در فیلم ، داستان نسبت به تصاویر و سانتی مانتالیزم ( احساسات گرایی) نهفته در آنها در مکان دوم قرار میگیرد. اما حتی همین داستان نیز سرشار است از نمادها و گزینه های مورد علاقه ی مامورو اوشی : داستانی رویایی که به خاطرات، هویت و نقش ارتش در زمان صلح میپردازد و در خلال بیان این دغدغه ها، اوشی ما را به تماشای یک عاشقانه ی سوزناک ، فضاهایی به شدت تاثیرگذار و به یاد ماندنی و نمادهای آشنای دنیای انیمه ی ژاپن میبرد. داستان ما را به تماشای یک جهان متفاوت و ناشناس نمی برد، اگرچه که جهان محور اصلی داستان است. خوشبختانه اوشی در ساخت این آخرین فیلمش از نمایش بیش از حد درگیری های ذهنی شخصیتها ( که در فیلمهای قبلی محور اصلی داستان بود) پرهیز کرده است، به صدور بیانیه و نطقهای طولانی مدت نمیپردازد و بطور شگفت انگیزی از حضور <span style="color: #ff6600;"><strong>گابو </strong></span>( سگ شکاری مورد علاقه ی اوشی) خبری نیست. البته گابو را در فیلم میبینیم، اما فقط بعنوان یک سگ و نه بعنوان یک شخصیت محوری&#8230; در نهایت میتوان گفت که مامورو اوشی در آخرین فیلمش، کمتر پراکنده گویی میکند و خالق یک اثر هنری جمع و جور، سرگرم کننده و به یاد ماندنیست.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/02.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-514" title="02" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/02.jpg" alt="" width="500" height="332" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;">* امیدوارم که مرگباز معادل صحیحی برای کلمه ی Kildren=killed+Children باشد.در ساخت عبارت معادل،نتوانستم عبارت مناسبی با استفاده ار کلمه ی (بچه) بسازم. </span></p>
<p><span style="color: #993366;">*  ۸۷/۹/۲۶ -دوست عزیزم ،آقای سعید ضامنی واژه ی مرگزاد را بجای مرگباز پیشنهاد کرده اند که فکر می کنم معادل صحیح تر و با معنی تری باشد.</span></p>
<p><strong>ترجمه و تخلیص : مهبد بذرافشان</strong></p>
<p><strong>منبع:<a href="http://www.fpsmagazine.com">http://www.fpsmagazine.com</a></strong></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/' addthis:title='خزندگان آسمان!' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رایحه چای</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 21:49:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/1386/11/30/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[              The Aroma Of Tea یا رایحه چای نام آخرین انیمیشن مایکل دودک Michael Dudok de wit و محصول سال ۲۰۰۶ است. دو روز پیش این فیلم حدودا سه دقیقه ای (سه دقیقه و بیست و دو ثانیه) را دیدم و اعتراف میکنم که تاثیر زیادی بر من گذاشت. این انیمیشن را مطلقا نباید با [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/' addthis:title='رایحه چای' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/00b.jpg" title="00b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/00b.jpg" alt="00b.jpg" /></a></p>
<p><font color="#800000"><strong>The Aroma Of Tea</strong></font> یا <font color="#993300"><strong>رایحه چای</strong></font> نام آخرین انیمیشن<strong> <font color="#ff6600">مایکل دودک</font> Michael Dudok de wit</strong> و محصول سال <strong>۲۰۰۶</strong> است. دو روز پیش این فیلم حدودا سه دقیقه ای (سه دقیقه و بیست و دو ثانیه) را دیدم و اعتراف میکنم که تاثیر زیادی بر من گذاشت. این انیمیشن را مطلقا نباید با شاهکار های پیشین دودک مانند پدر و دختر  <em><strong><em>Father and Daughte</em>r</strong></em> و یا راهب و ماهی  <strong><em>Monk and the Fish</em></strong> مقایسه کرد. این انیمیشن یک اثر کاملا آبستره است که با همراهی موسیقی زیبای <strong><font color="#800000">آرکانجلو کورلی</font>  Arcangelo Corelli</strong> و فضا سازی انتزاعی دودک غنا میابد. مایکل دودک تمام این اثر را با<font color="#800000"><strong> چای</strong></font> نقاشی کرده است و به نظر میرسد که شاید ایده این فیلم، آنگونه که نام آن تداعی میکند، هنگام نوشیدن یک فنجان چای و شنیدن موسیقی کورلی شکل گرفته باشد. فیلم داستان خاصی ندارد و اگرچه سرشار از روح انیمیشن و هر آنچه که فقط با پدیده انیمیشن شکل میگیرد است، نباید در آن از تحرک شادمانه و فیزیک انیمیشن سراغی گرفت. <font color="#800000"><strong>The Aroma Of Tea</strong><font color="#000000"> ، دگردیسی و تعالی یک <font color="#800000"><strong>ذره</strong></font> را روایت میکند. ذره ای که در ابتدای فیلم از هزار توی رحم گونه ای جدا میشود و در مسیری پیش میرود که دهها ذره مانند خودش را ملاقات میکند&#8230;<strong>چند تن خواب آلود، جمعی ناهشیار</strong>&#8230;ذره هایی که یا ساکن و خواب زده اند ، یا  بیهوده گرد خود و یا گرد چیزی دیگر حلقه زده اند. او همه را پشت سر میگذارد، از تو در توها میگذرد و حتی با جریان حرکت صدها ذره ای که در مسیری افقی رهسپارند همراه نمیشود. به بالا حرکت میکند، همه را پشت سر میگذارد و نهایتا به نور میرسد و در نور گم میشود&#8230;</font></font></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/01b.jpg" title="01b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/01b.jpg" alt="01b.jpg" /></a></p>
<p><font color="#800000"><strong> The Aroma Of Tea </strong><font color="#000000">شاید شخصی ترین و خصوصی ترین فیلم دودک باشد.ملهم از نوعی فلسفه شرقی و شاید تاثیر گرفته از تصویرگری های شرق دور. بسیاری از آنهایی که فیلم را دیده اند آنرا دوست نداشته اند و یا اصولا آنرا نفهمیده اند. به نظر نمیرسد که دودک هم اصراری در<strong> فهمانیدن</strong> فیلمش به مخاطب داشته است. کسانی هم که مثل من این فیلم را دوست داشته اند،هریک برداشت شخصی خود را داشته اند. حتی بعضی برداشتها از این فیلم بسیار اروتیک بودند!، نکته ای که بنظر من اصولا و مطلقا در لایه های این فیلم نهفته نیست. دوست دارم هربار که این فیلم را میبینم تصور کنم که به نمایشگاهی رفته ام و در حال شنیدن موسیقی به یک تابلوی آبستره نگاه میکنم . اینطور شاید درک بهتری از <strong>حس</strong> مایکل دودک به هنگام ساخت این فیلم پیدا کنم . حسی که شاید در عطر یک فنجان چای نهفته باشد.</font></font></p>
<p>فیلم را میتوانید از<a href="http://youtube.com/watch?v=VaU1KIwuIqc"><strong> اینجا</strong></a> ببینید، البته دیدن فیلم با یک کیفیت خوب بسیار اثر گذارتر است.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/002b.jpg" title="002b.jpg">                          <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/002b.jpg" alt="002b.jpg" /></a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/03b.jpg" title="03b.jpg">                      </a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/05b.jpg" title="05b.jpg">   <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/05b.jpg" alt="05b.jpg" />     </a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/06b.jpg" title="06b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/06b.jpg" alt="06b.jpg" /></a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/07b.jpg" title="07b.jpg">   </a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/07b.jpg" title="07b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/07b.jpg" alt="07b.jpg" /></a><br />
<strong>مهبد بذرافشان </strong></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/' addthis:title='رایحه چای' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادام توتلی پوتلی</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jan 2008 20:04:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/1386/10/27/madame-tutli-putli/</guid>
		<description><![CDATA[من این شاهکار ۱۷ دقیقه ای را دیشب از اینترنت دزدیدم (متاسفانه بعضی وقتها دانلود کردن چنین آثاری، بدون پرداخت حتی یک دلار حق کپی رایت به هنرمندانی که خالق چنین آثاری هستند، حسی شبیه به دزدیدن یک چیز گرانبها را به من میدهد- اما مگر در شرایط فعلی گزینه دیگری هم برای ما ساکنان [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/' addthis:title='مادام توتلی پوتلی' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/51091_04.jpg" title="51091_04.jpg">                                                                     <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/51091_04.jpg" alt="51091_04.jpg" /></a></p>
<p>من این <strong>شاهکار</strong> ۱۷ دقیقه ای را دیشب از اینترنت دزدیدم (متاسفانه بعضی وقتها دانلود کردن چنین آثاری، بدون پرداخت حتی یک دلار حق<font color="#ff0000"><strong> کپی رایت</strong></font> به هنرمندانی که خالق چنین آثاری هستند، حسی شبیه به دزدیدن یک چیز گرانبها را به من میدهد- اما مگر در شرایط فعلی گزینه دیگری هم برای ما ساکنان این<strong> مرزپرگهر</strong> وجود دارد؟)- داشتم میگفتم، من این شاهکار ۱۷ دقیقه ای را دیشب از اینترنت دزدیدم ، امروز صبح ساعت ۸ برای اولین بار آنرا دیدم، و  بعد از آن دیگر تا حالا( دقیقا ۴:۲۱ بعد از ظهر) هنوز گیج هستم!!!فیلم حاصل بیش از ۳ سال تلاش برای تولید ۱۷ دقیقه جادوییست که بیننده را به زانو در می آورد و تولیدی است از موسسه ملی فیلم کانادا <a href="http://www.nfb.ca"><strong>NFB</strong></a>. بگذارید کمی در مورد داستان فیلم بگویم.</p>
<p><strong>فیلم داستان بظاهر ساده ای دارد: زنی (<font color="#ff0000"> خانم توتلی-پوتلی</font>) با انبوهی از خرت و پرت های عجیب و غریب در ایستگاه قطار ایستاده است. قطار سریع السیر از راه میرسد و زن جوان سوار میشود. در کوپه ای که او نشسته چهار مرد دیگر و یک بچه هم هستند. زن برخوردهای مختلفی با همسفرانش دارد. شب که از راه میرسد قطار در میان جنگل متوقف میشود و زن جوان اتفاقاتی را تجربه میکند که نه برای او و نه برای بیننده مرز بین توهم و یا واقعی بودن آن حوادث مشخص نمیشود. نهایتا آنچه که زن جوان میبیند( یا تصور میکند که میبیند) منجر به فرار او از کوپه و دویدن او در راهرو های قطار میشود( قطار حالا با سرعت به راه افتاده است).  زن جوان وارد رستوران قطار میشود و در آنجا با دیدن شاپرکی که در حال پرواز است به آرامش میرسد. شاپرک به سوی نوری که از انتهای قطار به چشک میخورد میرود و زن نیز اورا تعقیب میکند و نهایتا او و شاپرک در نوری شدید و سفید رنگ یکی میشوند و سپس محو میشوند.</strong></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/011.JPG" title="011.JPG">                                                                                     <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/011.JPG" alt="011.JPG" /></a></p>
<p>اگر به وجود مقوله ای بنام فیلم <strong>معناگرا</strong>-<font color="#333399">که ظاهرا این روزها بسیار مد شده است!</font>-اعتقاد داشته باشیم، <strong>مادام توتلی پوتلی </strong>را میتوان یکی از بهترین انواع این <strong>ژانر! </strong>دانست. فیلمی در باره یک استحاله، پذیرش مرگ، سفری توام با رنج و وحشت که نتیجه اش رهایی و خلاصی از همان رنجها و ترسهاست. فیلمی که به زیباترین وجه و بدون هیچ خودنمایی و عرفان زدگی بازاری، پوست انداختن و بریدن از فلاکت ها و خنزر پنزرهای چسبناک و رنج آور زندگی را نشان میدهد. نه شعار می دهد و نه بیننده را به سالن سخنرانی در باره مرام نامه اش دعوت میکند. تنها یک فیلم است و بسیار غنی از تمام لذات بصری یک فیلم خوب&#8230;یک فیلم بسیار خوب&#8230; دوباره وچند باره دیدنش، نه دلزده تان میکند و نه خسته&#8230;تنها ظرافتهایش را هر بار بیشتر و بیشتر به رخ میکشد.</p>
<p>فیلم با یک پن نسبتا طولانی بر روی ردیف وسایل کهنه و درب و داغان <strong>خانم توتلی پوتلی</strong> در ایستگاه مه گرفته قطارشروع میشود. وسایلی که طیف گسترده ای از اشیاء را در بر میگیرند. از چتر و چمدان ( که برای حمل توسط یک مسافر ،عادی هستند) تا گرامافونی که  صفحه اش بدون نواختن آهنگ در حال چرخیدن است، میز و آیینه قدی و قاب عکس و دهها بسته کوچک و بزرگ که بیشتر آدم را به یاد یک اسباب کشی می اندازند تا یک سفر معمولی. چیزی که بیننده را بیشتر درگیر میکند نه تنها انبوه وسایل، که کهنگی و پوسیدگی آنهاست و سرانجام برای تکمیل بصری میزانسن، وقتی که دوربین به صاحب این وسایل- <strong>خانم توتلی پوتلی</strong>- که خود او هم زیر انبوهی از کیف و چمدان خم شده میرسد، در میابیم که این خانم بظاهر جوان هم علاوه بر چهره ای چروکیده (منهای دو چشم درخشان)، پوششی قدیمی،خاک گرفته و در آستانه پوسیدگی به تن دارد. حسی که در این صحنه جاریست بیش از آنکه یاد آور سفری دنیوی باشد، القا کننده آغاز سفری ماورایی و اخروی است. کمی اگر دقت کنیم متوجه میشویم که وسایل این خانم هم گویی شامل هرآنچه که در طول یک عمر مورد استفاده واقع میشوند هستند. با رسیدن پر سر و صدای قطار، زن را میبینیم که درون کوپه نشسته و مشغول ورق زدن مجله ایست. در اینجا ما فرصت بیشتری برای<strong> (دیدن)</strong> او داریم. تعمدی که در پوشانیدن زیبایی و ظرافت ذاتی او ، با ساختار در هم فروریخته و زمخت پیشانی،گونه ها و چانه اش وجود داشته، از این پس و در طول فیلم، دلیل منطقی تری پیدا میکند.چشمهای او اما در چهره اش دو جزء کاملا متفاوت و زنده هستند. ۹۹% حالات و برون ریزی افکار او توسط چشمهای به شدت واقعی و زنده اش صورت میگیرد. با تکانی که قطار میخورد تصویر چهره <strong>خانم توتلی پوتلی</strong> به نمایی از یک صفحه باز شده شطرنج با مهره های چیده شده کات میخورد. در اثر تکان قطار مهره ها به هم میریزند و ما متوجه دو مرد جوان میشویم که هریک در درون چمدان باز شده ای و در میان سایر بارهای زن جوان( در بالای سر او) نشسته اند و مشغول بازی شطرنج هستند. با هر تکان قطار، چیدمان مهره ها به هم میریزد اما مردان اهمیت نمیدهند و به بازی با چیدمان جدید ادامه میدهند و سر انجام هم نتیجه بازی نه توسط آنها ، که توسط  تکان بعدی قطار مشخص میشود! یکی از مردان کیش و مات شده و دیگری سرخوش از شادی دست تکان میدهد.از همین سکانس، بیننده نخستین هشدار ملموس را مبنی بر غیر واقعی بودن مشاهدات زن جوان دریافت میکند. مردانی که از درون چمدان سر برآورده اند و به بازی شطرنجی مشغولند که مسیر آنرا تکانهای<strong> قطار/سرنوشت</strong> مشخص میکند، در واقع بخشی از خاطرات گذشته زن جوان هستند که شاید بر سر عشق زن جوان به بازی نشسته اند.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/02.JPG" title="02.JPG">                                                                                   <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/02.JPG" alt="02.JPG" /></a></p>
<p>بعد از مردان شطرنج باز زن جوان متوجه مسافرانی میشود که روبروی او نشسته اند. پیر مردی در خواب ، پسر بچه ای که مشغول خواندن کتابی با عنوان <font color="#ff6600"><strong>چگونه با دشمنانمان مقابله کنیم</strong> </font>است ( و عنوان و نوع کتاب بسیار بزرگتر از سن و سال بچه مینمایند) و نهایتا مردی میانسال با چهره ای خبیث و هراس آور. تمام این شخصیت ها منهای سن و سال، چهره پردازی بسیار خشن با خطوط و زوایای خشک و در هم کوبیده دارند. زن به راحتی از پیرمرد و بچه عبور میکند.اما در برخورد با مرد میانسال بد قیافه بسیار هراسان و وحشتزده میشود. مرد رو به زن خم میشود، با نگاهی به پاهای برهنه زن، با دستانش اشارات رکیک و خشونت باری به زن میکند که هم برای زن و هم برای بیننده فیلم ، تداعی کننده تجاوزی است که ظاهرا زمانی از سوی مرد نسبت به زن صورت گرفته است.زن با دست پاهایش را میپوشاند و از پنجره به بیرون خیره میشود.همه این شبه خاطرات، انبوه خرت و پرتهای زن، حالتهای وحشتزده، گوش به زنگ و مضطرب زن ، بعلاوه قطاری که مسافرش را به سوی ناکجا آبادی میبرد، این سئوال را بوجود میاورد که آیا زن در سفری بسوی مرگ است؟ آیا او مرده و اکنون در برزخ رهایی از پیوندهایش به دنیا دست و پا میزند؟و یا نه، آنچه که ما توهم میپنداریم ، واقعیاتی هستند که در سفری شوریده وار برای زن رخ میدهند؟ اوج فضا سازی کابوس گونه فیلم، در نیمه شب رخ میدهد. زمانی که قطار در جنگل توقف کرده، همه مسافران بجز زن در خواب هستند و او، ترسیده و بی پناه، از سویی در بیرون قطار با منظره آدمهایی آویزان به سیمهای برق روبروست، و از سویی دیگر شاهد سایه افرادیست که در راهروی قطار، گازی سبز رنگ را به لوله تهویه قطار تزریق میکنند. زن وحشتزده از خواب میپرد و کوپه را کاملا خالی میابد! نه مسافران هستند و نه بارهای او! اما پیش از آنکه با تصور اینکه آنچه  را که دیده است خوابی بیش نبوده نفسی به راحتی بکشد، شبح مرد متجاوز را بر روی صندلی مقابلش میبیند که کشته شده و دستی درحال پاره کردن شکم و دزدیدن کلیه های اوست!!! قطار حالا با سرعتی دیوانه وار به حرکت درآمده و خط آهن را به آتش میکشد.تمام اینها دیگر مافوق توان و تحمل زن است، او از کوپه به بیرون میدود و در راهرو های خالی قطار شروع به دویدن میکند. دوربین به شیوه فیلمبرداری روی دست، و به روانی و سیالی که برای یک فیلم استاپ موشن حیرت آور است از زاویه های مختلف و با سرعت او را تعقیب میکند. بیش از ۲۵ نمای منقطع، با تدوین و ضرباهنگ مناسب، زاویه های متفاوت و بالانس بسیار مناسب نور و سایه ، همزمان اضطراب، تعلیق و شتاب را به بیننده منتقل میکنند. زن وارد رستوران قطار میشود و در آنجا به زمین می افتد.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/051.JPG" title="051.JPG">                                                                                  <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/051.JPG" alt="051.JPG" /></a></p>
<p>بلافاصله بعد از ورود زن به رستوران، کلیه صداهای آزار دهنده، اعم از صدای حرکت قطار و یا صدای موزیک هراس آور فیلم قطع میشوند. اینجا نوعی آرامش بر فضا حاکم است. تنها صدایی که شنیده میشود صدای نفسهای زن است و صدایی زنگوله مانند. زن سرش را بلند میکند و شاپرکی را میبیند که درحال پرواز است. موسیقی آغازین فیلم مجددا شنیده میشود، <strong>آداجیو </strong>گونه ولطیف. شاپرک به سوی زن میرود و بعد از او دور میشود. گویی زن را به همراهی میخواند. زن از جا بلند میشود ، ابتدا لرزان و نامطمئن و بعد محکم و مصمم. چنین انسجامی رابرای نخستین بار در طول فیلم از او میبینیم. دوربین بر گامهای ابتدا لرزان و سپس محکم و مصمم زن تاکید دارد. زن شاپرک را تعقیب میکند، از درگاهی که دوپنجره شیشه ای در دو سو دارد عبور میکند. بر روی شیشه ها دو درخت به شیوه مینیاتورهای ژاپنی حکاکی شده اند. تاکید خاصی بر این درگاه شیشه ای و درختها نمیشود. در حد جزئی از میزانسن و نه بیشتر. اما همین دو درخت شیشه ای تنها عناصر لطیف و دلنشین فیلم از آغاز تا  دقیقه چهاردهم هستند و با عبور زن از میان آنها و تعقیب شاپرک، گویی ارتباط زن با زندگی و کابوسهای پیشینش به یکباره گسسته میشود. دوربین پاهای زن که بر روی فرش آبی رنگ گام بر میدارد و ازمیان پایه های میزها میگذرد را تعقیب میکند. زن هماهنگ با موسیقی و به شیوه ای آیینی گام بر میدارد. مانند عروسی که از میان نیمکت های کلیسا، بسوی جایگاه عقد به پیش میرود. حالا فقط شاپرک را میبینیم ( از زاویه دید زن) که بسوی منبع نوری که هر لحظه شدیدتر میشود پرواز میکند و نهایتا شاپرک به منبع نور که نورافکن بسیار قوی و پرنوری است برخورد میکند و بال بال میزند .حالا زن دیگر مرگ را ، یا رهایی را، پذیرفته است و به استقبال نور میرود.در فضای سفید رنگ و مه آلود، کم کم اندام شاپرک به اندام زنی با بالهای پروانه وار استحاله میشود و تصویر<strong> </strong>فید اوت میشود. نمای پایانی فیلم،<strong> </strong>تیلت از آسمان ابری به پایین و به درختان جنگل است در حالی که در دوردستها روشنایی آغازین صبح خودنمایی میکند.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/061.JPG" title="061.JPG">                                                                                  <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/061.JPG" alt="061.JPG" /></a></p>
<p>دوست داشتم که از تکنیک و پردازش تصاویر هم صحبت کنم.اما فکر میکنم که صحبت کردن در این مورد بحثی جداگانه و حرفه ای را می طلبد.در مجالی دیگر و <strong>شاید وقتی دیگر&#8230;</strong></p>
<p>در پایان میپردازم به شناسنامه فیلم و لیستی از جوایزی که این فیلم درخشان تا کنون نصیب خود کرده است.</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<dl>
<dt>
<p align="left"><strong>story and direction</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Chris Lavis  &amp;  Maciek Szczerbowski<br />
of Clyde Henry Productions</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>special visual effects</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Jason Walker</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>puppets, sets, animation</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Chris Lavis  &amp;  Maciek Szczerbowski</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>choreography</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Laurie Maher</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>digital compositing</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Peter George</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>production assistance</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Kim Billing</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Nikki Woolsey</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Jonathan McCurley</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Eric Goulem</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>costumes</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Lea Carlson</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Laurie Maher</p>
</dd>
<dt>
<p align="left">character models</p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Laurie Maher</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Eric Goulem</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Tao Jiang</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Terry Yasunaka</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Maciek Szczerbowski</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Chris Lavis</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>sound design, foley</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">David Bryant</p>
</dd>
<dt>
<p align="left">music direction</p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Jean-Frédéric Messier</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">David Bryant</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">&nbsp;</p>
</dd>
</dl>
<p align="right"><strong>جوایز</strong></p>
<p align="left"><strong>Yoram Gross Award for Best Animation- with cash prize of 1,250$ AUD/</strong>Sydney,  Australia</p>
<p align="left"><strong>Special Jury Prize/</strong>Genzano,  Italy</p>
<p align="left"><strong>Jury Prize for Best Design/</strong>Tallinn,  Estonia</p>
<p align="left"><strong>Special Mention/</strong>Berlin,  Germany</p>
<p align="left"><strong>Grand Prize ex-aequo with &#8220;The Pearce Sisters&#8221; directed by Luis Cook- cash prize of 2000 euros/</strong>Espinho,  Portugal</p>
<p align="left"><strong>Alves Costa Prize/</strong>Espinho,  Portugal</p>
<p align="left"><strong>First Prize- Best Short Film with a cash prize of 9000 euros/</strong>Cordoba,  Spain</p>
<p align="left"><strong>Best Animation</strong><br />
<span class="fest">New York City Short Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>NFB Prize for Best Short Film- with a contribution of $1,000 towards next film (ex aequo with Dust Bowl Ha! Ha! by Sébastien Pilote)</strong><br />
<span class="fest">The Festival du Nouveau Cinéma Montréal</span></p>
<p align="left"><strong>Movieola Best Short Award</strong><br />
<span class="fest">Calgary International Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>Best Narrative Short Animation under 35 minutes</strong><br />
<span class="fest">International Animation Festival/</span>Ottawa,  Canada</p>
<p align="left"><strong>Best Canadian Short</strong><br />
<span class="fest">Atlantic Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>Best Animation Award &#8211; First Place &#8211; with a cash prize of 2,000$US</strong><br />
<span class="fest">International Festival of Short Films/</span>Palm Springs,  USA</p>
<p align="left"><strong>C.O.R.E. Digital Pictures Award for Best Animated Short &#8211; with a cash prize of $5,000</strong><br />
<span class="fest">Worldwide Short Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>Petit Rail d&#8217;Or for Best Short Film &#8211; given by a group of cinephiles railwaymen (Semaine de la Critique)</strong><br />
<span class="fest">International Film Festival/</span>Cannes,  France</p>
<p align="left"><strong>Canal+ Award for Best Short Film &#8211; with a one month stay at the Moulin d&#8217;Andé and 6,000Euros support in equipment for the shooting. (Semaine de la critique)/</strong>Cannes,  France</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right"><strong>مهبد بذرافشان </strong></p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/' addthis:title='مادام توتلی پوتلی' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>27</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شتر مرغی بنام بیوولف</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Nov 2007 12:08:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=289</guid>
		<description><![CDATA[                             حتما شما هم آن ضرب المثل معروف را شنیده اید که میگویند بیچاره شتر مرغ، که نه شتر است و نه مرغ!&#8230;حالا حکایت فیلمی است بنام بیو ولف ، ساخته کارگردان مطرحی بنام رابرت زمه کیس Robert Zemeckis. من واقعا در حیرتم که چطور کسی میتواند شاهکارهایی چون چه کسی برای راجر رابیت پاپوش [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/' addthis:title='شتر مرغی بنام بیوولف' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/wintermovies_beowulfh2.jpg" title="wintermovies_beowulfh2.jpg">                                                                                                                                           <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/wintermovies_beowulfh2.jpg" alt="wintermovies_beowulfh2.jpg" /></a></p>
<p>حتما شما هم آن ضرب المثل معروف را شنیده اید که میگویند بیچاره شتر مرغ، که نه شتر است و نه مرغ!&#8230;حالا حکایت فیلمی است  بنام<strong> <font color="#ff0000">بیو ولف</font> </strong><br />
<span style="font-weight: bold"></span> ، ساخته کارگردان مطرحی بنام<font color="#ff0000"> <strong>رابرت زمه کیس </strong></font> <strong>Robert Zemeckis</strong>. من واقعا در حیرتم که چطور کسی  میتواند شاهکارهایی چون<font color="#ff0000"><strong> چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت</strong></font> ،<font color="#ff0000"><strong> فارست گامپ</strong></font> و یا حتی سه گانه های<font color="#ff0000"><strong> بازگشت به آینده </strong></font>را خلق کند، و بعد برسد به آش درهم جوشی مانند<strong> بیوو ولفBeowulf</strong>؟!!دیروز به یمن دزدان محترم سینمایی، یکی از نسخه های فیلمبرداری شده از روی پرده سینمای<strong> بیوولف </strong>را دیدم. باور کنید که کمتر از نیمی از فیلم را نتوانستم تحمل کنم . داستانی اسطوره ای و قدیمی که میتوانست یک فیلم جذاب باشد، تبدیل شده است به ترکیبی احمقانه و پر رنگ و لعاب از <font color="#000080"><strong>۳۰۰</strong></font>، <strong><font color="#ff0000">sin city</font> ، <font color="#ff0000">Capitan sky</font></strong> و چه میدانم دهها فیلم متظاهرانه ای که به یمن تکنولوژی و جلوه های خیلیی خیلی ویژه !!!کرور کرور ملت را به سینماها میکشانند. اگر مساله فقط  این بود که<strong> بیوولف </strong>فیلمی شناخته میشد که با ریخت و پاشهای آنچنانی از انواع و اقسام ترفند های سینمایی بخصوص موشن کپچر استفاده کرده، غمی نبود. اما داستان آنجایی غیر قابل تحمل میشود که آقایان محترم، <strong>بیوولف </strong>را در رده بندی انیمیشن میگنجانند و گند کار را تا آنجا بالا میاورند که حتی آنرا برای بخش بهترین انیمیشن بلند به اسکار معرفی میکنند!!! من واقعا مانده بودم که چه چیزی باعث میشود که یک نمایش درجه سه هالیوودی پر از جلوه های ویژه را انیمیشن خطاب کنیم؟ اگر <strong>بیوولف </strong>انیمیشن است پس سرکار خانم<strong> آنجلینا جولی</strong> و جنابان<strong> آنتونی هاپکینز </strong>و<strong> ری وینستون</strong> آن وسط چه کاره اند؟( البته واضح است که حضور خانم <strong>جولی </strong>کاملا درخشان و دیدنی بوده است!) و اگر فیلم است پس این قرار گرفتن در گروه انیمیشن ( که تقریبا در تمام سایتهای اینترنتی به آن اشاره شده) دیگر چه صیغه ایست؟آیا لازم است که در تعریف انیمیشن بازنگری کنیم؟ آیا<strong> موشن کپچر</strong> همان انیمیشن است؟ اگر موشن کپچر را برابر با انیمیشن بدانیم، پس انیماتور در این میان نقش هویج را ایفا میکند!!! کارگردان که کار خودش را انجام میدهد. بازیگر حرفه ای هم که از تمام توان و استعدادش مایه میگذارد. بازی بازیگر هم که توسط سیستم موشن کپچر به کاراکتر سه بعدی منتقل میشود. پس کار تمام است دیگر. رویای <font color="#ff9900"><strong>انیمشن در سه سوت</strong></font> به واقعیت پیوست. انیماتورهای محترم هم تشریفشان را ببرند و کشکشان را بسابند. باز اگر استفاده از موشن کپچر منحصر به مواردی مانند<strong> <font color="#ff0000">happy feet</font></strong> ،<strong> <font color="#ff0000">سولار اکسپرس</font> </strong>یا <font color="#ff0000"><strong>فاینال فانتزی </strong></font>میشد هنوز قابل تحمل بود. چون چه بخواهیم یا نخواهیم ،<strong> سولار اکسپرس </strong>و<strong> فاینال فانتزی </strong>علیرغم تمام تلاش احمقانه شان برای نزدیک شدن به فیلم زنده ، هنوز انیمیشن هستند.به انیمیشن هایی مانند <strong>happy feet</strong> هم میتوان مدال افتخار برای استفاده بجا و زیرکانه از موشن کپچر را داد&#8230;اما <strong>بیوولف</strong>؟؟!واقعا نمیدانم که <strong>بیوولف </strong>را تصویری از آینده انیمیشن بدانم یا سینما؟ هرکدام که باشد دردناک و غم انگیز است.</p>
<p>*******************************************************************************</p>
<p><font color="#ff6600"><strong>مارک مایرسون</strong></font>   <strong>Mark Mayerson</strong> از وبلاگ <font color="#ff0000"><strong>Mayerson on Animation</strong></font> نقدی بر بیوولف نوشته که خواندنی است . خودتان قضاوت کتید:</p>
<p>بیوولف فیلم ضعیفی است که موشن کپچر و جلوه های ویژه سه بعدی مانع از این میشوند که بیشتر بینندگان پی به تهی بودن آن ببرند. رابرت زمه کیس بقدری درگیر دوربینش بوده است که از کاراکترهایش غافل شده است. بعضی ها ممکن است به اشتباه تصور کنند که استفاده زمه کیس از موشن کپچر به دلیل تلاش او برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به واقع گراییست. اما این طرز تفکر اشتباه است. موشن کپچر در دستان زمه کیس فقط ابزاری بوده است برای کنترل هرچه بیشتر بر مراحل تولید فیلم. و متاسفانه این کارگردان درجه دو حتی کنترل درست و حسابی هم بر فیلمش نداشته!  تصورش را بکنید که زمه کیس با نهایت وسواس و ریز نگری به منافذ پوست ، موها و اجزای بدن کاراکترهای سه بعدیش پرداخته اما فکری به حال نحوه تنفس آنها و بخاری که قانونا باید از دهان آنها ،هنگامی که در میان برف و سرما ایستاده اند بیرون بیاید نکرده است! بیوولف داستان مردان قدرتمندیست که در برابر شیطان قرار میگیرند اما نمیخواهند به شکستشان اعتراف کنند. این داستان میتوانست دستمایه یک درام قوی قرار گیرد اما فیلم نتوانسته از حد یک اجرای دبیرستانی از نمایش <strong>مکبث </strong>بالاتر برود. زمه کیس به دو دلیل از موشن کپچر استفاده کرده است: نخست برای پرهیز از استفاده از لوکیشن های واقعی و دوم برای تسلط و کنترل بهتر بر دوربین و فیلمبرداری( در کل برای پایین اوردن هزینه) و متاسفانه هیچ کدام از این اهداف در خدمت کیفیت فیلم قرار نگرفته اند!</p>
<p>لوکیشن به بازیگر کمک میکند که بهتر بازی کند. لوکیشن به بازیگر اطلاعات مفید میدهد. فیلم کلاسیک <font color="#ff0000"><strong>لورنس عربستان </strong></font>  <span style="font-weight: bold">Lawrence of Arabia</span> را در نظر بگیرید.  این فیلم  اگر تماما در استودیو فیلمبرداری میشد ، هرگز اینچنین ماندگار و جاودانه نمیشد. مگر اینکه بخواهید بگویید که گرمای صحرا،  وسعت و گستره دید بیابان و ماسه های رونده ای که به درون هر  شکاف و روزنه ای نفوذ میکنند هیچ تاثیری بر بازی بازیگران نداشته اند! اما حالا بازیگران بینوای فیلم بیوولف باید در برابر پرده سبز احساس کنند که در یک قلعه قرون وسطایی انگلیسی هستند! و همه اینها برای چه؟ برای اینکه زمه کیس میخواسته تسلط بهتری بر صحنه داشته باشد.!!!<br />
زمه کیس بیش از یک دانشجوی سال اول رشته سینما مسحور و شیفته کاراکترهای سه بعدی و حرکات  عجیب و غریب دوربین شده است. او نمیتواند از پرتاب کردن اجزای مختلف تصویر به سمت تماشاگر و یا حرکات طولانی دوربین به سمت یک هدف ( گاهی به طول چندین مایل) خودداری کند. بطور کلی دوربین همه جا مثل یک ناظر خارجی و یک مراقب عمل میکند تا جزئی از فیلم. بیشترین آزار دهندگی این حرکات دوربین در زمانی صورت میگیرد که بین بیوولف و <strong> گرندل</strong><strong>Grendel</strong> ، درحالیکه برهنه هستند، نبرد آغاز میشود. زمه کیس بقدری مشغول طراحی حرکات دوربین، به نحوی که اندامهای برهنه قهرمانان فیلم پوشیده بمانند بوده، که به بیننده اجازه نمیدهد روحا درگیر این صحنه نبرد بشود. در صحنه ای از نبرد، اندام تناسلی بیوولف در پشت شمشیری که در زمین فرو رفته از دید تماشاگر پنهان میماند! و نتیجه؟ هرهر خنده نوجوانان ۱۲ ساله ای که پایینترین حد مخاطب سنی فیلم هستند و قرار است که از دیدن این صحنه نبرد بر خود بلرزند!!!</p>
<p>زمانی که در مورد موشن کپچر و موفقیت این سیستم در فیلم بیوولف صحبت میشود ، بیش از پیش درمیابیم که بحث بیهوده ای را در پیش گرفته ایم. در حالیکه جلوه های ویژه فیلم برای بیننده ای که درگیر دیدن خون و ناله و هیولاهای ترسناک بر پرده است بی عیب ونقص جلوه میکند، نمیتوان چشم را بر این واقعیات بست که بیوولف یک فیلم ابلهانه است، کاراکتر ها ساده لوح هستند، درام اصلا بیننده را با خود همراه نمیکند ، فیلم پر است از اشتباهات فاحش تصویری و کارگردانی آنچنان زمخت است که تمام جلوه های ویژه دنیا هم نمیتوانند فیلم را از حد متوسط بالاتر بیاورند. فقط مقایسه کنید صحنه های نبرد این فیلم را با صحنه نبرد <font color="#ff0000"><strong>لارنس الیویه Olivier</strong></font>در فیلم<font color="#ff0000"> <strong>هنری پنجم </strong></font><span style="font-weight: bold">Henry V</span>، مقایسه کنید با صحنه های نبرد در<strong> <font color="#ff0000">ارباب حلقه ها</font> </strong><span style="font-weight: bold">Lord of the Rings</span>، مقایسه کنید با صحنه های نبرد در<font color="#ff0000"> <strong>الکساندر نوسکی </strong></font><span style="font-weight: bold">Alexander Nevsky</span>اثر<font color="#ff0000"><strong> آیزنشتاین</strong> </font>، مقایسه کنید با شخصیت های محکم و کامل<font color="#ff0000"><strong> شین </strong></font> <span style="font-weight: bold">Shane </span>اثر<font color="#ff0000"> </font><strong><font color="#ff0000">جورج استیونس </font>George Stevens</strong>&#8230; در هر مقایسه ای که انجام بدهید،بیوولف یک سقوط کامل است.</p>
<p>بحثهای زیادی بر سر این موضوع درگرفته است که آیا بیوولف یک انیمیشن است یا خیر؟ آیا این فیلم واجد شرایط لازم برای اسکار بهترین فیلم انیمیشن هست یا نه؟ بگذارید دیگران به بحث های جنون آمیزشان ادامه دهند. اصلا مهم نیست. آنچه که مهم است این است که فیلمی مانند بیوولف، خواه انیمیشن باشد یا فیلم زنده، ارزش تلف کردن وقت را ندارد. تکنیک و نوآوری هرگز کافی نیستند.من از یک فیلم بسیار بیشتر از سوراخهای پوست، حرکات عجیب دوربین و نیزه هایی که به سمت دماغم پرتاب میشوند انتظار دارم. فیلم باید روح و جسم داشته باشد و بیوولف هیچکدام را ندارد.</p>
<p>مترجم: مهبد بذرافشان</p>
<p>منبع: <a href="http://mayersononanimation.blogspot.com">http://mayersononanimation.blogspot.com </a></p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/' addthis:title='شتر مرغی بنام بیوولف' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>the district</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Oct 2007 22:41:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=181</guid>
		<description><![CDATA[                        مدتی بود که در جستجوی انیمیشن هایی بودم که رتتویی و شرک و وال ئی و خانه هیولا نباشند!!! بقول از ما بهتران دنبال یک چیزcult میگشتم ! چیزی متفاوت &#8230;میدانستم که چنین انیمیشنها و فیلمهایی را باید بیشتردر اروپا جستجو کرد. اینترنت را زیر و رو میکردم که به تصاویری از یک فیلم [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/' addthis:title='the district' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district02.jpg" title="district02.jpg">                                                                                       <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district02.jpg" alt="district02.jpg" /></a></p>
<p>مدتی بود که در جستجوی انیمیشن هایی بودم که <strong>رتتویی</strong> و<strong> شرک</strong> و<strong> وال ئی </strong>و<strong> خانه هیولا </strong>نباشند!!! بقول از ما بهتران دنبال یک چیز<strong>cult</strong> میگشتم ! چیزی متفاوت &#8230;میدانستم که چنین انیمیشنها و فیلمهایی را باید بیشتردر اروپا جستجو کرد. اینترنت را زیر و رو میکردم که به تصاویری از یک فیلم انیمیشن ظاهرا مجارستانی برخورد کردم. فیلمی بنام <strong><font color="#ff6600">Nyócker</font> </strong>که ترجمه انگلیسی آن میشود:<strong> </strong><strong><font color="#ff0000">The District</font> </strong>و میتوان آنرا به فارسی<strong> محله </strong>یا <strong>بلوک </strong>ترجمه کرد<strong> . </strong>ابتدا فقط ماهیت نفس گیرعکسها بود که توجه مرا جلب کرد. بعد که تکه هایی از فیلم را در<strong> youtube</strong> دیدم و نقدهایی در مورد آن خواندم  متوجه شدم که با فیلم انیمیشنی بسیار فراتر از آن چیزی که در جستجویش بودم روبرو شده ام. هنوز فیلم را بطور کامل ندیده ام .البته در جستجویش هستم اما اگر از بین شما دوستان کسی هست که این فیلم را دیده باشد یا در اختیار داشته باشد، ما را فراموش نکند&#8230;التماس دعا داریم <img src='http://www.todayanimation.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </p>
<p><font color="#ff0000"><strong>تذکر:</strong></font> دیدن این فیلم برای افراد زیر <strong><font color="#ff0000">۱۶</font></strong> سال مجاز دانسته نشده. به همین دلیل من هم از قرار دادن لینک کلیپ های <strong>youtube</strong>  در اینجاخودداری کردم . واضح است که جستجو و دیدن این کلیپ ها برای همه امکان پذیر است. من فقط از قانون ننوشته ای که برای این وبلاگ دارم پیروی کردم وگرنه، نه من معلم اخلاق هستم و نه دیدن چنین فیلمی را بی اخلاقی میدانم.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district03.jpg" title="district03.jpg">                                                <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district03.jpg" alt="district03.jpg" /></a></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#ff0000"><strong>The Distric (2004-Hungary)</strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Directed by:<font size="2"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif">Áron                  Gauder</font></font></strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Producer : <font size="2"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif">Erik                  Novák</font></font></strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Animation : <font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Igor                  Bóka</font></strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Lay out : <font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Szabolcs                  Pálfi</font></strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#ff0000"><strong>جوایز و حضور بین المللی: </strong></font></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the best animated feature award at <a href="http://krokfestival.com/?ver=eng">KROK</a>            festival in Ukraine</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the best animated feature award at <a href="http://www.awn.com/ottawa/" target="_blank">Ottawa            AIFF</a>, the largest animated event in North America</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the Grand Prix of <a href="http://www.cine.hu/district/www.sicaf.or.kr/Eng/intro/intro.php" target="_blank">SICAF</a>,            aka Seoul International Cartoon and Animation Festival</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the <a href="http://www.annecy.org/home/index.php?Page_ID=2&amp;" target="_blank">Annecy</a>            Cristal for the best animated feature</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Director            Aron Gauder was awarded the Cross of Merit of the Republic of Hungary</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">selected to Forum of Independents in <a href="http://www.iffkv.cz/?lang=en" target="_blank">Karlovy            Vary</a></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Over 79,000            admissions in Hungary</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">making a successful debut in Helsinki at <a href="http://www.hiff.fi/" target="_blank">Helsinki            International Film Festival</a></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">raised considerable interest in <a href="http://www.e.bell.ca/filmfest/" target="_blank">Toronto</a>            at its North American premiere</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">met a charming audience in <a href="http://www.cine.hu/district/www.copenhagenfilmfestival.com/" target="_blank">Copenhagen</a></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="right">                                                                              <a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district05.jpg" title="district05.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district05.jpg" alt="district05.jpg" height="383" width="290" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#ff0000"><strong>داستان فیلم:</strong></font> بچه های<strong> محله </strong>در محیطی بزرگ میشوند که هر روز شاهد جنگ و خشونت و عداوت میان والدین کولی، مجار،عرب و چینی تبارشان هستند. <strong>ریچی </strong>جوانترین عضو خاندان <strong>لاکاتوس </strong>، در جستجوی راهیست برای برقراری ارتباط با خانواده<strong> سوربا </strong>(بخصوص دختر جوانشان<strong> جولز</strong>). او بزودی در میابد که بهترین راهی که میتواند خشونتها را پایان دهد و بین خانواده ها ارتباط برقرار کند پول و ثروت است و بهترین روش رسیدن به پول نیز دستیابی به منابع زیر زمینی نفت است! در نتیجه او و سایر بچه ها از طریق سفری از درون زمان،به زمانی در هزاران سال پیش بازمیگردند و منابع عظیم نفت را در مکانی که هم اکنون<strong> محله </strong>قرار دارد کشف میکنند. آنها به زمان حال سفر میکنند و استخراج نفت آغاز میشود. با استخراج نفت و بدست آوردن پول، ظاهرا بسیاری از مشکلات و خشونتهای<strong> محله </strong>کاهش میابد، اما در عوض توجه دیگران و محافل بین المللی نیز به <strong>محله </strong>جلب میشود&#8230;.</p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#ff0000"><strong>نقدی بر</strong> </font><font color="#ff0000"><strong>فیلم:</strong><font color="#000000"> به گفته تهیه کننده </font></font><font color="#000000"><strong>The Distric</strong></font><font color="#ff0000"><font color="#000000">، این فیلم نخستین انیمیشن بلند محصول مجارستان،از سال ۱۹۸۶ تا کنون است. فیلم به لحاظ سبک بصری نزدیک است به انیمیشنهایی چون : </font></font><strong>South Park, Angela Anaconda</strong> و<strong>Appleseed</strong> یعنی عمدتا ترکیبی از تکنیک کات اوت وبا استفاده از نرم افزار های سه بعدی و دو بعدی .تصاویر فیلم سرشار از جزئیات است ، به نحو حیرت انگیزی یادآور نقاشی های اکسپرسونیستی است و فیلمی است که به سادگی میتوان به آن لقب <strong>درخشان</strong> را داد. فیلمی است بسیار پرحرکت ، جاه طلبانه و صاحب سبک (<strong>و تمام این خصوصیات با هزینه ای حدود نیم میلیون دلار-هالیوودی ها دقیقتر گوش کنند!!!</strong>) . فیلم  ازداستان<strong> رومئو و ژولیت شکسپیر</strong>، اقتباسی مجارستانی ارائه میدهد و با نگاهی نیمه جدی-نیمه شوخی، و با همراهی قطعاتی از موسیقی هیپ هاپ، به هجوجامعه ای میپردازد که پر است از آدمکشان، روسپیان، دلالان محبت و بزهکاران.</p>
<p dir="rtl" align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district07.jpg" title="district07.jpg">                                       <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district07.jpg" alt="district07.jpg" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right"> <font color="#000000"><strong>The Distric</strong></font> به زندگی دو خانواده بزهکار ساکن در محله ای مختلط از نژادهای مختلف میپردازد که در راه مبارزه با فقری که گریبانگیرشان است، به کشتار یکدیگر میپردازند. پسر یک خانواده عاشق دختر خانواده دیگر است. راهی که برای رسیدن به عشقش در پیش دارد بسیار روشن است: <strong>تو اول باید ثروتمند بشی . وقتی ثروتمند شدی صاحب قدرت میشی . قدرتمند که شدی اونوقت دختره مال توئه.</strong>&#8230; پسر برای رسیدن به هدف سایر بچه های محله را جمع میکند و تیمی تشکیل میدهد. او نقشه ای دارد:</p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۱- ماشین زمان را اختراع کند.</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۲-به زمان ماقبل تاریخ سفر کند.</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۳- تعداد زیادی ماموت را شکار کند و جسد آنها را در محلی که هم اکنون محله قرار دارد دفن کند</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۴- به زمان حال بازگردد و نفت را استخراج کند</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۵-وارد دنیای شرکت های نفتی بشود و ثروتمند شود. </strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right">نقشه آنها به نحو غیر منتظره ای با موفقیت روبرو میشود. پسر که داستان <strong>رومئو و ژولیت </strong>را خوانده نمیخواهد که پایان راه او و دختر محبوبش چیزی شبیه به تراژدی<strong> شکسپیر </strong>باشد. در نتیجه ۲۰% از کل درآمد حاصل از استخراج نفت را صرف بهبود وضعیت اجتماعی محله میکند و خانواده خودش و خانواده دختر را شریک تجاری یکدیگر میکند. همه چیز به خوبی پیش میرود اما دنیای خارج از محله شاهد رشد یک رقیب نفتی بزرگ در مجارستان است. پرزیدنت<strong> بوش </strong>و سایر روسای جهان چنین رقیبی را نمیخواهند و دورنمای یک جنگ هسته ای در افق نمایان میشود.</p>
<p dir="rtl" align="right"> <font color="#000000"><strong>The Distric </strong>یک انیمیشن هنجار شکن است.انیمیشنی است که بوضوح برای بزرگسالان ساخته شده. برهنگی را فراتر از آنچه که از یک فیلم انیمیشن انتظار میرود به نمایش میگذارد و زبان فیلم نیز عامیانه و پر ازهتاکی است ( در عوض خشونت در فیلم تا حد زیادی تعدیل شده). فیلمی است سیاسی که بطورآشکار ضد امریکایی و ضد سیاست های دولت های قدرتمند است و همزمان نیز به سیاستمدارهای مجارستانی نیز حمله میکند( اگرچه که صورت سیاستمداران داخلی را بصورت محو و پیکسله شده به نمایش میگذارد) وآنان را به عنوان جنایتکار معرفی میکند.کارگردان ترسی از اینکه چهره هایی چون <strong>جورج بوش</strong>،<strong> ولادیمیر پوتین</strong>،<strong> پاپ </strong>و<strong> بن لادن </strong>را به بازی بگیرد نداشته. لحن فیلم به استثناء سکانس ماشین زمان و زمانی که پای پلیسهای خرفت و مکار به داستان باز میشود، لحنی است جدی و حتی طنز ها هم تلخ و جدی به نظر میرسند( ممکن است که بسیاری از شوخی های کلامی در دوبله کمرنگ شده باشند).<strong> محله </strong>فیلمی است که ارزش بیش از یکبار دیدن را برای کسانی که در جستجوی انیمیشن های متفاوت هستند دارد. و مسلما ارزش اینرا دارد که به انتظار فیلمهای بعدی کارگردان این فیلم بنشینیم.</font></p>
<p dir="rtl" align="right">مترجم: مهبد بذرافشان</p>
<p dir="rtl" align="right">منابع: <a href="http://twitchfilm.net/archives/003523.html">http://twitchfilm.net/archives/003523.html</a></p>
<p dir="rtl" align="right">         <a href="http://www.cine.hu/district">http://www.cine.hu/district </a></p>
<p dir="rtl" align="right">               <a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district08.jpg" title="district08.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district08.jpg" alt="district08.jpg" /></a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district09.jpg" title="district09.jpg">             <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district09.jpg" alt="district09.jpg" /></a><br />
<a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district10.jpg" title="district10.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district10.jpg" alt="district10.jpg" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="left">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<table border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" height="13" width="39">
<tr>
<td align="left" width="201">&nbsp;</td>
<td align="left" width="199">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
</table>
<p align="left">&nbsp;</p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/' addthis:title='the district' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>The New Gulliver</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 21:53:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=100</guid>
		<description><![CDATA[تقریبا همه ما میدانیم که سفید برفی و هفت کوتوله ، نخستین فیلم بلند انیمیشن هالیوودی بود. بعضی از ما میدانیم که ماجرا های شاهزاده احمد-۱۹۲۶ به کارگردانی لوته رینیگر Lotte Reiniger آلمانی ، احتمالا نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ سینماست . اما احتمالا بسیاری از ما نمیدانستیم که فیلم The New Gulliver-1935 ساخته الکساندر [...]<div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/' addthis:title='The New Gulliver' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="right">تقریبا همه ما میدانیم که <strong>سفید برفی و هفت کوتوله</strong> ، نخستین فیلم بلند انیمیشن هالیوودی بود. بعضی از ما میدانیم که ماجرا های <strong>شاهزاده احمد-۱۹۲۶</strong> به کارگردانی<strong> لوته رینیگر </strong> <strong>Lotte Reiniger</strong> آلمانی ، احتمالا نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ سینماست . اما احتمالا بسیاری از ما نمیدانستیم که فیلم  <strong>The New Gulliver-1935</strong>  ساخته <strong>الکساندر توشکو Alexander Ptushko</strong> روسی، نخستین فیلم بلند به شیوه <strong>پاپت</strong> در طول تاریخ است  این فیلم ۶۸ دقیقه ای ، بر اساس  نقد های موجود، فیلمی نیست که بتوان آنرا به آسانی تا به آخر تحمل کرد. تقریبا هیچ اثری از نقد سیاسی <strong>جاناتان سویفت</strong> (نویسنده رمان<strong> سفرهای گالیور</strong>) از کاپیتالیسم حاکم بر انگلیس قرن هجدهم تحت حکومت جورج سوم، که جانمایه کتاب سفرهای گالیوراست ، در فیلم <strong>The New Gulliver</strong> دیده نمیشود. برعکس ، کارگردان در این فیلم یک بیانیه مارکسیستی مطابق با شرایط سیاسی آن روزگار در شوروی سابق صادر کرده است. <strong>The New Gulliver</strong> ترکیبی است از فیلم زنده و تکنیک<strong> پاپت </strong>. داستان فیلم از این قرار است:<strong> پیتر</strong>، پسر نوجوان به خواب میرود و زمانیکه از خواب بیدار میشود متوجه میشود که توسط عروسکهایش به زمین  بسته شده است. و به این ترتیب او وارد ماجراهایی میشود که از کتاب<strong> </strong>سفرهای گالیور جاناتان سویفت<strong> </strong>الهام گرفته شده است .</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-3.jpg" title="_new-gulliver-3.jpg">                                                    <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-3.jpg" alt="_new-gulliver-3.jpg" /><br />
</a></p>
<p dir="rtl" align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-2.jpg" title="_new-gulliver-2.jpg">                                             <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-2.jpg" alt="_new-gulliver-2.jpg" /></a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-1.jpg" title="_new-gulliver-1.jpg">                                                                     <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-1.jpg" alt="_new-gulliver-1.jpg" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<div style="text-align:left; margin: 0px 0px 0px 0px;" ><a href="http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/?pfstyle=wp" style="text-decoration: none; outline: none; color: #55750C;"><img class="printfriendly" src="http://cdn.printfriendly.com/pf-button-both.gif" alt="PrintFriendly" /></a></div><div class="addthis_toolbox addthis_default_style addthis_32x32_style" addthis:url='http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/' addthis:title='The New Gulliver' ><a class="addthis_button_preferred_1"></a><a class="addthis_button_preferred_2"></a><a class="addthis_button_preferred_3"></a><a class="addthis_button_preferred_4"></a><a class="addthis_button_compact"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

