<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انیمیشن امروز &#187; نقد</title>
	<atom:link href="http://www.todayanimation.com/category/%d9%86%d9%82%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.todayanimation.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Sep 2010 00:01:57 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مصاحبه با کنراد ورنون کارگردان &quot; هیولاها در مقابل بیگانگان&quot;</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1388/01/800/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1388/01/800/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 20:39:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=800</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره بعد از یک دوره ی چهارده روزه ی تعطیلات مشقت بار توام با بیماری و خستگی ، امروز تصمیم گرفتم که نخستین مطلب سال ۸۸ را منتشر کنم. فیلم &#8221; هیولاها بر علیه بیگانگان Monsters vs. Aliens&#8220;  آخرین کار استودیوی دریم ورکز به تازگی اکران شده است و بر اساس اخبار، از موفقیت در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره بعد از یک دوره ی چهارده روزه ی تعطیلات مشقت بار توام با بیماری و خستگی ، امروز تصمیم گرفتم که نخستین مطلب سال ۸۸ را منتشر کنم. فیلم &#8221; <span style="color: #ff0000;"><strong>هیولاها بر علیه بیگانگان</strong></span> <strong><em>Monsters vs. Aliens</em></strong>&#8220;  آخرین کار استودیوی <strong>دریم ورکز</strong> به تازگی اکران شده است و بر اساس اخبار، از موفقیت در گیشه نیز برخوردار بوده است. به همین مناسبت مصاحبه ای را که سایت <a href="http://animated-views.com"><strong>Animated Views</strong></a> با کارگردان این فیلم ، <strong><span style="color: #ff6600;">کنراد ورنون</span> Conrad Vernon</strong> داشته است را انتخاب و ترجمه کردم که به دلیل طولانی بودن مصاحبه، آنرا در دو بخش تقدیم حضورتان می کنم تا خودم هم کم کم گرم بشوم و امیدوارم که بتوانم امسال نیز به روال سابق به روند ترجمه ی مطالب ادامه بدهم&#8230;</p>
<p>*******************************</p>
<p>از اسطوره ها تا سینما و از هیولاهای دریایی تا گودزیلا، هیولاها همیشه عاملی برای ایجاد ترس و وحشت از نابودی جهان بوده اند اما به تازگی و با فیلم جدید کمپانی دریم ورکز این سئوال مطرح می شود که آیا هیولاها میتوانند در نقش نجات دهندگان دنیا نیز خودنمایی کنند؟ این سئوالی است که میتوان از<strong> کنراد ورنون</strong>، خالق فیلم انیمیشن طنز آمیز و اکشن &#8221; <strong>هیولاها بر علیه بیگانگان</strong>&#8221; ، دانش اموز سابق مدرسه ی <strong>کال آرت</strong> و طراح استوری بورد انیمیشنهایی چون <strong>مورچه ای بنام زی</strong> ،<strong> شرک</strong>، <strong>راهی به الدورادو</strong> و <strong>سنباد قهرمان هفت دریا</strong> و کارگردان<strong> شرک ۲</strong> پرسید:</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 191px"><img src="http://todayanimationpix.files.wordpress.com/2009/04/conrad_vernon1.jpg?w=181&amp;h=226" alt="" width="181" height="226" /><p class="wp-caption-text">کنراد ورنون</p></div>
<p style="text-align: center;">
<p><span style="color: #800080;"><strong>چطور شد که به ایده ی ساختن این فیلم رسیدید؟</strong></span></p>
<p>- این ایده زمانی که ما با فیلم شرک ۲ در فستیوال کن بودیم شکل گرفت. در آن زمان فیلمنامه ای به من داده شد بنام <strong><em>Rex Havoc</em></strong> که در باره ی یک شکارچی هیولاها بود. من آن فیلمنامه را خواندم ولی زیاد علاقمند نشدم، اما از ایده ی اولیه ی آن خوشم آمد. در نتیجه شروع کردم به کا ر کردن بر روی یک فیلمنامه ی جدید با حال و هوای &#8221; هیولایی&#8221; که در دهه ی ۱۹۵۰ اتفاق می افتاد، چیزی شبیه به فیلمهای هیولایی &#8221; <strong>اد وود</strong>&#8221; (<em>کارگردان نه چندان موفق سینمای وحشت که تعدادی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما را به او نسبت می دهند! تیم برتون فیلمی بر اساس زندگی این کارگردان ساخته است</em>) در دهه ی پنجاه ، یعنی فیلمی که ترکیبی از تمهای ترسناک و کمیک در کنار یکدیگر باشد. سپس من شروع به گرد آوری اعضای تیمم کردم و جستجو برای شکل و شمایلی که برای هیولاهای فیلم در نظر داشتم و کمی بعد نیز دستیارم، <strong>راب لترمن Rob Letterman</strong> به ما پیوست. او به نزد <strong>جفری کاتزنبرگ </strong>رفت و گفت :&#8221; من میخواهم فیلمی با حال و هوای فیلم <em>Dirty Dozen</em> بسازم.&#8221; و جفری کاتزنبرگ پاسخ داد:&#8221; خب، تو باید کارها را با کنراد هماهنگ کنی، چرا که فیلم با ایده های او تبدیل به یک فیلم درخشان خواهد شد.&#8221; در نتیجه ما دو نفر ایده هایمان را رئی هم ریختیم و نهایتا به داستانی رسیدیم که امروز بصورت &#8220;هیولاها بر علیه بیگانگان &#8221; دیده می شود.</p>
<p><strong><span style="color: #800080;">چگونه داستانتان را بر اساس هیولاهایی که از فیلمهای علمی تخیلی ده ی پنجاه بیرون آمده بودند شکل دادید؟</span></strong></p>
<p>- دریم ورکز بودجه ی کافی در اختیار ما گذاشت تا بتوانیم هر تعداد از فیلمهایی علمی تخیلی قدیمی را که نیاز داریم بخریم و ما چیزی حدود ۱۵۰ فیلم خریدیم! تمام این فیلمها از میان فیلمهای دهه های پنجاه، شصت و یا حتی هفتاد انتخاب شده بودند و حالا ما صاحب منبعی غنی بودیم که میتوانستیم در صورت نیاز به آن مراجعه کنیم. بجز این فیلمها ، ما میدانستیم که تعداد بسیار زیادی از کاراکترها و موجودات شاخص و به یاد ماندنی وجود دارند که در فیلمهای رده ی B در سالهای پنجاه و شصت استفاده شده اند. موجوداتی از قبیل آدمهای مگس شکل ، موجوداتی که از مردابهای تیره و سیاه بیرون میامدند، گودزیلا و زنان غول آسا&#8230; و ما تصمیم گرفتیم که نسخه مخصوص به خودمان را از این موجودات ارائه بدهیم چرا که میدانستیم هنوز بسیاری از مردم میتوانند ان هیولاهای قدیمی را بخاطر بیاورند و به آنها علاقمند هستند.</p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>بعد از &#8220;کونگ فو پاندا&#8221; که از جهاتی بسیار متفاوتتر از تولیدات پیشین دریم ورکز بود، آیا می توان &#8221; هیولاها بر علیه بیگانگان&#8221; را باز گشتی به سبک و سیاق آثار قبلی دریم ورکز و طنز و شوخی هایی که بر اساس مناسبات فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرند ( مانند شرک) دانست؟</strong></span></p>
<p>- من فکر می کنم که بیش از یک روش برای ساختن طنز و شوخی وجود داشته باشد. هر زمان که شما در حال ساختن یک شوخی یا یک طنز هستید ،بدون تردید در حال ارجاع دادن آن طنز به یک موضوع بخصوص، یک نکته ی اجتماعی، یک فرد و &#8230; هستید. شرک فیلمی بود که در آن داستانها و افسانه های قدیمی و فرهنگ عامیانه به سخره گرفته می شد و ما در &#8221; هیولاها&#8230;&#8221; در حال به طنز کشیدن فیلمهای رده B و هیولاهای دهه ی پنجاه هستیم. &#8221; کونگ فو پلاندا&#8221; در نوع خود به فیلمهای کونگ فویی و رزمی اشاره می کرد، اما آنها را به طنز نمی کشید.مرز باریکی میان به طنز کشیدن و تجدید بیعت کردن وجود دارد و &#8220;کونگ فو پاندا&#8221; در واقع تجدید بیعتی بود با فیلمهای رزمی. اما به هر حال حتی زمانی که شما چیزی را به طنز می کشید، به نوعی به آن چیز تعلق خاطری دارید. شما می خواهید در قالب طنز، چیزی شبیه به موضوعی بسازید که به نوعی شما را تحت تاثیر قرار داده است و تنها کاری که شما انجام می دهید این است که آن موضوع را بصورتی خنده دار و شاید جذاب تر ارائه می دهید.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.files.wordpress.com/2009/04/13bshow600.jpg?w=450&amp;h=210" alt="" width="450" height="210" /></p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>آیا &#8220;کمپانی هیولاها&#8221; (دیزنی/پیکسار) نیز در گروه منابع الهام شما قرار می گرفت؟</strong></span></p>
<p>-قبل از هرچیز بگذارید به شما بگویم که کپی کردن یا دزدیدن ایده ها آخرین چیزی است که ما ممکن است حتی به آن فکر کنیم. اما نکته ی اساسی این است که ما در حال ساختن فیلمی در مورد هیولاها بودیم و طبیعتا به فکر &#8220;کمپانی هیولاها&#8221; نیز افتادیم و به خودمان گفتیم : &#8221; ما تمام تلاشمان را می کنیم تا کاری متفاوت و کاملا به دور از کمپانی هیولاها انجام بدهیم&#8221;. ما اصرار داریم که منحصر به فرد و صاحب سبک باشیم و چیزی را به بینندگانمان نشان بدهیم که پیش از آن ندیده باشند، این بزرگترین هدف ماست.من فکر می کنم که وقتیکه شما به هیولاهای فیلم ما و هیولاهای کمپانی هیولاها فکر می کنید به وضوح متوجه تفاوتها خواهید شد. هیولاهای فیلم ما کابوسهایی نیستند که از درون گنجه ی اتاق بچه ها به بیرون پریده باشند.</p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>علیرغم تمام ارجاعات و اشاراتی که فیلم شما به فیلمهای هیولایی دهه ی پنجاه دارد، &#8221; هیولاها بر علیه بیگانگان&#8221;  برای تماشاگران ، به شدت مدرن و امروزین جلوه می کند. چگونه به چنین توازنی دست یافتید؟</strong></span></p>
<p>- ایده ی اولیه ما در آغاز این بود که فیلم باید حال و هوای فیلمهای دهه ی پنجاه و شصت را به خاطر بیاورد، اما در عین حال ما نمی خواستیم چیزی قدیمی بسازیم. اینکه در آن سالها چه اتفاقاتی رخ می داده یا مردم چگونه لباس می پوشیدند یا چه کسانی درآن سالها آدمهای مهمی بوده اند جزء اولویتهای ما نبود. ما نمی خواستیم جزء به جزء فضای بصری دهه ی پنجاه را کپی کنیم. برعکس، من به نخستین چیزی که فکر کردم این بود که کارتونیست ها و کاریکاتوریست های ده ی پنجاه چگونه عمل می کرده اند و سبک تصویری آنها چه بوده است؟ من یکی از طرفداران پروپاقرص مجله ی کمیک <strong>MAD</strong> هستم و به خودم گفتم که مجله ی MAD میتواند منبع بسیار خوبی برای ما باشد. بنابراین ما به این مجله و چیزهای دیگری مانند پوسترهای فیلمهای وحشتناک و علمی تخیلی آن دوران مراجعه کردیم ، از آنها الهام گرفتیم اما فضای بصری و تصویری خاص خودمان را خلق کردیم. ما بسیار تحت تاثیر کارهای کارتونیست معروف Mad ، <strong>جک دیویس Jack Davis</strong> قرار گرفتیم چرا که در آثار او علاوه بر حس طنز آمیز و کارتونی بسیار قوی، روح خاصی جاریست که به شخصیتهایش حالتها و عواطف بشری و انسانی نیز می دهد و من فکر می کنم که با الهام از اثار او بود که ما توانستیم شخصیتهای انسانی مان را خلق کنیم .  عناصری مانند اتوموبیلها و کلیه مظاهر تکنولوژی در فیلم نیز ظاهری معاصر و امروزی دارند. بعنوان مثال اگر قرار بود که ما در فیلممان از کامپیوترهای رایج دهه ی شصت استفاده کنیم باید آن دستگاههای غول آسا و آن حلقه نوارهای بزرگ را به تصویر می کشیدیم و این چیزی بود که ما از آن پرهیز داشتیم. ما تاکید داشتیم که خیلی از عناصر فیلم باید چهره ای مدرن و امروزی داشته باشند. اتوموبیلها، رستورانها، ساختمانها، تکنولوژی و همه چیز باید به شما یاد اوری میکرد که در حال دیدن فیلمی معاصر هستید.</p>
<p><span style="color: #800080;"><strong>آیا شیوه ی ساخت و رندر فیلم به روش جدید ۳D ، در نحوه ی داستانگویی شما نیز تاثیر گذاشت یا ۳D تنها یک شیوه برای جذابتر کردن داستان بود؟<br />
</strong></span></p>
<p>پاسخ این است: ترکیبی از هردو. وقتی که ما برای اولین بار تصمیم گرفتیم که تصاویر را به شیوه ی ۳D رندر کنیم، من، دستیارانم، تهیه کنندگان و خود جفری کاتزنبرگ می دانستیم که ما نمیخواهیم با استفاده از تکنولوژی ۳D ، تنها باعث شویم که تصاویر روی سر تماشاچیان به پرواز در آیند و تماشاچیان فریاد واحیرتا سر دهند. ما می خواستیم این تکنولوژی را در خدمت روایت داستان بکار گیریم. از این دیدگاه، تکنولوژی تغییری در آنچه که ما میخواستیم انجام دهیم نداد. اما زمانی که ما وارد مرحله ی Pre-viz شدیم ،از خودمان پرسیدیم:&#8221; بسیار خوب، آیا این تصاویر واقعا داستان ما را بهتر و سیالتر از آنچه که پیش از این بوده به نمایش در خواهند آورد؟ آیا داستانگویی ما را تحت تاثیر قرار نخواهند داد و آنرا تخریب نخواهند کرد؟&#8221; در نتیجه ما تصمیم گرفتیم که این تکنولوژی را بصورت یکنواخت در فیلم استفاده نکنیم. صحنه هایی را طولانی تر گرفتیم، در به جلوه در آوردن سه بعدی برخی نما ها تاکید بیشتری کردیم و در بعضی نما ها از این تکنولوژی بصورت نامحسوس تر استفاده کردیم و در واقع آنرا در خدمت پردازش داستان بکار گرفتیم.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://todayanimationpix.files.wordpress.com/2009/04/2009_monsters_vs_aliens_010.jpg?w=162&amp;h=224" alt="" width="162" height="224" /></p>
<p><strong>پایان قسمت اول</strong></p>
<p><strong>مترجم: مهبد بذرافشان</strong></p>
<p>منبع: <a href="http://animated-views.com">http://animated-views.com</a></p>
<p><span style="color: #333399;"><strong>بعد از تحریر : آقای مجید داوودی عزیز در کامنتی چنین نوشته اند :</strong></span></p>
<p><strong>فکر می کنم «هیولا در مقابل بیگانگان» برداشت صحیح تری از عنوان «Monsters Vs. Aliens» باشد… چون در این انیمیشن بیگانگان به شهر حمله می کند و هیولاها در مقابل آنها جبهه گیری می کنند… در حالی که به کار بردن کلمه ی «علیه» این معنا را در ذهن خواننده ایجاد می کند که هیولا ها به جنگ بیگانگان می رودند و این خلاف داستان فیلم است…</strong></p>
<p><span style="color: #333399;"><strong>با تشکر از آقای داوودی و به پیشنهاد ایشان ، عنوان مطلب را از &#8221; عیولاها بر علیه بیگانگان&#8221; به &#8221; هیولاها در مقابل بیگانگان&#8221; تغییر می دهم. <span style="color: #333333;">۸۸/۱/۱۶</span></strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1388/01/800/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خزندگان آسمان!</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Dec 2008 09:23:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=510</guid>
		<description><![CDATA[
خزندگان آسمان The Sky Crawlers ،آخرین فیلم انیمیشن بلند مامورو اوشی Mamoru Oshi کارگردان معروف ژاپنی، اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته ی هیروشی موری Hiroshi Mori . خزندگان آسمان داستان خلبانی بنام  یوئیچی کانامی Yuichi Kannami را تعریف میکند که در واقع یک مرگباز* Kildren است:  مرگباز ها موجوداتی هستند که از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/01.jpg"><img class="size-medium wp-image-512 aligncenter" title="01" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/01-212x300.jpg" alt="" width="212" height="300" /></a></p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">خزندگان آسمان</span> <span class="fullpost"><em>The Sky Crawlers</em></span></strong> ،آخرین فیلم انیمیشن بلند <strong><span style="color: #ff6600;">مامورو اوشی</span> Mamoru Oshi</strong> کارگردان معروف ژاپنی، اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته ی <strong><span style="color: #ff6600;">هیروشی موری</span> Hiroshi Mori</strong> . خزندگان آسمان داستان خلبانی بنام  <strong><span style="color: #ff6600;">یوئیچی کانامی</span> Yuichi Kannami</strong> را تعریف میکند که در واقع یک<span style="color: #333399;"> </span><strong><span style="color: #333399;">مرگباز</span><span style="color: #ff0000;">*</span> <span class="fullpost">Kildren</span></strong> است:  مرگباز ها موجوداتی هستند که از طریق مهندسی ژنتیک متولد و ساخته میشوند، ظاهری انسانی و سن و سالی برابر با یک جوان بالغ را دارند بی آنکه واقعا در ساخت آنها ( سن) تعریف شده باشد. وظیفه ی آنها جنگیدن است و کشته شدن! <strong>روستوک</strong> و <strong>لاترن</strong> دو کمپانی هستند که در رهبری جنگی که نه آغازی دارد و نه پایان شریک هستند. آنها این جنگ را و مرگبازها را فقط برای سرگرمی! مردم به راه انداخته اند!!! یک بازی بی رحمانه و به شدت واقعی&#8230; قهرمان داستان، یعنی خلبان کانامی یوئیچی با فرمانده ی ارشد خود، <strong><span style="color: #ff6600;">کوساناگی سوئیتو </span> Suito Kusanagi</strong>، که زنی است بظاهر سرد و بی احساس دوست میشود و به تدریج که پیوند میان ایندو محکمتر می شود، کانامی یوئیچی لحظات تلخ و شیرینی را تجربه می کند و به مرور پی میبرد که در موقعیت ناخواسته ای قرار گرفته که گریزی از آن نیست&#8230;.</p>
<p>داستان آخرین فیلم مامورو اوشی، خزندگان آسمان، بیش از آن بیانگر صلح است که مناسب یک فیلم جنگی باشد. داستان فیلم گام به گام و به آرامی در طی ۱۲۲ دقیقه به پیش میرود. زمان زیادی از فیلم صرف به نمایش در آوردن اروپایی متفاوت و غیر متعارف می شود که کانامی یوئیچی و سایر همقطاران و دوستان خلبانش در آن زندگی می کنند. کارگردان به وضوح علاقه و احترام زیادی نسبت به نویسنده ی رمان ( هیروشی موری) داشته است و سعی داشته نسبت به فضاهای تعریف شده در کتاب تا حد امکان وفادار بماند. زیبایی ساده اما تکان دهنده ی مناظر روستایی، سایه های ساکت و سنگین بناهای شهری و محدوده ی محصور خانه ی قدیمی اربابی ، همه در قالب تصویرگری واقع گرا و موسیقی و صدا های شفاف فیلم تشدید میشوند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/005.jpg"><img class="size-full wp-image-513 aligncenter" title="005" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/005.jpg" alt="" width="240" height="338" /></a></p>
<p>و البته&#8230;نبردهای فیلم&#8230;</p>
<p>فیلمهای مامورو اوشی، همه بخاطر ورود ناگهانی و تکان دهنده ی فیلم به حیطه ی خشونت مشهور هستند. در این رابطه، خزندگان آسمان نیز مستثنی نیست. عنوان فیلم خود تا حدودی بیانگر جانمایه ی فیلم نیز هست: این خلبانان، حشراتی هستند که در فضای لا یتنهای و عمیق آسمان میخزند و به اینسو و آنسو میروند . در حالیکه در مقایسه با خشونت موجود در نخستین صحنه های فیلم قبلی اوشی :<span style="color: #0000ff;"><span style="text-decoration: underline;"> <a title="اینجا را ببینید" href="http://www.todayanimation.com/1386/05/ghost-in-the-shell-2/"><strong>روح در کالبد <span class="fullpost"><em>Innocence</em></span></strong></a></span></span> ، خزندگان آسمان کمتر به نمایش بصری خشونت میپردازد، اما در همین حال با توان و صراحت بیشتری به عدم توازن و کیفیت پوچ و نامتعادل موجود در نبردهای هوایی اشاره می کند: اگر یوئیچی در نبرد هوایی نجات پیدا میکند، صرفا و به سادگی به این دلیل است که او خلبان خوبیست. او نه جاه طلب است و نه میخواهد تواناییهایش را به نمایش بگذارد. هیچ عملیات خارق العاده ای انجام نمیدهد و هواپیمایش نیز وسیله ی خاص و خارق العاده ای نیست. فیلم در این رابطه تکلیفش را خیلی زود با بیننده روشن میکند و به بیننده میفهماند که قرار نیست به تماشای فیلمی از قماش <strong>Top Gun</strong> با آن نمایشهای هوایی و آن مدل شخصیتها بنشیند. تنها نکته ای که بر آن تاکید میشود تجربه و مهارت یوئیچی است.</p>
<p>بتدریج که فیلم به پیش میرود تماشاچیان بیشتر و بیشتر به درک شخصیت یوئیچی بعنوان یک مرگباز میرسند. تماشاچیان در میابند که در در ورای ظاهر مرگبازها، چیزی بیشتر از یک موجود ژنتیکی همیشه جوان و بدون سن و سال که برای کشته شدن آفریده شده وجود دارد. همزمان با درک بینندگان از شخصیت یوئیچی، او  خود نیز به آرامی و با به هم چسبانیدن قطعات مختلف داستان، پی به رموز زندگیش میبرد.  نتیجه گیری و جان کلام پایان فیلم بطور غافلگیر کننده ای در مقایسه با سایر فیلمهای مامورو اوشی امیدوار کننده است: جاودانگی لزوما به معنای زندگی ابدی نیست، بلکه میتواند به معنی شانسی برای آغازی دوباره نیز باشد.</p>
<p>در فیلم ، داستان نسبت به تصاویر و سانتی مانتالیزم ( احساسات گرایی) نهفته در آنها در مکان دوم قرار میگیرد. اما حتی همین داستان نیز سرشار است از نمادها و گزینه های مورد علاقه ی مامورو اوشی : داستانی رویایی که به خاطرات، هویت و نقش ارتش در زمان صلح میپردازد و در خلال بیان این دغدغه ها، اوشی ما را به تماشای یک عاشقانه ی سوزناک ، فضاهایی به شدت تاثیرگذار و به یاد ماندنی و نمادهای آشنای دنیای انیمه ی ژاپن میبرد. داستان ما را به تماشای یک جهان متفاوت و ناشناس نمی برد، اگرچه که جهان محور اصلی داستان است. خوشبختانه اوشی در ساخت این آخرین فیلمش از نمایش بیش از حد درگیری های ذهنی شخصیتها ( که در فیلمهای قبلی محور اصلی داستان بود) پرهیز کرده است، به صدور بیانیه و نطقهای طولانی مدت نمیپردازد و بطور شگفت انگیزی از حضور <span style="color: #ff6600;"><strong>گابو </strong></span>( سگ شکاری مورد علاقه ی اوشی) خبری نیست. البته گابو را در فیلم میبینیم، اما فقط بعنوان یک سگ و نه بعنوان یک شخصیت محوری&#8230; در نهایت میتوان گفت که مامورو اوشی در آخرین فیلمش، کمتر پراکنده گویی میکند و خالق یک اثر هنری جمع و جور، سرگرم کننده و به یاد ماندنیست.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/02.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-514" title="02" src="http://www.todayanimation.com/wp-content/uploads/2008/12/02.jpg" alt="" width="500" height="332" /></a></p>
<p><span style="color: #ff0000;">* امیدوارم که مرگباز معادل صحیحی برای کلمه ی Kildren=killed+Children باشد.در ساخت عبارت معادل،نتوانستم عبارت مناسبی با استفاده ار کلمه ی (بچه) بسازم. </span></p>
<p><span style="color: #993366;">*  ۸۷/۹/۲۶ -دوست عزیزم ،آقای سعید ضامنی واژه ی مرگزاد را بجای مرگباز پیشنهاد کرده اند که فکر می کنم معادل صحیح تر و با معنی تری باشد.</span></p>
<p><strong>ترجمه و تخلیص : مهبد بذرافشان</strong></p>
<p><strong>منبع:<a href="http://www.fpsmagazine.com">http://www.fpsmagazine.com</a></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1387/09/%d8%ae%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رایحه چای</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 21:49:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/1386/11/30/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[                         
The Aroma Of Tea یا رایحه چای نام آخرین انیمیشن مایکل دودک Michael Dudok de wit و محصول سال ۲۰۰۶ است. دو روز پیش این فیلم حدودا سه دقیقه ای (سه دقیقه و بیست و دو ثانیه) را دیدم و اعتراف میکنم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/00b.jpg" title="00b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/00b.jpg" alt="00b.jpg" /></a></p>
<p><font color="#800000"><strong>The Aroma Of Tea</strong></font> یا <font color="#993300"><strong>رایحه چای</strong></font> نام آخرین انیمیشن<strong> <font color="#ff6600">مایکل دودک</font> Michael Dudok de wit</strong> و محصول سال <strong>۲۰۰۶</strong> است. دو روز پیش این فیلم حدودا سه دقیقه ای (سه دقیقه و بیست و دو ثانیه) را دیدم و اعتراف میکنم که تاثیر زیادی بر من گذاشت. این انیمیشن را مطلقا نباید با شاهکار های پیشین دودک مانند پدر و دختر  <em><strong><em>Father and Daughte</em>r</strong></em> و یا راهب و ماهی  <strong><em>Monk and the Fish</em></strong> مقایسه کرد. این انیمیشن یک اثر کاملا آبستره است که با همراهی موسیقی زیبای <strong><font color="#800000">آرکانجلو کورلی</font>  Arcangelo Corelli</strong> و فضا سازی انتزاعی دودک غنا میابد. مایکل دودک تمام این اثر را با<font color="#800000"><strong> چای</strong></font> نقاشی کرده است و به نظر میرسد که شاید ایده این فیلم، آنگونه که نام آن تداعی میکند، هنگام نوشیدن یک فنجان چای و شنیدن موسیقی کورلی شکل گرفته باشد. فیلم داستان خاصی ندارد و اگرچه سرشار از روح انیمیشن و هر آنچه که فقط با پدیده انیمیشن شکل میگیرد است، نباید در آن از تحرک شادمانه و فیزیک انیمیشن سراغی گرفت. <font color="#800000"><strong>The Aroma Of Tea</strong><font color="#000000"> ، دگردیسی و تعالی یک <font color="#800000"><strong>ذره</strong></font> را روایت میکند. ذره ای که در ابتدای فیلم از هزار توی رحم گونه ای جدا میشود و در مسیری پیش میرود که دهها ذره مانند خودش را ملاقات میکند&#8230;<strong>چند تن خواب آلود، جمعی ناهشیار</strong>&#8230;ذره هایی که یا ساکن و خواب زده اند ، یا  بیهوده گرد خود و یا گرد چیزی دیگر حلقه زده اند. او همه را پشت سر میگذارد، از تو در توها میگذرد و حتی با جریان حرکت صدها ذره ای که در مسیری افقی رهسپارند همراه نمیشود. به بالا حرکت میکند، همه را پشت سر میگذارد و نهایتا به نور میرسد و در نور گم میشود&#8230;</font></font></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/01b.jpg" title="01b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/01b.jpg" alt="01b.jpg" /></a></p>
<p><font color="#800000"><strong> The Aroma Of Tea </strong><font color="#000000">شاید شخصی ترین و خصوصی ترین فیلم دودک باشد.ملهم از نوعی فلسفه شرقی و شاید تاثیر گرفته از تصویرگری های شرق دور. بسیاری از آنهایی که فیلم را دیده اند آنرا دوست نداشته اند و یا اصولا آنرا نفهمیده اند. به نظر نمیرسد که دودک هم اصراری در<strong> فهمانیدن</strong> فیلمش به مخاطب داشته است. کسانی هم که مثل من این فیلم را دوست داشته اند،هریک برداشت شخصی خود را داشته اند. حتی بعضی برداشتها از این فیلم بسیار اروتیک بودند!، نکته ای که بنظر من اصولا و مطلقا در لایه های این فیلم نهفته نیست. دوست دارم هربار که این فیلم را میبینم تصور کنم که به نمایشگاهی رفته ام و در حال شنیدن موسیقی به یک تابلوی آبستره نگاه میکنم . اینطور شاید درک بهتری از <strong>حس</strong> مایکل دودک به هنگام ساخت این فیلم پیدا کنم . حسی که شاید در عطر یک فنجان چای نهفته باشد.</font></font></p>
<p>فیلم را میتوانید از<a href="http://youtube.com/watch?v=VaU1KIwuIqc"><strong> اینجا</strong></a> ببینید، البته دیدن فیلم با یک کیفیت خوب بسیار اثر گذارتر است.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/002b.jpg" title="002b.jpg">                          <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/002b.jpg" alt="002b.jpg" /></a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/03b.jpg" title="03b.jpg">                      </a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/05b.jpg" title="05b.jpg">   <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/05b.jpg" alt="05b.jpg" />     </a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/06b.jpg" title="06b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/06b.jpg" alt="06b.jpg" /></a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/07b.jpg" title="07b.jpg">   </a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/07b.jpg" title="07b.jpg">                         <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/07b.jpg" alt="07b.jpg" /></a><br />
<strong>مهبد بذرافشان </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/11/%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%da%86%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادام توتلی پوتلی</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jan 2008 20:04:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/1386/10/27/madame-tutli-putli/</guid>
		<description><![CDATA[                                                       [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/51091_04.jpg" title="51091_04.jpg">                                                                     <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/51091_04.jpg" alt="51091_04.jpg" /></a></p>
<p>من این <strong>شاهکار</strong> ۱۷ دقیقه ای را دیشب از اینترنت دزدیدم (متاسفانه بعضی وقتها دانلود کردن چنین آثاری، بدون پرداخت حتی یک دلار حق<font color="#ff0000"><strong> کپی رایت</strong></font> به هنرمندانی که خالق چنین آثاری هستند، حسی شبیه به دزدیدن یک چیز گرانبها را به من میدهد- اما مگر در شرایط فعلی گزینه دیگری هم برای ما ساکنان این<strong> مرزپرگهر</strong> وجود دارد؟)- داشتم میگفتم، من این شاهکار ۱۷ دقیقه ای را دیشب از اینترنت دزدیدم ، امروز صبح ساعت ۸ برای اولین بار آنرا دیدم، و  بعد از آن دیگر تا حالا( دقیقا ۴:۲۱ بعد از ظهر) هنوز گیج هستم!!!فیلم حاصل بیش از ۳ سال تلاش برای تولید ۱۷ دقیقه جادوییست که بیننده را به زانو در می آورد و تولیدی است از موسسه ملی فیلم کانادا <a href="http://www.nfb.ca"><strong>NFB</strong></a>. بگذارید کمی در مورد داستان فیلم بگویم.</p>
<p><strong>فیلم داستان بظاهر ساده ای دارد: زنی (<font color="#ff0000"> خانم توتلی-پوتلی</font>) با انبوهی از خرت و پرت های عجیب و غریب در ایستگاه قطار ایستاده است. قطار سریع السیر از راه میرسد و زن جوان سوار میشود. در کوپه ای که او نشسته چهار مرد دیگر و یک بچه هم هستند. زن برخوردهای مختلفی با همسفرانش دارد. شب که از راه میرسد قطار در میان جنگل متوقف میشود و زن جوان اتفاقاتی را تجربه میکند که نه برای او و نه برای بیننده مرز بین توهم و یا واقعی بودن آن حوادث مشخص نمیشود. نهایتا آنچه که زن جوان میبیند( یا تصور میکند که میبیند) منجر به فرار او از کوپه و دویدن او در راهرو های قطار میشود( قطار حالا با سرعت به راه افتاده است).  زن جوان وارد رستوران قطار میشود و در آنجا با دیدن شاپرکی که در حال پرواز است به آرامش میرسد. شاپرک به سوی نوری که از انتهای قطار به چشک میخورد میرود و زن نیز اورا تعقیب میکند و نهایتا او و شاپرک در نوری شدید و سفید رنگ یکی میشوند و سپس محو میشوند.</strong></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/011.JPG" title="011.JPG">                                                                                     <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/011.JPG" alt="011.JPG" /></a></p>
<p>اگر به وجود مقوله ای بنام فیلم <strong>معناگرا</strong>-<font color="#333399">که ظاهرا این روزها بسیار مد شده است!</font>-اعتقاد داشته باشیم، <strong>مادام توتلی پوتلی </strong>را میتوان یکی از بهترین انواع این <strong>ژانر! </strong>دانست. فیلمی در باره یک استحاله، پذیرش مرگ، سفری توام با رنج و وحشت که نتیجه اش رهایی و خلاصی از همان رنجها و ترسهاست. فیلمی که به زیباترین وجه و بدون هیچ خودنمایی و عرفان زدگی بازاری، پوست انداختن و بریدن از فلاکت ها و خنزر پنزرهای چسبناک و رنج آور زندگی را نشان میدهد. نه شعار می دهد و نه بیننده را به سالن سخنرانی در باره مرام نامه اش دعوت میکند. تنها یک فیلم است و بسیار غنی از تمام لذات بصری یک فیلم خوب&#8230;یک فیلم بسیار خوب&#8230; دوباره وچند باره دیدنش، نه دلزده تان میکند و نه خسته&#8230;تنها ظرافتهایش را هر بار بیشتر و بیشتر به رخ میکشد.</p>
<p>فیلم با یک پن نسبتا طولانی بر روی ردیف وسایل کهنه و درب و داغان <strong>خانم توتلی پوتلی</strong> در ایستگاه مه گرفته قطارشروع میشود. وسایلی که طیف گسترده ای از اشیاء را در بر میگیرند. از چتر و چمدان ( که برای حمل توسط یک مسافر ،عادی هستند) تا گرامافونی که  صفحه اش بدون نواختن آهنگ در حال چرخیدن است، میز و آیینه قدی و قاب عکس و دهها بسته کوچک و بزرگ که بیشتر آدم را به یاد یک اسباب کشی می اندازند تا یک سفر معمولی. چیزی که بیننده را بیشتر درگیر میکند نه تنها انبوه وسایل، که کهنگی و پوسیدگی آنهاست و سرانجام برای تکمیل بصری میزانسن، وقتی که دوربین به صاحب این وسایل- <strong>خانم توتلی پوتلی</strong>- که خود او هم زیر انبوهی از کیف و چمدان خم شده میرسد، در میابیم که این خانم بظاهر جوان هم علاوه بر چهره ای چروکیده (منهای دو چشم درخشان)، پوششی قدیمی،خاک گرفته و در آستانه پوسیدگی به تن دارد. حسی که در این صحنه جاریست بیش از آنکه یاد آور سفری دنیوی باشد، القا کننده آغاز سفری ماورایی و اخروی است. کمی اگر دقت کنیم متوجه میشویم که وسایل این خانم هم گویی شامل هرآنچه که در طول یک عمر مورد استفاده واقع میشوند هستند. با رسیدن پر سر و صدای قطار، زن را میبینیم که درون کوپه نشسته و مشغول ورق زدن مجله ایست. در اینجا ما فرصت بیشتری برای<strong> (دیدن)</strong> او داریم. تعمدی که در پوشانیدن زیبایی و ظرافت ذاتی او ، با ساختار در هم فروریخته و زمخت پیشانی،گونه ها و چانه اش وجود داشته، از این پس و در طول فیلم، دلیل منطقی تری پیدا میکند.چشمهای او اما در چهره اش دو جزء کاملا متفاوت و زنده هستند. ۹۹% حالات و برون ریزی افکار او توسط چشمهای به شدت واقعی و زنده اش صورت میگیرد. با تکانی که قطار میخورد تصویر چهره <strong>خانم توتلی پوتلی</strong> به نمایی از یک صفحه باز شده شطرنج با مهره های چیده شده کات میخورد. در اثر تکان قطار مهره ها به هم میریزند و ما متوجه دو مرد جوان میشویم که هریک در درون چمدان باز شده ای و در میان سایر بارهای زن جوان( در بالای سر او) نشسته اند و مشغول بازی شطرنج هستند. با هر تکان قطار، چیدمان مهره ها به هم میریزد اما مردان اهمیت نمیدهند و به بازی با چیدمان جدید ادامه میدهند و سر انجام هم نتیجه بازی نه توسط آنها ، که توسط  تکان بعدی قطار مشخص میشود! یکی از مردان کیش و مات شده و دیگری سرخوش از شادی دست تکان میدهد.از همین سکانس، بیننده نخستین هشدار ملموس را مبنی بر غیر واقعی بودن مشاهدات زن جوان دریافت میکند. مردانی که از درون چمدان سر برآورده اند و به بازی شطرنجی مشغولند که مسیر آنرا تکانهای<strong> قطار/سرنوشت</strong> مشخص میکند، در واقع بخشی از خاطرات گذشته زن جوان هستند که شاید بر سر عشق زن جوان به بازی نشسته اند.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/02.JPG" title="02.JPG">                                                                                   <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/02.JPG" alt="02.JPG" /></a></p>
<p>بعد از مردان شطرنج باز زن جوان متوجه مسافرانی میشود که روبروی او نشسته اند. پیر مردی در خواب ، پسر بچه ای که مشغول خواندن کتابی با عنوان <font color="#ff6600"><strong>چگونه با دشمنانمان مقابله کنیم</strong> </font>است ( و عنوان و نوع کتاب بسیار بزرگتر از سن و سال بچه مینمایند) و نهایتا مردی میانسال با چهره ای خبیث و هراس آور. تمام این شخصیت ها منهای سن و سال، چهره پردازی بسیار خشن با خطوط و زوایای خشک و در هم کوبیده دارند. زن به راحتی از پیرمرد و بچه عبور میکند.اما در برخورد با مرد میانسال بد قیافه بسیار هراسان و وحشتزده میشود. مرد رو به زن خم میشود، با نگاهی به پاهای برهنه زن، با دستانش اشارات رکیک و خشونت باری به زن میکند که هم برای زن و هم برای بیننده فیلم ، تداعی کننده تجاوزی است که ظاهرا زمانی از سوی مرد نسبت به زن صورت گرفته است.زن با دست پاهایش را میپوشاند و از پنجره به بیرون خیره میشود.همه این شبه خاطرات، انبوه خرت و پرتهای زن، حالتهای وحشتزده، گوش به زنگ و مضطرب زن ، بعلاوه قطاری که مسافرش را به سوی ناکجا آبادی میبرد، این سئوال را بوجود میاورد که آیا زن در سفری بسوی مرگ است؟ آیا او مرده و اکنون در برزخ رهایی از پیوندهایش به دنیا دست و پا میزند؟و یا نه، آنچه که ما توهم میپنداریم ، واقعیاتی هستند که در سفری شوریده وار برای زن رخ میدهند؟ اوج فضا سازی کابوس گونه فیلم، در نیمه شب رخ میدهد. زمانی که قطار در جنگل توقف کرده، همه مسافران بجز زن در خواب هستند و او، ترسیده و بی پناه، از سویی در بیرون قطار با منظره آدمهایی آویزان به سیمهای برق روبروست، و از سویی دیگر شاهد سایه افرادیست که در راهروی قطار، گازی سبز رنگ را به لوله تهویه قطار تزریق میکنند. زن وحشتزده از خواب میپرد و کوپه را کاملا خالی میابد! نه مسافران هستند و نه بارهای او! اما پیش از آنکه با تصور اینکه آنچه  را که دیده است خوابی بیش نبوده نفسی به راحتی بکشد، شبح مرد متجاوز را بر روی صندلی مقابلش میبیند که کشته شده و دستی درحال پاره کردن شکم و دزدیدن کلیه های اوست!!! قطار حالا با سرعتی دیوانه وار به حرکت درآمده و خط آهن را به آتش میکشد.تمام اینها دیگر مافوق توان و تحمل زن است، او از کوپه به بیرون میدود و در راهرو های خالی قطار شروع به دویدن میکند. دوربین به شیوه فیلمبرداری روی دست، و به روانی و سیالی که برای یک فیلم استاپ موشن حیرت آور است از زاویه های مختلف و با سرعت او را تعقیب میکند. بیش از ۲۵ نمای منقطع، با تدوین و ضرباهنگ مناسب، زاویه های متفاوت و بالانس بسیار مناسب نور و سایه ، همزمان اضطراب، تعلیق و شتاب را به بیننده منتقل میکنند. زن وارد رستوران قطار میشود و در آنجا به زمین می افتد.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/051.JPG" title="051.JPG">                                                                                  <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/051.JPG" alt="051.JPG" /></a></p>
<p>بلافاصله بعد از ورود زن به رستوران، کلیه صداهای آزار دهنده، اعم از صدای حرکت قطار و یا صدای موزیک هراس آور فیلم قطع میشوند. اینجا نوعی آرامش بر فضا حاکم است. تنها صدایی که شنیده میشود صدای نفسهای زن است و صدایی زنگوله مانند. زن سرش را بلند میکند و شاپرکی را میبیند که درحال پرواز است. موسیقی آغازین فیلم مجددا شنیده میشود، <strong>آداجیو </strong>گونه ولطیف. شاپرک به سوی زن میرود و بعد از او دور میشود. گویی زن را به همراهی میخواند. زن از جا بلند میشود ، ابتدا لرزان و نامطمئن و بعد محکم و مصمم. چنین انسجامی رابرای نخستین بار در طول فیلم از او میبینیم. دوربین بر گامهای ابتدا لرزان و سپس محکم و مصمم زن تاکید دارد. زن شاپرک را تعقیب میکند، از درگاهی که دوپنجره شیشه ای در دو سو دارد عبور میکند. بر روی شیشه ها دو درخت به شیوه مینیاتورهای ژاپنی حکاکی شده اند. تاکید خاصی بر این درگاه شیشه ای و درختها نمیشود. در حد جزئی از میزانسن و نه بیشتر. اما همین دو درخت شیشه ای تنها عناصر لطیف و دلنشین فیلم از آغاز تا  دقیقه چهاردهم هستند و با عبور زن از میان آنها و تعقیب شاپرک، گویی ارتباط زن با زندگی و کابوسهای پیشینش به یکباره گسسته میشود. دوربین پاهای زن که بر روی فرش آبی رنگ گام بر میدارد و ازمیان پایه های میزها میگذرد را تعقیب میکند. زن هماهنگ با موسیقی و به شیوه ای آیینی گام بر میدارد. مانند عروسی که از میان نیمکت های کلیسا، بسوی جایگاه عقد به پیش میرود. حالا فقط شاپرک را میبینیم ( از زاویه دید زن) که بسوی منبع نوری که هر لحظه شدیدتر میشود پرواز میکند و نهایتا شاپرک به منبع نور که نورافکن بسیار قوی و پرنوری است برخورد میکند و بال بال میزند .حالا زن دیگر مرگ را ، یا رهایی را، پذیرفته است و به استقبال نور میرود.در فضای سفید رنگ و مه آلود، کم کم اندام شاپرک به اندام زنی با بالهای پروانه وار استحاله میشود و تصویر<strong> </strong>فید اوت میشود. نمای پایانی فیلم،<strong> </strong>تیلت از آسمان ابری به پایین و به درختان جنگل است در حالی که در دوردستها روشنایی آغازین صبح خودنمایی میکند.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/061.JPG" title="061.JPG">                                                                                  <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/061.JPG" alt="061.JPG" /></a></p>
<p>دوست داشتم که از تکنیک و پردازش تصاویر هم صحبت کنم.اما فکر میکنم که صحبت کردن در این مورد بحثی جداگانه و حرفه ای را می طلبد.در مجالی دیگر و <strong>شاید وقتی دیگر&#8230;</strong></p>
<p>در پایان میپردازم به شناسنامه فیلم و لیستی از جوایزی که این فیلم درخشان تا کنون نصیب خود کرده است.</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<dl>
<dt>
<p align="left"><strong>story and direction</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Chris Lavis  &amp;  Maciek Szczerbowski<br />
of Clyde Henry Productions</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>special visual effects</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Jason Walker</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>puppets, sets, animation</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Chris Lavis  &amp;  Maciek Szczerbowski</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>choreography</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Laurie Maher</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>digital compositing</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Peter George</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>production assistance</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Kim Billing</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Nikki Woolsey</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Jonathan McCurley</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Eric Goulem</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>costumes</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Lea Carlson</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Laurie Maher</p>
</dd>
<dt>
<p align="left">character models</p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Laurie Maher</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Eric Goulem</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Tao Jiang</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Terry Yasunaka</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Maciek Szczerbowski</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">Chris Lavis</p>
</dd>
<dt>
<p align="left"><strong>sound design, foley</strong></p>
</dt>
<dd>
<p align="left">David Bryant</p>
</dd>
<dt>
<p align="left">music direction</p>
</dt>
<dd>
<p align="left">Jean-Frédéric Messier</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">David Bryant</p>
</dd>
<dd>
<p align="left">&nbsp;</p>
</dd>
</dl>
<p align="right"><strong>جوایز</strong></p>
<p align="left"><strong>Yoram Gross Award for Best Animation- with cash prize of 1,250$ AUD/</strong>Sydney,  Australia</p>
<p align="left"><strong>Special Jury Prize/</strong>Genzano,  Italy</p>
<p align="left"><strong>Jury Prize for Best Design/</strong>Tallinn,  Estonia</p>
<p align="left"><strong>Special Mention/</strong>Berlin,  Germany</p>
<p align="left"><strong>Grand Prize ex-aequo with &#8220;The Pearce Sisters&#8221; directed by Luis Cook- cash prize of 2000 euros/</strong>Espinho,  Portugal</p>
<p align="left"><strong>Alves Costa Prize/</strong>Espinho,  Portugal</p>
<p align="left"><strong>First Prize- Best Short Film with a cash prize of 9000 euros/</strong>Cordoba,  Spain</p>
<p align="left"><strong>Best Animation</strong><br />
<span class="fest">New York City Short Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>NFB Prize for Best Short Film- with a contribution of $1,000 towards next film (ex aequo with Dust Bowl Ha! Ha! by Sébastien Pilote)</strong><br />
<span class="fest">The Festival du Nouveau Cinéma Montréal</span></p>
<p align="left"><strong>Movieola Best Short Award</strong><br />
<span class="fest">Calgary International Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>Best Narrative Short Animation under 35 minutes</strong><br />
<span class="fest">International Animation Festival/</span>Ottawa,  Canada</p>
<p align="left"><strong>Best Canadian Short</strong><br />
<span class="fest">Atlantic Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>Best Animation Award &#8211; First Place &#8211; with a cash prize of 2,000$US</strong><br />
<span class="fest">International Festival of Short Films/</span>Palm Springs,  USA</p>
<p align="left"><strong>C.O.R.E. Digital Pictures Award for Best Animated Short &#8211; with a cash prize of $5,000</strong><br />
<span class="fest">Worldwide Short Film Festival</span></p>
<p align="left"><strong>Petit Rail d&#8217;Or for Best Short Film &#8211; given by a group of cinephiles railwaymen (Semaine de la Critique)</strong><br />
<span class="fest">International Film Festival/</span>Cannes,  France</p>
<p align="left"><strong>Canal+ Award for Best Short Film &#8211; with a one month stay at the Moulin d&#8217;Andé and 6,000Euros support in equipment for the shooting. (Semaine de la critique)/</strong>Cannes,  France</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right"><strong>مهبد بذرافشان </strong></p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/10/tutli-putli/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>27</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شتر مرغی بنام بیوولف</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Nov 2007 12:08:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=289</guid>
		<description><![CDATA[                                                                                   [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/wintermovies_beowulfh2.jpg" title="wintermovies_beowulfh2.jpg">                                                                                                                                           <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/wintermovies_beowulfh2.jpg" alt="wintermovies_beowulfh2.jpg" /></a></p>
<p>حتما شما هم آن ضرب المثل معروف را شنیده اید که میگویند بیچاره شتر مرغ، که نه شتر است و نه مرغ!&#8230;حالا حکایت فیلمی است  بنام<strong> <font color="#ff0000">بیو ولف</font> </strong><br />
<span style="font-weight: bold"></span> ، ساخته کارگردان مطرحی بنام<font color="#ff0000"> <strong>رابرت زمه کیس </strong></font> <strong>Robert Zemeckis</strong>. من واقعا در حیرتم که چطور کسی  میتواند شاهکارهایی چون<font color="#ff0000"><strong> چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت</strong></font> ،<font color="#ff0000"><strong> فارست گامپ</strong></font> و یا حتی سه گانه های<font color="#ff0000"><strong> بازگشت به آینده </strong></font>را خلق کند، و بعد برسد به آش درهم جوشی مانند<strong> بیوو ولفBeowulf</strong>؟!!دیروز به یمن دزدان محترم سینمایی، یکی از نسخه های فیلمبرداری شده از روی پرده سینمای<strong> بیوولف </strong>را دیدم. باور کنید که کمتر از نیمی از فیلم را نتوانستم تحمل کنم . داستانی اسطوره ای و قدیمی که میتوانست یک فیلم جذاب باشد، تبدیل شده است به ترکیبی احمقانه و پر رنگ و لعاب از <font color="#000080"><strong>۳۰۰</strong></font>، <strong><font color="#ff0000">sin city</font> ، <font color="#ff0000">Capitan sky</font></strong> و چه میدانم دهها فیلم متظاهرانه ای که به یمن تکنولوژی و جلوه های خیلیی خیلی ویژه !!!کرور کرور ملت را به سینماها میکشانند. اگر مساله فقط  این بود که<strong> بیوولف </strong>فیلمی شناخته میشد که با ریخت و پاشهای آنچنانی از انواع و اقسام ترفند های سینمایی بخصوص موشن کپچر استفاده کرده، غمی نبود. اما داستان آنجایی غیر قابل تحمل میشود که آقایان محترم، <strong>بیوولف </strong>را در رده بندی انیمیشن میگنجانند و گند کار را تا آنجا بالا میاورند که حتی آنرا برای بخش بهترین انیمیشن بلند به اسکار معرفی میکنند!!! من واقعا مانده بودم که چه چیزی باعث میشود که یک نمایش درجه سه هالیوودی پر از جلوه های ویژه را انیمیشن خطاب کنیم؟ اگر <strong>بیوولف </strong>انیمیشن است پس سرکار خانم<strong> آنجلینا جولی</strong> و جنابان<strong> آنتونی هاپکینز </strong>و<strong> ری وینستون</strong> آن وسط چه کاره اند؟( البته واضح است که حضور خانم <strong>جولی </strong>کاملا درخشان و دیدنی بوده است!) و اگر فیلم است پس این قرار گرفتن در گروه انیمیشن ( که تقریبا در تمام سایتهای اینترنتی به آن اشاره شده) دیگر چه صیغه ایست؟آیا لازم است که در تعریف انیمیشن بازنگری کنیم؟ آیا<strong> موشن کپچر</strong> همان انیمیشن است؟ اگر موشن کپچر را برابر با انیمیشن بدانیم، پس انیماتور در این میان نقش هویج را ایفا میکند!!! کارگردان که کار خودش را انجام میدهد. بازیگر حرفه ای هم که از تمام توان و استعدادش مایه میگذارد. بازی بازیگر هم که توسط سیستم موشن کپچر به کاراکتر سه بعدی منتقل میشود. پس کار تمام است دیگر. رویای <font color="#ff9900"><strong>انیمشن در سه سوت</strong></font> به واقعیت پیوست. انیماتورهای محترم هم تشریفشان را ببرند و کشکشان را بسابند. باز اگر استفاده از موشن کپچر منحصر به مواردی مانند<strong> <font color="#ff0000">happy feet</font></strong> ،<strong> <font color="#ff0000">سولار اکسپرس</font> </strong>یا <font color="#ff0000"><strong>فاینال فانتزی </strong></font>میشد هنوز قابل تحمل بود. چون چه بخواهیم یا نخواهیم ،<strong> سولار اکسپرس </strong>و<strong> فاینال فانتزی </strong>علیرغم تمام تلاش احمقانه شان برای نزدیک شدن به فیلم زنده ، هنوز انیمیشن هستند.به انیمیشن هایی مانند <strong>happy feet</strong> هم میتوان مدال افتخار برای استفاده بجا و زیرکانه از موشن کپچر را داد&#8230;اما <strong>بیوولف</strong>؟؟!واقعا نمیدانم که <strong>بیوولف </strong>را تصویری از آینده انیمیشن بدانم یا سینما؟ هرکدام که باشد دردناک و غم انگیز است.</p>
<p>*******************************************************************************</p>
<p><font color="#ff6600"><strong>مارک مایرسون</strong></font>   <strong>Mark Mayerson</strong> از وبلاگ <font color="#ff0000"><strong>Mayerson on Animation</strong></font> نقدی بر بیوولف نوشته که خواندنی است . خودتان قضاوت کتید:</p>
<p>بیوولف فیلم ضعیفی است که موشن کپچر و جلوه های ویژه سه بعدی مانع از این میشوند که بیشتر بینندگان پی به تهی بودن آن ببرند. رابرت زمه کیس بقدری درگیر دوربینش بوده است که از کاراکترهایش غافل شده است. بعضی ها ممکن است به اشتباه تصور کنند که استفاده زمه کیس از موشن کپچر به دلیل تلاش او برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به واقع گراییست. اما این طرز تفکر اشتباه است. موشن کپچر در دستان زمه کیس فقط ابزاری بوده است برای کنترل هرچه بیشتر بر مراحل تولید فیلم. و متاسفانه این کارگردان درجه دو حتی کنترل درست و حسابی هم بر فیلمش نداشته!  تصورش را بکنید که زمه کیس با نهایت وسواس و ریز نگری به منافذ پوست ، موها و اجزای بدن کاراکترهای سه بعدیش پرداخته اما فکری به حال نحوه تنفس آنها و بخاری که قانونا باید از دهان آنها ،هنگامی که در میان برف و سرما ایستاده اند بیرون بیاید نکرده است! بیوولف داستان مردان قدرتمندیست که در برابر شیطان قرار میگیرند اما نمیخواهند به شکستشان اعتراف کنند. این داستان میتوانست دستمایه یک درام قوی قرار گیرد اما فیلم نتوانسته از حد یک اجرای دبیرستانی از نمایش <strong>مکبث </strong>بالاتر برود. زمه کیس به دو دلیل از موشن کپچر استفاده کرده است: نخست برای پرهیز از استفاده از لوکیشن های واقعی و دوم برای تسلط و کنترل بهتر بر دوربین و فیلمبرداری( در کل برای پایین اوردن هزینه) و متاسفانه هیچ کدام از این اهداف در خدمت کیفیت فیلم قرار نگرفته اند!</p>
<p>لوکیشن به بازیگر کمک میکند که بهتر بازی کند. لوکیشن به بازیگر اطلاعات مفید میدهد. فیلم کلاسیک <font color="#ff0000"><strong>لورنس عربستان </strong></font>  <span style="font-weight: bold">Lawrence of Arabia</span> را در نظر بگیرید.  این فیلم  اگر تماما در استودیو فیلمبرداری میشد ، هرگز اینچنین ماندگار و جاودانه نمیشد. مگر اینکه بخواهید بگویید که گرمای صحرا،  وسعت و گستره دید بیابان و ماسه های رونده ای که به درون هر  شکاف و روزنه ای نفوذ میکنند هیچ تاثیری بر بازی بازیگران نداشته اند! اما حالا بازیگران بینوای فیلم بیوولف باید در برابر پرده سبز احساس کنند که در یک قلعه قرون وسطایی انگلیسی هستند! و همه اینها برای چه؟ برای اینکه زمه کیس میخواسته تسلط بهتری بر صحنه داشته باشد.!!!<br />
زمه کیس بیش از یک دانشجوی سال اول رشته سینما مسحور و شیفته کاراکترهای سه بعدی و حرکات  عجیب و غریب دوربین شده است. او نمیتواند از پرتاب کردن اجزای مختلف تصویر به سمت تماشاگر و یا حرکات طولانی دوربین به سمت یک هدف ( گاهی به طول چندین مایل) خودداری کند. بطور کلی دوربین همه جا مثل یک ناظر خارجی و یک مراقب عمل میکند تا جزئی از فیلم. بیشترین آزار دهندگی این حرکات دوربین در زمانی صورت میگیرد که بین بیوولف و <strong> گرندل</strong><strong>Grendel</strong> ، درحالیکه برهنه هستند، نبرد آغاز میشود. زمه کیس بقدری مشغول طراحی حرکات دوربین، به نحوی که اندامهای برهنه قهرمانان فیلم پوشیده بمانند بوده، که به بیننده اجازه نمیدهد روحا درگیر این صحنه نبرد بشود. در صحنه ای از نبرد، اندام تناسلی بیوولف در پشت شمشیری که در زمین فرو رفته از دید تماشاگر پنهان میماند! و نتیجه؟ هرهر خنده نوجوانان ۱۲ ساله ای که پایینترین حد مخاطب سنی فیلم هستند و قرار است که از دیدن این صحنه نبرد بر خود بلرزند!!!</p>
<p>زمانی که در مورد موشن کپچر و موفقیت این سیستم در فیلم بیوولف صحبت میشود ، بیش از پیش درمیابیم که بحث بیهوده ای را در پیش گرفته ایم. در حالیکه جلوه های ویژه فیلم برای بیننده ای که درگیر دیدن خون و ناله و هیولاهای ترسناک بر پرده است بی عیب ونقص جلوه میکند، نمیتوان چشم را بر این واقعیات بست که بیوولف یک فیلم ابلهانه است، کاراکتر ها ساده لوح هستند، درام اصلا بیننده را با خود همراه نمیکند ، فیلم پر است از اشتباهات فاحش تصویری و کارگردانی آنچنان زمخت است که تمام جلوه های ویژه دنیا هم نمیتوانند فیلم را از حد متوسط بالاتر بیاورند. فقط مقایسه کنید صحنه های نبرد این فیلم را با صحنه نبرد <font color="#ff0000"><strong>لارنس الیویه Olivier</strong></font>در فیلم<font color="#ff0000"> <strong>هنری پنجم </strong></font><span style="font-weight: bold">Henry V</span>، مقایسه کنید با صحنه های نبرد در<strong> <font color="#ff0000">ارباب حلقه ها</font> </strong><span style="font-weight: bold">Lord of the Rings</span>، مقایسه کنید با صحنه های نبرد در<font color="#ff0000"> <strong>الکساندر نوسکی </strong></font><span style="font-weight: bold">Alexander Nevsky</span>اثر<font color="#ff0000"><strong> آیزنشتاین</strong> </font>، مقایسه کنید با شخصیت های محکم و کامل<font color="#ff0000"><strong> شین </strong></font> <span style="font-weight: bold">Shane </span>اثر<font color="#ff0000"> </font><strong><font color="#ff0000">جورج استیونس </font>George Stevens</strong>&#8230; در هر مقایسه ای که انجام بدهید،بیوولف یک سقوط کامل است.</p>
<p>بحثهای زیادی بر سر این موضوع درگرفته است که آیا بیوولف یک انیمیشن است یا خیر؟ آیا این فیلم واجد شرایط لازم برای اسکار بهترین فیلم انیمیشن هست یا نه؟ بگذارید دیگران به بحث های جنون آمیزشان ادامه دهند. اصلا مهم نیست. آنچه که مهم است این است که فیلمی مانند بیوولف، خواه انیمیشن باشد یا فیلم زنده، ارزش تلف کردن وقت را ندارد. تکنیک و نوآوری هرگز کافی نیستند.من از یک فیلم بسیار بیشتر از سوراخهای پوست، حرکات عجیب دوربین و نیزه هایی که به سمت دماغم پرتاب میشوند انتظار دارم. فیلم باید روح و جسم داشته باشد و بیوولف هیچکدام را ندارد.</p>
<p>مترجم: مهبد بذرافشان</p>
<p>منبع: <a href="http://mayersononanimation.blogspot.com">http://mayersononanimation.blogspot.com </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/09/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%ba%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%88%d9%84%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>the district</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Oct 2007 22:41:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر سازی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=181</guid>
		<description><![CDATA[                                                                              [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district02.jpg" title="district02.jpg">                                                                                       <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district02.jpg" alt="district02.jpg" /></a></p>
<p>مدتی بود که در جستجوی انیمیشن هایی بودم که <strong>رتتویی</strong> و<strong> شرک</strong> و<strong> وال ئی </strong>و<strong> خانه هیولا </strong>نباشند!!! بقول از ما بهتران دنبال یک چیز<strong>cult</strong> میگشتم ! چیزی متفاوت &#8230;میدانستم که چنین انیمیشنها و فیلمهایی را باید بیشتردر اروپا جستجو کرد. اینترنت را زیر و رو میکردم که به تصاویری از یک فیلم انیمیشن ظاهرا مجارستانی برخورد کردم. فیلمی بنام <strong><font color="#ff6600">Nyócker</font> </strong>که ترجمه انگلیسی آن میشود:<strong> </strong><strong><font color="#ff0000">The District</font> </strong>و میتوان آنرا به فارسی<strong> محله </strong>یا <strong>بلوک </strong>ترجمه کرد<strong> . </strong>ابتدا فقط ماهیت نفس گیرعکسها بود که توجه مرا جلب کرد. بعد که تکه هایی از فیلم را در<strong> youtube</strong> دیدم و نقدهایی در مورد آن خواندم  متوجه شدم که با فیلم انیمیشنی بسیار فراتر از آن چیزی که در جستجویش بودم روبرو شده ام. هنوز فیلم را بطور کامل ندیده ام .البته در جستجویش هستم اما اگر از بین شما دوستان کسی هست که این فیلم را دیده باشد یا در اختیار داشته باشد، ما را فراموش نکند&#8230;التماس دعا داریم <img src='http://www.todayanimation.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </p>
<p><font color="#ff0000"><strong>تذکر:</strong></font> دیدن این فیلم برای افراد زیر <strong><font color="#ff0000">۱۶</font></strong> سال مجاز دانسته نشده. به همین دلیل من هم از قرار دادن لینک کلیپ های <strong>youtube</strong>  در اینجاخودداری کردم . واضح است که جستجو و دیدن این کلیپ ها برای همه امکان پذیر است. من فقط از قانون ننوشته ای که برای این وبلاگ دارم پیروی کردم وگرنه، نه من معلم اخلاق هستم و نه دیدن چنین فیلمی را بی اخلاقی میدانم.</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district03.jpg" title="district03.jpg">                                                <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district03.jpg" alt="district03.jpg" /></a></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#ff0000"><strong>The Distric (2004-Hungary)</strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Directed by:<font size="2"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif">Áron                  Gauder</font></font></strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Producer : <font size="2"><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif">Erik                  Novák</font></font></strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Animation : <font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Igor                  Bóka</font></strong></font></p>
<p dir="ltr" align="left"><font color="#333399"><strong>Lay out : <font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Szabolcs                  Pálfi</font></strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#ff0000"><strong>جوایز و حضور بین المللی: </strong></font></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the best animated feature award at <a href="http://krokfestival.com/?ver=eng">KROK</a>            festival in Ukraine</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the best animated feature award at <a href="http://www.awn.com/ottawa/" target="_blank">Ottawa            AIFF</a>, the largest animated event in North America</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the Grand Prix of <a href="http://www.cine.hu/district/www.sicaf.or.kr/Eng/intro/intro.php" target="_blank">SICAF</a>,            aka Seoul International Cartoon and Animation Festival</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">the <a href="http://www.annecy.org/home/index.php?Page_ID=2&amp;" target="_blank">Annecy</a>            Cristal for the best animated feature</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Director            Aron Gauder was awarded the Cross of Merit of the Republic of Hungary</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">selected to Forum of Independents in <a href="http://www.iffkv.cz/?lang=en" target="_blank">Karlovy            Vary</a></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">Over 79,000            admissions in Hungary</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">making a successful debut in Helsinki at <a href="http://www.hiff.fi/" target="_blank">Helsinki            International Film Festival</a></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">raised considerable interest in <a href="http://www.e.bell.ca/filmfest/" target="_blank">Toronto</a>            at its North American premiere</font></strong></p>
<p dir="rtl" align="left"><strong><font face="Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif" size="2">met a charming audience in <a href="http://www.cine.hu/district/www.copenhagenfilmfestival.com/" target="_blank">Copenhagen</a></font></strong></p>
<p dir="rtl" align="right">                                                                              <a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district05.jpg" title="district05.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district05.jpg" alt="district05.jpg" height="383" width="290" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#ff0000"><strong>داستان فیلم:</strong></font> بچه های<strong> محله </strong>در محیطی بزرگ میشوند که هر روز شاهد جنگ و خشونت و عداوت میان والدین کولی، مجار،عرب و چینی تبارشان هستند. <strong>ریچی </strong>جوانترین عضو خاندان <strong>لاکاتوس </strong>، در جستجوی راهیست برای برقراری ارتباط با خانواده<strong> سوربا </strong>(بخصوص دختر جوانشان<strong> جولز</strong>). او بزودی در میابد که بهترین راهی که میتواند خشونتها را پایان دهد و بین خانواده ها ارتباط برقرار کند پول و ثروت است و بهترین روش رسیدن به پول نیز دستیابی به منابع زیر زمینی نفت است! در نتیجه او و سایر بچه ها از طریق سفری از درون زمان،به زمانی در هزاران سال پیش بازمیگردند و منابع عظیم نفت را در مکانی که هم اکنون<strong> محله </strong>قرار دارد کشف میکنند. آنها به زمان حال سفر میکنند و استخراج نفت آغاز میشود. با استخراج نفت و بدست آوردن پول، ظاهرا بسیاری از مشکلات و خشونتهای<strong> محله </strong>کاهش میابد، اما در عوض توجه دیگران و محافل بین المللی نیز به <strong>محله </strong>جلب میشود&#8230;.</p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#ff0000"><strong>نقدی بر</strong> </font><font color="#ff0000"><strong>فیلم:</strong><font color="#000000"> به گفته تهیه کننده </font></font><font color="#000000"><strong>The Distric</strong></font><font color="#ff0000"><font color="#000000">، این فیلم نخستین انیمیشن بلند محصول مجارستان،از سال ۱۹۸۶ تا کنون است. فیلم به لحاظ سبک بصری نزدیک است به انیمیشنهایی چون : </font></font><strong>South Park, Angela Anaconda</strong> و<strong>Appleseed</strong> یعنی عمدتا ترکیبی از تکنیک کات اوت وبا استفاده از نرم افزار های سه بعدی و دو بعدی .تصاویر فیلم سرشار از جزئیات است ، به نحو حیرت انگیزی یادآور نقاشی های اکسپرسونیستی است و فیلمی است که به سادگی میتوان به آن لقب <strong>درخشان</strong> را داد. فیلمی است بسیار پرحرکت ، جاه طلبانه و صاحب سبک (<strong>و تمام این خصوصیات با هزینه ای حدود نیم میلیون دلار-هالیوودی ها دقیقتر گوش کنند!!!</strong>) . فیلم  ازداستان<strong> رومئو و ژولیت شکسپیر</strong>، اقتباسی مجارستانی ارائه میدهد و با نگاهی نیمه جدی-نیمه شوخی، و با همراهی قطعاتی از موسیقی هیپ هاپ، به هجوجامعه ای میپردازد که پر است از آدمکشان، روسپیان، دلالان محبت و بزهکاران.</p>
<p dir="rtl" align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district07.jpg" title="district07.jpg">                                       <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district07.jpg" alt="district07.jpg" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right"> <font color="#000000"><strong>The Distric</strong></font> به زندگی دو خانواده بزهکار ساکن در محله ای مختلط از نژادهای مختلف میپردازد که در راه مبارزه با فقری که گریبانگیرشان است، به کشتار یکدیگر میپردازند. پسر یک خانواده عاشق دختر خانواده دیگر است. راهی که برای رسیدن به عشقش در پیش دارد بسیار روشن است: <strong>تو اول باید ثروتمند بشی . وقتی ثروتمند شدی صاحب قدرت میشی . قدرتمند که شدی اونوقت دختره مال توئه.</strong>&#8230; پسر برای رسیدن به هدف سایر بچه های محله را جمع میکند و تیمی تشکیل میدهد. او نقشه ای دارد:</p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۱- ماشین زمان را اختراع کند.</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۲-به زمان ماقبل تاریخ سفر کند.</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۳- تعداد زیادی ماموت را شکار کند و جسد آنها را در محلی که هم اکنون محله قرار دارد دفن کند</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۴- به زمان حال بازگردد و نفت را استخراج کند</strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right"><font color="#333399"><strong>۵-وارد دنیای شرکت های نفتی بشود و ثروتمند شود. </strong></font></p>
<p dir="rtl" align="right">نقشه آنها به نحو غیر منتظره ای با موفقیت روبرو میشود. پسر که داستان <strong>رومئو و ژولیت </strong>را خوانده نمیخواهد که پایان راه او و دختر محبوبش چیزی شبیه به تراژدی<strong> شکسپیر </strong>باشد. در نتیجه ۲۰% از کل درآمد حاصل از استخراج نفت را صرف بهبود وضعیت اجتماعی محله میکند و خانواده خودش و خانواده دختر را شریک تجاری یکدیگر میکند. همه چیز به خوبی پیش میرود اما دنیای خارج از محله شاهد رشد یک رقیب نفتی بزرگ در مجارستان است. پرزیدنت<strong> بوش </strong>و سایر روسای جهان چنین رقیبی را نمیخواهند و دورنمای یک جنگ هسته ای در افق نمایان میشود.</p>
<p dir="rtl" align="right"> <font color="#000000"><strong>The Distric </strong>یک انیمیشن هنجار شکن است.انیمیشنی است که بوضوح برای بزرگسالان ساخته شده. برهنگی را فراتر از آنچه که از یک فیلم انیمیشن انتظار میرود به نمایش میگذارد و زبان فیلم نیز عامیانه و پر ازهتاکی است ( در عوض خشونت در فیلم تا حد زیادی تعدیل شده). فیلمی است سیاسی که بطورآشکار ضد امریکایی و ضد سیاست های دولت های قدرتمند است و همزمان نیز به سیاستمدارهای مجارستانی نیز حمله میکند( اگرچه که صورت سیاستمداران داخلی را بصورت محو و پیکسله شده به نمایش میگذارد) وآنان را به عنوان جنایتکار معرفی میکند.کارگردان ترسی از اینکه چهره هایی چون <strong>جورج بوش</strong>،<strong> ولادیمیر پوتین</strong>،<strong> پاپ </strong>و<strong> بن لادن </strong>را به بازی بگیرد نداشته. لحن فیلم به استثناء سکانس ماشین زمان و زمانی که پای پلیسهای خرفت و مکار به داستان باز میشود، لحنی است جدی و حتی طنز ها هم تلخ و جدی به نظر میرسند( ممکن است که بسیاری از شوخی های کلامی در دوبله کمرنگ شده باشند).<strong> محله </strong>فیلمی است که ارزش بیش از یکبار دیدن را برای کسانی که در جستجوی انیمیشن های متفاوت هستند دارد. و مسلما ارزش اینرا دارد که به انتظار فیلمهای بعدی کارگردان این فیلم بنشینیم.</font></p>
<p dir="rtl" align="right">مترجم: مهبد بذرافشان</p>
<p dir="rtl" align="right">منابع: <a href="http://twitchfilm.net/archives/003523.html">http://twitchfilm.net/archives/003523.html</a></p>
<p dir="rtl" align="right">         <a href="http://www.cine.hu/district">http://www.cine.hu/district </a></p>
<p dir="rtl" align="right">               <a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district08.jpg" title="district08.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district08.jpg" alt="district08.jpg" /></a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district09.jpg" title="district09.jpg">             <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district09.jpg" alt="district09.jpg" /></a><br />
<a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/district10.jpg" title="district10.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/district10.jpg" alt="district10.jpg" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="ltr" align="left">&nbsp;</p>
<p dir="rtl" align="left">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<p align="left">&nbsp;</p>
<table border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" height="13" width="39">
<tr>
<td align="left" width="201">&nbsp;</td>
<td align="left" width="199">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
<tr>
<td align="left">&nbsp;</td>
<td align="left">&nbsp;</td>
</tr>
</table>
<p align="left">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/08/the-district/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>The New Gulliver</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 21:53:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=100</guid>
		<description><![CDATA[تقریبا همه ما میدانیم که سفید برفی و هفت کوتوله ، نخستین فیلم بلند انیمیشن هالیوودی بود. بعضی از ما میدانیم که ماجرا های شاهزاده احمد-۱۹۲۶ به کارگردانی لوته رینیگر  Lotte Reiniger آلمانی ، احتمالا نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ سینماست . اما احتمالا بسیاری از ما نمیدانستیم که فیلم  The New Gulliver-1935 [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="right">تقریبا همه ما میدانیم که <strong>سفید برفی و هفت کوتوله</strong> ، نخستین فیلم بلند انیمیشن هالیوودی بود. بعضی از ما میدانیم که ماجرا های <strong>شاهزاده احمد-۱۹۲۶</strong> به کارگردانی<strong> لوته رینیگر </strong> <strong>Lotte Reiniger</strong> آلمانی ، احتمالا نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ سینماست . اما احتمالا بسیاری از ما نمیدانستیم که فیلم  <strong>The New Gulliver-1935</strong>  ساخته <strong>الکساندر توشکو Alexander Ptushko</strong> روسی، نخستین فیلم بلند به شیوه <strong>پاپت</strong> در طول تاریخ است  این فیلم ۶۸ دقیقه ای ، بر اساس  نقد های موجود، فیلمی نیست که بتوان آنرا به آسانی تا به آخر تحمل کرد. تقریبا هیچ اثری از نقد سیاسی <strong>جاناتان سویفت</strong> (نویسنده رمان<strong> سفرهای گالیور</strong>) از کاپیتالیسم حاکم بر انگلیس قرن هجدهم تحت حکومت جورج سوم، که جانمایه کتاب سفرهای گالیوراست ، در فیلم <strong>The New Gulliver</strong> دیده نمیشود. برعکس ، کارگردان در این فیلم یک بیانیه مارکسیستی مطابق با شرایط سیاسی آن روزگار در شوروی سابق صادر کرده است. <strong>The New Gulliver</strong> ترکیبی است از فیلم زنده و تکنیک<strong> پاپت </strong>. داستان فیلم از این قرار است:<strong> پیتر</strong>، پسر نوجوان به خواب میرود و زمانیکه از خواب بیدار میشود متوجه میشود که توسط عروسکهایش به زمین  بسته شده است. و به این ترتیب او وارد ماجراهایی میشود که از کتاب<strong> </strong>سفرهای گالیور جاناتان سویفت<strong> </strong>الهام گرفته شده است .</p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-3.jpg" title="_new-gulliver-3.jpg">                                                    <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-3.jpg" alt="_new-gulliver-3.jpg" /><br />
</a></p>
<p dir="rtl" align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-2.jpg" title="_new-gulliver-2.jpg">                                             <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-2.jpg" alt="_new-gulliver-2.jpg" /></a></p>
<p><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-1.jpg" title="_new-gulliver-1.jpg">                                                                     <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/_new-gulliver-1.jpg" alt="_new-gulliver-1.jpg" /></a></p>
<p dir="rtl" align="right">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/06/the-new-gulliver/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>tekkon kinkreet</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/05/tekkon-kinkreet/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/05/tekkon-kinkreet/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Aug 2007 10:32:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=43</guid>
		<description><![CDATA[                                           
در سفری که به محله های قدیمی اطراف بجینگ Beijing داشتم ، در محلی ،راهنمای من ایستاد، دستانش رادر مقابل خانه های کوچک محله قدیمی گشود و با اشاره به آنها گفت: خوب نگاه کن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>                                           <a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/tekkon.jpg" title="tekkon.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/tekkon.jpg" alt="tekkon.jpg" /></a></p>
<p>در سفری که به محله های قدیمی اطراف<strong> بجینگ</strong> <em><strong>Beijing</strong></em> داشتم ، در محلی ،راهنمای من ایستاد، دستانش رادر مقابل خانه های کوچک محله قدیمی گشود و با اشاره به آنها گفت: خوب نگاه کن ، تا مدتی دیگر ، تمام اینها ناپدید خواهند شد!!!او ادامه داد: مدرنیزه، اخراج اجباری ساکنان، ساختمانهای بلند&#8230;در بعضی از مناطق بولدوزرها قبلا کارشان را شروع کرده اند. و سپس در حالیکه تپه های سنگ و آجر و قطعه های بزرگ زمینهای مسطح شده را پشت سر میگذاشتیم، ادامه داد : و ماجرا همچنان ادامه دارد&#8230;..</p>
<p align="right">                                                           ******************</p>
<p align="right">در <strong>tekkon kinkreet</strong>  ، فیلم انیمیشن جدیدی که محصول استودیوی ژاپنی<strong> ۴c</strong> است ، شهر تخیلی<strong> تاکارا <em>Takara</em></strong> ، به معنی شهر گنج ، تحت محاصره قرار گرفته است . جنایتکارانی بیگانه،با قدرتی مافوق بشری، شهر را تحت حکومت ترور و وحشت قرار داده اند. بولدوزر ها در یک لحظه همه چیز را ویران میکنند و شرکت های مافیایی زمامدار مطلق هستند. جنایتکاران در خیابانها در حال نبرد تن به تن هستند.فیلم از هنر های رزمی و آکروباتیک هم غافل نمانده و آنها را چاشنی زد و خورد ها کرده! اما تعلیق اصلی و جذابیت عمده فیلم در گرو مکاشفات -<strong>Apocalypse</strong> &#8211; در حال گسترش آن است.</p>
<p align="right"><strong>tekkon</strong> بر اساس یک مجموعه مانگا، اثر نویسنده و هنرمند ژاپنی ، <strong>تایو ماتسوموتو <em>Taiyo Matsumoto</em></strong>  ساخته شده. در داستان اصلی (که در نسخه انگلیسی، سیاه و سفید ترجمه شده) ماجرا حول محور دو شخصیت اصلی میچرخد. <strong>بلک <em>Black</em></strong> و <strong>وایت <em>white</em></strong>. هردو یتیم و بی سرپرست و هردو در یک فولکس واگن رها شده در زیر خیابانهای شبکه ای و گسترده شهر زندگی میکنند.</p>
<p align="right"><strong>بلک</strong> یک لاقید واقعی است، به اخلاق پایبند نیست و بنظر میرسد که جنگیدن را ، بدون توجه به خطرات احتمالیش ، دوست دارد. او ذاتا هار وخشن است، چیزی شبیه به کاراکتر های<strong> پرتقال کوکی ( استنلی کوبریک)</strong></p>
<p align="right"><strong>وایت </strong>چیزی نزدیک به صفر است! موجودی دو جنسی با قیافه ای کودکانه. روحا درگیر و از لحاظ احساسی قوی . عشقش نسبت به دوست شرور خیابانیش ، همانقدر که نا محتمل مینماید، بی قید و شرط است. او بیشتر شبیه یک حیوان خانگی است، یا ترکیبی از یک دلقک شکسپیری و یک ساده لوح روستایی .</p>
<p align="right"><strong>مایکل آریاز <em>Michael Arias</em></strong> کارگردان فیلم میگوید: تاکارا یک شهر واقعی است . من آنرا هر روز از پنجره خانه ام میبینم . همسایه ها مدام در حال نقل و انتقال هستند. بلک و وایت هم اینرا احساس میکنند و این آنها را(به هم) وابسته تر میکند.</p>
<p align="right">آریاز(کارگردان) ۱۰ سال روی این پروژه کار کرد و نتیجه بردباری و صبرش را هم گرفت. مناظر شهری بسیار غنی هستند، با گوشه چشمی به آثار دیگران . از <strong>جیغ ادوارد مونش <em>Scream-Edvard Munch</em></strong> گرفته تا <strong>مرده </strong>ی <strong>جیمز جویس <em>Dead-James Joyce</em></strong> تا دیگر آثار شاخص انیمه ژاپنی. رنگهای پاستلی تصاویر، زنده کننده رویاهای دوران کودکی هستند. کار درخشانی از <strong>ویلی مونکا <em>Willy Monka</em></strong>.</p>
<p align="right">اما مطابق معمول، داستان جان کلام است و داستان tekkon kinkreet مرعوب کننده است .</p>
<p align="right">آریاز میگوید: چیزی که در داستان مرا مجذوب کرد، جهانی بودن آن است. تقریبا همه با آن ارتباط برقرار میکنند. تمام ساکنان جوامع شهری در هرکجای دنیا.</p>
<p align="right">آریاز در پروژه های متعددی در هالییوود، سرپرست تکنیک های <strong>CGI</strong> بوده است. مسئول دوربین در سیستم موشن کنترل فیلم <strong>ابیز <em>Abyss</em></strong> اثر <strong>جیمز کمرون <em>James Cameron</em></strong> و همچنین مسئول سیستمهای نرم افزاری در پروژه هایی مانند <strong>شاهزاده مصری</strong> و<strong> شاهزاده خانم مونونوکه</strong> و نهایتا تولید کننده پروژه <strong>انیماتریکس</strong>.</p>
<p align="right">او میگوید: با تمام اینها، اگر چیزی بود که من بر آن تاکید داشتم، تولید و طراحی دستی  tekkon kinkreet بود. من تاکید داشتم که فیلم تا حد امکان به شیوه کلاسیک و طراحی فریم به فریم تولید شود. تمام انیمیشن های ژاپنی که ادعا میکنند( به شیوه سنتی و طراحی دستی) تولید میشوند، به نوعی از تکنیک های کامپیوتری ۲d یا ۳d استفاده میکنند! اما بعضی وقتها،وقتی که کار عیب و ایرادی دارد،حتی یک بچه هم متوجه نقص و ایراد میشود. من نمیخواستم این اتفاق برای فیلم من رخ دهد. میخواستم که بیننده از خودش بپرسد: چطور این فیلم را ساخته اند؟ اما چیزی را هم به بیننده لو ندهم.</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right">tekkon kinkreet از جهت دیگری هم غیرممکن را ممکن کرده است: فیلمی در سبک و اندازه های انیمیشن های شاخص ژاپنی، با دو کارگردان امریکایی!(<strong>آنتونی وینتراوب <em>Anthony Weintraub</em></strong> پردازش فیلمنامه را بر عهده داشت) و تیم هنرمندان ژاپنی!!! آیا این سبک و سیاق را میتوان آغازگر سبک جدیدی از انیمیشن دانست؟</p>
<p align="right">آریاز موفق شده است سبک بصری جدیدی به بیننده ارائه دهد که پیش از این هرگز دیده نشده بود. در دقایق پایانی فیلم، پسرک در یک گوشی تلفن شکسته میگوید: من وایت هستم ، از کره زمین، کشور ژاپن ، لطفا جواب بدین&#8230;</p>
<p align="right">آیا این همان چیزی نیست که همه ما در جستجویش هستیم؟ از طریق سایت هایمان،وبلاگ هایمان و رویاهایمان &#8230;در این روزهای آغازین قرن بیست و یکم&#8230;.</p>
<p align="right">Roland Kelts/Animation Magazine/April 2007</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right"> مترجم: مهبد بذرافشان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/05/tekkon-kinkreet/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقدی بر رتتویی</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/05/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%aa%d8%aa%d9%88%db%8c%db%8c/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/05/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%aa%d8%aa%d9%88%db%8c%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Aug 2007 13:09:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=38</guid>
		<description><![CDATA[مقدمه: زمانی که شروع به ترجمه این نقد کردم ، انتظار مطلب نقادانه تر و جدی تری را داشتم . اما پس از پایان یافتن ترجمه و خواندن دوباره آن، راستش کمی ناامید شدم. فضای نوشته و برداشت های نویسنده بنظرم به شدت تحت تاثیر علاقه شدید نویسنده به فیلم است. نوع نگاه هم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمه: زمانی که شروع به ترجمه این نقد کردم ، انتظار مطلب نقادانه تر و جدی تری را داشتم . اما پس از پایان یافتن ترجمه و خواندن دوباره آن، راستش کمی ناامید شدم. فضای نوشته و برداشت های نویسنده بنظرم به شدت تحت تاثیر علاقه شدید نویسنده به فیلم است. نوع نگاه هم که به شدت امریکایی مینماید.  به هر حال خواندن همین نقد هم شاید خالی از لطف نباشد در این وانفسای عجیب و غریب.</p>
<p>********************************</p>
<p align="right"><strong>رتتویی</strong> <em><strong>Ratatouille</strong></em> داستان موشی است بنام <strong>رمی</strong> <em><strong>Remy</strong></em> که حس بسیار پیشرفته ای از بویایی و چشایی دارد. و این چیزیست که زندگی را برای موجودی که به عنوان یک موش آشغال خور شناخته میشود، مشکل میکند! او از والدینش جدا میشود و به پاریس میرود، پایتخت خوراک شناسان و خوش خور های دنیا. او رستورانی را که قهرمان زندگیش، یعنی سر آشپز معروف <strong>آگوسته گوستو</strong> <em><strong>Auguste Gusteau</strong></em> ، پیش از مرگش در آنجا کار میکرده را پیدا میکند . همزمان ، <strong>آلفردو لینگوینی </strong><em><strong>Alfredo Linguini</strong></em> ، پسر یکی از دوستان آگوسته ، سعی میکند که در همان رستوران کاری برای خودش دست و پا کند. او که بسیار دست و پا چلفتی مینماید، سعی دارد با اضافه کردن هرچه که به دستش میرسد، به یک معجون جوشان، آنرا تبدیل به یک سوپ کند!!! رمی که شاهد ماجراست ، نمیتواند از کمک کردن به آلفردو خودداری کند و در حال روبراه کردن خرابکاری های آلفردو، توسط او غافلگیر میشود. اما در همان لحظه سوپ به سر میز برده میشود و مشتری خوش خوراک، با خوردن اولین قاشق از سوپ ، شروع به تعریف کردن از آن میکند. همه تصور میکنند که آلفردو خالق چنین سوپ خوشمزه ای است و او بلافاصله به مقام یک آشپز حرفه ای ارتقا میابد!!! و این آغاز یک سری ماجراهاست که فیلم رتتویی را به پیش میبرد.</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat00.png" title="rat00.png">                                                                                                                                                  </a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat00.png" title="rat00.png">    </a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat00.png" title="rat00.png">    <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat00.png" alt="rat00.png" /></a><br />
من ترجیح میدهم که مسئله را بیهوده کش نیاورم و همینجا، و در ابتدا اعلام کنم که رتتویی یکی از بهترین انیمیشن هایی است که تا کنون ساخته شده و همانطوری که همه میگویند، بهترین کاریست که پیکسار تا کنون ارائه داده است. فیلمی به کارگردانی <strong>براد برد</strong> <em><strong>Brad Bird</strong></em> ، کسی که لقب بهترین کارگردان انیمیشن امریکایی را یدک میکشد و خالق انیمیشن هایی است چون <em><strong>The incredibles</strong></em> و <strong>غول آهنی <em>The Iron Giant</em></strong> ، که این دومی به عقیده بسیاری، بهترین فیلم انیمیشی است که تا کنون ساخته شده.</p>
<p align="right"><font color="#ff0000"><strong>ساخت و ساز</strong></font></p>
<p align="right">یکی از مهمترین نکاتی که در مورد فیلم رتتویی میتوان گفت این است که این فیلم، یکی از خصوصیات هر فیلم خوب انیمیشن دیگر را بصورت وارونه به بیننده تحویل میدهد!!! و این وارونگی را تبدیل به یکی از شاخصه های خود میکند. درمورد هر فیلم خوش ساخت انیمیشن، میتوان این جمله را شنید : این فیلم بسیار خوبیست که برای کودکان ساخته شده ، اما دارای لایه هاییست که آنرا برای بزرگسالان هم جذاب میکند. اما در مورد رتتویی میتوان با قاطعیت گفت: این فیلم بسیار خوبیست که برای بزرگسالان ساخته شده، اما دارای لایه هاییست که آنرا برای بچه ها هم جذاب میکند! بعد ازفیلم انیمیشن <strong>دیو و دلبر <em>Beauty &amp; the Beast</em></strong> من دیگر هیچ فیلم بلند انیمیشنی از یکی از کمپانی های عمده امریکایی ،ندیدم که چنین خصوصیتی داشته باشند.</p>
<p align="right"><strong><font color="#ff0000">موسیقی </font></strong></p>
<p align="right">نکته دیگری که رتتویی را اینچنین بالاتر از سایرین قرار میدهد، موسیقی آن است. مایکل جیاچینو<em><strong> Michael giacchino</strong></em> آهنگساز رتتویی که در کارنامه اش موسیقی  <em><strong>The incredibles </strong></em>را نیز دارد، موسیقی را بخاطر ذائقه کودکان تنزل نداده است. موسیقی که در بعضی مواقع رویکردی به سوی <strong>جز <em>jazz</em></strong>  دارد، در مواقعی بسیار پر زرق و برق است، در زمانهایی شبیه به آن چیزی است که اصطلاحا<em><strong> Merry Melodies</strong></em> خوانده میشود ولی در کل ، کاملا فرانسویست . حتی بسیاری از فیلمهای اکشن نیز نمیتوانند بابت چنین موسیقی تا این حد زنده و پر شور به خود ببالند.</p>
<p align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat2.jpg" title="rat2.jpg">                                                                                                                <img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat2.jpg" alt="rat2.jpg" /></a></p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right"><strong><font color="#ff0000">صدا </font></strong></p>
<p align="right">رتتویی میتواند نمونه بسیار خوبی ار بکار گیری درست و بجای صدا باشد. پیکسار بیهوده نامهای بزرگ و پر طمطراق را برای صدا پیشگی این فیلم ردیف نکرده است. آنها صداپیشه هایی را انتخاب کرده اند که با کاراکتر ها جور باشند. و صداهای شناخته شده- <strong>بجای اینکه مثل خیلی از فیلمها یی که در آنها، صدا ها بیش از آنکه به فیلم کمک کنند، نام صاحبانشان را به رخ می کشند</strong>-بخوبی در زیر لهجه فرانسوی پنهان شده اند و به شخصیت پردازی کمک میکنند. اصلا تعجب نکنید اگر در اسکار امسال بسیاری از جوایز ویژه صدا به رتتویی تعلق بگیرد. و البته کسانی که کاندیدا میشوند، استحقاقش را خواهند داشت.<strong> پتون اسوالت<em> Patton Oswalt</em></strong> نقش رمی را بازی میکند و به نحوی اعجاب آور کاراکتری انسانی به او داده است. <strong>براد گارت <em>Brad Garrett</em></strong> و <strong>جانین گاروفالو<em> </em></strong> <em><strong>Janeane  Garofalo</strong></em>  که نقش <strong>گاستو <em>Gusteau</em></strong> و <strong>کولت <em>Colette</em></strong> را بازی میکنند،در زیر لهجه فرانسوی قابل شناسایی نیستند. اما چنان به زیبایی صداهایشان را به کاراکتر ها قرض داده اند که ثابت میکنند که نامهای بزرگ، میتوانند صداهای بزرگی نیز باشند و نه فقط نامهای بزرگی بر پوستر فیلم. <strong>یان هلم <em>Ian Holm</em></strong> به عنوان سرآشپز عالی ایفای نقش میکند. گاهی ترسناک و در بیشتر موارد کاملا خنده دار. اما در رتتویی دو اجرای متفاوت وجود دارند که حتی بقیه را هم پشت سر میگذارند.<strong> لو رومانو <em>Lou</em></strong> <em><strong>Romano </strong></em>در نقش لینگویینی چنان با احساس ایفای نقش میکند که گویی واقعا بازیگری بنام لینگویینی، با صدای خودش در حال بازی است. و <strong>پیتر اوتول <em>Peter O’Toole</em> </strong>بزرگ ، در نقش<strong> آنتون اگو <em>Anton Ego</em></strong> چنان اجرای خارق العاده ای ارائه میدهد که در یک فیلم زنده میتوانست برای او کاندیداتوری اسکار نقش اول به ارمغان بیاورد.</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<p align="right"><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat1.jpg" title="rat1.jpg">                                                                                                                        </a><a href="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat1.jpg" title="rat1.jpg"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/rat1.jpg" alt="rat1.jpg" /></a></p>
<p align="right"><strong><font color="#ff0000">داستان</font></strong></p>
<p align="right">داستان موشی که آشپزی کردن یک آشپز را، با کشیدن موهای او کنترل میکند، کاملا در قلمرو فانتزی قرار دارد. , تیم دیزنی-پیکسار به حرفه ای ترین شکل ممکن این فانتزی را اجرا کرده اند. آنهم به وضوح به قصد سرگرم کردن بزرگسالانی که فانتزی در زندگیشان جای چندانی ندارد. همانطور که قبلا اشاره کردم ، این فیلمی است که برای بزرگسالان ساخته شده ولی کودکان هم از آن لذت میبرند. اما همین نقطه قوت فیلم، ما را به سوی یکی از نقاط ضعف فیلم نیز راهنمایی میکند. اگرچه فیلم در بسیاری از مواقع بچه ها را سرگرم میکند،اما بنظر میرسد که درک داستان در لحظاتی برای آنها سنگین و مشکل باشد. بعلاوه اینکه نکات متعددی در فیلم وجود دارند که شاید والدین ترجیح میدهند که از دید بچه ها پنهان بماند. نوشیدن مشروب و مستی در فیلم کمی زیاده از حد به تصویر کشیده شده. استفاده از سلاح نیز همینطور، بخصوص در دورانی که همه از دیپلماسی سخن میگویند!!! و البته مقوله مرگ نیز بنظر میرسد که در تمام لایه های زیرین فیلم نهفته باشد. در فیلم به مرگ <strong>گاستو</strong> بارها و بارها اشاره میشود. به موضوع مرگ مادر <strong>لینگویینی</strong> به عنوان یک موضوع خنده دار در رابطه با زندگی پس از مرگ اشاره میشود. آدمها به وضوح سعی در<strong> کشتن</strong> موشها دارند و حتی در یک صحنه نچسب، تعداد زیادی موش مرده به شیوه ناراحت کننده ای به نمایش گذاشته میشوند.</p>
<p align="right"><font color="#ff0000"><strong>انیمیشن</strong></font></p>
<p align="right">تیم انیماتور ها در رتتویی کاملا تواناییهایشان را به رخ کشیده اند. مثل همیشه ، انیماتور های دیزنی-پیکسار ، از پردازش فوق طبیعی کاراکتر ها (به سبک بعضی استودیو ها) خودداری کرده اند و به سمت شکل منطقی تر و دلچسب تری از طراحی شخصیت رفته اند. حرکت ها در حالیکه فانتزی و خنده دار هستند، باور پذیر و منطقی نیز هستند. هیچ چیز، حتی شیوه اداره کردن<strong> لینگویینی</strong> توسط <strong>رمی</strong>، بیش از حد کارتونی نیست. موشها همزمان بامزه و راحت جلوه میکنند و در مواردی-بخصوص وقتی که بصورت گروهی نمایش داده میشوند- کاملا <strong>موش گونه</strong> نمایش داده میشوند. اما چیزی که کاملا مشخص و دیدنی است، شهر پاریس است. جانبخشی پاریس کاملا چشمگیر است. اگر چه شهر پاریس یکی از کاراکتر های زنده فیلم نیست، اما بخاطر تلاش تیم ، در دمیدن روح پاریسی در جای جای فیلم ، حضور پاریس در فیلم ، چیزی کمتز از حضور سایر کارکتر های زنده فیلم نیست. تنها ایرادی که در این مورد میتوان به فیلم گرفت این است که تیم  دیزنی-پیکسار ، این کلیشه قدیمی که تصور میشود که تمام پنجره ها در پاریس، رو به ایفل باز میشوند را حفظ کرده است !!!</p>
<p align="right">رتتویی برای بییننده هایی که در ده سال گذشته ، عادت به دیدن فیلمهایی با داستانهای درجه دو و بد داشتند، مثل یک هدیه است.فیلم تقریبا از تمام جنبه ها بی نقص است. سایر فیلمهای انیمیشنی که در این چند سال دیده ایم ، ساندویچ های فست فودی هستند که در برابر ضیافت شاهانه رتتویی بی مزه و آبکی جلوه میکنند.</p>
<p align="left">by <a href="mailto://james@animated-views.com/">James R Whitson</a>, July 2nd,      2007/Animated views</p>
<p align="right">مترجم: مهبد بذرافشان</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/05/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%aa%d8%aa%d9%88%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ghost in the shell 2</title>
		<link>http://www.todayanimation.com/1386/05/ghost-in-the-shell-2/</link>
		<comments>http://www.todayanimation.com/1386/05/ghost-in-the-shell-2/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Aug 2007 22:46:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهبد بذرافشان</dc:creator>
				<category><![CDATA[افراد]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[مباحث تئوریک]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.todayanimation.com/?p=15</guid>
		<description><![CDATA[                      

این مقاله پیش از حضور انیمیشن پرسپولیس در جشنواره کن نوشته شده است 
(روح در کالبد۲:مصومیت)نخستین فیلم انیمیشنی بود که در بخش مسابقه جشنواره بین المللی فیلم کن(به عنوان بهترین فیلم و نه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">                      </font></span></strong><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></strong><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></strong><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></strong><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></strong><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></strong></p>
<p style="text-align: center"><strong><font face="Times New Roman"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/ghosttitle.jpg" style="width: 512px; height: 58px" height="58" width="512" /></font></strong></p>
<p><strong><font face="Times New Roman"><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">این مقاله پیش از حضور انیمیشن پرسپولیس در جشنواره کن نوشته شده است </font></span></strong></font></strong></p>
<p><strong><font face="Times New Roman"><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></strong><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">(روح در کالبد۲:مصومیت)نخستین فیلم انیمیشنی بود که در بخش مسابقه جشنواره بین المللی فیلم کن(به عنوان بهترین فیلم و نه بهترین انیمیشن)برای ربودن نخل طلایی با سایر فیلمها به رقابت پرداخت.این انیمیشن همچنین نام خود را پس از فیلمهایی چون:</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">دامبو:۱۹۴۷-پیتر پن:۱۹۵۳-سیاره عجیب:۱۹۷۳-شرک:۲۰۰۱ و شرک-<span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">به عنوان ششمین فیلم انیمیشن بلندی که در کن به رقابت پرداختند به ثبت رساند.</font></span>۲۰۰۴</font></span><span dir="rtl" lang="FA"></span>                                                   *********************************************</font></strong></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">داستان فیلم در سال ۲۰۳۲ میگذرد.زمانیکه مرز بین انسانها و روباتها تقریبا محو شده است.انسانها تقریبا معنی و مفهوم انسان بودن را چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظ معنوی فراموش کرده اند و تعداد معدود انسانهایی که با قی مانده اند،در<span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">کنارسایبورگها(روباتهایی با روح انسانی)و<span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> دالها(عروسکها:روباتهایی بدون هیچ عنصرانسانی)<span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">زندگی میکنند.</font></span></font></span></font></span></font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></font></span></font></span></p>
<p style="text-align: center"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/ghost02.jpg" style="width: 418px; height: 258px" height="258" width="418" /></font></font></font></font></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"></span><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"> <span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span> </span>بتو(<strong>Batoo</strong> )یک سایبورگ است با بدنی کاملا صنعتی که تنهاعنصر انسانی باقیمانده برای اوخطوط مغزش هستندوخاطرات مبهمی از یک زنی بنام میجر&#8230;او بازرس واحد ضد تروریستی و پیگیری جنایات ، و مامور بازپرسی یک جاینوئید(روباتهایی با ظاهری کاملا زنانه،ساخته شده برای مقاصد جنسی)است که اربابش را به شکل فجیعی به قتل رسانده است.</font></span></font></font></font></font></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">هرچه بتو بیشتر درگیر بازپرسی این جنایت میشود،سئوالات و تردید های او در این مورد که آیا انسانها واقعا نیازمند جاویدان کردن رویاهایشان برای زندگی ابدی ،در قالب روباتها هستند یا نه، افزایش میابند.</font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span></p>
<p style="text-align: center"><font face="Times New Roman"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/ghost01.jpg" style="width: 403px; height: 208px" height="208" width="403" /></font></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">(روح درکالبد۲)داستانی است در مورد یک سایبورگ تنها که میخواهد آنچه که از انسانیت در درونش باقی مانده است را حفظ کند.آنهم در دنیایی که ارزشهای روح انسانی بیش از پیش در تیرگی و ابهام فرو میروند.</font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">                                                          **********************************************</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span> </span></font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span></span>(روح در کالبد۲)بر اساس داستانی از شیرو ماسامونه و به کارگردانی مامورو اوشی<span>  </span>و به تهیه کنندگی میتسوهیسا ایشیکاوا و توشیو سوزوکی ساخته شده و دومین محصول کمپانی آی.جی بنر است.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">اگرچه هر دو فیلم (روح در کالبد)۱و۲ بر اساس کمیک استریپ هایی ازشیرو ماسامونه ساخته شده اند اما مامورو اوشی(کارگردان)میگوید:</font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">هردوی این فیلمها فقط خطوط اصلی را از کتابهای کمیک وام گرفنه اند.برای یک کارگردان لازم نیست که همیشه به کل داستان(کتابی که بر اساس آن فیلمی ساخته میشود)وفادار بماند.چرا که فیلم و رمان،و یا فیلم و کمیک، مباحثی کاملا متفاوت هستند.</font></span></p>
<p><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">در همین رابطه شیرو ماسامونه(طراح کمیک استریپ) اضافه میکند:</font></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">نخستین پیشنهاد برای ساخت انیمیشن (روح در کالبد۲)از طرف کمپانی (آی-جی)داده شد،یکی از ساختار شکن ترین کمپانی های انیمیشن ژاپن،که علاوه بر(روح در کالبد)،بخاطر تولید (خون:آخرین خون آشام-Blood/the last vampire) و بخش انیمیشن فیلم(بیل را بکش-Kill Bill) اثر کوئنتین تارنتینو،شناخته شده است.از آنجایی که فیلم توسط (آی-جی) و به کارگردانی کسی چون مامورو اوشی ساخته شد،من اطمینان داشتم که نیازی به حضور من در زمان ساخت فیلم نخواهد بود.</font></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"></span></p>
<p><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></span></p>
<p style="text-align: center"><font face="Times New Roman"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/ghost03.jpg" style="width: 363px; height: 199px" height="199" width="363" /></font></p>
<p><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"></span><font face="Times New Roman"><font color="#000000"> <span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">(روح در کالبد۲)بخش درخشانی از کارنامه (آی-جی)و مامورو اوشی است. مراحل تولید فیلم از آغاز تا انتها چیزی حدود ۴ سال به طول انجامید.تنهامراحل ساخت فصل مربوط به نمایشگاه، خود به تنهایی یک سال را در بر گرفت.فیلم ترکیب موفقی است از انیمیشن سنتی(دوبعدی)و تکنولوژی سه بعدی.</font></span></font></font></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">تمام شخصیت ها بصورت دو بعدی خلق شده اند و کلیه بک گراندها و بخش های صنعتی فیلم بصورت سه بعدی رندر شده اند. تحقیقات اولیه برای ساخت فیلم ، کارگردان آنرا مجبور به سفر هایی به دور دنیا کرد. از تایوان تا نیو یورک و<span>از برلین تا موزه( لا اسپکولا) در فلورانس و کلیسای گوتیک میلان.</span></font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span>                                         *****************************************************</span></font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span></span></font></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>فلسفه روح</strong></font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">یک روز خوب بهاری،ارابه ای که به سرعت از این جهان به ماورا سفر میکند(بتو/روح در کالبد ۲)</font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">در مواجهه با بحران های روحی و معنوی،که به عقیده اوشی ریشه در دنیای فوق تکنولوژیک امروز دارند،بشر هر روز بیش از پیش به دانش و آگاهی خودش می افزاید بدون اینکه بداند چگونه جسمش را فرسوده و از کار افتاده میکند.(روح در کالبد۲)روزی را به تصویر میکشد که انسانها تبدیل به اقلیتی شده اند،در محاصره روباتها،سایبورگها و افرادی که به خیال جاودانه شدن،روحشان را به روباتهایی با جسم فنا ناپذیر منتقل میکنند!</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">بتو(تجلی افکار و بیانگر عقاید مامورو اوشی در فیلم)،ما را به سال ۲۰۳۲میبرد. به زمانیکه که ما نظاره گر سرگردانی و کشمکش او در انتخاب بین انواع مختلف(زندگی) هستیم.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">اوشی میگوید:<span style="color: #333399"></span></font></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span> </span>این فیلم ، یک فیلم بشر محور نیست. در این مورد صحبت نمیکند که جهان حول محور نسل بشر میچرخد.بلکه در این مورد صحبت میکند که تمام انواع موجودات زنده(اعم از انسانها، حیوانات وروباتها!!!)در مفهوم (زندگی/زنده بودن)با هم برابرند.در جهان نامطمئن امروز،ما باید به ارزشهای زندگی فکر کنیم و به اینکه چگونه درکنار دیگران(زندگی)کنیم. آنچه که ما امروز نیاز داریم دیگر یک فلسفه مبتنی بر برتری و محوریت بشر نیست. من معتقدم که نوع بشر با افکار کنونیش به انتهای خط رسیده است. زمان آن رسیده که با دید جدیدی به زندگی نگاه کنیم.</font></span></p>
<p><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></p>
<p style="text-align: center"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/ghost04.jpg" style="width: 425px; height: 229px" height="229" width="425" /></font></font></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><strong>بشریت</strong></font></font></font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman">اگر عروسکها(دال ها-روباتها)میتوانستند سخن بگویند،اطمینان دارم که فریاد میکشیدند،من نمیخواهم یک انسان باشم!(میجر موتوکو کوزاناگی-در فیلم) </font></font></font></span></p>
<p><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font color="#000000"><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> <font color="#000000">فیلم بصورت جدی و پافشارانه ای در مورد( انسانیت) سئوال میکند. چیزی که به عقیده اوشی،به نحو فزاینده ای توسط (انسانها)به چالش و ابهام کشیده شده است.</font></font></span></font></span></font><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font color="#000000" face="Times New Roman">برای شناخت انسانها،باید ابزاری برای مقایسه انسانها با هم وجود داشته باشد.گاهی بسیار سخت است که شما از دید یک ناظر بی طرف به خودتان نگاه کنید(کسی باید شما را با دیگران مقایسه کند).من در این فیلم مظاهر حیات را،حتی روباتها و سگها را هم به مقایسه کشیده ام.(اوشی)</font></span></font></font></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"></span></p>
<p><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font color="#000000" face="Times New Roman">                                             **************************************************</font></span></p>
<p><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>عروسک ها</strong></font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">بشر جفت مناسبی برای یک عروسک نیست. نه در ماهیتش،نه در روانی زیبای حرکاتش،در هیچ چیز&#8230;.</font></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"> </span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">برای بیش از ۳۰ سال،اوشی قصد اجرای ایده ای با موضوع عروسک-روباتها داشت. در زمان دانشجویی او شیفته عکسی از یک عروسک ،با اعضای بدنی تشکیل شده از توپ های مختلف،شد. عکسها کار هنرمند سوررئالیست لهستانی (هانس بلمر۱۰۷۵-۱۹۰۲) بودند. اوشی میگوید:اعضای کروی بدن عروسک بقدری زیبا با هم آمیخته شده بودند که از دیدنشان هرگز خسته نمی شدم.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">پیش از آغاز تولید(روح در کالبد)،اوشی و دستیارانش آغاز به کشف و شهود در مورد عروسکها درداخل و خارج ژاپن کردند.در موزه ای در ساپورو ،آنها عروسکی در اندازه های واقعی بدن انسان دیدند که سایمون یاتسویا،هنرمند عروسک ساز،با الهام از خودش ساخته بود.این عروسک،الهام بخش شخصیت خبیث فیلم،یعنی(کیم)شد.</font></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">اوشو و تیمش،ایده خانه (کیم) را از یک موزه عروسک و یک دستگاه عظیم پخش موسیقی که درآتامی(شهری در ۶۵ کیلومتری توکیو)دیده بودند،گرفتند.درست در همین زمان بود که اوشی و تیمش تصمیم گرفتند که بدن عروسکها در فیلم باید از جنس و بافت (بیسک) باشد.بیسک به نوعی از عروسک گفته میشود با سطحی شبیه به چینی،اما نه به سردی و بی روحی آن.</font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span></font></span></p>
<p style="text-align: center"><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><img src="http://www.todayanimation.com/wp-content/ghost05.jpg" style="width: 481px; height: 222px" height="222" width="481" /></font></font></p>
<p><font face="Times New Roman"><font face="Times New Roman"><font color="#000000"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">در مرکز بین الملی عکاسی در نیویورک،اوشو بعد از ۳۰ سال مجددا تصویری که در جوانی او را شیفته خود کرده بود(اثر هانس بلمر)را دید و باز هم به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت.این عکس اثر غیر قابل انکاری در طراحی شخصیت های فیلم بجا گذاشت.سپس درموزه(اسپکولا) ، اوشو مجسمه های مومی ساخته شده بر اساس شخصیت های واقعی را دید و مجددابا دیدن فضای شهری نیو یورک،ایده اصلی فضا ها و بک گراند های (روح در کالبد ) در ذهن اوشو نقش گرفت.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">اوشو در باره نیو یورک میگوید: دلیل اصلی رفتن من به نیویورک دیدن عکس های هانس بلمر بود. من هرگز به جستجو در فضا های شهری نیویورک فکر نکرده بودم.اما روح گوتیک حاکم بر نیو یورک دقیقا همان اتمسفری بود که من برای فضای فیلم در جستجویش بودم. نیویورک شهری است با آسمانخراش ها و خطوط عمودی.هرکجا که بروید توسط سطوح تخت و عمودی محاصره شده اید.شهر فضای به شدت بسته ای دارد.به ندرت پهنه و گستره دیدی خواهید یافت.زمانی که در شب ستونهای نور را در لابلای آسمانخراشها دیدم،ناگهان تمام شهر در نظر من بصورت یک قلعه واحد جلوه گر شد.</font></span></font></font></font></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">اوشو تعدادی کتاب در رابطه با فضای شهری نیویورک خرید و به کارگردان هنری فیلم گفت که به فضای محله چینی ها تعمق بیشتری داشته باشد.اوشو برای طراحی فضای(روح در کالبد)به آنچه که خودش(گوتیک چینی) می نامد رسید. شهری آسیایی با طراحی گوتیک و در آینده ای نه چندان دور.شهری که تکمیل کننده فضای رمز آلود فیلم است.</font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">                                                      ***************************************** </font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"><strong>سگها</strong></font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">نوع دیگری از حیات در کنار عروسکها و خدایان وجود دارد(کیم/روح در کالبد)</font></span></p>
<p><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">سئوالی مرتبا در (روح در کالبد)تکرار میشود: چرا انسان اصرار دارد که خودش را (در قالب روبات و عروسک) بازسازی کند؟عروسکها دوقلوهای مجازی انسانها هستند.تعبیری بر آرزوی ابدی شدن.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">بتو،با بدنی ماشینی و عدم هرگونه احساسات ظاهری،موجودی است معلق میان یک مرد و یک عروسک بی قواره عظیم.تنها مهربانیش نسبت به سگ شکاریش و تعلق خاطر طولانی مدت توام با سکوتش نسبت به خاطره میجر،باقیمانده های<span>  </span>عواطف انسانیش هستند.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">سگ شکاری بتو،الهام گرفته شده از (گابریل) سگ اوشی است که در تمام فیلمهای اوشی حضوری دارد. اوشی به شدت علاقمند به سگهایش است و در جستجوی مکان مناسبی برای زندگی سگهایش ،از توکیو به آتامی نقل مکان کرد.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">اوشی میگوید:هرچه که انسانها بیش از پیش به ذهنشان پرداختند و جسمشان را فراموش کردند،و هرچه بیشتر در انزوای زندگی شهری فرو رفتند، همه آنچنان به ذهنشان تکیه کردند که قالب جسمانی عملا مفهوم خود را از دست داد. دلیل اینکه بسیاری به زندگی با حیوانات (بخصوص)سگها روی آوردند این است که در جستجوی هویت تازه ای از موجود زنده هستند!!!</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">در (روح در کالبد۲) هیچ شخصیت انسانی وجود ندارد،هرچه هست روباتهایی هستند با ظاهر انسانی.به دلایلی مردم همیشه روباتها را به شکل و شمایل انسانی خلق میکنند&#8230;متحیرم که چرا؟!!!عقیده ندارم که ظاهر انسانی مناسب ترین فرم برای روباتها باشد.چرا طراحان روبات ها اینگونه عمل میکنند؟فکر میکنم که آنها عقیده دارند که دیدن جهان از چشم یک روبات،کمک میکند که طبیعت بشری را بهتر بشناسند!!!</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">بتو، کاراکتر اصلی فیلم،راهنمای ما در طول فیلم است.هنگام بررسی ماجرای قتل(که هرچه بیشتر بسوی آشفتگی پیش میرود)بتو به عنواع مختلفی از روباتها بر میخورد:یک روبات انسان نمای شکسته که در سکوت فرو رفته است،یک روبات زن که بسیار شبیه انسان است و مردی که به تدریج روح خودش را به یک کالبد مصنوعی منتقل میکند!در طول نبرد ها و کسب تجربیات،بتو بیش از پیش دچار سرگردانی و حیرانی میشود.</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">روباتهایی که بتو ملاقات میکند،هریک دیدگاه خاص خودشان را در مورد انسانها و بشریت دارند.هر روبات،با توجه به نگاه غیر بشری که به موجودی بنام انسان دارد،بشر را آمیزه ای از تکبر و فریب میداند و بتو به ناچار سفری را آغاز میکند که او را مجبور به اندیشیدن در مورد مفهوم انسان میکند و از ورای دریافتن مفهومی برای انسان،تلاش میکند که<span>  </span>به دریافت مفهوم زندگی و همزیستی برسد.</font></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">این فیلم تلاش میکند که نگاهی داشته باشد به سختی ها و کاستی های زندگی امروز،و اینکه در دنیای امروز ما،جایگاه انسانیت کجاست؟ </font></span></p>
<p style="margin: 0cm 0cm 0pt 36pt; text-align: right" class="MsoNormal" align="right"><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">                                                    *************************************************</font></span></p>
<p><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman">برگرفته از شماره هفدهم ۲dArtist</font></span><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font> </span><strong><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font> </span></strong><strong><span style="color: red" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font> </span></strong><strong><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font> </span></strong><strong><span dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font> </span></strong><strong><span style="color: #333399" dir="rtl" lang="FA"><font face="Times New Roman"> </font> </span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.todayanimation.com/1386/05/ghost-in-the-shell-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
