ایوگنی توموو و داستان دسپرا-بخش آخر
ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۰-۱۰-۱۳۸۷
۲

خارج شدن از پروژه ی سالهای سال به خوبی و خوشی Happily N’Ever After برای ایوگنی توموو چندان هم بد نیود. در همان زمان سیلوین شومه به ادینبورگ در اسکاتلند رفته و در آنجا استودیوی شخصی خودش ، استودیو جانگو Django را تاسیس کرده بود. نخستین سفارش کار به این استودیو از سوی کمپانی میرامکسMiramax بود و بلافاصله سیلوین شومه ایوگنی توموو را دعوت به همکاری کرد.
توموو می گوید:” کار بسیار لذت بخشی بود . من طراحی میکردم و کاراکتر ها را حجم سازی میکردم و سیلوین شومه سرگرم بسط و گسترش داستان و ایده هایی بود که بنظر ما جذاب و جالب می آمدند.”
اما ظاهرا این روند از نظر استودیوی میرامکس روش درستی نبود.آنها بر اساس یک تلقی سنتی خواهان کمترین تماس ما بین افراد در بخشهای مختلف بودند و میخواستند که بقول معروف ” هر کسی سر جای خودش بنشیند” و همین موضوع پایان همکاری دو استودیوی جانگو و میرامکس را رقم زد. مدتی بعد،در سال ۲۰۰۴ ، گری راس Gary Ross و الیسون تامس Gary Ross ، تهیه کنندگانی که حقوق مربوط به ساخت فیلمی بر اساس کتاب “داستان دسپرا ” را خریده بودند، با استودیوی جانگو برای ساخت فیلم داستان دسپرا تماس گرفتند.
” ما بلافاصله کار را شروع کردیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت اما سیلوین (شومه) مرتکب اشتباهی بزرگ شد. در زمانی که ما درگیر مراحل پیش تولید داستان دسپرا بودیم و منتظر بودیم تا استودیوی یونیورسال رسما موافقتش را با آغاز کار اعلام کند، سیلوین شومه تصمیم گرفت تا بصورت همزمان با داستان دسپرا، پروژه ی دیگری را نیز شروع کند. او مراحل مقدماتی فیلم “ شعبده باز-The Illusionist” را آغاز کرد. انجام دو پروژه ی سنگین و بزرگ بطور همزمان برای استودیوی یونیورسال پذیرفتنی نبود و در نتیجه قرارداد شومه در زمینه ی کارگردانی داستان دسپرا لغو شد.”
با قطع همکاری شومه در پروژه ی داستان دسپرا، ایوگنی توموو دو انتخاب را در پیش رو داشت. در پروژه ی داستان دسپرا باقی بماند یا اینکه به سیلوین شومه و پروژه ی شعبده باز بپیوندد. او می گوید:
” من همکاری با سیلوین شومه را برای طراحی های فیلم شعبده باز آغاز کرده بودم. اما میدانید، شعبده باز یک پروژه ی دو بعدی بود. چیزی شبیه به سه قلوهای بلویل…خب من که قبلا چنین کاری را انجام داده بودم. دوست نداشتم که بعنوان کسی شناخته بشوم که فقط در پروژه های دو بعدی و تنها با سیلوین شومه کار می کند. من میخواستم حیطه های جدید را نیز آزمایش کنم وکار در یک پروژه ی سه بعدی میتوانست نخستین گام باشد. در نتیجه من داستان دسپرا را انتخاب کردم . ”

ساخت پروژه ی داستان دسپرا از ادینبورگ به لندن منتقل شد و توموو به کار ادامه داد. او در سبک و زیبایی شناسی طراحی هایش تغییری نداد و طراحی شخصیتها و فضاسازی را به همان شیوه ای که با سیلوین شومه آغاز کرده بود ادامه داد.
” بزودی مشخص شد که داستان دسپرا مشکل تر از آن چیزی بود که در ابتدا تصور می کردم. اما من هرگز از انتخابم پشیمان نشدم. من بارها و بارها شنیده بودم که اگر پیکسار کاری را انجام نمیدهد، حتما برای آن دلیل موجهی دارد. اما این نقل قول باعث نمیشد که من فکر کنم که باید کاری به شیوه ی پیکسار انجام بدهم. من میخواستم کاری متفاوت انجام بدهم.”
اما آیا ایوگنی توموو موفق شد که ایده هایش را به تصویر بکشد؟ نامزدی برای جایزه انیAnnie پاسخ مثبتی به این سئوال است.
” من آدم کمال طلبی هستم و همین دلیل هرگز کاملا از کاری که انجام می دهم راضی نمی شوم. اما ناچارم اذعان کنم که گاهی هم به آنچه که انجام داده ام افتخار می کنم. در داستان دسپرا ما هنرمندان سه بعدی کار بزرگی در اختیار داشتیم.هنرمندان بزرگی از سرتاسرجهان.آنها کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام دادند و نمونه ای از هنر عالی و درجه یک را ارائه دادند و من فکر می کنم که آنها واقعا از انچه که انجام میدادند لذت می بردند.آنها مرتبا به من می گفتند که کار بسیار طاقت فرساست، اما به هر حال همه از این کار لذت می بردند.”
پس از پایان یافتن داستان دسپرا، فصل جدیدی در زندگی توموو شروع شد. او ازدواج کرد و به کالیفرنیا اسباب کشی کرد:” بعد از زندگی در شهر هایی چون مونترآل،برلین، ادینبورگ و لندن، من واقعا از سرما و مه و باران خسته شده بودم و به آفتاب و هوای گرم نیاز داشتم. من از آب و هوای کالیفرنیا لذت می برم و البته اینجا قلب تپنده ی صنعت انیمیشن است.”
هم اکنون دو استودیوی بزرگ به ایوگنی توموو پیشنهاد همکاری داده اند و این بدین معنی است که میتوانیم به انتظار آثار منحصر به فرد دیگری از ایوگنی توموو باشیم.
مترجم: مهبد بذرافشان
منبع: http://features.cgsociety.org






















