انصراف دیزنی و پیکسار از حمایت و شرکت در جشنواره ” انی”

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۰۹-۰۶-۱۳۸۹

۵

دو استودیوی ” دیزنی” و ” پیکسار” اعلام کرده اند که از این پس در جشنواره ی ” انی Annie ” ( که توسط اتحادیه ی آسیفا برگزار می شود) شرکت نخواهند کرد و حمایت خود را نیز از این رویداد معتبر قطع خواهند کرد! ظاهرا نحوه ی بررسی و قضاوت فیلمها در این جشنواره، عمده ترین مورد اختلاف بین طرفین دعوی است. ” اد کتمول Ed Catmull ” ( مدیر دو استودیوی دیزنی و پیکسار) در این رابطه چنین می گوید :

” پس از بیش از یکسال گفتگو با هیئت مدیره ی آسیفا، ما با کمال تاسف تصمیم گرفتیم که از این اتحادیه خارج شویم و از این پس نیز در جشنواره ی سالیانه ” انی”  حضور نخواهیم داشت. به اعتقاد ما مشکلاتی در نحوه ی داوری و قضاوت آثار در این جشنواره وجود دارد و ما مدتها در جستجوی راه حلی که طرفین مذاکرات را راضی کند بوده ایم. اگر چه از سوی اتحادیه آسیفا گامهای مثبتی در این زمینه برداشته شد، اما نهایتا هیئت مدیره ی آسیفا به ما اطلاع دادند که تغییرات بیشتری در جهت تحقق خواسته های ما اعمال نخواهند کرد.”

دیزنی از سال ۱۹۷۲ ، یعنی از نخستین سال برگزاری جشنواره ی ” انی” یکی از حامیان اصلی این رویداد بوده است و مسلما تاثیر جدا شدن ” دیزنی” از این جشنواره به وضوح احساس خواهد شد. استودیوی دیزنی صاحب طولانی ترین و با اعتبار ترین پیشینه در صنعت انیمیشن است و حیثیت و اعتبار جشنواره ی ” انی” بدون حضور “دیزنی” و همچنین ” پیکسار” تا حد زیادی زیر سئوال خواهد رفت. چنانچه پیشتر نیز گفته شد، نحوه ی داوری فیلمها ، منشاء اصلی اختلاف بین آسیفا و دیزنی بوده است. در طول سالهای گذشته هر شخص یا موسسه ای که میتوانست مبلغ لازم برای عضویت آسیفا را بپردازد، به راحتی عضو این این اتحادیه قلمداد می شد و میتوانست از حق رای برخوردار شود. این روند ، استودیویی چون ” دریم ورکز” را تشویق کرد که عضویت “آسیفا” را برای تمام اعضای خود خریداری نماید و با بالا رفتن تعداد اعضای وابسته به این استودیو ( یا هر موسسه ی قدرتمند دیگر) در اتحادیه ی آسیفا، این شبهه پیش می آمد که رای ها و مسیر قضاوت فیلمها به سوی خاصی گرایش پیدا می کرده اند.  برنده شدن و دریافت بسیاری از جوایز توسط فیلم ” کونگ فو پاندا” و نا دیده گرفته شدن ” وال – ئی ” در سال ۲۰۰۹ به این شبهات دامن زد و اعتراض ” دیزنی” و ” پیکسار” را برانگیخت، اگرچه که این دو استودیو در برابر این استدلال که ۱۲ سال پیاپی برنده شدن تولیداتشان میتواند به اندازه ۲ سال برنده شدن ” دریم ورکز” شبهه برانگیز باشد، سکوت اختیار کردند. به هر حال در پاسخ به این اعتراضات، هیئت مدیره ی آسیفا بر آن شدند تا حق رای دادن در جشنواره را منحصر به اعضایی کنند که در زمینه ی انیمیشن “صاحب تخصص ” به شمار می آیند، اما ظاهرا این اقدام از سوی ” اد کتمول” کافی تلقی نشده است. او درخواست داده است که هیئت مشاورینی شامل مدیران اجرایی هر استودیو گرد هم آیند و راهکارها و قوانین مشخصی را برای آسیفا تدوین نمایند. چنین به نظر می رسد که این درخواست مورد تایید واقع نشده است.

با اینکه دیزنی و پیکسار از حضور در جشنواره انصراف داده اند و حمایتهای خود را نیز قطع کرده اند، اعضای این دو استودیو مجاز خواهند بود تا آثار شخصی خود را جهت شرکت در جشنواره ی ” انی” به آسیفا ارسال نمایند.” اد کتمول” شخصا و از طریق ایمیلی به کلیه ی اعضای دو استودیو، این موضوع را تایید کرده  است. اخبار رسمی همچنین حاکی از این هستند که آسیفا همچنان آثار هر دو استودیوی دیزنی و پیکسار را در جشنواره شرکت خواهد داد حتی اگر این آثار رسما به جشنواره ارسال نشده باشند. ” آنتران مانوگیان Antran Manoogian “  مدیر آسیفای هالیوود در این رابطه چنین می گوید :” وظیفه ی جشنواره ی ” انی” انتخاب و معرفی بهترینهای دنیای انیمیشن است و ما همچنان به این وظیفه عمل خواهیم کرد. قوانین ما به اعضای رای دهنده این اجازه را می دهند که فیلمهای واجد کیفیت و شرایط لازم را کاندیدا کرده و مورد داوری قرار دهند، حتی اگر این فیلمها رسما جهت شرکت در جشنواره ثبت نام نشده باشند. ”

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع : http://www.animationmagazine.net

دو خبر کوتاه

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۰۵-۰۶-۱۳۸۹

۵

در حالیکه  بسیاری از فیلمها با مضمون ” دوستان خیالی” ساخته می شوند، ایده ی ” دشمنان خیالی” می تواند ایده ی تازه ای برای ساخت یک فیلم باشد. ” دشمنان خیالی Imaginary Enemies ” عنوان آزمایشی فیلمنامه ای است که زوج فیلمنامه نویس مشهور ، ” جو سیراکیوز Joe Syracuse ” و ” لیزا آداریو Lisa Addario ” به سفارش استودیوی ” دریم ورکز در حال نگارش آن هستند. ماجرای فیلمنامه از دیدگاه تعدادی ” دوست خیالی” روایت می شود که از اینکه بچه ها تمام اشتباهات و ندانم کاریهایشان را به گردن آنها می اندازند خسته و آزرده شده اند و تصمیم میگیرند وقتیکه این بچه ها بزرگ شدند تلافی کنند. ایده ی اصلی این فیلمنامه قبلا در استودیوی دریم ورکز مطرح و رد شده بود اما اینبار و با تغییراتی اساسی مجددا بر روی میز مدیران استودیو قرار گرفته است. ” مایک میشل Mike Mitchell ” کارگردان آخرین فیلم از مجموعه ی ” شرک ” ( Shrek Forever After ) در نوشتن فیلمنامه با نویسندگان آن همکاری دارد اما ظاهرا قرار نیست که کارگردانی فیلم  به او سپرده شود. هنوز تصمیم دقیقی در زمینه ی شیوه ی ساخت این فیلم گرفته نشده است، اما شواهد حاکی از این است که ممکن است فیلم بصورت ترکیبی از انیمیشن در کنار بازیگران زنده و لوکیشن های واقعی ساخته شود. زوج ” سیراکیوز-آداریو” قبلا بر روی فیلمنامه ی فیلم موفق ” موج سواری “Surf’s Up ” کار کرده بودند و اخیرا  نیز نگارش فیلمنامه ی انیمیشن بعدی استودیوی دریم ورکز ، ” Freakers ” را به پایان برده اند.

Arietty the Borrower

مجله ی ژاپنی Cut Magazine در مصاحبه ای با ” هایائو میازاکی Hayao Miyazaki ” اعلام کرده است که به گفته ی میازاکی ” اگر فیلم تازه ی استودیو ” جیبلی Ghibli ” یعنی Arietty the Borrower نتواند به سقف فروش مورد نظر تهیه کنندگان  ( در امریکا ) دست یابد، چاره ای بجز تعطیلی استودیوی جیبلی وجود ندارد! ” میازاکی می گوید : ” این یک شوخی نیست ، سوزوکی سان Suzuki-san (مدیر استودیو) در حال تدوین شرایط انحلال استودیو جیبلی است.  دیگر از تولید انیمیشن خبری نخواهد بود و من نیز مجبور به باقی ماندن در استودیو نخواهم بود. این یک سناریوی شوم است و همه ی ما امیدواریم که چنین چیزی به حقیقت نپیوندد.”

فیلم Arietty the Borrower اخیرا در ژاپن به نمایش در آمد و فروش نسبتا قابل قبولی داشت ولی تضمین حیات استودیوی “جیبلی” به فروش این فیلم در امریکا بستگی دارد. اگر این فیلم در امریکا به فروش مناسبی دست پیدا کند، آنگاه میازاکی میتواند به ایده ی ساخت دنباله ای برای فیلم Porco Rosso بپردازد . داستان این قسمت تازه در جریان جنگهای داخلی اسپانیا خواهد گذشت.

” ساتوشی کن” درگذشت

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۰۳-۰۶-۱۳۸۹

۸

ساتوشی کن Satoshi Kon ” ، کارگردان، انیماتور و طراح انیمه ی ژاپنی در سن ۴۷ سالگی در توکیو درگذشت. او در هنگام مرگ در حال کارگردانی آخرین فیلمش ” ماشین رویا The Dream Machine بود. ” ساتوشی کن ” یکی از کارگردانان مشهور و شناخته شده ی فیلمهای انیمه در سطح بین المللی بود و بسیاری از منتقدان و صاحب نظران فیلمهای او را در شمار بهترین نمونه های انیمه ی ژاپنی می دانند. او کارش را بعنوان یک طراح ” مانگا” در نشریه ی Young Magazine شروع کرد و سپس بعنوان طراح هنری و همچنین انیماتور کلیدی در فیلم “Roujin z ” آغاز به کار کرد. او نخستین فیلم خود بنام Perfect Blue را در سال ۱۹۹۸ کارگردانی کرد و پس از آن فیلمهای :

Millennium Actress ، Tokyo Godfathers و Paprika را کارگردانی کرد. آثار او الهام بخش هنرمندان بسیاری از جمله “ دارن آرنوفسکی Darren Aronofsky ” بودند. آرنوفسکی برای صحنه ی حمام در فیلم مشهورش یعنی “ مرثیه ای برای یک رویا” ، امتیاز استفاده و بازسازی صحنه هایی از فیلم Perfect Blue را خریداری کرد. منتقدین نیز اخیرا به مشابهت هایی مابین فیلم “Inception ” (کریستوفر نولان) و پاپریکای ساتوشی کن اشاره کرده بودند.

فیلم نگاری:

  • Perfect Blue -1998
  • Millennium Actress -2001
  • Tokyo Godfathers -2003
  • Paranoia Agent -2004
  • Paprika -2006
  • Good Morning (part of Ani*Kuri15) -2008
  • The Dream Machine -2011

دو نگاه به ” Tales From Earthsea “،آخرین ساخته ی “گورو میازاکی”

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۲۸-۰۵-۱۳۸۹

۱۱

در  این آخرین ساخته ی ” گورو میازاکی Goro Miyazaki “، خبری از اشباح و اجنه های با مزه ی جنگلی نیست. اگر هم چیزی شبیه به ” اتوبوس گربه ای Catbus “  فیلم ” همسایه من توتورو“  در این فیلم دیده شود، چیزی بیش از یک جسد کشته شده و پوست کنده شده ی مرتعش نیست که در محله ای سرشار از فروشندگان مواد مخدر و معامله کنندگان جسم آدمی رها شده است. انیماتور ژاپنی ” گورو میازاکی ” فرزند “هایائو میازاکی Hayao Miyazaki ” ظاهرا قصد دارد نیمه ی تاریک و هراس آور پدرش باشد.”Tales from Earthsea” درجه ی PG-13 (غیر مناسب برای کودکان زیر ۱۳ سال ، مگر با اجازه ی والدین ) را به خود اختصاص داده است ، یعنی درجه ای که ” هایائو میازاکی” تنها یکبار،آنهم برای فیلم ” شاهزاده خانم مونونوکه” دریافت کرد. در حالیکه تم و تصاویر بیاد ماندنی ” Tales from Earthsea ” میتواند طرفداران آثار استودیوی معروف ژاپنی ” جیبلی Ghibli” ( و نه گیبلی) را راضی کند، اما شیوه ی داستانگویی و تکنیکهای انیمیشن این فیلم، به وضوح از سایر آثار شاخص این استودیو عقب می مانند. فیلم برای کودکان خردسال بسیار هراس آور است و تماشاچیان بزرگتر نیز با دیدن این فیلم و در مقایسه با آثار پیشین میازاکی رضایت چندانی کسب نخواهند کرد.

” Tales from Earthsea ” که بر اساس داستانها و شخصیتهایی از کتابهای “ اورسولا لی گوین Ursula K. Le Guin “،نویسنده ی امریکایی  ساخته شده است،ماحصل چالش و تلاش واقعی میازاکی برای به تصویر کشیدن ماجراهایی به شمار می آید که اصولا مناسب ” فیلم” شدن نبوده اند. آرن Arren شاهزاده ای است که فیلم را با کشتن پدرش و فراری ناگزیر آغاز می کند.او در طول مسیرش با ساحری بنام “ اسپاروهاوک Sparrowhawk ” ملاقات می کند و به زودی در میابد که تبدیل به گروگانی در نبرد مابین خیر و شر شده است.

فیلم به یاری استودیوی دیزنی به زبان انگلیسی دوبله شده است و صداگذاری فیلم بدون نقص انجام شده است.جلوه های ویژه فیلم نیز خیره کننده هستند، بخصوص در صحنه ای که در آن شخصیت شریر فیلم ، ” لرد کاب” ، تبدیل به روغن سیاه رنگی میشود و سپس دوباره به شکل انسان بر می گردد. سایر صحنه های فیلم به طرز غافلگیر کننده ای فاقد حس و حال آثار شاخص استودیوی “جیبلی” هستند.متحرکسازی فیلم به اندازه ی یک گام و نیم عقب تر از متحرک سازی فیلم دیگر همین استودیو یعنی “ پونیوPonyo“، آخرین ساخته ی میازاکی پدر است و اگرچه در سکانسهای پراکنده ای صحنه های نفسگیری چون صحنه های مربوط به اژدها دیده می شوند، صحنه های محوری از قبیل صحنه های مربوط به قلعه ی ” لرد کاب ” غیر منسجم و فاقد جزئیات بنظر می رسند.

“Tales From Earthsea ” فاقد صحنه هایی با مضامین جنسی، توهین به مقدسات یا ناسزاگویی است، با اینحال میزان خشونت و وحشت نهفته در آن بسیار بیش از فیلمی چون ۹ است که سال گذشته درجه ی PG-13 گرفت. با تمام اینها، نوجوانانی که بتوانند فضای فیلم را تاب بیاورند و با داستان ارتباط برقرار کنند احتمالا نکاتی برای تایید و حتی تحسین در این فیلم خواهند یافت.

منبع : سانفرانسیسکو کرونیکل

****************************************

“Tales From Earthsea ” از لحاظ ماجرا و حادثه چیزی کم ندارد، پس چرا تا این حدکسالت آور به نظر می رسد؟ دلیل این امر میتواند این باشد که در این محصول استودیوی ” جیبلی”، در کنار سیاهچالها و اژدها ها، نبرد های تا پای جان و جادوگران و ساحران، جای چیز دیگری خالی است. این فیلم، در مقایسه با سایر تولیدات استودیو جیبلی ، بسیار خشک و بی روح جلوه می کند، کمترین بارقه ای از طنز در آن به چشم نمیخورد و بزحمت قادر است تماشاچیانش را با خود درگیر کند. مشکل اساسی دیگری که این فیلم دارد این سئوال است که ” تماشاچیان این فیلم چه کسانی هستند؟” علیرغم اینکه توزیع کننده و حامی نمایش این فیلم در سطح امریکای شمالی، استودیوی خانواده دوست و محبوب دیزنی است، Tales From Earthsea ، آخرین ساخته ی ” گورو میازاکی ” بر چنان نکات تلخ و تاریکی چون “پدر کشی”، “سوء استفاده از کودکان” و ” بردگی” دست می گذارد که به زحمت خانواده ای را خواهید یافت که با رغبت فرزندانش را به تماشای این فیلم ببرد.به نظر می رسد که کودکان به زحمت بتوانند فضای خشک و تاریک، تصاویر تخت  و مدت زمان طولانی این فیلم را تاب بیاورند.

منبع : لس آنجلس تایمز

مترجم : مهبد بذرافشان

انیمیشنهای بزرگسالانه، شکستها و پیروزیها

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۲۲-۰۵-۱۳۸۹

۱۱

برای والدینی که بارها و بارها فرزندانشان را به تماشای قسمتهای مختلف فیلمهایی چون داستان اسباب بازی و شرک برده اند، احتمالا دیگر هیچ تردیدی وجود ندارد که صنعت انیمیشن یک تجارت بزرگ و قدرتمند است. منظور تنها فروش این فیلمها در گیشه نیست، بلکه باید فروش دی وی دی ها، اسباب بازیها و سایر محصولات جانبی این فیلمها ( از تی شرت و لباس خواب گرفته تا کاغذ دیواری و ظروف ) را در نظر گرفت. امسال از ۱۰ فیلم پرفروش سال ( تا این تاریخ) ، ۴ فیلم را فیلمهای انیمیشن تشکیل داده اند که  از میان این ۴ فیلم، داستان اسباب بازی با فروش جهانی حدود ۷۵۰ میلیون دلار ( تا زمان نگارش این مقاله) ، پرفروش ترین فیلم انیمیشن سال بوده است.به دنبال موفقیت درخشان این فیلم و پس از آن فیلمهای دیگری چون ” چگونه اژدهایتان را تعلیم دهید” ، ” شرک” و بالاخره ” من نفرت انگیز” اگر شرکتهای تولید کننده ی این فیلمها تصمیم بگیرند که گردهمایی های مدیران و سرمایه گذاران خود را هم بصورت فیلمهای انیمیشن بازسازی کنند، احتمالا کاراکترهای مدیران را درحالی متحرکسازی خواهند کرد که چشمانشان از حدقه بیرون زده و برروی آنها علامت $ نقش بسته است! و این یعنی اینکه برای مدیران استودیو ها نیز تردیدی وجود ندارد که فیلمهای انیمیشن یک گنج بالقوه اند.اما مشکلی که در این میان وجود دارد( و اغلب علاقمندان انیمیشن آنرا نادیده می گیرند) ، این است که تقریبا مخاطبین هیچکدام از انیمیشنهای تولید شده ، افراد بزرگسال نیستند. اگر دوست دارید تقصیر را به گردن عمو والت ( دیزنی) بیندازید، اما واقعیت این است که از زمانی که میکی ماوس راه خود را بر پرده ی سینماها گشود، هالیوود همواره جهت گیری خود را برای تولید فیلمهای انیمیشن بر روی مخاطبین زیر ۱۰ ساله متمرکز کرده است . با این حال در چند سال اخیر و با گسترش چشمگیر صنعت انیمیشن، خبر های دلگرم کننده ای نیز برای بزرگسالان طرفدار انیمیشن در راه بوده است.بعنوان مثال در ماه آینده میلادی ، ما بالاخره شاهد اکران عمومی فیلم ” شعبده باز The Illusionist ” اثر ” سیلوین شومه Sylvian Chomet ” خواهیم بود. فیلمی که بدون تردید برای مخاطب بزرگسال ساخته شده و داستان زیبا و شاعرانه ی مرد شعبده بازی را روایت می کند که به مرور در کارش با کسادی و عدم موفقیت روبرو می شود. ” شعبده باز” یک انیمیشن دو بعدی و سنتی است، داستانی متفاوت دارد و تا حد ممکن به لحاظ روایتگری و ساختار از انیمیشنهای سه بعدی استودیوهایی چون پیکسار فاصله می گیرد.

سیلوین شومه می گوید : ” من تصور می کنم که مردم بالاخره و کم کم دریافته اند که انیمیشن میتواند برای بزرگسالان نیز تولید شود.ما با انیمیشن ها بزرگ شده ایم.دوران کودکیمان را با انیمیشنها گذرانیده ایم و این نقاشی های متحرک با ما حرف زده اند. اما باید بپذیریم که دنیای انیمیشن برای سالهای متمادی از سوی استودیوهای دیزنی، یعنی همان کسانی که در واقع این فرم از هنر را به بلوغ رسانیدند، محصور و منجمد مانده است. آنها گفتند و تکرار کردند که :” انیمیشن مخصوص خردسالان است، پس بیایید فقط قصه های پریان را بسازیم.” و از آنجایی که انیمیشن یک هنر/صنعت   گران است، کمپانی های تولید کنند ترجیح دادند تا همان ” قصه های پریان” را برای مخاطب خردسال بسازند و مطمئن باشند که سرمایه شان به هدر نخواهد رفت.”

شومه تصدیق می کند که او همواره قصد داشته است که این روند را تغییر دهد. او در سال  ۲۰۰۳ با انیمیشن معروف ” سه قلو های بله ویل” ، داستانی شوریده وار،مضحک و تا حدی ترسناک در رابطه با پیرزنی عاشق موسیقی، سگش و سه پیرزن خواننده و رقصنده ی بازنشسته را روایت کرد که در صدد کمک به یک دوچرخه سوار در رقابتهای ” تور دو فرانس” بر می آیند. با توجه به ظرفیتهای هنرمندانه ی فیلم، موفقیتهای هنری آن قابل پیشبینی بودند: فیلم کاندیدای دریافت دو جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم انیمیشن شد.” سه قلوهای بله ویل ” از جهت دیگری نیز نقطه ی عطفی در تاریخ انیمیشن به شمار آمد: برای نخستین بار این والدین بودند که بچه هایشان را به دنبال خود روانه می کردند تا به تماشای یک فیلم انیمیشن بنشینند و نه برعکس!

در ” شعبده باز” ، سیلوین شومه گامی به جلو برداشته است و روایتگر داستانی در رابطه با “عشق” و ” تنهایی” شده است که همانقدر تاثیر گذار و تکان دهنده است که هر فیلم “درام” دیگری میتواند باشد و این دقیقا همان چیزی است که او همواره در آرزوی آن بوده است. او می گوید : ” بخاطر می آورم که از نخستین روزهایی که وارد دنیای انیمیشن شدم همیشه می گفتم که میخواهم برای بزرگسالان انیمیشن بسازم و مردم با شنیدن این حرف می گفتند: اوه…منظورت این است که میخواهی انیمیشنهای پ.و.ر.نوگرافیک بسازی؟ و من پاسخ می دادم :نه…نه…انیمیشنهایی برای بزرگسالان…نه انیمیشن پ.و.رن!!! ” . چنین طرز تلقی از انیمیشنهای بزرگسالانه، چندان هم بی دلیل نبود. بسیاری از انیمه های ژاپنی که ویژه ی بزرگسالان ساخته میشوند سرشار از صحنه های خشن و جنسی بی پروایی هستند که حتی بسیاری از بزرگسالان هم دیدن آنها را مناسب نمی دانند. در حقیقت اغلب انیمیشنهای بزرگسالانه از شرق وارد بازار امریکا می شوند. در حالیکه انیمه های کلاسیکی چون ” روح در کالبد Ghost in the shell ” و ” آکیرا” در امریکای شمالی با نمایشی نسبتا موفقیت آمیز روبرو بودند، کارگردانان امریکایی که قصد ساختن فیلمهای انیمیشن بزرگسالانه را دارند تازه در ابتدای راه قرار دارند( اگر استثنائاتی چون رالف باکشی Ralph Bakshi و فیلمی چون “فریتز گربه Fritz the Cat ” را در نظر نگیریم) و بیشترین تلاش در این زمینه در اروپا صورت می گیرد ، هرچند این تلاشها چه در اروپا و چه در امریکا اغلب ناموفق بوده اند.بعنوان مثال فیلم انیمیشن سیاه و سفید و پلیسی ” رنسانس Renaissance ” ساخته ی ” کریستین ولکمن Christian Volckman ” را درنظر بگیرید: این فیلم در گیشه شکست خورد چرا که به عقیده ی منتقدان ، سازندگان فیلم بیش ازآنکه به داستان اهمیت بدهند، به سبک ظاهری فیلم پرداخته بودند.

اگر بخواهیم به نمونه های موفقی از فیلمهای انیمیشن بزرگسالانه در بازار امریکای شمالی و اروپا اشاره کنیم، میتوان از فیلم ” پرسپولیس” ساخته ی ” مرجانه ساتراپی” نام برد. فیلم که بر اساس کتاب کمیک استریپی به همین نام، نوشته ی “مرجانه ساتراپی” ساخته شده، روایتگر ماجراهای زندگی دختری نوجوان در جریان انقلاب و جنگ در ایران است. “ساتراپی” در حال حاضر در حال تدارک مراحل مقدماتی تولید فیلم دیگری است ( اینبار یک فیلم زنده) ، بر اساس کتاب دیگری باز هم نوشته ی خودش بنام ” مرغ با آلوChicken With Plums ” و قرار است از بازیگرانی چون ” ایزابلا روسولینی” در این فیلم استفاده کند. فیلم دیگری که حتی موفق تر از “پرسپولیس” بر صحنه ظاهر شد، فیلم انیمیشن دوبعدی دیگری بود بنام ” رقص با بشیر” ساخته ی ” آری فولمن Ari Folman ” که به بازگویی خاطرات کارگردان فیلم بعنوان یک سرباز در جنگ بین اسرائیل و لبنان در سال ۱۹۸۲ می پرداخت.” رقص با بشیر” نیز مانند ” پرسپولیس” و ” سه قلوهای بله ویل” کاندیدای دریافت اسکار شد، البته نه در بخش بهترین فیلم انیمیشن بلکه در بخش بهترین فیلم خارجی! و باز هم مانند دو فیلم قبلی از دریافت اسکار بازماند. با اینحال و با نگاهی به انیمیشنهایی چون ” هوی متال Heavy Metal “، ” آدم کش The Goon ” و ” فریاد The Howl ” (که هر سه در مراحل مختلف تولید هستند)، بنظر می رسد که امریکایی ها نیز بیش و کم در حال عبور از دیزنی برای پیدا کردن تعریفی تازه تر از انیمیشن هستند.در اثبات این موضوع دیدیم که افتتاحیه ی جشنواره ی ” ساندنس” در سال ۲۰۰۹ ، فیلم انیمیشن خمیری و متفاوت ” مری و مکس” به کارگردانی ” آدام الیوت Adam Elliot ” بود. مطمئنا ” مری و مکس” که امسال پاییز در انگلستان بر پرده خواهد رفت، همه چیز را در دنیای انیمیشن بزرگسالان یک گام به جلو خواهد برد. فیلم داستان دوستی یک دختر سهل انگار هشت ساله ی استرالیایی بنام مری و یک مرد غرغروی ۴۴ ساله ی امریکایی بنام مکس را روایت می کند که از بیماری خاصی رنج می برد. اگر تکنیک ساخت فیلم و ظاهر کاراکتر ها شما را به یاد آثار ” نیک پارک” و کاراکترهای مشهور او یعنی ” والاس و گرومیت” می اندازد ، بهتر است در قضاوتتان تجدید نظر کنید. ” مری و مکس” فیلمی است که از الکلیسم، خودکشی، بیماری و مرگ سخن می گوید البته با چاشنی طنزی تلخ و گزنده.

” الیوت” تصدیق می کند که محتوای غیر تجاری فیلم او بسیاری از استودیوهای امریکایی را فراری داده است و از آنجایی که او تصمیم به ادامه همین روند در تولیدات آینده اش دارد، چالشی بزرگ در معامله با تهیه کنندگان در پیش رو خواهد داشت : ” آنها می دانند که فیلمی چون مری و مکس هرگز فروشی همانند “شرک” یا ” در جستجوی نیمو” را نخواهد داشت. در نتیجه طبیعتا آنها تمایلی به مذاکره با ما ندارند”. با اینحال “الیوت” به روند کنونی تمایل به ساخت فیلمهای انیمیشن بزرگسالانه امیدوار است : ” من فکر می کنم که ما به این فیلمها نیاز داریم. این فیلمها مانند پادزهری در برابر موج فیلمهای دیجیتالی رایج عمل می کنند.تماشاچیان نیز مطمئنا به دیدن این فیلمها خواهند رفت و این دسته از فیلمها را خواهند شناخت. این فیلمها مسلما از گروه فیلمهای عامه پسند و بازار پسند خانوادگی نیستند، اما انیمیشن به هر حال در حال تکامل و به بلوغ رسیدن است”.

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع : http://www.independent.co.uk

free hit counter
hit counter