در راه اسکار: مصاحبه ای با نیکی فیلن

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۰۱-۱۲-۱۳۸۸

۱۱

سایت AWN مجموعه مصاحبه های خواندنی با کارگردانان انیمیشن های نامزد دریافت اسکار ۲۰۱۰ انجام داده است که اگر روزگار امان بدهد و اینترنت “پر سرعت !!!” ما هم اجازه بدهد، همه را ترجمه و در اینجا منتشر می کنم. نخستین مصاحبه مربوط است به نیکی فیلن Nicky Phelan کارگردان انیمیشن کوتاه ” زیبای خفته ی مادر بزرگ اگریم Granny O’Grimm’s Sleeping Beauty ” که ترجمه ی آنرا به شما تقدیم می کنم.

*********************

انیمیشن ایرلند اخیرا از طریق دو انیمیشن ” راز کلزThe Secret of Kells” و ” زیبای خفته ی مادربزرگ اگریم ” خیلی خوب به دنیا معرفی شد

-وقتی که ما شنیدیم که ” راز کلز ” نامزد دریافت اسکار بهترین انیمیشن بلند شده، فریاد خوشحالی سر دادیم و خیلی هیجان زده شدیم، اما وقتی که خبر را در مورد “مادر بزرگ اگریم” شنیدیم کم مانده بود که بیهوش بشیم.این خیلی عالیست. تام (مور-کارگردان راز کلز) به همان کالجی می رفت که من می رفتم (بالیفرموت Ballyfermot در دوبلین) و یکسال پیش از ورود من به کالج فارغ التحصیل شد. اما من این شانس را داشتم که کانسپت های “راز کلز” را در کالج ببینم و الهام بگیرم.

“مادر بزرگ اگریم” نخستین انیمیشن کوتاه شما پس از فیلمهای تبلیغاتی که برای تلوزیون ساختید است. توضیح می دهید؟

- خب من کار بر روی این پروژه را زمانی شروع کردم که با کاتلین اورورک Kathleen O’Rourke آشنا شدم. در آن زمان ما در دو کالج مختلف درس می خواندیم.من دوست خواهر او بودم که در یک گروه نمایشی کار می کرد و کاراکترهای مختلفی را بر روی صحنه می برد. یکی از این کاراکترها شخصیتی بود بنام ” مادر بزرگ اگریم” که عادت داشت روایت شخصی و معمولا ناراحت کننده خودش را از قصه های معروف کودکان تعریف کند. یکی از داستانهایی که “مادربزرگ اگریم” به شیوه ی خودش تعریف می کرد، داستان زیبای خفته بود و من وقتی که برای اولین بار این اجرای صحنه ای “مادربزرگ اگریم” را دیدم واقعا تحت تاثیر آن واقع شدم. من واقعا میتوانستم صحنه های این داستان را بصورت انیمیشن در ذهنم ببینم و در نتیجه حتی پیش از آنکه بتوانیم تهیه کننده ای برای حمایت مالی پیدا کنیم به سراغ کاتلین اورورک رفتم و از او خواستم بر اساس شخصیت مادر بزرگ اگریم و داستان زیبای خفته فیلمنامه ای بنویسد. بعد از مدتی و با کمی بدقلقی ، بالاخره کاتلین اورورک فیلمنامه را برای من فرستاد و منهم بلافاصله آنرا برای بروبچه های استودیوی براون بگ Brown Bag فرستادم و از آنها پرسیدم که آیا تمایلی برای ساختن این فیلمنامه دارند یا خیر؟ پاسخ آنها مثبت بود و ما کار را شروع کردیم، سرمایه گذار مناسبی پیدا کردیم و به پیش رفتیم. همه چیز خیلی خوب پیش رفت.

چند نفر با شما همکاری کردند؟

- زمانیکه کار به اتمام رسید، در مجموع ۳۰ نفر بر روی این پروژه کار کرده بودند، از جمله هشت انیماتور( ۳ انیماتور سنتی و پنج انیماتور سه بعدی) . بقیه اعضا هم در بخشهایی چون نورپردازی، مدل سازی، بافت،صدا و… کار کرده بودند. تیم نسبتا بزرگی بودیم اما نکته ی مثبت این بود که خیلی از اعضای تیم قبلا در ساخت فیلمهای تبلیغاتی با هم همکاری کرده بودند و حالا شانس اینرا داشتند که کاری کاملا متفاوت، جذاب و شاد با “مادر بزرگ اگریم” نیمه دیوانه انجام دهند.

منابع الهام شما در طراحی سبک بصری فیلم  و شخصیتها چه بودند؟

با کمال تاسف ناچارم اعتراف کنم که مادر بزرگ خود من منبع الهام ما  در طراحی شخصیت “مادربزرگ اگریم” بود ، متاسفم از این جهت که مادربزرگم زن بسیار مهربان و دوست داشتنی است و شخصیت او هیچ ربطی به شخصیت ” مادربزرگ اگریم” ندارد، اما نوع لباسهایی که مادر بزرگم می پوشد و شیوه ی رو به بالای آرایش موهایش منبع الهام خوبی برای ما بودند. به هر حال مادر بزرگم نقطه آغاز ما برای جذاب تر کردن شخصیت ” مادربزرگ” اگریم بود و البته ما نیم نگاهی هم به فیلم ” عروس فرانکنشتاین(۱۹۳۵ ) ” داشتیم. در مورد شخصیت “انی Annie ” ( نوه مادربزرگ) ، من میخواستم شخصیت او را کمی شکننده و آسیب پذیر نشان بدهم و به لحاظ فرم هم تمایل داشتم که طراحی شخصیت او متفاوت از “مادربزرگ ” باشد. در طراحی “مادر بزرگ” ما از فرمهای بزرگ و اغراق آمیزی استفاده کردیم، در حالیکه در طراحی “انی” فرمها نرمتر و گرد تر هستند. فرم موهای “انی” هم پیشنهاد کاتلین اورورک بود که به یاد می آورد که در زمان کودکی، موهای فرفری آفریقایی داشته و مادرش همیشه موی او را کوتاه آرایش می کرده. در مورد فرم اتاق خواب هم ، من باز از یکی از اتاقهای خانه ی مادر بزرگ خودم الهام گرفتم که مورد استفاده نبود و همیشه هم تاریک بود.

در مورد منابع الهامتان در بخش دوبعدی فیلم و در ارتباط با داستان زیبای خفته شرح بدهید

- منابع الهام متفاوتی داشتیم. وقتیکه من جوان بودم، تصویر سازیهای  ” ارول لو کین Errol Le Cain ” را از داستان “  ۱۲ شاهزاده خانم رقصان The Twelve Dancing Princesses ” در خانه داشتیم که منبع الهام خوبی برای من بودند، بخصوص میتوانم به  لباسها و کلاه گیسهای سبک ماری آنتوانت اشاره کنم . سبک تصویری انیمیشن “زیردریایی زرد Yellow Submarine ” نیز در انتخابهای ما بی تاثیر نبود. در این فیلم فرمها ساده و گرافیکی هستند و تقریبا همه چیز دارای انحناهای S مانند است. منبع الهام دیگری که میتوانم به آن اشاره کنم،انیمیشن Twice Upon a Time به کارگردانی جان کورتی John Korty و تهیه کنندگی جورج لوکاس George Lucas است. سبک به یاد ماندنی این فیلم ، بخصوص زمانیکه با نرم افزار فلش کار می کردیم ، واقعا کمک بزرگی بود.

از چه نرم افزارهایی استفاده کردید؟

تمام بک گراند ها و کاراکترها در فوتوشاپ و فلش رنگ آمیزی و بافت گذاری شدند،کامپوزیت در افتر افکتز صورت گرفت و نرم افزار سه بعدی سازی ما هم تری دی مکس بود.

مشکل خاصی با موها داشتید؟

- میدانید، شبیه سازی موها و حجم دادن به آنها کار آسانی نبود. زمان زیادی صرف شد تا اعضای تیم توانستند کنترل مناسبی بر روی حرکات مو ها و فرم آنها داشته باشند. طراحی موها در فیلم ما ، بیشتر یاداور کارهای استاپ موشن است تا فیلمهای سه بعدی معمول ، در نتیجه ما باید روشهای متفاوتی را امتحان می کردیم. اما در نهایت فکر میکنم که نتیجه کار خوب و مطلوب باشد.

و چالشهای دیگری که در پیش رو داشتید؟

- از چالشهای عمده ما بافتها بودند که باید طبیعی بنظر می رسیدند و من فکر می کنم که بافتهایی که ما استفاده کردیم چندان هم معمولی و رایج نبودند. لحاف چهل تکه ی “انی ” هم مشکل بزرگی بود. ما “ریگ” خاصی برای لحاف طراحی کردیک که بتواند با حرکات “انی” هماهنگ باشد و طبیعی بنظر برسد. مشکلاتی هم با نورپردازی و با صحنه ی مربوط به آینه مادربزرگ داشتیم. من فکر میکنم که به هر حال در تمام بخشهای کار، مشکلات خاصی بودند که باید با آنها دست و پنجه نرم می کردیم.

مشکلاتی با آماده سازی داستان نداشتید؟

- فیلمنامه ای که ” کاتلین اورورک” نوشته بود تفاوت چندانی با نمایشنامه ی  خواهرش نداشت، اما تبدیل یک اجرای تئاتری که بر روی صحنه موفق و دیدنی است، به یک فیلم کوتاه که باید در مدتی محدود بیننده را باخود همراه کند ، چندان هم آسان نیست.استوری بورد و انیماتیک های متعددی کار و دوباره کاری شدند تا ما به نسخه ای برسیم که به همان خوبی اجرای صحنه ای باشد.نکته ای که برای ما اهمیت داشت این بود که تماشاگر بتواند طنز داستان را به خوبی نسخه تئاتری درک و تحسین کند.

کاتلین اورورک در نقش مادربزرگ هم بازی کرد و انیماتورها از بازی او الهام گرفتند، کارگردانی بازی او چگونه بود؟

- باز هم می رسیم به تفاوتهای بازی بر روی صحنه تئاتر، جایی که بازیگر مستقیما در تعامل با تماشاچی قرار دارد و  بازی در جلوی دوربین، جایی که کسی مرتب به بازیگر می گوید: ” این صحنه رو تکرار کن”! اما نکته ای که ما متوجه شدیم این بود که کاتلین می باید اغراقش  در بازیگری برای انیمیشن  را بسیار بیشتر از بازیش در روی صحنه تئاتر می کرد و نوع بازی متفاوتی را ارائه می داد. من تصور می کنم که کلام و دیالوگها هم بسیار مهم و تاثیرگذار بودند. ما برای درک بهتر و بیشتر از شیوه ی بکار گیری کلام ، به تماشای انیمیشنهایی چون ” سیمپسونها” نشستیم. تصاویر را می دیدیم و به صداها گوش می دادیم. بینظیر بودند…ما الگوهای خوبی  برای بازی “مادر بزرگ” در پیش چشم داشتیم.

نظرتان در مورد سایر کاندیداهای دریافت اسکار چیست؟ با توجه به اینکه همه ی آنها به نوعی کمدی هستند و بعضی از کاراکترها هم شخصیتهای تازه ای نیستند؟

- جالب است، نه؟ من “لوگوراما Logorama ” را کامل ندیده ام، اما همین مقداری هم که دیدم به نظرم عالی آمد. سبک جذابی دارد و بیصبرانه منتظر دیدن نسخه ی کامل آن هستم. من یکی از طرفداران پر و پا قرص ” والاس و گرومیت” هستم و کارهای “نیک پارک ” را تحسین می کنم و دیدن فیلم خودم در یک لیست و درکنار یکی از فیلمهای “نیک پارک” برایم باورنکردنیست. ” قهوه فرانسوی French Roast ” هم فوق العاده است. طراحی بی نظیری دارد و من بخصوص عاشق صحنه انعکاس تصاویر در آینه ها هستم. نظرم در مورد “بانو و عزرائیل The Lady and the Reaper ” هم تحسین آمیز است. این فیلم هم بر اساس آنچه که از آن دیده ام طراحی فوق العاده ای دارد، اگرچه که فعلا تنها تریلر های آن را دیده ام.

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع : http://www.awn.com

برندگان سی و هفتمین دوره ی جوایز Annie

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۱۸-۱۱-۱۳۸۸

۴

برندگان سی و هفتمین دوره ی جوایز Annie در مراسم ویژه ای معرفی شدند. اسامی برخی از این برندگان به شرح زیر هستند :

بهترین فیلم بلند انیمیشن

  • Up — Pixar Animation Studios

بهترین انیمیشن ویژه شبکه های خانگی

  • Futurama: Into the Wild Green Yonder — The Curiosity Company in association with 20th Century Fox Home Entertainment

بهترین انیمیشن کوتاه

  • Robot Chicken: Star Wars 2.5 — ShadowMachine

بهترین انیمیشن تلوزیونی ویژه ی خردسالان

  • The Penguins of Madagascar — Nickelodeon and DreamWorks Animation

بهترین جلوه های ویژه ی انیمیشنی

  • James Mansfield “The Princess and the Frog” — Walt Disney Animation Studios

بهترین” کاراکتر انیمیشن” در یک فیلم بلند

  • Eric Goldberg “The Princess and the Frog” — Walt Disney Animation Studios

بهترین طراحی شخصیت در یک فیلم بلند

  • Shane Prigmore “Coraline” — Laika

بهترین کارگردانی فیلم بلند

  • Pete Docter “Up” — Pixar Animation Studios

بهترین استوری بورد برای یک فیلم بلند

  • Tom Owens “Monsters vs. Aliens” — DreamWorks Animation

بهترین صدا پیشگی فیلم بلند

Jen Cody – Voice of Charlotte – The Princess and the Frog — Walt Disney Animation Studios

بهترین نویسندگی فیلمنامه برای یک فیلم بلند

• Wes Anderson and Noah Baumbach – Fantastic Mr. Fox — ۲۰th Century Fox

برای دیدن سایر نامزدها و رقبای برندگان به اینجا مراجعه کنید

نامزدهای سی و هفتمین دوره ی جوایز Annie اعلام شدند

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۱۱-۰۹-۱۳۸۸

۹

آسیفای هالیوود روز گذشته رسما اسامی نامزدهای دریافت جوایز Annie ( اسکار انیمیشن، به عبارتی) سال ۲۰۰۹ را اعلام کرد. شاهزاده خانم و قورباغه در هشت رشته کاندیدای دریافت جایزه شده است. استودیوی دریم ورکز در یازده رشته، استودیوی لایکا در ۱۰ رشته و پیکسار در ۹ رشته کاندیدای دریافت جایزه شده اند. در سایر گروهها، نیکلودئون با نامزدی برای دریافت ۱۲ جایزه ، صدر نشین در بین استودیو های تولید کننده ی انیمیشن های تلوزیونی است. اسامی برنده ها  طی مراسمی در تاریخ شنبه، ششم فوریه ۲۰۱۰ اعلام خواهند شد. نگاهی می اندازیم به لیست  برخی ازنامزدهای دریافت جوائز در رشته های مختلف:

بهترین فیلم بلند انیمیشن

  • Cloudy With a Chance of Meatballs — Sony Pictures Animation
  • Coraline — Laika
  • Fantastic Mr. Fox — ۲۰th Century Fox
  • The Princess and the Frog — Walt Disney Animation Studios
  • The Secret of Kells — Cartoon Saloon
  • Up — Pixar Animation Studios

بهترین انیمیشن ویژه شبکه های خانگی

  • Curious George: A Very Monkey Christmas — Universal Animation Studios
  • Futurama: Into the Wild Green Yonder — The Curiosity Company in association with 20th Century Fox Home Entertainment
  • Green Latern: First Flight — Warner Bros. Animation
  • Open Season 2 — Sony Pictures Animation
  • SpongeBob vs. The Big One — Nickelodeon

بهترین انیمیشن کوتاه

  • Pups of Liberty — Picnic Pictures
  • Robot Chicken: Star Wars 2.5 — ShadowMachine
  • Santa, The Fascist Years — Plymptoons
  • The Rooster, The Crocodile and The Night Sky — Barley Films
  • The Story of Walls — Badmash Animation Studios

بهترین انیمیشن تلوزیونی ویژه ی خردسالان

  • Mickey Mouse Clubhouse — Disney Television Animation
  • SpongeBob SquarePants — Nickelodeon
  • The Marvelous Misadventures of Flapjack — Cartoon Network Studios
  • The Mighty B! — Nickelodeon/Polka Dot Pictures/Paper Kite Productions
  • The Penguins of Madagascar — Nickelodeon and DreamWorks Animation

بهترین جلوه های ویژه ی انیمیشنی

  • Scott Cegielski “Monsters vs. Aliens” — DreamWorks Animation
  • Alexander Feigin “۹” — ۹ L.L.C.
  • Eric Froemling “Up” — Pixar Animation Studios
  • Tom Kluyskens “Cloudy With a Chance of Meatballs” — Sony Pictures Animation
  • James Mansfield “The Princess and the Frog” — Walt Disney Animation Studios

بهترین” کاراکتر انیمیشن” در یک فیلم بلند

  • Andreas Deja “The Princess and the Frog” — Walt Disney Animation Studios
  • Eric Goldberg “The Princess and the Frog” — Walt Disney Animation Studios
  • Travis Knight “Coraline” — Laika
  • Daniel Nguyen “Up” — Pixar Animation Studios
  • Bruce Smith “The Princess and the Frog” — Walt Disney Animation Studios

بهترین طراحی شخصیت در یک فیلم بلند

  • Daniel Lopez Munoz “Up” — Pixar Animation Studios
  • Shane Prigmore “Coraline” — Laika
  • Shannon Tindle “Coraline” — Laika

بهترین کارگردانی فیلم بلند

  • Wes Anderson “Fantastic Mr. Fox” — ۲۰th Century Fox
  • Pete Docter “Up” — Pixar Animation Studios
  • Christopher Miller, Phil Lord “Cloudy With a Chance of Meatballs” — Sony Pictures Animation
  • Hayao Miyazaki “Ponyo” — Studio Ghibli
  • Henry Selick “Coraline” — Laika

بهترین استوری بورد برای یک فیلم بلند

  • Sharon Bridgeman “Astro Boy” — Imagi Studios
  • Chris Butler “Coraline” — Laika
  • Ronnie Del Carmen “Up” — Pixar Animation Studios
  • Tom Owens “Monsters vs. Aliens” — DreamWorks Animation
  • Peter Sohn “Up” — Pixar Animation Studios

پرسش و پاسخی کوتاه با "لو رومانو"

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک, مصاحبه | تاریخ ۲۷-۱۰-۱۳۸۷

۶

louromano_675

لو رومانوLou Romano، متولد سال ۱۹۷۲ در شهر سن دیه گو است. طراحی و نقاشی را از کودکی آغاز کرد وبه تحصیل در زمینه طراحی و تصویرسازی در زمان دبیرستان و دانشگاه ادامه داد. در سال ۱۹۹۰ به کالج کال آرت The California Institute of the Arts رفت و در آنجا انیمیشن را آموخت. لو رومانو کار جدی در زمینه ی انیمیشن را با طراحی و تصویر سازی برای انیمیشنهایی چون مجموعه ی The Powerpuff Girls و فیلم غول آهنی The Iron Giant آغاز کرد. در سال ۲۰۰۴ موفق به دریافت جایزه انی Annie بخاطر طراحی برای فیلم باورنکردنی ها The Incredibles شد. در فیلم رتتویی Ratatouille او شخصیت لینگویینی  Linguini را طراحی کرد و بجای او نیز در فیلم صحبت کرد.آثار او در قالب کتابهای متعدد و همچنین در نشریات معتبری چون  به چاپ رسیده اند. با تشکر از محمد مدرس ، توجه شما را به ترجمه مصاحبه کوتاهی با لو رومانو جلب می کنم:

02

نام : لو رومانو

سن : ۳۶

شغل : کارگردان هنری فیلمهای انیمیشن و تصویرگر

تحصیلات: من طراحی شخصیت و فیلمسازی را در کالج Cal Arts آموختم.

کارهایی که انجام داده اید و بیش از همه به آنها افتخار می کنید: اگر بخواهم به کارهای حرفه ای اشاره کنم، بدون تردید “باورنکردنی ها The Incredibles” را نام خواهم برد. تصور میکنم که رد پا و تاثیر طراحی ها ی من در این فیلم بیش از هر فیلم دیگری دیده میشود. طراحی های من به درستی به تصاویر فیلم منتقل شده اند.

کارهایی که انجام داده اید و کمتر از همه به آنها افتخار میکنید : در فیلم گربه ها نمی رقصند( Cats Don’t Dance(1997،من دستیار در طراحی جلوه های ویژه بودم. من در آن فیلم ، صحنه ی سقوط کیک فنجانی ها بر روی زمین را متحرک سازی کردم. فیلم، یک فیلم معمولی و متوسط بود اما در آن زمان من واقعا میخواستم کار در زمینه جلوه های ویژه را نیز امتحان کنم. حالا می توانم بگویم که چندان به کارم در آن فیلم مفتخر نیستم.

پروژه هایی که این روزها در آنها کار می کنید و پروژه های احتمالی بعدی : در حال حاضر مشغول کار کردن بر روی یک پروژه ی شخصی و مستقل هستم و ضمنا بر روی یک پروژه ی تصویر سازی وساخت فیلم بر اساس آثاری از ادگار الن پو Edgar Allan Poe نیز کار میکنم.

چیزها یی که از آنها تاثیر گرفته اید : خیلی چیزها : موسیقی کلاسیک و ادبیات،هنر مدرن و تصویر سازی ، سینما و چیزهایی که صحنه را تکمیل می کنند مثل :  گریم، طراحی صحنه و جلوه های ویژه، فرهنگ باستانی و…این لیست میتواند همچنان ادامه داشته باشد.

هنرمند محبوب: دو هنرمند: آلیس و مارتین پروونسن Alice & Martin Provensen

قلم و کاغذ یا ماوس : هردو را دوست دارم. این روزها با ابزارهای کلاسیک مانند گواش یا آکریلیک کندتر از وسایل دیجیتال کار می کنم اما واقعا از هردو لذت می برم. باید اعتراف کنم که هنوز در کار کردن بر روی بوم و مقوا ، چیزی هست که وزین تر و راضی کننده تر از کارهای دیجیتالی است.

موسیقی که گوش می کنید: بیشتر کلاسیک : باربر Barber ، راخمانینف Rachmaninoff و استراوینسکی  Stravinsky از آهنگسازانی هستند که من بارها و بارها آثارشان را می شنوم. به اپرا و موسیقی فیلم هم علاقمندم . به موسیقی روز چندان علاقمند نیستم اما برخی هنرمندان پاپ/ راک قدیمی تر مانند تاکینگ هدز Talking Heads را هم دوست دارم.

عاداتی که هنگام کار کردن دارید : همیشه لباسم را کثیف می کنم! حتی اگر روپوش بپوشم هم لباسهای زیرش را رنگی می کنم!

کار در هنگام روز یا شب: کار کردن در شب را ترجیح می دهم.

سه فیلمی را که ترجیح میدهید در یک روز تعطیل در خانه ببینید: جنگ تایتانها ، امپراطوری دوباره میتازد و هفتمین سفر سنباد.

محبوبترین انیمیشن کلاسیک: این اواخر بارها و بارها “شمشیر در سنگ ” را دیده ام.

هنر کلاسیک یا هنر مدرن: به هنر و صنایع دستی فرهنگ های باستانی مانند هنر یونانی و سلتی همیشه علاقه داشته ام اما به هنر مدرن قرن بیستم نیز علاقمندم : پیکاسو Pablo Picasso ، بن شان Ben Shahn ، هنری مور Henry Moore . کارهای تبلیغاتی و تصویر سازی های سالهای میانه قرن بیستم نیز همیشه برایم جذاب بوده اند.

کمدی یا درام : درام

سخت ترین لحظات در زندگی حرفه ای : متحرکسازی صحنه ی سقوط کیک های فنجانی در فیلم گربه ها نمی رقصند.

و شیرین ترین لخظات : نخستین روز نمایش “باورنکردنی ها” در هالییوود.

و بالاخره توصیه ی شما : بهترین توصیه ای که تا به امروز شنیده ام، توصیه ای بود که روی کریستوفر Roy Christophe ، طراح تولید، هنگام دریافت یک جایزه اسکار افتخاری به زبان آورد :” جسور باشید

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع :http://the-animation-art.blogspot.com

بعد از تحریر – محمد مدرس عزیز این نقل قول از لو رومانو را کامنت کرده بود. بسیار خواندنیست:

I hope Kung Fu Panda sweeps this year’s Annies and Oscars. I found it more entertaining than WALL-E and in terms of design, it is hands down the boldest looking animated feature released this year, period. WALL-E is impressive but the Kung Fu design is truly inspired. Surely the best looking movie to come out of Dreamworks. I hope it at least sweeps in the design categories. In this case, I think Pixar can take a lesson from Dreamworks. Kung Fu Panda is a great CG “cartoon”, with design that is caricatured, appealing and not limited by photo-realism. Kudos to the Panda crew. Having worked on Incredibles, I know that trying something different can be a huge challenge. I don’t know how you guys did it. But you raised the bar

05

008

152

17

19

22

34

57

581

60

ایوگنی توموو و داستان دسپرا-بخش آخر

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۰-۱۰-۱۳۸۷

۲

خارج شدن از پروژه ی سالهای سال به خوبی و خوشی Happily N’Ever After برای ایوگنی توموو چندان هم بد نیود. در همان زمان سیلوین شومه به ادینبورگ در اسکاتلند رفته و در آنجا استودیوی شخصی خودش ، استودیو جانگو Django را تاسیس کرده بود. نخستین سفارش کار به این استودیو از سوی کمپانی میرامکسMiramax بود و بلافاصله سیلوین شومه ایوگنی توموو را دعوت به همکاری کرد.

توموو می گوید:” کار بسیار لذت بخشی بود . من طراحی میکردم و کاراکتر ها را حجم سازی میکردم و سیلوین شومه سرگرم بسط و گسترش داستان و ایده هایی بود که بنظر ما جذاب و جالب می آمدند.”

اما ظاهرا این روند از نظر استودیوی میرامکس روش درستی نبود.آنها بر اساس یک تلقی سنتی خواهان کمترین تماس ما بین افراد در بخشهای مختلف بودند و میخواستند که بقول معروف ” هر کسی سر جای خودش بنشیند” و همین موضوع پایان همکاری دو استودیوی جانگو و میرامکس را رقم زد. مدتی بعد،در سال ۲۰۰۴ ، گری راس Gary Ross و الیسون تامس Gary Ross ، تهیه کنندگانی که حقوق مربوط به ساخت فیلمی بر اساس کتاب “داستان دسپرا ” را خریده بودند، با استودیوی جانگو برای ساخت فیلم داستان دسپرا تماس گرفتند.

” ما بلافاصله کار را شروع کردیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت اما سیلوین (شومه) مرتکب اشتباهی بزرگ شد. در زمانی که ما درگیر مراحل پیش تولید داستان دسپرا بودیم و منتظر بودیم تا استودیوی یونیورسال رسما موافقتش را با آغاز کار اعلام کند، سیلوین شومه تصمیم گرفت تا بصورت همزمان با داستان دسپرا، پروژه ی دیگری را نیز شروع کند. او مراحل مقدماتی فیلم “ شعبده باز-The Illusionist” را آغاز کرد. انجام دو پروژه ی سنگین و بزرگ بطور همزمان برای استودیوی یونیورسال پذیرفتنی نبود و در نتیجه قرارداد شومه در زمینه ی کارگردانی داستان دسپرا لغو شد.”

با قطع همکاری شومه در پروژه ی داستان دسپرا، ایوگنی توموو دو انتخاب را در پیش رو داشت. در پروژه ی داستان دسپرا باقی بماند یا اینکه به سیلوین شومه و پروژه ی شعبده باز بپیوندد. او می گوید:

” من همکاری با سیلوین شومه را برای طراحی های فیلم شعبده باز آغاز کرده بودم. اما میدانید، شعبده باز یک پروژه ی دو بعدی بود. چیزی شبیه به سه قلوهای بلویل…خب من که قبلا چنین کاری را انجام داده بودم. دوست نداشتم که بعنوان کسی شناخته بشوم که فقط در پروژه های دو بعدی و تنها با سیلوین شومه کار می کند. من میخواستم حیطه های جدید را نیز آزمایش کنم وکار در یک پروژه ی سه بعدی میتوانست نخستین گام باشد. در نتیجه من داستان دسپرا را انتخاب کردم . ”

ساخت پروژه ی داستان دسپرا از ادینبورگ به لندن منتقل شد و توموو به کار ادامه داد. او در سبک و زیبایی شناسی طراحی هایش تغییری نداد و طراحی شخصیتها و فضاسازی را به همان شیوه ای که با سیلوین شومه آغاز کرده بود ادامه داد.

” بزودی مشخص شد که داستان دسپرا مشکل تر از آن چیزی بود که در ابتدا تصور می کردم. اما من هرگز از انتخابم پشیمان نشدم. من بارها و بارها شنیده بودم که اگر پیکسار کاری را انجام نمیدهد، حتما برای آن دلیل موجهی دارد. اما این نقل قول باعث نمیشد که من فکر کنم که باید کاری به شیوه ی پیکسار انجام بدهم. من میخواستم کاری متفاوت انجام بدهم.”

اما آیا ایوگنی توموو موفق شد که ایده هایش را به تصویر بکشد؟ نامزدی برای جایزه انیAnnie پاسخ مثبتی به این سئوال است.

” من آدم کمال طلبی هستم و همین دلیل هرگز کاملا از کاری که انجام می دهم راضی نمی شوم. اما ناچارم اذعان کنم که گاهی هم به آنچه که انجام داده ام افتخار می کنم. در داستان دسپرا ما هنرمندان سه بعدی کار  بزرگی در اختیار داشتیم.هنرمندان بزرگی از سرتاسرجهان.آنها کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام دادند و نمونه ای از هنر عالی و درجه یک را ارائه دادند و من فکر می کنم که آنها واقعا از انچه که انجام میدادند لذت می بردند.آنها مرتبا به من می گفتند که کار بسیار طاقت فرساست، اما به هر حال همه از این کار لذت می بردند.”

پس از پایان یافتن داستان دسپرا، فصل جدیدی در زندگی توموو شروع شد. او ازدواج کرد و به کالیفرنیا اسباب کشی کرد:” بعد از زندگی در شهر هایی چون مونترآل،برلین، ادینبورگ و لندن، من واقعا از سرما و مه و باران خسته شده بودم و به آفتاب و هوای گرم نیاز داشتم. من از آب و هوای کالیفرنیا لذت می برم و البته اینجا قلب تپنده ی صنعت انیمیشن است.”

هم اکنون دو استودیوی بزرگ به ایوگنی توموو پیشنهاد همکاری داده اند و این بدین معنی است که میتوانیم به انتظار آثار منحصر به فرد دیگری از ایوگنی توموو باشیم.

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://features.cgsociety.org


free hit counter
hit counter