شعبده باز : یک کاسه سوپ برای نجات انیمیشن

در روزهای تعطیلات سال نو، فرصتی برای دیدن چند فیلم انیمیشن بلند و کوتاه به دست اوردم که در این میان، ” شعبده باز” شاخص ترین و متفاوت ترین فیلمی بود که دیدم. در مقایسه با فیلم قبلی ” سیلوین شومه“، یعنی ” سه قلوهای بلویل” ، ” شعبده باز ” به نظرم فیلم بهتری نیامد، اما این فقط مقایسه ایست بین دو فیلم عالی از یک کارگردان، وگرنه ” شعبده باز” به تنهایی یک سر و گردن از سه چهارم انیمیشنهایی که در این چند سال دیده ام بالاتر می ایستد. نوشتن در مورد ” شعبده باز” هم کار آسانی نیست و بعلاوه در اندازه های ” وبلاگی” هم نمی گنجد، با اینحال سعی کردم چند خطی در مورد این ” فیلم” خیلی خوب بنویسم.

شعبده باز The Illusionist” یک انیمیشن بزرگسالانه است و از همین رو کارگردان، ” سیلوین شومه Sylvain Chomet ” ، به راحتی به ما این اجازه را می دهد که مانند بیشتر انیمیشن های بزرگسالانه ، در همان ده دقیقه ی اول فیلم، ” انیمیشن” بودن آنرا فراموش کنیم و به تماشای ” فیلم” شعبده باز بنشینیم. در حقیقت اگر در جستجوی مولفه های رایج سینمای انیمیشن باشیم، ” شعبده باز” تقریبا به تمامی فاقد این مولفه های رایج است. این فیلم شما را نمی خنداند، کاراکترهای اصلی آواز نمی خوانند، داستان فاقد نقطه ی اوج دراماتیکی است که شما را میخکوب کند ، اغراقی در آن نمی بینید و از جنگ و جدال و بزن و بکوب هم در آن خبری نیست. شاید تنها زمانی که شما به یاد می آورید که در حال تماشای یک فیلم انیمیشن هستید، زمانی است که خرگوش فراری از کلاه را می بینیم که در حیطه ی یک انیمیشن به شدت واقع گرا، هوش و عملکردی فراواقعی و ” کارتونی” از خودش نشان می دهد. هنر طراحان، انیماتورها و تصویر سازان نیز در این فیلم، در لحظاتی خاص چشم شما را به خود معطوف می کنند، اما بطور عامدانه ای، تصاویر شما را به آن مرحله از هیجان نمی برند که بگویید ” عجب انیمیشنی ! ” . ” شومه ” ، در شعبده باز نیز، همانند فیلم قبلی خود، ” سه قلو های بلویلThe Triplets of Belleville” ، کاراکترهای اصلی خود را از میان آدمهای مسن و به آخر خط رسیده ای انتخاب می کند که در میانه ی دنیای دیوانه ی در حال تحول ،  سعی دارند به تخته پاره ی مهارتهای از مد افتاده شان چنگ بزنند و راهی برای ادامه ی زندگی بیابند. این آدمها می توانند یا سه پیردختر خواننده ی بلوز باشند که زمانی بر صحنه می درخشیده اند و حالا باید به حاشیه نشینی و شکار قورباغه از مرداب خو کنند، یا پیر مردی درون گرا و خسته باشد که نمی تواند برای نمایش تردستی هایش، مخاطبینی بهتر از پیرمردان الکلی یا روستائیان بیگانه با موسیقی راک بیابد. ” تاتی شف ” ، شعبده باز  رانده شده از صحنه، از شهری به شهر دیگر، در جستجوی صحنه ای است که بتواند در آنجا مهارتهایش را به نمایش بگذارد، اما در زمانه ای که جوانان ، دیوانه وار مجذوب خوانندگان راک نوظهور هستند، جایی برای او وجود ندارد. حتی کافه ی درب و داغان یک بندر دور افتاده در اسکاتلند نیز نمیتواند بیش از یکی دو شب مخاطبی برای او دست و پا کند. ورود او به این شهرستان کوچک، با ورود چراغ برق و ” دستگاه اتوماتیک پخش موسیقی jukebox ” همزمان می شود : هشداری واضح مبنی بر اینکه همه چیز در حال تغییر است و پس از اولین نمایش شعبده بازی پیرمرد، مردم با نوای موسیقی راک که از دستگاه پخش می شود همراه می شوند! آنچه که ” تاتی شف” از آن بی خبر است، این است که تغییر برای او نیز در راه است. دخترک روستایی، که با هدیه گرفتن یک جفت کفش از تاتی شف، در او یک حامی بالقوه میابد، به دنبال پیرمرد به راه می افتد و پیرمرد نیز  در سکوت و منفعلانه او را می پذیرد. کاراکتر دخترک در این فیلم، همان نقشی را ایفا می کند که کاراکتر پسر دوچرخه سوار در فیلم ” سه قلوهای بله ویل ” ایفا می کرد : جوان و شاداب که محتاج کمک و حمایت از کار افتاده هاست و میتواند امید به انجام کاری هرچند سخت و غیر ممکن را در آنها بر انگیزد. دخترک برای پیرمرد، آشپزی می کند و لباسهایش را می شوید، اما در تقاضا کردن آنچه که میخواهد – کفش و پیراهن و پالتوهای گران قیمت – تردیدی به خود راه نمی دهد، برای او مسلم است که آنچه را که می خواهد به دست خواهد آورد و اینکه پیرمرد ناچار شود شب تا صبح را در نقش نگهبان یا کارگر شب کار ظاهر شود، ظاهرا برای او اهمیتی ندارد. اما حتی همین بخش از داستان که می تواند در هر فیلم انیمیشن دیگر، تبدیل به یک پیچش دراماتیک شود، در ” شعبده باز” چنان از سوی دو کاراکتر اصلی عادی و پذیرفتنی تلقی می شود، که بیننده فرصت یا دلیلی برای قضاوت در مورد عملکرد این دو شخصیت نمیابد. شخصیتهای فرعی داستان نیز تقریبا همگی شکست خورده و به آخر خط رسیده اند، الکلی هستند و یا قصد خودکشی دارند. اما دخترک، همانگونه که با شریک کردن خود در زندگی شعبده باز، ناخواسته ، او را به نبردی جدی تر با زندگی تشویق می کند، با بشقابی سوپ نیز می تواند به دلقکی در آستانه خودکشی، فرصتی برای نشستن بر روی مبل و چشیدن طعم زندگی را بدهد. ” سیلوین شومه ” بدون تردید، دغدغه ی حفظ و زنده نگهداشتن میراث دنیای نمایش، اعم از موسیقی، تئاتر، سینما و بطور ویژه ” انیمیشن” را در سر دارد. اصرار و استمرار او در ساختن دو فیلم بلند انیمیشن ” دوبعدی سنتی” ، در حالیکه هم او و هم حامیانش می دانند که این فیلمها به زحمت خواهند توانست هزینه ی ساخت خود را برگردانند، بی شباهت به تلاش ” تاتی شف” شعبده باز برای ادامه ی حضور بر صحنه نیست. او در هر دو فیلم بلندش، شخصیتهای اصلی را از میان هنرمندان دنیای نمایش انتخاب می کند، به آنها ظاهری کهنه و از مد افتاده می دهد و بعد آنها را بر روی صحنه به اوج می رساند و به آنها ادای احترام می کند. در صحنه ای از فیلم ” شعبده باز” ، پیرمرد، وارد یک سالن خالی سینما می شود، فیلمی از ” ژاک تاتی Jacques Tati” بر پرده در حال نمایش است، ظاهر و رفتار ” ژاک تاتی” کاملا شبیه به ” تاتی شف” شعبده باز است. ” سیلوین شومه” در این صحنه نه تنها به ” ژاک تاتی” بعنوان نویسنده ی فیلمنامه، منبع الهام شخصیت اصلی فیلم ” شعبده باز” و یک هنرمند اصیل ادای دین می کند، بلکه به زعم خود با تلفیق فیلمی از ” ژاک تاتی” و یک فیلم انیمیشن دو بعدی، به ریشه ها و اصل هنر انیمیشن نیز ادای احترام می کند.

” شعبده باز ” ، با بودجه ی ساخت ۱۷ میلیون دلاری، تنها توانست به فروش جهانی ۵٫۵ میلیون دلاری دست پیدا کند. این موضوع کاملا قابل پیشبینی بود، چرا که مخاطب خردسال پیشاپیش میداند که این فیلم برای او ساخته نشده، مخاطب بزرگسال نیز بین فیلمی از ” سیلوین شومه” و مثلا فیلمی از ” تارانتینو” تکلیفش کاملا روشن است. نقطه ی امیدوار کننده برخورد مثبت اهل فن و منتقدین با این فیلم است و شجاعت کارگردانی که سعی دارد بالاتر از موج پرواز کند و چراغ این خانه را روشن نگاه دارد.

مهبد بذرافشان

PrintFriendly

{۸ نظر}

  1. سروش {شنبه ۱۳ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۸:۳۸ ب.ظ}

    تحلیل زیبایی بود. تشکر

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۵۲ ب.ظ:

    ممنونم سروش جان

  2. پیمان {یکشنبه ۱۴ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۴:۴۰ ق.ظ}

    با سلام … نقد بسیار خوبی بود … فیلم بسیار خوبی بود … خوشحالم هنوز اینگونه فیلمها ساخته می شود . تشکر

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۵۳ ب.ظ:

    تشکر از شما پیمان عزیز

  3. more {یکشنبه ۱۴ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۸:۰۳ ب.ظ}

    سلام
    اولین پست امسال خیلی ویژه است
    مرسی
    حتما بازم به قلم خودتون مطلب بذارید …

    اما در مورد شعبده باز شاید به سه قلوهای بله ویل نرسه ولی بنظرم خیلی یکدست تر و پخته تر هست …
    همه چیز خیلی آرام و ساده و عادی نمایش داده میشه که زندگی همینه
    بعد از تموم شدنش صحنه های زیادی هست که در ذهنمون ماندگار میشه مثل همون سالن خالی که عکسی ازش گذاشتید یا جایی که شعبده باز خرگوش رو آزاد میکنه و دوربین به پرواز درمیاد یا انعکاس هوشمندانه نور ماشین از پنجره که با ورق خوردن کتاب سایه ی یک پرنده در حال بال زدن برای پروازه و …

    تیتری که انتخاب کردید و پاراگراف آخر هم قابل تاملند .

    قبلا چند خطی در معرفیش نوشتم :
    http://forum.p30world.com/showpost.php?p=5863478&postcount=399

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۵۵ ب.ظ:

    ممنونم. در مورد شعبده باز به نظرم واقعا نیاز به یک پرونده بررسی زیبایی شناسانه و تکنیکی داریم. کاش در یکی از نشریات شاهدش باشیم. مطلب شما هم بسیا خواندنی بود. چرا بیشتر نمی نویسید؟ اگر مطلبی داشتید خوشحال میشم با نام خودتون منتشر کنم

    More پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۵:۰۴ ب.ظ:

    متاسفانه بنظرم نشریات (حتی تخصصی هاشون) کمتر به این قبیل مطالب می پردازند ، همین مطالبی که در انیمیشن امروز و انیمک می بینم رو بیشتر می پسندم …
    در مورد بعد شما لطف دارید … راستش کل فعالیت جدی من در همان انجمن بوده و تقریبا با سبک و سیاق همان قالب شکل گرفته اما اگر عمری بود مطلبی مفصل تر رو به عنوان یک دوستدار انیمیشن و حتی از نوع “امروز” تقدیم حضورتان می کنم.

  4. ادریس {یکشنبه ۱۴ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۳۷ ب.ظ}

    ممنون مهبد جان. انتخاب خوبی بود.

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۵۶ ب.ظ:

    ممنونم از شما و لطفتون

  5. رفیق قدیمی … {دوشنبه ۱۵ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۷:۱۱ ق.ظ}

    فیلم خیلی دیدنی و نقد شما هم شنیدنی . . .
    ولی دختره خیلی پر رو بود . . .! (:

    چقدر فیلم کم دیالوگ خوب است به بیننده
    فرصت دیدن! فکر کردن و لذت بردن می دهد!

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۵۷ ب.ظ:

    تشکر از شما، میدونید که من علاقه خاصی به فیلم بدون کلام دارم ;)
    . باشما کاملا موافقم

  6. هومن {دوشنبه ۱۵ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۵:۲۸ ب.ظ}

    مهبد راستی چرا نقد حرفه ای نویسی؟ بیشتر نوشته هات گزارش گونه هستند ولی به نظرم توانایی نوشتن نقدهای جدی در حیطه انیمیشن (والبته غیر از اون!) رو کاملا داری.

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۰ ۶:۳۵ ب.ظ:

    هومن جان حتما بیشتر و کامل تر هم خواهم نوشت، راستش یکی از دلایل زیاد ننوشتنم اینه که برای یک نقد واقعا کامل و حرفه ای، باید بیش از یکبار هر فیلم را ببینم و واقعا وقت چنین کاری را ندارم. تازه باور کنید بعضی از فیلمها را هم مجبورم سریالی و در چند نوبت ببینم

  7. سعادتمند {سه شنبه ۱۶ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۳۰ ب.ظ}

    این انیمیشن متظاهرانه منو تا حد زیادی از سیلوین شومه نا امید کرد.
    یک سری کارت پستال با اجرای خوب به همراه زور زدن های نا موفق فیلمساز برای کنارهم گذاشتن کاراکترهایی نچسب برای خلق انیمیشنی که حتی بنظرم اگه ژاک تاتی فقید موفق به ساختش می شد چیز بدردبخوری از آب در نمیومد. بعد از دیدن شعبده باز، سه قلوهای بلویل رو دوباره دیدم تا کمی خاطرات خوش سازنده ش به ذهنم برگرده.
    البته اینا فقط نظرات کسی بود که چیز زیادی از سینما و انیمیشن نمی دونه، به دل نگیرید.

  8. Azadeh jafari {چهارشنبه ۱۷ فروردین, ۱۳۹۰ در ساعت ۳:۰۰ ب.ظ}

    tnx for your new post . i really like to see it as soosn as possible

با عرض پوزش ، بخش نظرات برای این مطلب غیر فعال است.

O2 Simplicity
Visitors Statistics