انیمیشنهای بزرگسالانه، شکستها و پیروزیها
۰۵٫۲۲٫۸۹ - ۱۲:۳۴ب.ظ

برای والدینی که بارها و بارها فرزندانشان را به تماشای قسمتهای مختلف فیلمهایی چون داستان اسباب بازی و شرک برده اند، احتمالا دیگر هیچ تردیدی وجود ندارد که صنعت انیمیشن یک تجارت بزرگ و قدرتمند است. منظور تنها فروش این فیلمها در گیشه نیست، بلکه باید فروش دی وی دی ها، اسباب بازیها و سایر محصولات جانبی این فیلمها ( از تی شرت و لباس خواب گرفته تا کاغذ دیواری و ظروف ) را در نظر گرفت. امسال از ۱۰ فیلم پرفروش سال ( تا این تاریخ) ، ۴ فیلم را فیلمهای انیمیشن تشکیل داده اند که از میان این ۴ فیلم، داستان اسباب بازی با فروش جهانی حدود ۷۵۰ میلیون دلار ( تا زمان نگارش این مقاله) ، پرفروش ترین فیلم انیمیشن سال بوده است.به دنبال موفقیت درخشان این فیلم و پس از آن فیلمهای دیگری چون ” چگونه اژدهایتان را تعلیم دهید” ، ” شرک” و بالاخره ” من نفرت انگیز” اگر شرکتهای تولید کننده ی این فیلمها تصمیم بگیرند که گردهمایی های مدیران و سرمایه گذاران خود را هم بصورت فیلمهای انیمیشن بازسازی کنند، احتمالا کاراکترهای مدیران را درحالی متحرکسازی خواهند کرد که چشمانشان از حدقه بیرون زده و برروی آنها علامت $ نقش بسته است! و این یعنی اینکه برای مدیران استودیو ها نیز تردیدی وجود ندارد که فیلمهای انیمیشن یک گنج بالقوه اند.اما مشکلی که در این میان وجود دارد( و اغلب علاقمندان انیمیشن آنرا نادیده می گیرند) ، این است که تقریبا مخاطبین هیچکدام از انیمیشنهای تولید شده ، افراد بزرگسال نیستند. اگر دوست دارید تقصیر را به گردن عمو والت ( دیزنی) بیندازید، اما واقعیت این است که از زمانی که میکی ماوس راه خود را بر پرده ی سینماها گشود، هالیوود همواره جهت گیری خود را برای تولید فیلمهای انیمیشن بر روی مخاطبین زیر ۱۰ ساله متمرکز کرده است . با این حال در چند سال اخیر و با گسترش چشمگیر صنعت انیمیشن، خبر های دلگرم کننده ای نیز برای بزرگسالان طرفدار انیمیشن در راه بوده است.بعنوان مثال در ماه آینده میلادی ، ما بالاخره شاهد اکران عمومی فیلم ” شعبده باز The Illusionist ” اثر ” سیلوین شومه Sylvian Chomet ” خواهیم بود. فیلمی که بدون تردید برای مخاطب بزرگسال ساخته شده و داستان زیبا و شاعرانه ی مرد شعبده بازی را روایت می کند که به مرور در کارش با کسادی و عدم موفقیت روبرو می شود. ” شعبده باز” یک انیمیشن دو بعدی و سنتی است، داستانی متفاوت دارد و تا حد ممکن به لحاظ روایتگری و ساختار از انیمیشنهای سه بعدی استودیوهایی چون پیکسار فاصله می گیرد.
سیلوین شومه می گوید : ” من تصور می کنم که مردم بالاخره و کم کم دریافته اند که انیمیشن میتواند برای بزرگسالان نیز تولید شود.ما با انیمیشن ها بزرگ شده ایم.دوران کودکیمان را با انیمیشنها گذرانیده ایم و این نقاشی های متحرک با ما حرف زده اند. اما باید بپذیریم که دنیای انیمیشن برای سالهای متمادی از سوی استودیوهای دیزنی، یعنی همان کسانی که در واقع این فرم از هنر را به بلوغ رسانیدند، محصور و منجمد مانده است. آنها گفتند و تکرار کردند که :” انیمیشن مخصوص خردسالان است، پس بیایید فقط قصه های پریان را بسازیم.” و از آنجایی که انیمیشن یک هنر/صنعت گران است، کمپانی های تولید کنند ترجیح دادند تا همان ” قصه های پریان” را برای مخاطب خردسال بسازند و مطمئن باشند که سرمایه شان به هدر نخواهد رفت.”
شومه تصدیق می کند که او همواره قصد داشته است که این روند را تغییر دهد. او در سال ۲۰۰۳ با انیمیشن معروف ” سه قلو های بله ویل” ، داستانی شوریده وار،مضحک و تا حدی ترسناک در رابطه با پیرزنی عاشق موسیقی، سگش و سه پیرزن خواننده و رقصنده ی بازنشسته را روایت کرد که در صدد کمک به یک دوچرخه سوار در رقابتهای ” تور دو فرانس” بر می آیند. با توجه به ظرفیتهای هنرمندانه ی فیلم، موفقیتهای هنری آن قابل پیشبینی بودند: فیلم کاندیدای دریافت دو جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم انیمیشن شد.” سه قلوهای بله ویل ” از جهت دیگری نیز نقطه ی عطفی در تاریخ انیمیشن به شمار آمد: برای نخستین بار این والدین بودند که بچه هایشان را به دنبال خود روانه می کردند تا به تماشای یک فیلم انیمیشن بنشینند و نه برعکس!
در ” شعبده باز” ، سیلوین شومه گامی به جلو برداشته است و روایتگر داستانی در رابطه با “عشق” و ” تنهایی” شده است که همانقدر تاثیر گذار و تکان دهنده است که هر فیلم “درام” دیگری میتواند باشد و این دقیقا همان چیزی است که او همواره در آرزوی آن بوده است. او می گوید : ” بخاطر می آورم که از نخستین روزهایی که وارد دنیای انیمیشن شدم همیشه می گفتم که میخواهم برای بزرگسالان انیمیشن بسازم و مردم با شنیدن این حرف می گفتند: اوه…منظورت این است که میخواهی انیمیشنهای پ.و.ر.نوگرافیک بسازی؟ و من پاسخ می دادم :نه…نه…انیمیشنهایی برای بزرگسالان…نه انیمیشن پ.و.رن!!! ” . چنین طرز تلقی از انیمیشنهای بزرگسالانه، چندان هم بی دلیل نبود. بسیاری از انیمه های ژاپنی که ویژه ی بزرگسالان ساخته میشوند سرشار از صحنه های خشن و جنسی بی پروایی هستند که حتی بسیاری از بزرگسالان هم دیدن آنها را مناسب نمی دانند. در حقیقت اغلب انیمیشنهای بزرگسالانه از شرق وارد بازار امریکا می شوند. در حالیکه انیمه های کلاسیکی چون ” روح در کالبد Ghost in the shell ” و ” آکیرا” در امریکای شمالی با نمایشی نسبتا موفقیت آمیز روبرو بودند، کارگردانان امریکایی که قصد ساختن فیلمهای انیمیشن بزرگسالانه را دارند تازه در ابتدای راه قرار دارند( اگر استثنائاتی چون رالف باکشی Ralph Bakshi و فیلمی چون “فریتز گربه Fritz the Cat ” را در نظر نگیریم) و بیشترین تلاش در این زمینه در اروپا صورت می گیرد ، هرچند این تلاشها چه در اروپا و چه در امریکا اغلب ناموفق بوده اند.بعنوان مثال فیلم انیمیشن سیاه و سفید و پلیسی ” رنسانس Renaissance ” ساخته ی ” کریستین ولکمن Christian Volckman ” را درنظر بگیرید: این فیلم در گیشه شکست خورد چرا که به عقیده ی منتقدان ، سازندگان فیلم بیش ازآنکه به داستان اهمیت بدهند، به سبک ظاهری فیلم پرداخته بودند.
اگر بخواهیم به نمونه های موفقی از فیلمهای انیمیشن بزرگسالانه در بازار امریکای شمالی و اروپا اشاره کنیم، میتوان از فیلم ” پرسپولیس” ساخته ی ” مرجانه ساتراپی” نام برد. فیلم که بر اساس کتاب کمیک استریپی به همین نام، نوشته ی “مرجانه ساتراپی” ساخته شده، روایتگر ماجراهای زندگی دختری نوجوان در جریان انقلاب و جنگ در ایران است. “ساتراپی” در حال حاضر در حال تدارک مراحل مقدماتی تولید فیلم دیگری است ( اینبار یک فیلم زنده) ، بر اساس کتاب دیگری باز هم نوشته ی خودش بنام ” مرغ با آلوChicken With Plums ” و قرار است از بازیگرانی چون ” ایزابلا روسولینی” در این فیلم استفاده کند. فیلم دیگری که حتی موفق تر از “پرسپولیس” بر صحنه ظاهر شد، فیلم انیمیشن دوبعدی دیگری بود بنام ” رقص با بشیر” ساخته ی ” آری فولمن Ari Folman ” که به بازگویی خاطرات کارگردان فیلم بعنوان یک سرباز در جنگ بین اسرائیل و لبنان در سال ۱۹۸۲ می پرداخت.” رقص با بشیر” نیز مانند ” پرسپولیس” و ” سه قلوهای بله ویل” کاندیدای دریافت اسکار شد، البته نه در بخش بهترین فیلم انیمیشن بلکه در بخش بهترین فیلم خارجی! و باز هم مانند دو فیلم قبلی از دریافت اسکار بازماند. با اینحال و با نگاهی به انیمیشنهایی چون ” هوی متال Heavy Metal “، ” آدم کش The Goon ” و ” فریاد The Howl ” (که هر سه در مراحل مختلف تولید هستند)، بنظر می رسد که امریکایی ها نیز بیش و کم در حال عبور از دیزنی برای پیدا کردن تعریفی تازه تر از انیمیشن هستند.در اثبات این موضوع دیدیم که افتتاحیه ی جشنواره ی ” ساندنس” در سال ۲۰۰۹ ، فیلم انیمیشن خمیری و متفاوت ” مری و مکس” به کارگردانی ” آدام الیوت Adam Elliot ” بود. مطمئنا ” مری و مکس” که امسال پاییز در انگلستان بر پرده خواهد رفت، همه چیز را در دنیای انیمیشن بزرگسالان یک گام به جلو خواهد برد. فیلم داستان دوستی یک دختر سهل انگار هشت ساله ی استرالیایی بنام مری و یک مرد غرغروی ۴۴ ساله ی امریکایی بنام مکس را روایت می کند که از بیماری خاصی رنج می برد. اگر تکنیک ساخت فیلم و ظاهر کاراکتر ها شما را به یاد آثار ” نیک پارک” و کاراکترهای مشهور او یعنی ” والاس و گرومیت” می اندازد ، بهتر است در قضاوتتان تجدید نظر کنید. ” مری و مکس” فیلمی است که از الکلیسم، خودکشی، بیماری و مرگ سخن می گوید البته با چاشنی طنزی تلخ و گزنده.
” الیوت” تصدیق می کند که محتوای غیر تجاری فیلم او بسیاری از استودیوهای امریکایی را فراری داده است و از آنجایی که او تصمیم به ادامه همین روند در تولیدات آینده اش دارد، چالشی بزرگ در معامله با تهیه کنندگان در پیش رو خواهد داشت : ” آنها می دانند که فیلمی چون مری و مکس هرگز فروشی همانند “شرک” یا ” در جستجوی نیمو” را نخواهد داشت. در نتیجه طبیعتا آنها تمایلی به مذاکره با ما ندارند”. با اینحال “الیوت” به روند کنونی تمایل به ساخت فیلمهای انیمیشن بزرگسالانه امیدوار است : ” من فکر می کنم که ما به این فیلمها نیاز داریم. این فیلمها مانند پادزهری در برابر موج فیلمهای دیجیتالی رایج عمل می کنند.تماشاچیان نیز مطمئنا به دیدن این فیلمها خواهند رفت و این دسته از فیلمها را خواهند شناخت. این فیلمها مسلما از گروه فیلمهای عامه پسند و بازار پسند خانوادگی نیستند، اما انیمیشن به هر حال در حال تکامل و به بلوغ رسیدن است”.
مترجم : مهبد بذرافشان
منبع : http://www.independent.co.uk



با تشکر از وبلاگ خوبتون باید بگم که کونگ فو پاندا هیچوقت جایزه اسکار رو نبرده! البته من متن ِ اصلی رو ندیدم و احتمالا مشکل از متن ِ اصلی هست
موفق باشید و ادامه دار…
(:
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ ۸:۰۵ ق.ظ:
حق با شماست دوست عزیز، خودم هم فراموش کرده بودم. اصلاحش می کنم.
میم.ر پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ ۲:۴۹ ب.ظ:
(:
در متن به نکته ی خوبی اشاره شده
باید افرادی باشند که به انیمیشن خارج از چارچوب دیجیتال یا مسائل مالی بپردازن
متاسفانه علاوه بر دنباله سازی ها کمپانی های معروف در حال سه بعدی سازی نسخه های دوبعدی خود هستند و اصالت انیمیشن رو از بین میبرند
با سلام ….
آخی …. یکی پیدا شد و حرفی زد که سالهاست در آن آرزو بودم … البته با توجه به عقب بودن چندین ساله ما از وقایع دنیا … امیدوارم روزی برسه که توی ایران هم این چیزی که توی مقاله نوشته شده به وقوع بپیونده …. البته اگه اونروز دستهای انیماتوری ما بتونه قلم بدست بگیره(گر یه!!!!)…
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۲:۵۶ ب.ظ:
اتفاقا پیمان جان من تصور می کنم که سه چهارم فیلمهای انیمیشنی که این روزها در ایران ساخته میشوند واقعا مناسب بزرگسالان هستند، البته اگر بزرگسالان بتوانند تحمل کنند!!! ( جای بحث بسیار است)
سلام مهبد جان ممنون از اطلاع رسانی خوب
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۲:۵۷ ب.ظ:
ممنون از محبت همیشگی شما
مری و مکس رو که دیدم تا مدتی باورم نمیشد که انیمشنی تو اسن سطخ بالا دیده باشم… فوق العاده در یک کلام… راستی مکس دچار بیماری “سندرم اسپرگر” هستش برای اونهایی که میخوان بدونند و داستانش هم واقعی هست
اینجور متنهای قشنگ (با ترجمه خوب و روان) رو که میبینم دلم نمیاد ساکت بشینم… از چند تا کارتون و انیمه اسم برده شده و حیفه که شما چیزی درباره شون ننویسید…
اولیش “Ghost in Shell” هست که واقعاً ندیدم کسی مطلب خوبی درباره اش به فارسی بنویسه… کاملترین و پیشروترین انیمه در زمان خودش بوده و کلاً تمام سینما رو به نحوی متحول کرده.. برادران واچوفسکی دیدن این انیمه رو الهام بخش ساخت ماتریکس دونستند… تمام دیالوگهای فیلم (بخصوص قسمت دوم) از کمدی الهی و انه اید و بهشت گمشده انتخاب شدند و بنظر من فلسفی ترین انیمه ای هست که ساخته شده… این انیمشین بقدر تو دنیا صدا کرد که من یادمه تلویزیون خودمون (با وجود اینکه اصلاً قابل نمایش نییست) یه بخشهاییش رو نشون داد … موزیک فوق العاده هم داره… ساعتهای میشه درباره اش صحبت کرد…
فکر کنم خیلی نوشتم… ببخشید ولی یخورده اسم این کارتون میاد حیفم میاد به بقیه چیزی نگم
همیشه پاینده باشید
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ ۸:۰۲ ب.ظ:
ممنونم از کامنتتون و لطف شما…در مورد “Ghost in Shell هم شما میتونید مطلبی در انیمیشن امروز پیدا کنید. در واقع یکی از اولین مطالبی بود که ترجمه کردم. فکر میکنم در آرشیو مطالب مربوط به مرداد یا شهریور ۸۶ بتونید پیداش کنید. اما اگر مطلب دیگه ای هم در مورد این انیمیشن ببینم حتما بخاطر شما هم شده ترجمه خواهم کرد. باز هم ممنون
مسعود پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ ۳:۳۸ ب.ظ:
مرسی همین الان دیدم و خوندمش… راستی من تو این پست وبلاگم (http://masoudz.mihanblog.com/post/82) راجع به شباهتهای فیلم پرسروصدای Inception با موضوع انیمه پاپریکا هم نوشتم…
راجع به انیمه ها خیلی کم کار شده تو وبلاگهای ایرانی … فردی با اطلاعات و همت شما میتونه این خلاء رو بخوبی پرکنه…
آثار ارزشمندی مثل Millennium Actress خیلی جای بحث دارند، چه از لحاظ تکنیکی و چه شخصیت پردازی و داستان… کلاً انیمه های ژاپنی ارتباط بهتری هم با روحیه ما شرقی ها پیدا میکنند… داستان های غربی خیلی خطی و قابل پیش بینی شده اند (نه همه آنها البته) ولی هنوز میتونی یه انیمه ببینی و هیچ اطمینانی نداشته باشی از اتفاقی که ممکنه توی داستان بیفته… همین Millennium Actress بنظر من یکی از رمانتیک ترین ساخته های سینمایی!! ژاپن هستش… دیدنش رو به همه پیشنهاد میکنم