داستان اسباب بازی ۳ : چرا پیکسار دنباله سازی می کند؟

سه فیلم از چهار فیلم آینده ی استودیوی پیکسار، یعنی استودیویی که همیشه به دلیل خلاقیت و ابتکاری بودن تولیداتش مشهور بوده است، ” دنباله” ای هستند بر قسمتهای قبلی همین فیلمها. این موضوع شاید دلیل واضحی باشد بر سیاستها و مدیریت های جدید اقتصادی این استودیو که با خریده شدنش توسط استودیوی دیزنی در سال ۲۰۰۶ آغاز شد. با شروع نمایش عمومی قسمت سوم ” داستان اسباب بازی” ،  نخستین فیلم از مجموعه ی سه تایی دنباله های  پیکسار ، روانه ی بازار خواهد شد و پس از آن نیز تماشاچیان میتوانند به انتظار قسمتهای دوم ” ماشینها” و ” کمپانی هیولاها” بنشینند. در واقع باید گفت که پیکسار تا سال ۲۰۱۲ که فیلم ” شجاع Brave ” را به نمایش در می آورد هیچ پروژه ی ” اوریجینال” ی نخواهد داشت. ” شجاع” داستان دختری اسکاتلندی از تبار شاهان را روایت می کند که در آرزوی کمانداری قهرمان شدن بسر می برد. برای استودیویی که در طول پانزده سال تولید فیلمهای انیمیشن فقط یک دنباله ( داستان اسباب بازی ۲) در لیست تولیداتش داشته است، ۳ دنباله در سه سال یک رویکرد واقعا متهورانه محسوب می شود. این موضوع بخوبی نشان می دهد که استودیوی پیکسار که همواره خودش را از آلودگیها و هیاهوی تجاری هالیوود به دور نگه داشته است، نتوانسته است در برابر ویروس مهلک قوانین اقتصادی بازار در دنیای سرگرمی سازی مقاومت کند.

جیل کالتون Jill Culton ” انیماتور و طراح استوری بورد که در تولید تعدادی از نخستین فیلمهای پیکسار، ازجمله دو قسمت نخست ” داستان اسباب بازی” همکاری داشته است می گوید : ” پیکسار همواره در زمینه ی تولید فیلمهای خلاقانه با کاراکترهای اوریجینال بسیار متعصب بود و یکی از نکات پر مخاطره در رابطه با کار کردن در استودیوی پیکسار هم همین است : اگر شما بخواهید به شیوه ی پیکسار داستانهای تازه و کاراکترهای ناشناس را به بینندگان معرفی کنید، کار بسیار مشکل تری در پیش رو خواهید داشت تا اینکه بخواهید از افسانه های پریانی استفاده کنید که قبلا جای خود را در ذهن تماشاچیان باز کرده اند”.

در صنعت سینما و در شرایطی که اگر یک استودیوی استاندارد بتواند دو فیلم متوالی موفق داشته باشد، بعنوان یک استودیوی شاخص شناخته می شود، ” پیکسار” معرف نوع متفاوتی از موفقیت و استاندارد جهانی بوده است : پنج فیلم از تولیدات این استودیو برنده ی اسکار بهترین فیلم انیمیشن بوده اند که سه تا از این فیلمها در سه سال پیاپی این عنوان را کسب کرده اند. ” UP” بعلاوه توانست کاندیدای دریافت عنوان بهترین فیلم سال نیز بشود. هیچ یک از فیلمهای این استودیو در سطح جهانی فروشی کمتر از ۳۶۰ میلیون دلار نداشته اند که چنین ترکیبی از هنر و موفقیت تجاری به راستی مثال زدنی است. اما رویکردهای تجاری اخیر پیکسار، اتفاقی است که تحت نظارت استودیوی دیزنی و بخصوص مدیر اجرایی آن ” باب ( رابرت) آیگر Robert Iger” صورت گرفته است. او کسی است که ” دیزنی ” را ” روزآمد” کرد و آنرا از یک استودیوی صرفا تولید کننده ی محصولات سرگرمی ساز خانوادگی تبدیل به یک غول رسانه ای کرد که قادر است فیلمهای پولسازی چون ” دزدان دریایی کارائیب ” بسازد و یا ریسک خرید چهار میلیارد دلاری موسسه ی” مارول Marvel ” ( انتشارات افسانه ای و خالق کمیک هایی چون ” مرد عنکبوتی Spider Man ” و ” مرد آهنین Iron Man ” ) را به جان بخرد .

رابرت آیگر می گوید : ” داستان اسباب بازی ۳ گام بزرگی برای پیکسار و یک موفقیت تجاری عمده خواهد بود. یکی از مزایای خرید پیکسار توسط ما ( دیزنی) ، این بود که ما توانستیم” داستان اسباب بازی ۳″ را تولید کنیم، ما بسیار هیجان زده هستیم.”

با توجه به تعداد کثیر طرفداران ، پیشبینی می شود که در نخستین آخر هفته ی نمایش ” داستان اسباب بازی ۳″  ، میزان فروش این فیلم در گیشه به چیزی در حدود ۷۰ میلیون دلار برسد. نخستین نقد های منتقدین بر این فیلم نیز بیشتر مثبت بوده اند ، اگرچه که اکثر منتقدین اذعان دارند که به لحاظ ارزشهای هنری ، این فیلم هنوز در جایگاه فیلمهایی چون ” وال – ئی ” و ” Up ” قرار نمی گیرد.از زمانی که در ماه مارچ و در شهر لاس وگاس، فیلم بطور خصوصی برای صاحبان سینماها به نمایش در آمد، زمزمه ها در رابطه با موفقیت آمیز بودن این فیلم در بازار فروش بالا گرفته است. انتظار می رود داستان “اندی” جوان که تصمیم دارد به کالج برود و می خواهد اسباب بازیهایش را به یک مهد کودک ببخشد، تنور فروش فیلمها در تابستان امسال را روشن و پر حرارت کند.

هالیوود به دلایل متعددی به ” داستان اسباب بازی ۳″ و سایر دنباله های این چنینی چشم امید دوخته است : از یکسو تماشاچیان با محتوا و شخصیتهای این فیلمها آشنا هستند و مایلند تجربه ی لذت بخش قسمتهای قبلی را با دیدن قسمت جدید تکرار کنند، و از سوی دیگر محصولات جانبی این قبیل فیلمها از جمله دی وی دی ها، اسباب بازیها و بازیهای ویژه ی پارکهای بزرگ میتوانند ادامه ی خوبی بر فروش و سوددهی این فیلمها باشند. در ماه گذشته محصولات جانبی فیلم ” داستان اسباب بازی ۳″ وارد بازار شدند و در صدر فروش محصولات دیزنی قرار گرفتند. با توجه به شخصیتهای جدیدی که به این فیلم اضافه شده اند، از جمله ” آقای پریکل پنتز ( جوجه تیغی) Pricklepants” ، ” تریکسی دایناسور Trixie the triceratops ” و یک خرس گنده ی صورتی رنگ ، پیش بینی می شود که فروش کلی ” داستان اسباب بازی ۳″ در کنار این عروسکها به ۲٫۴ میلیارد دلار در تابستان امسال برسد که این مبلغ را باید به سود جهانی ۹ میلیارد دلاری دوفیلم قبلی تا به امروز ا افه کرد.

لاتز مولر Lutz Muller ، رئیس موسسه ی بازار یابی ” کلاسترز تریدینگ کراپ Klosters Trading Corp ” که تخصصا بر روی بازار اسباب بازی فعالیت می کند می گوید :” موسسه ها و کارخانجات تولید اسباب بازی چون ” متل Mattel ” یا  ” هاسبرو Hasbro “  نیز  ترجیح می دهند روی محصولات جانبی دنباله هایی چون ” داستان اسباب بازی” سرمایه گذاری کنند تا محصولات فیلمهایی  چون ” وال-ئی” که تماشاچیان با کاراکترهایشان آشنایی قبلی ندارند. این صنایع باید مبالغ کلانی بابت خرید مجوز تولید اسباب بازیهای وابسته به فیلمها بپردازند و این در حالی است که هیچ تضمینی برای فروش بالای این نوع اسباب بازیها وجود ندارد، در نتیجه طبیعی است که صاحبان صنایع تمایل داشته باشند تا کم خطر ترین راه ممکن را برگزینند. آنها عروسکی را بر می گزینند که مطمئن باشند شناخته شده است و خریدار بالقوه ی خود را دارد.

در حقیقت زمانی که استودیوی دیزنی مبلغی بالغ بر ۷٫۴ میلیارد دلار را بابت خرید استودیوی پیکسار پرداخت می کرد به تمام راههای مطمئن و تضمین شده ی سود دهی این معامله فکر کرده بود. بر اساس مفاد قرارداد فیمابین، استودیوی پیکسار متعهد شده است که از یک سو تعداد تولیداتش را بالا ببرد و از سوی دیگر تعداد بیشتری ” دنباله” بسازد. حالا دیگر استودیوی پیکسار آن استقلال سابق را در تصمیم گیریهایش ندارد. بر خلاف شخصیت ” اندی” که در ” داستان اسباب بازی ۳″ در حال چشیدن نخستین طعم استقلال است، استودیوی پیکسار ، زیر نظر پدرخوانده ی خود ( دیزنی) در حال تلاش برای آموختن این مطلب است که چگونه میتواند استانداردهای هنری خود را با قوانین معاملات تجاری و پسند گیشه ی جهانی هماهنگ کند.

استیو هالت Steve Hulett ” انیماتور سابق دیزنی می گوید: ” پیکسار هم اکنون بخشی از یک فرهنگ تجارت هالیوودی است و ناچار است به قوانین این تجارت تن در دهد.دیزنی هم دیگر یک استودیوی تولید کننده ی محصولات هنری نیست . آنها می خواهند پول بسازند، پول زیاد، و برای دستیابی به این منظور آنها ناچارند ” دنباله ” ها را بسازند، هرچند که این دنباله ها بنظر احمقانه بیایند” .

از سوی دیگر ” جان لستر John Lasstere ” مدیر بخش خلاقه ی استودیوی پیکسار، کسی که دو قسمت نخست ” داستان اسباب بازی ” را کارگردانی کرده است، معتقد است که دنباله ها لزوما بد نیستند. او بعنوان نمونه به قسمت دوم از سه گانه ی ” پدرخوانده” بعنوان یک نمونه ی درخشان از دنباله سازی موفق اشاره می کند و می گوید: ” دنباله ها فقط زمانی موفق هستند که شما بتوانید یک داستان کاملا جدید را در قالب یک دنباله تعریف کنید”.

ترجمه و تلخیص : مهبد بذرافشان

منبع : http://www.latimes.com

PrintFriendly

نظرات تا کنون

شما اولین نفر هستید!

با عرض پوزش ، بخش نظرات برای این مطلب غیر فعال است.

O2 Simplicity
Visitors Statistics