جان لستر، ماشینها ۲ و مشکلات در استودیوی پیکسار
۰۴٫۲۷٫۸۹ - ۰۱:۵۴ق.ظ

در ماه فوریه گذشته، شایعاتی از اینسو و آنسو به گوش می رسید مبنی بر اینکه ” جان لستر John Lasseter “، مدیر بخش خلاقه ی پیکسار و کارگردان فیلمهای داستان اسباب بازی ۱و۲ ، زندگی یک حشره و ماشینها، بیشتر وقت خود را بجای اینکه در دفترش در کالیفرنیای جنوبی باشد، در استودیوی اصلی پیکسار در امری ویل Emmeryville سپری می کند. شایعات حاکی از این بودند که داستان ” ماشینهای ۲ ” با مشکلات بزرگی روبرو شده است و جان لستر به استودیوی پیکسار فراخوانده شده تا بتواند این مشکلات را حل کند. اینطور شنیده می شد که قرار شده جان لستر بعنوان دستیار کارگردان با براد لوئیس Brad Lewis ، کارگردان “ ماشینهای ۲ ” همکاری کند. اکنون این شایعات ظاهرا به حقیقت پیوسته اند و سایت Jim Hill اعلام کرده است که نام ” جان لستر” رسما بعنوان دستیار کارگردان در عنوان بندی قسمت دوم ماشینها قید خواهد شد.
فرا خوانده شدن جان لستر برای کمک به کارگردانی ” ماشینها ۲ ” لزوما بدین معنی نیست که این فیلم ، تا این لحظه فیلم بدی از آب درآمده! هریک از انیماتورهای پیکسار میتوانند قسم بخورند که هر فیلمی که تا کنون در این استودیو ساخته شده است، در زمانهایی با مشکلات بزرگ و ظاهرا غیر قابل حلی روبرو شده بوده است. این انیماتورها به شما خواهند گفت که راز غلبه کردن بر این مشکلات در کار فراوان ، بازبینی و دوباره کاری مداوم تا زمانی که نتیجه ی مطلوب بدست آید بوده است. در حقیقت ازجمله فیلمهایی که در زمان ساخت با مشکلات بزرگی روبرو شدند ” رتتویی Ratatouille ” و ” داستان اسباب بازی ۲ ” بودند :
” یان پینکاوا Jan Pinkava ” ، متولد جمهوری چک، نخستین تجربه ی نویسندگی و کارگردانیش در استودیوی پیکسار را با فیلم کوتاه مشهور و برنده ی جایزه ی اسکار، یعنی ” Geri’s Game ” آغاز کرد. او در فیلمهای ” زندگی یک حشره ” ، ” داستان اسباب بازی ۲ ” و “کمپانی هیولاها ” بعنوان انیماتور و طراح استوری بورد فعالیت کرد و سرانجام بعنوان کارگردان فیلم بلند “ رتتویی” منصوب شد. او به مدت پنج سال روی این پروژه کار کرد، ایده ی اصلی داستان ( موشی که آشپزی می کند)، طراحی صحنه ها و طراحی برخی از شخصیتهای اصلی نیز کار اوست. با تمام اینها، اینکه چه میزان از فیلم نهایی ماحصل کارگردانی اوست بعنوان یک سئوال باقی مانده است. چرا که در مقطعی از کار، براد برد Brad Bird به کار فراخوانده شد تا مشکلات پیش آمده را حل و فصل کند. او تمام داستان را با استفاده از همان فضا سازیها و کاراکترهای طراحی شده توسط ” یان پینکاوا” از اول بازنویسی کرد و تمام فیلم دچار تغییرات جدی و اصولی شد. بعنوان مثال در داستان اولیه ، بخش عمده ای از داستان در دخمه های زیر زمینی پاریس جریان داشت، اما در بازنویسی داستان توسط ” براد برد” ، قسمت اصلی داستان به روی زمین منتقل شد و درنهایت هم نام ” پینکاوا” تنها بعنوان نویسنده و دستیار کارگردان در عنوان بندی فیلم قید شد. علیرغم تمام این مشکلات سرانجام ” رتتویی” به نمایش درآمد، بیشترین نقد های مثبت در میان تمام فیلمهای تولید شده در آن سال را آز آن خود ساخت ، نامزد دریافت پنج اسکار شد و اسکار بهترین فیلم بلند انیمیشن را دریافت کرد.
چنین ماجرایی برای “ داستان اسباب بازی ۲ ” نیز پیش آمد. به ماجرای ” داستان اسباب بازی ۲ “ به نقل از ” ویکی پدیا” توجه کنید:
داستان اسباب بازی ۲ از ابتدا قرار نبود که برای نمایش در سینماها ساخته شود. دیزنی از پیکسار خواسته بود تا یک دنباله ی ۶۰ دقیقه ای از ” داستان اسباب بازی” ویژه ی توزیع در شبکه های خانگی تولید کنند. از آنجایی که تیم اصلی تولید کنندگان و انیماتورهای پیکسار دست اندرکار تولید ” زندگی یک حشره ” بودند، تیم دیگری برای تولید ” داستان اسباب بازی ۲ ” تشکیل شد و تولید آغاز گشت. اما پس از اینکه مدیران اجرایی دیزنی متوجه شدند که تصاویر طراحی شده بسیار تاثیرگذارتر از آنچه که تصور می کردند از آب در آمده اند، مصمم شدند تا ” داستان اسباب بازی ۲″ را ویژه ی نمایش در سینماها تولید کنند. پس از انجام مراحل مقدماتی کار و تولید نخستین ریلها، بسیاری از اعضای تیم از آنچه که می دیدند راضی نبودند. جان لستر که به تازگی از سفر اروپایی نمایش ” زندگی یک حشره” باز گشته بود نیز با دیدن استوری ریلها به این نتیجه رسید که اگر فیلم به این شیوه تولید شود، شکست خواهد خورد. مدیران پیکسار در ملاقاتی اضطراری با مدیران دیزنی به آنها گفتند که فیلم باید از ابتدا و مجددا ساخته شوداما مدیران دیزنی با این تصمیم مخالفت کردند و عنوان کردند که با توجه به زمان اعلام شده برای نمایش عمومی ” داستان اسباب بازی ۲″ ، وقت و زمان کافی برای ساخت مجدد فیلم از اول وجود ندارد. مدیران پیکسار که همچنان معتقد بودند که فیلم با این شرایط شکست خواهد خورد، از جان لستر خواستند تا کار را به دست بگیرد و فیلم را نجات دهد. جان لستر موافقت کرد و تیم خلاقه ی قسمت اول داستان اسباب بازی را بکار گرفت تا داستان فیلم را تا آنجا که میتوانند بازسازی کنند. در طول یک تعطیلی آخر هفته، کل فیلمنامه مجددا بازنویسی شد و تغییرات عمده ای در فیلمنامه اعمال شد. تا مهلت اعلام شده توسط دیزنی ( برای اتمام فیلم) تنها ۹ ماه باقی مانده بود در نتیجه برخی از انیماتورها دچار صدمات جدی ناشی از فشار کار برای اتمام به موقع کار شدند و همین موضوع مدیران پیکسار را برآن داشت تا در مورد فواصل و زمان بندی ما بین تولید دو فیلم متوالی بازنگری جدی کنند…
با توجه به موارد ذکر شده ، میتوان به این نتیجه رسید که دست کم برای استودیوی پیکسار، برخورد به مشکلات و تغییر کارگردانها نه بد و نه غیر معمول تلقی می شود. ایده ی اصلی ” ماشینها ۲ “ نخستین بار وقتی به ذهن جان لستر رسید که او در سفر دور دنیا برای معرفی قسمت اول همین فیلم بود. جان لستر به این ایده فکر کرد که کاراکترهای ” ماشینها” در برخورد با مکانهای متفاوت، کشورهای دیگر و ماشینهایی با ملیت های مختلف چه واکنشی از خود نشان خواهند داد؟ ” ماشینها ۲ ” با این ایده شروع می شود که تراکتور اسقاطی ” میتر Mater ” پاسپورتش را می گیرد و با ” مک کوئین“ جذاب راهی سفر دور دنیا می شود. همچنین گفته می شود که داستان ، شباهتهایی به فیلم “ شمال از نورث وست North by Northwest ( در ایران” شمال از شمال غربی) آلفرد هیچکاک دارد ، ” میتر” دچار بحران هویت می شود و هیچکس هویت اصلی او را باور نمی کند.
مترجم: مهبد بذرافشان
منبع : http://www.slashfilm.com


