پنج برتری "دریم ورکز" بر "پیکسار"
۰۱٫۱۷٫۸۹ - ۱۰:۴۱ق.ظ
پیکسار با “داستان اسباب بازی” قلمروی انیمیشن سه بعدی کامپیوتری را افتتاح کرد،اما دریم ورکز هم چندان از پیکسار عقب تر نبود. استودیو های انیمیشن دیگر به تناوب آمدند و رفتند،اما از نخستین روزهای پیدایش انیمیشن های دیجیتالی سه بعدی در دهه ی ۱۹۹۰ ،این دو استودیوی پیکسار و دریم ورکز بودند که شانه به شانه به پیش می رفتند و از همان نخستین روزها کسی تردیدی نداشت که پیکسار بهتر است. فیلمهای دریم ورکز ممکن است بسیار پولساز باشند، اما همه می دانند که پیکسار پادشاه قلمرو انیمیشن است. این موضوع ممکن است صحت داشته باشد، اما پیکسار در همه ی موارد برتر از دریم ورکز نیست. بیایید نگاهی بیندازیم به نکات قوت دریم ورکز نسبت به پیکسار.

هرچه بزرگتر، بهتر…
اگر ” باورنکردنیها The Incredibles ” را در نظر نگیریم، تقریبا در مابقی فیلمهای پیکسار یک مشخصه ی عمومی وجود دارد. در تمام این فیلمها، پیکسار به شیوه ای هنرمندانه، یک ایده ی بزرگ را تبدیل به داستانی جمع و جور و کوچک کرده است. در “وال-ئی” ، یک ماجرای عظیم فرا زمینی تبدیل به داستانی عاشقانه در مورد یک روبات کوچک شده است. داستان “رتتویی” تقریبا به تمامی در یک رستوران می گذرد و در ” داستان اسباب بازی” بیشتر ماجراها در یک اتاق خواب کوچک رخ می دهند. در “ماشینها” شخصیت اصلی از یک دنیای بزرگ و پر زرق و برق به یک شهرستان پرگرد و خاک و فراموش شده پرتاب می شود و نیموی ” در جستجوی نیمو” از بی کرانه ی اقیانوس راهی آکواریوم کوچک یک دندانپزشکی می شود. از سوی دیگر “دریم ورکز ” دقیقا برعکس عمل می کند. آنها یک ایده ی کوچک را تبدیل به داستانی بزرگ می کنند. در ” چگونه اژدهایتان را آموزش دهیدHow To Train Your Dragon ” ، دردسرهای یک پسربچه ی کوچک، تبدیل به ماجرایی عظیم در دنیایی پر از اژدها و جنگجویان وایکینگ و دریا نوردی و نبرد میشود. در ” آنسوی پرچین Over the Hedge ” مشکلات چند حیوان کوچک یک بیشه زار، تبدیل به دردسر بزرگی می شود که بخشی از یک شهر را درگیر می کند. در ” کونگ فو پاندا” کوهستانها و روستاها و اهالی این مکانها همه در گیر ماجرای پاندای چاق و تنبلی می شوند که می خواهد کونگ فو بیاموزد و در “ماداگاسکار” حیوانات یک باغ وحش به ماجراجویی در جزایر سبز و خرم ماداگاسکار و صحراهای وسیع افریقا کشیده می شوند. دریم ورکز متخصص ارائه ی حماسه ها و داستانها در ابعادی بزرگ و چشمگیر است و در این راه بدون شک پیکسار را پشت سر می گذارد.

یکی بود ، یکی نبود…
پیکسار هرگز نیم نگاهی به افسانه های پریان و قصه های رومانتیک و جادویی قدیمی نداشته و امورات مربوط به این داستانهای های قدیمی را بطور کامل در اختیار خواهر خوانده بزرگترش ( دیزنی) گذاشته! ممکن است دلیل این امر این باشد که پیکسار این داستانها را از ابتدا در حیطه ی عملکرد خودش قرار نداده و یا ممکن است به این دلیل باشد که دریم ورکز فورمولهای روایتگری افسانه های پریان را برای همیشه تغییر داده است! از زمانی که ” شرک” دنیای عجیب و غریب و ساختار شکن خودش را در سال ۲۰۰۱ به تماشاچیان معرفی کرد، “دریم ورکز” چنان مهر خود را بر دیواره ی قلعه های سنگی و شاهزاده های دلیر افسانه های پریان کوبید، که حتی دیزنی نیز ناچار به پیروی از فورمولهای دریم ورکز شد و در “طلسم شده Enchanted” داستانهای پریان را به طنز کشید. اگرچه که فیلمهای بعدی مجموعه “شرک” به تدریج دچار افت کیفی شدند، اما دریم ورکز از فورمولهای به کار گرفته شده در داستان “شرک”، در اکثر فیلمهای بعدی خود استفاده کرد و قهرمانانی غیر متعارف و نه چندان دوست داشتنی را روانه ی پرده سینما کرد که نهایتا به بزرگی و جلال دست میافتند. در داستان هیچیک از این فیلمها، معجزه ای به مفهوم واقعی کلمه رخ نمی دهد- مگر اینکه بخواهید به شهابهای فیلم “هیولاها علیه بیگانگان ” اشاره کنید- اما تمامی این فیلمها مروج همان خوشبینی و سخاوتی هستند که در” شرک” و کاراکترهای افسانه ای آن ، از راپونزل گرفته تا آدمکهای زنجبیلی، دیده میشدند. این فیلمها برای دریم ورکز اعتبار ویژه ای کسب کردند و معرف استودیویی شدند که اگرچه افسانه های پریان را تغییر داد و از بیخ و بن لرزاند، اما روح و جان کلام این افسانه ها را برای نسلهای بعدی نگاه داشت و حفظ کرد.

تعریف تازه ای از” ماجرا” …
“UP ” اشک شما را درآورد، قبول…این شاید بهترین مشخصه تمامی فیلمهای پیکسار باشد. فیلمهای پیکسار به این قصد ساخته میشوند تا بیشترین ارتباط احساسی و عاطفی را مابین شخصیتهایشان و تماشاچیان برقرار کنند. این درخشانترین شاخصه ی فیلمهای پیکسار است و باید اذعان کرد که فیلمهای دریم ورکز ، حتی بهترینهایشان نیز، هرگز نتوانسته اند به این حد و مرز برسند. در عوض، فیلمهای دریم ورکز شما را به نوع متفاوتی از ماجرا دعوت می کنند. فیلمهای پیکسار شما را به فکر فرو می برند، شما را به گریه می اندازند و یا شما را مجبور می کنند که گوشی تلفن را بردارید و به کسی ابراز عشق کنید، اما فیلمهای دریم ورکز قصد دارند کاری کنند که شما وزش باد را در میان موهایتان احساس کنید، و یا با ضربه های کونگ فوی یک خرس پاندا فریاد حیرت برآورید. فیلمهای دریم ورکز ماجراجویی خالص هستند. فیلمهای پیکسار ممکن است دست شما را بگیرند و شما را به یک دنیای غیر متعارف ببرند، اما فیلمهای دریم ورکز شما را بوسیله یک اتوبوس موشکی که بوسیله یک موجود بی شکل بنام باب هدایت می شود، به همان دنیای غیر متعارف پرتاب می کنند. فیلمهای دریم ورکز سریع و رام نشدنی هستند، آنها توقف نمیکنند تا نگاهی به اطراف بیندازند. هدف دریم ورکز همیشه این است که ورق را برگرداند و گام به درون ماجرای تازه ای بگذارد.

انیمیشن را عجیب، مفرح و غیر قابل پیشبینی حفظ کنید
وقتی که شما وارد دنیای پیکسار می شوید، وارد دنیایی سرشار از ظرافت، نرمی، تشخص ، جلا و کمال می شوید. فیلمهای دریم ورکز هرگز تا این حد جلا یافته نبوده اند، برعکس میتوان گفت این فیلمها تا حدی زمخت و درهم و برهم جلوه میکنند. شاید بتوان همین موضوع را دلیلی بر شکستهای چند فیلم در تاریخچه دریم ورکز دانست، اما میتوان همین زمختی و صیقل نیافتگی را پشتوانه ای بر برخی از خنده دار ترین ، سرگرم کننده ترین و غیرقابل پیشبینی ترین فیلمهای همین استودیو نیز دانست.در کدام استودیوی دیگری میتوانید داستانی در مورد یک پاندا ببینیدکه بی هیچ دلیل منطقی فرزند یک غاز است!و یا تا پیش از این چه کسی میتوانست یک خرس پاندای رزمی کار را تصور کند؟ زمانی که استودیوی دریم ورکز تصمیم به ساخت فیلمی به نام ” چگونه اژدهایتان را آموزش دهید” گرفت،به شخصیتهای آن نامهایی چون “سکسکهHiccup ” و ” دماغو Snotlout” داد. این نوع طنزهای عجیب غیر متعارف اما شیرین، همان نقطه قوتی است که در فیلمهای دریم ورکز ، از نخستین روزی که “شرک” باتلاقش را ترک کرد، در حال تکامل یافتن و شکل گرفتن بوده است. غافلگیری و نا متعارف بودن میتواند چندان هم خوب ارزیابی نشود، بخصوص اگر این غافلگیری ها از سوی استودیویی باشد که سابقه ای نسبتا بزرگ از اشتباهات و شکستها را در پرونده اش داشته است ، اما وقتی که فیلمی از دریم ورکز به موفقیت دست پیدا می کند- چنانچه بسیاری از فیلمهای اخیرش بسیار موفق بوده اند- حدس زدن غافلگیری بزرگ بعدی که از این استودیوی عجیب و غریب بیرون خواهد آمد بسیار لذت بخش خواهد بود.
البته همه می دانند که پانداها شلوار می پوشند!
حیوانات سخن گو، که زمانی از بنیادی ترین شاخصه های بسیاری از انیمیشنهای تحسین شده بودند، در سالهای اخیر به راحتی توسط پیکسار به کنار گذاشته شده اند. البته در ” رتتویی ” موشها حرف می زنند، اما فراموش نکنید که وقتی پیکسار حیوانات را به سخن گفتن وا می دارد، این کار را بسیار واقع گرایانه انجام می دهد. آنها دقت می کنند که حیواناتی که حرف میزنند، همچنان حیوان باقی بمانند. در “رتتویی” موشها حرف میزنند، اما بدون تردید آنها همچنان “موش” هستند، مثل موش فکر می کنند و مثل موش عمل می کنند.استودیوی دریم ورکز از سوی دیگر روشی خاص خود را دنبال میکند. آنها سبک و سیاق “هانا-باربرا” را برای حیوانات سخنگو در پیش گرفته اند( حیواناتی که اگر قادرند حرف بزنند، پس قادرند رانندگی کنند و کتاب بخوانند) و در این زمینه نیاز به هیچ دلیل و منطق خاصی هم وجود ندارد . چرا “پو PO ” باید یک پاندای تنبل و کونگ فو کار باشد؟ هیچ دلیلی لازم نیست بجز اینکه این میتواند یک ایده ی بامزه و سرگرم کننده باشد! هرگز فکر کرده بودید که یک ماهی می تواند اغواگر و فریبنده باشد؟ در “داستان کوسه” این اتفاق رخ داد. درحالیکه پیکساری ها تلاش داشتند تا به یک موش آشپزی بیاموزند، دریم ورکز مشغول ساختن پاندایی بود که آشپزی بلد است و حالا میخواهدکونگ فو بیاموزد. چنین ایده هایی گاهی اوقات موفق هستند و گاهی هم شکست می خورند، اما خوشبختانه ما در دنیایی زندگی می کنیم که جایی برای هردونوع این سلیقه ها وجود دارد.
منبع : http://www.cinemablend.com
مترجم : مهبد بذرافشان




سلام
تا به حال مطلبی تا این حد ریزبینانه راجع به تفاوت های این دو کمپانی بزرگ نخونده بودم!
فکر میکنم یکی از بر تری های دیگه ی دریم ورکز بر پیکسار اینه که دریم ورکز دپارتمان جلوه های ویژه هم داره و فیلمهای زیادی از جمله سوئینی تادٍ تیم برتن بزرگ(!) هم از کارهای این غول انیمیشنه!!
دوست عزیزم مهبد جان از اینکه شما مترجم قوی انیمیشن هستید شکی ندارم اما در برخی از مطالب نقدهایی تخصصی از انیمیشن می کنید که آدم را حیرت زده می کنید!!اگر این نقدهارا نیز ترجمه کرده اید لطفا بنویسید (من در امریکادر رشته هنرهای دیجیتال تحصیل کرده ام) و اگر نظر شخصی خودتان است باید بگویم اکثرا اشتباه می کنید.دوست عزیزم این مطلب را دوستانه گفتم و هیچگونه قصد بدی نداشتم امیدوارم انتقاد پذیر باشید
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰م, ۱۳۸۹ ۴:۱۱ ب.ظ:
دوست گرامی، اگر دقیقا به من میگفتید که منظورتان کدام بخش از مطالب است من میتوانستم پاسخ دقیقی به شما بدهم. من ۹۹% مطالبم را ترجمه کرده ام و بجز در مواردی که احساس کرده ام توضیح اضافه ای لازم است، یا باید در ترجمه به نفع نثر فارسی ( با حفظ و وفاداری به مفهوم اصلی) تغییراتی بدهم، هیچ گونه اظهار نظر شخصی نداشته ام. من همیشه و به دفعات از همه ی دوستان و اساتید محترم خواسته ام که اگر نظر تخصصی یا انتقادی دارند مطرح کنند و هیچ ادعایی هم در زمینه ی بی نقص بودن و بی غلط بودن مطالبم ندارم. اگر ادعایی داشته باشم تنها در این زمینه است که همیشه سعی کرده ام در ترجمه مطالبم صحت و درستی و وفادار بودن به اصل مطلب را حفظ کنم. در هر حال من در سه سال گذشته هیچ ( نقد تخصصی) شخصی از انیمیشن نداشته ام که نسبت به درستی یا نادرستی آن تعصب یا اصراری داشته باشم. در مورد صحت یا سقم ترجمه هایم نیز، از آنجاییکه همیشه لینک منابع را ذکر می کنم، کار مشکلی نیست که دوستان مقایسه ای به عمل بیاورند و ایرادات و اشتباهات مرا گوشزد کنند. امیدوارم که انتقادتان را با ذکر حداقل یکی دو نمونه از اشتباهاتم به من گوشزد کنید تا اگر پاسخی داشته باشم ارائه دهم. در هر حال از کامنت شما سپاسگذارم.
نوکرتم حالا یه بار گفتیم که اپ اشک مارو در اوورد
سلام
ممنون و سپاسگزارم به خاطر مطالب خوبتون
ولی با کلیت این مطلب موافق نیستم
مثلا همون جور که میشه گفت: “در جستجوی نیمو ما رو از بی کرانه ی اقیانوس راهی آکواریوم کوچک یک دندانپزشکی می شود”
میشه گفت: “در جستجوی نیمو ما رو از دنیایی کوچک و تکراری یه دهکده کوچک زیر آبی به بی کرانه ی آزاد و بی نهایت اقیانوس راهی میکنه”
((:
همیشه مطالب خوب todayanimation.com رو میخونم و استفاده میکنم
همیشه ممنون مهبد عزیز هستم.
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵م, ۱۳۸۹ ۱۲:۵۹ ق.ظ:
مخلص شما هستم هادی عزیز، یه کار شخصی هم با شما داشتم که تماس میگیرم باهاتون.
باااز هم ممنون به خاطر ترجمه های ارزشمندتوون
خیلی ریز بینانه بوود
واقعا همین طوره
ولی در داستان رتتویی به نظر من اون مووش باید یک مووش میموند
تا اشپزی کردنش باعث حیرت و برای بعضا حال به هم زن باشه
ولی در داستان پاندا موضوع فرق میکنه کنگفوی پاندا باعث حیرت نیست چیزی که مد نظره اینه که چطور یک پاندا با اون وضعیت ظاهری میتونه بجنگه در صورتی که در داستان رتتویی توانایی های یک حیوون مد نظره
و به عقیده شخصی من این نمیتونه یکی از توانایی های دیریم ورکز باشه
ازتون به خاطر زحماتتون تشکر میکنم ترجمه های شما بی نظیره
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵م, ۱۳۸۹ ۲:۲۷ ب.ظ:
از نظر شما و لطف شما ممنونم
ممنون مهبد جان
حالا بعد از این پست ۵ برتری دریم ورکز بر پیکسار کی ایشالا پست ۷۶۸۴۹۵۲۵۶۳۸۵۸۷ برتری پیکسار بر دریم ورکز رو میذاری؟
D:
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹ ۲:۱۸ ب.ظ:
D: ، میگن چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است …خیلی مخلصم آقا
سایتتون عالیه
با اجازه با ذکر منبع از بعضی مطالب سایت استفاده می کنم