مصاحبه ای با "مارک هن"، سرپرست انیماتورهای "شاهزاده خانم و قورباغه" – قسمت اول

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۰۱-۱۰-۱۳۸۸

۹

مارک هن Mark Henn بدون تردید امروز یکی از شاخص ترین انیماتورهای معاصر است. او سرپرست انیماتورها ی تمامی قهرمانان موءنث فیلمهای دیزنی در سالهای اخیر بوده است. شخصیتهایی چون: آریل( پری دریایی)، بل (دیو و دلبر)، جزمین( علاالدین)، پوکوهانتاس، مولان و بالاخره جیزل ( طلسم شده) و تیانا ( شاهزاده خانم و قورباغه). به بهانه ی اکران عمومی “ شاهزاده خانم و قورباغه“، سایت animatedviews مصاحبه ای با این هنرمند انجام داده است که به دلیل طولانی بودن، آنرا در چند قسمت متوالی ترجمه و منتشر می کنم.

***********************************************

چطور شد که تصمیم گرفتید انیماتور بشوید؟

-انیماتور شدن رویای دوران کودکی من بود. من در غرب میانه، در اوهایو بزرگ شدم و تمام دوران کودکیم را تحت تاثیر انیمیشنهای دیزنی بودم. همیشه در این رویا بودم که روزی بتوانم در استودیوی دیزنی یک انیماتور باشم.

آیا فیلم خاصی از میان فیلمهای دیزنی هست که بطور خاص به یاد داشته باشید؟

- به دو فیلم  بخصوص می توانم اشاره کنم. اول باید به “سیندرلا” اشاره کنم که مرا در دوران کودکی بسیار تحت تاثیر قرار داده بود، و بعد باید از Reluctant Dragon نام ببرم. فیلمی که در آن به پشت صحنه ی استودیو و کار انیماتورها پرداخته می شد.من صحنه ای از این فیلم را به یاد می آورم که در آن ” وارد کیمبال Ward Kimball ” در حال متحرک سازی یک صحنه ی مربوط به ” گوفی” بود . او یک دسته ی بزرگ کاغذ را برداشت و آنها را به سرعت ورق زد و ناگهان تصاویر گوفی بر روی این کاغذ ها جان گرفتند. از همان لحظه خوره ی انیمیشن به جان من افتاد و شروع زندگی حرفه ای من رقم خورد.

و از آن به بعد شما شروع کردید به آموختن “انیمیشن”. ممکن است بیشتر توضیح بدهید؟

- در سال ۱۹۷۸ و پس از اینکه من از “کال آرتز- انستیتوی هنر کالیفرنیا Cal Arts ” فارغ التحصیل شدم، بلافاصله در برنامه ی آموزشی “متحرک سازی” که در استودیوی دیزنی برگزار می شد ثبت نام کردم. در آن زمان این برنامه ی آموزشی تنها چهار سال بود که شروع شده بود و یک برنامه ی نوپا به شمار می آمد. هدف از این برنامه این بود که نسل جدیدی از انیماتورها  و هنرمندان مورد نیاز برای استودیو را تربیت کنند.

چه کسانی شما را تعلیم می دادند؟

- تمام اساتید من از هنرمندان قدیمی استودیوی دیزنی بودند. کسانی چون جک هانا Jack Hannah که کارگردان بسیاری از انیمیشن های کوتاه دانلد داک بود، کنت کانر Kenneth Connor که طراح لی اوت برجسته ای بود، تی. هی T. Hee ، طراح شخصیت برجسته و همچنین المر پلامبر Elmer Plumber و باب مک ری Bob McRay.  استاد طراحی ما ، بیل مور Bill Moore ، تنها فردی بود که از اعضای استودیوی دیزنی نبود. او مربی مدرسه ی هنر کوینارد Chouinard بود و چه در آن مدرسه و چه در استودیوی دیزنی بسیاری از انیماتورها را آموزش داده بود.

همکلاسی های شما چه کسانی بودند؟

- از همکلاسیهایم می توانم به مارک دیندال Mark Dindal ، جو رنفت Joe Ranft و تونی دو روزا Tony DeRosa ( که شخصیت نیلا Nala در شیر شاه را متحرک سازی کرد) اشاره کنم. اما از هنرجویانی که در کلاسهای بالاتر بودند میتوانم از جان لستر John Lasseter نام ببرم. وقتی که من سال اول آموزشم را شروع کردم، او هنرجوی سال چهارم بود. تیم برتون Tim Burton هم به مدت یکسال در این کلاسها آموزش دید و سپس توسط استودیو استخدام شد. افراد زیادی در این کلاسها بودند که حالا تبدیل به آدمهای سرشناسی شده اند.

از دیدگاه شما، هنر انیمیشن دقیقا چه مفهومی دارد؟

- سئوال خوبیست. از یک دیدگاه کلی میتوانم بگویم که یک فیلم انیمیشن چیزی نیست مگر ترکیبی از اجزایی منظم و متفاوت که بخوبی و تحت یک نظم خاص گرد هم آمده اند تا واحدی بنام یک فیلم انیمیشن را بسازند. اما اگر بخواهم چیزی بنام “هنر انیمیشن ” را تعریف کنم، باید بگویم که هنر انیمیشن عبارت است از ترکیبی از دو پدیده ی متفاوت هنر طراحی وهنر بازیگری! می توان هنر انیمیشن را هنر متحرکسازی نیز نامید. هنر جان بخشیدن و زنده کردن شخصیتهای غیر واقعی و اجسام غیر زنده به واسطه ی مهارت و توانایی انیماتورها و حس و روح بخشیدن به این شخصیتها ( در کنار حرکت دادن آنها) از طریق درک و شناخت هنری بنام بازیگری.

نخستین وظیفه ای که پس از استخدام شدن در استودیوی دیزنی به شما محول شد چه بود؟

-من برای نخستین بار بعنوان “میانه زن inbetweener” در فیلم “روباه و سگ شکاری The Fox and the Hound ” مشغول به کار شدم. در واقع من در اواخر پروژه و بعنوان عضوی از گروه گلن کین Glen Keane وارد تیم انیماتورها شدم. در آن زمان او در حال به پایان بردن سکانس مربوط به نبرد با خرس بود و ما با هم این سکانس را انجام دادیم. در اواخر این پروژه، همه سعی می کردند تا هر کاری را که در توان داشتند برای به پایان رسانیدن این فیلم انجام دهند، در نتیجه من هم در بخشهای متفاوتی مثل میانه زنی و یا حتی کمک به تیم جلوه های ویژه کار کردم. متحرکسازی تمام شده بود و کار بر روی جلوه های ویژه همچنان ادامه داشت.اما اگر بخواهم به نخستین پروژه ای که در آن من متحرکسازی یک شخصیت اصلی را بر عهده داشتم اشاره کنم، باید یگویم که این اتفاق در فیلم انیمیشن” سرود کریسمس میکی“  رخ داد. در آن پروژه من این شانس را داشتم که متحرک سازی شخصیت میکی ماوس را به دست بگیرم، کاراکتری که بدون تردید یکی از اصلی ترین و مهم ترین شخصیتهایی است که در استودیوی دیزنی خلق شده است.

متحرکسازی شخصیت میکی را چگونه توصیف می کنید؟

- این کار برای من بسیار طبیعی و عادی انجام شد. نمیتوانم بگویم که مرعوب شده بودم. خیلی راحت و عادی پایم را در کفش میکی فرو کردم و از پروژه ی ” سرود کریسمس میکی” لذت بردم. این پروژه بسیار هیجان انگیز بود. برای من، کار کردن بر روی شخصیت میکی بعنوان نخستین پروژه ی شغلی، فرصتی طلایی بود برای درخشیدن و نشان دادن تواناییهایم، در نتیجه من تمام تلاشم را به کار بستم تا بهترین کاری را که می توانم انجام دهم. من نه تنها میکی، بلکه گوفی، بخشهایی از نقش جیمینی جیرجیرک و تعدادی دیگر از کاراکتر ها را نیز متحرکسازی کردم. این یک فرصت استثنائی بود که بتوانم کارم را با این کاراکتر ها شروع کنم و در واقع از این پروژه بسیار لذت بردم.

آیا بازگشت و تحقیقی در زمینه ی کار انیماتورهایی که پیش از شما روی شخصیت میکی کار کرده بودند داشتید؟

- بله، شما می دانید که شخصیت و طراحی میکی در طی سالها، بارها تغییر کرد. ما بر روی نسخه های متفاوتی از شخصیت میکی تحقیق و بررسی کردیم وسعی داشتیم نسخه ای را برگزینیم که تصور می کردیم با کار ما هماهنگی و سنخیت بیشتری دارد. نهایتا من تعدادی از انیمیشنهایی  که فکر می کردم قوی ترین طراحی و متحرکسازی را از این شخصیت ارائه داده اند را انتخاب کردم و این انیمیشنها هم ماحصل کار انیماتورهایی چون فرد مور Freddy Moore، اولی جانستون Ollie Johnston و فرانک تامس Frank Thomas بودند. من از کار این اساتید الهام زیادی گرفتم اما باید اذعان کنم که کار با میکی را کاری سخت و دشوار ندیدم. شخصیت و کاراکتر او ، حداقل برای من، بسیار آسان و قابل درک بود و نقش ” باب کراچیت“( کارمند فقیر اسکروج در داستان سرود کریسمس) نیز کاملا برازنده ی شخصیت میکی بود.

وقتی که شما به بهترین انیمیشنهای میکی اشاره می کنید، آیا به یاد فیلمی چون ” خیاط کوچولوی شجاع The Brave Little Tailor ” نیز می افتید؟

- دقیقا، در این فیلم هرسه انیماتور معروف ” فرد مور، اولی جانستون و فرانک تامس ” متحرک سازی میکی را بر عهده داشتند. این فیلم یک انیمیشن کوتاه فوق العاده بود.

و پس از ” سرود کریسمس” ، نوبت به ” پاتیل سیاه Black Cauldron ” رسید؟

-بله، “ پاتیل سیاه” نخستین انیمیشن بلندی بود که من از ابتدا در ساخت آن نقش داشتم. خیلی هیجان انگیز بودو به نظرچالشی تازه می آمد… اما در انتها، وقتی که فیلم به اتمام رسید، من احساس کردم که این فیلم کمی زمخت و خام دستانه از کار در آمده است. در واقع من پس از مدتی دیگر مشارکتی در ساخت این فیلم نداشتم. تصور می کنم که در متحرکسازی حدود دویست فوت از فیلم را نقش داشتم. تولید این فیلم برای من همزمان هم تجربه ای خوب و هم تجربه ای تلخ بود.

کدام شخصیتهای فیلم را شما متحرکسازی کردید؟

- شخصیت فلودر flewddur نقال و بعضی از گورگی Gurgi ها را کار کردم. اما کارم را با کریپر Creeper ، نوکر پادشاه آغاز کردم.

پایان قسمت اول

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://animatedviews.com

دیدگاه‌ها (۹)

بسیار ممنون و متشکر

[پاسخ]

مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ دی ۲م, ۱۳۸۸ ۷:۱۰ ب.ظ:

خواهش می کنم دوست عزیز

[پاسخ]

that`s great ,thanks alot/ i`m looking forward to next part

[پاسخ]

مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۸۸ ۶:۳۹ ب.ظ:

سپاس فراوان و انشاالله به زودی…

[پاسخ]

آقا کارت خیلی درسته.

[پاسخ]

مهبد پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۸۸ ۶:۳۸ ب.ظ:

ممنونم علی آقا، کار شما هم عالیه،هروقت به وبلاگتون سر میزنم واقعا لذت می برم.

[پاسخ]

پر انرژی باشی مهبد جان
بسیار عالی مثل همیشه
منتظر قسمت بعدی هستم ;)

[پاسخ]

مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ دی ۵م, ۱۳۸۸ ۷:۴۳ ق.ظ:

قربانت هادی جان، شما هم موفق و پیرزو باشی همیشه .

[پاسخ]

مثل همیشه عالی بود جناب بذرافشان

فقط خیلی دوست داشتم بدونم کسانی که برای آموزش به استودیوی دیزنی میرفتند در چه سطحی بودند ؟

[پاسخ]

دیدگاه خود را بنویسید

free hit counter
hit counter