وس اندرسون و "آقای فاکس شگفت انگیز"
ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۷-۰۸-۱۳۸۸
۲

انیمیشن جدید ” آقای فاکس شگفت انگیز Fantastic Mr Fox” در نخستین اکران عمومی خود در امریکای شمالی ، با استقبال خوبی روبرو شد و بار دیگر نشان داد که دنیای انیمیشن میتواند بطور جدی روی فیلمهای “استاپ موشن” و موفقیت آنها حساب باز کند . از میان نقد های روزافزونی که این روزها در سایتهای مختلف بر این فیلم نوشته میشود( و تقریبا تمامی نقد ها هم مثبت هستند)، نقد نسبتا جامعی را از سایت animatedviews انتخاب کردم که با حذف بخشهایی از آن که بیشتر به صداپیشگان معروف فیلم و تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم آنها بر فروش فیلم می پرداخت، ما بقی را ترجمه کردم و شما را به خواندن آن دعوت می کنم. در مورد ترجمه ی نام فیلم نیز، من تصور می کنم که Mr Fox را بهتر است که یک اسم خاص تعبیر کنیم و مثلا نگوییم ” آقا روباهه ی شگفت انگیز” یا “روباه خارق العاده ” و از این دست…با اینحال اگر دوستان نظر دیگری دارند خوشحال می شوم مرا هم مطلع کنند.

علیرغم شایعات بسیاری که از اینسو و آنسو شنیده می شد و انیماتورها نیز بیش و کم به این شایعات دامن میزدند که وس اندرسون Wes Anderson تقریبا هرگز بر سر صحنه ی فیلمبرداری آخرین فیلمش، اقتباسی انیمیشنی( استاپ موشن) از کتاب آقای فاکس شگفت انگیز، حضور نداشته، با اینحال با توجه به نتیجه نهایی و آنچه که این روزها بر پرده سینماها در حال نمایش است، تردیدی وجود ندارد که این فیلم حاصل کار و خلاقیت کسی نیست مگر شخص وس اندرسون. خود وس اندرسون می گوید که او دوسال تولید این فیلم را “زندگی” کرده است. به استثنای طراحی شخصیتهای فیلم ، رد پا و نظارت اندرسون را میتوان در جایجای فیلم از جمله ضبط صدا، موسیقی، طراحی صحنه و ادیت فیلم مشاهده کرد.با نگاهی به سالهای نسبتا طولانی فعالیت، که منجر به تولید تعداد معدودی فیلم شده ( پانزده سال و شش فیلم)، نمی توان گفت که تمام فیلمهای وس اندرسون، فیلمهای شاخص و تاثیر گذاری بوده اند. نخستین فیلم او ، Bottle Rocket را نمیتوان فیلم خاصی دانست اما دومین فیلمش یعنی Rushmore را میتوان یک فیلم (وس اندرسونی) واقعی تلقی کردو با همین فیلم بود که بیل موری Bill Murray بالاخره بعنوان یک هنرپیشه قابل اعتنا شناخته شد. سومین فیلم اندرسن The Royal Tennenbaums، فیلم موفقی بود. این فیلم که داستان یک خانواده بزرگ با ماجراهایی پر پیچ و خم را روایت می کرد، با فیلمنامه ای قوی و متمرکز و همچنین مجموعه ای از هنرپیشگان درجه یک( از جمله جین هکمن Gene Hackman در یکی از بهترین نقشهایش) توانست با استقبال خوب مردم و منتقدین و همچنین فروش خوبی در گیشه روبرو شود. موضوع “خانواده” دستمایه ی چهارمین فیلم وس اندرسون یعنی The Life Aquatic With Steve Zissou نیز قرار گرفت. در این فیلم بیل موری در نقش یک مستند ساز ظاهر می شود که به نبرد با کوسه ای بر می خیزد که همکار فیلمبردارش را خورده است.صحنه های زیر دریای این فیلم به کمک موجوداتی که توسط هنری سلیک Henry Selick (کورالاین) خلق و بصورت استاپ موشن فیلمبرداری شده بودند، جلوه ای جذاب و دیدنی به فیلم دادند.زمانی که تهیه کنندگان برای ساخت فیلم ” آقای فاکس شگفت انگیز” به تصمیم نهایی رسیده بودند، هنری سلیک از شانس بیشتری برای کارگردانی این فیلم نسبت به وس اندرسون برخوردار بود. چرا که پیش از این هم سلیک فیلم انیمیشن ” جیمز و هلوی غول آسا ” را بصورت استاپ موشن کارگردانی کرده بود. اما از آنجایی که فیلمنامه ها ی ” آقای فاکس شگفت انگیز” و ” کورالاین” بصورت همزمان به دست سلیک رسیده بودند و از سوی دیگر وس اندرسون نیز اصرار زیادی بر ساخت و کارگردانی ” آقای فاکس شگفت انگیز” داشت، هنری سلیک میدان را برای وس اندرسون خالی کرد و خود به کارگردانی “کورالاین” با داستانی متفاوت تر و فضایی انتزاعی تر پرداخت.
برای ساخت فیلم “آقای فاکس شگفت انگیز”، وس اندرسون بر وسوسه ی ساخت فیلم بصورت دیجیتالی سه بعدی فائق آمد و تصمیم گرفت به پیشنهاد هنری سلیک، این فیلم را بصورت استاپ موشن بسازد. ساخت فیلم در استودیوی Three Mills در خارج از شهر لندن و تقریبا با همان گروهی که با تیم برتون در ساخت ” عروس مرده” همکاری کرده بودند آغاز شد. ساخته شدن فیلم در انگلستان و تیم انگلیسی سازنده فیلم، علیرغم حضور بازیگران وصدا پیشگان امریکایی چون جورج کلونی و مریل استریپ در نقش آقا و خانم فاکس ، بدون تردید به “آقای فاکس شگفت انگیز” حال و هوایی انگلیسی داده است.سر پرستی صدا پیشگان شخصیتهای منفی فیلم، شامل سه کشاورز خبیثی که قصد شکار آقای فاکس را دارند، بر عهده ی مایکل گمبن Michael Gambon ( پروفسور دامبلدور در مجموعه ی هری پاتر) گذاشته شده. او در این فیلم از لحن نرم و انعطاف پذیر صدایش در نقش پروفسور دامبلدور صرف نظر کرده و در نقش مردان بد و خبیث فرو رفته است.نقش زارع خبیث فیلم ” آقای فاکس شگفت انگیز” برای مایکل گمبن، بی شباهت به نقشهای اخیر او در فیلمهای Layer Cake و High Heels And Low Lifes نبوده است. گوناگونی و تعدد لهجه ها اثری منفی بر ماهیت فیلم نگذاشته است. درست همانگونه که در فیلمهای انیمیشنی چون “کتاب جنگل” یا “شیرشاه” لهجه های مختلف بخوبی و در کنار هم یک مجموعه واحد را میسازند ، در “آقای فاکس شگفت انگیز ” نیز تعدد لهجه ها فرا تر از نقش معرف مکانی خاص عمل می کنند و به راحتی داستان را به پیش می برند. در فضا سازی و خلق مکانها نیز سعی شده که بصورت فرا مکانی عمل شود، اگرچه که همانگونه که قبلا نیز اشاره شد، مجموعه ی آنچه که در فیلم دیده و شنیده می شود، بیننده را به یاد فضا های روستایی انگلیس می اندازد. در مجموع و صرف نظر از تفاوتهای داستانی، اگر قرار باشد که “آقای فاکس شگفت انگیز” را با فیلم انیمیشن دیگری مقایسه کنیم یا مشابه بدانیم، می توانیم به ” فرار از مرغدانی” استودیوی آردمن اشاره کنیم ، با این تفاوت که در اینجا بجای مل گیبسن در نقش خروس شجاع، جورج کلونی را در نقش روباه فریبکار داریم که دیالوگهایی به سبک جیمز کاگنی ( بازیگر کلاسیک امریکایی که بیشتر در نقش تبهکاران در فیلمهای گنگستری ظاهر می شد) به زبان می آورد.نکته قابل توجه در زمینه عملکرد صدا پیشگان این است که هیچ یک از این هنرپیشگان، نقش را از کاراکترها نمی دزدند! آنها واقعا در قالب کاراکترهای انیمیشن “جا افتاده اند” و بیننده با شنیدن صدای کاراکترها ، هرگز به یاد شخصی که صاحب این صداست نمی افتد.

از دیگر نکات قابل اشاره ی فیلم، ماهیت عروسکها، ساخت و پرداخت آنها و متحرکسازیشان است. در حالیکه متحرکسازیها و فیلمبرداری در نرم ترین و عالی ترین فرم ممکن صورت گرفته است، در کل فیلم و شکل و شمایل کاراکترها ، حال و هوای انیمیشن های ساخته شده در استودیو های کوچک خانگی اروپایی جاری است. لباسهای شخصیتها به وضوح بصورت دستی و توسط انیماتورها “موج” می خورند و تکانهای بوجود آمده در موی روباهها چنین القا می کند که گویی باد در میان موی بدن آنها می وزد. همین نکات به فیلم و بخصوص به فیگورها و حالات کاراکترهای انسانی، ظاهری با سبک خاص و بسیار طبیعی تر بخشیده است. حیوانات نیز با اینکه “لباس” به تن دارند و در “خانه” زندگی می کنند، با اینحال، هنوز به وضوح “حیوان” هستند. این حالتهای حیوانی بخصوص در هنگام غذا خوردن یا حرکات سریعتر، تشدید می شوند و حسی از تعلیق میان حیوان بودن یا حیوانی با خصوصیات انسانی بودن را در کاراکترها را بوجود می آورند.
حضور و قدرت نمایی وس اندرسون علاوه بر موارد فوق، در فضا سازی و جلوه های بصری فیلم نیز خود نمایی می کند. برخی از جلوه های بکار گرفته شده در فیلم نسبتا قدیمی و تکراری هستند. از این دسته میتوان به استفاده از کتاب در عنوان بندی فیلم و یا تصاویر نقاشی شده ای از صحنه های فیلم که تبدیل به صحنه های متحرک می شوند اشاره کرد. برخی دیگر از ایده های فیلم نو آورانه تر جلوه می کنند، مثلا نماهایی از بک گراند ها یا مکانهای مختلف که بصورت طولی برش خورده اند تا بینند بتواند بعنوان مثال صحنه های تونل زدن حیوانات در زیر زمین را ببیند. چنین نماهایی ممکن است در ظاهر عجیب جلوه کنند ، اما از جذابیتی ذاتی برخوردارند.
“آقای فاکس شگفت انگیز” بعنوان یک اقتباس سینمایی از یک اثر ادبی ( فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته ی رولد دال Roald Dahl ساخته شده)، بصورت اجتناب ناپذیری دستخوش تغییرات و دگرگونی هایی شده است، اما در عین حال کارگردان بخوبی توانسته جان کلام و عصاره ی داستان را حفظ کند. داستان در مورد روباهی است که به مرغدانی ها دستبرد می زند و خشم سه کشاورز محلی را بر می انگیزد، تا جایی که یکی از آنها تصمیم میگیرد که به هر نحو ممکن دم روباه غارتگر را بکند و از آن بعنوان کراوات استفاده کند! تصمیمی که حیوانات و انسانها را وارد یک جنگ تمام عیار می کند. صحنه های مربوط به نبرد و کشمکش میان دو گروه متخاصم بخش چشمگیری از فیلم را دربر می گیرند، با اینحال فیلم بخشهایی خودمانی تر و دلنشین تر نیز دارد. از جمله صحنه هایی که جنگل محل زندگی حیوانات را به نمایش می گذارند یا صحنه هایی که به روابط بین خانم و آقای فاکس می پردازند و یا صحنه ای که در آن آقای فاکس پی می برد که دیگر نمیتواند به شیوه ی سابق زندگی کند. ” آقای فاکس شگفت انگیز” فیلمی است که میتواند بسیاری از بینندگان را دچار نوعی سرگشتگی کند. از سویی این فیلم بدون تردید دارای تمام موءلفه های یک فیلم خوب تجاری و موفق در گیشه است و می تواند بیننده را به راحتی تا پایان با خود همراه کند، از سوی دیگر برخی از نوآوری های فیلم ممکن است برای بیننده ی عام بیش از حد خلاقانه و نوظهور باشند. این فیلم ، بدون شک فیلمی غیر قراردادی و رها از قید و بند های مرسوم است اما نبوغ وس اندرسون در این بوده است که ضمن وفادار بودن به ایده ها و آرمانهای شخصی خود، فیلمی جدا از بدنه ی سینمای روز و به تعبیری ضد گیشه نساخته و اگر بخواهیم زمزمه های اولیه ی منتقدین و تماشاچیان مبنی بر استاندارد بالای کیفی و کمی فیلم را جدی بگیریم، می توانیم امیدوار باشیم که ” آقای فاکس شگفت انگیز” می تواند کاندیدا یا حتی برنده ی شایسته ای برای اسکار بهترین فیلم انیمیشن امسال باشد.
“آقای فاکس شگفت انگیز” را میتواند به راستی یک فیلم ” وس اندرسونی ” دیگر دانست. این فیلم نمونه ی کاملی است برای اثبات این موضوع که چگونه یک انیمیشن متفاوت و دارای تمام موءلفه هایی که میتواند از آن یک فیلم/ انیمیشن مستقل بسازد ، می تواند با پشتیبانی و سرمایه ی یک استودیوی قدرتمند و بزرگ ساخته شود( طنز موضوع در این است که استودیوی فاکس قرن بیستم، فیلمی در باره ی یک روباه قرن بیستمی ساخته است!) . ” آقای فاکس شگفت انگیز “را از لحاظ ساختار و ژانر مستقل آن، می توان معادل انیمیشنی فیلم ” میس سان شاین کوچک Little Miss Sunshine” دانست. انیمیشنی متفاوت ، اما دیدنی و بیاد ماندنی.
ترجمه و تلخیص: مهبد بذرافشان
منبع : http://animatedviews.com



سلام
نقد خوبی بود
فقط یه کم از کارهای تکنیکی که انجام دادن بیشتر بگو
راستی لینک شمارو تو وبلاگم گزاشتم (یا شایدهم گذاشتم)
به هر حال اگر خواستی لینک ما رو هم تو وبلاگت بذار (شاید هم بزار)
[پاسخ]
مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ آبان ۳۰م, ۱۳۸۸ ۳:۱۵ ب.ظ:
دوست عزیز، از لطف شما ممنونم و شما رو لینک کردم. موفق باشید
[پاسخ]