۲۰ فیلم انیمیشن برتر تاریخ

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۳۰-۰۸-۱۳۸۸

۱۱

با نزدیک شدن به پایان دهه اول قرن بیست و یکم، بار دیگر تب انتخاب ” ترین” ها بالا گرفته و هر روز لیست انتخابی بهترینها و گاهی هم بدترینهای دنیای هنر را در سایتهای مختلف میبینیم. سایت اینترنتی مربوط به نشریه “ اینترتینمنت ویکلی Entertainment Weekly” نیز در همین راستا اقدام به انتشار لیستی از بهترین فیلمهای انیمیشن تاریخ به انتخاب منتقدین کرده است. لیست قابل تاملی است اگرچه که به نظر من مثلا “ غول آهنی” میتوانست جای بالاتری در جدول را به خودش اختصاص دهد و یا مثلا شاید هنوز برای قضاوت در مورد UP کمی زود باشد و به نظر شما جای فیلمهایی چون “ کابوس پیش از کریسمس“، ” فانتازیا” و یا “ در جستجوی نیمو” در این لیست خالی نیست؟

۲۰٫  GHOST IN THE SHELL (1995)

19. WALTZ WITH BASHIR (2008)

18. PINOCCHIO (1940)

17. KIKI’S DELIVERY SERVICE (1989)

16. SOUTH PARK: BIGGER, LONGER & UNCUT (1999)

15. THE IRON GIANT (1999)

14. AKIRA (1988)

13. CHICKEN RUN (2000)

12. THE TRIPLETS OF BELLEVILLE (2003)

11. DUMBO (1941)

10. CORALINE (2009)

9. BAMBI (1942)

8. TOY STORY 2 (1999)

7. THE INCREDIBLES (2004)

6. BEAUTY AND THE BEAST (1991)

5. PERSEPOLIS (2007)

4. THE LION KING (1994)

3. UP (2009)

2. SPIRITED AWAY (2001)

1. WALL·E (2008)

وس اندرسون و "آقای فاکس شگفت انگیز"

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۷-۰۸-۱۳۸۸

۲

انیمیشن جدید ” آقای فاکس شگفت انگیز Fantastic Mr Fox” در نخستین اکران عمومی خود در امریکای شمالی ، با استقبال خوبی  روبرو شد و بار دیگر نشان داد که دنیای انیمیشن میتواند بطور جدی روی فیلمهای “استاپ موشن” و موفقیت آنها حساب باز کند . از میان نقد های روزافزونی که این روزها در سایتهای مختلف بر این فیلم نوشته میشود( و تقریبا تمامی نقد ها هم مثبت هستند)، نقد نسبتا جامعی را از سایت animatedviews انتخاب کردم که با حذف بخشهایی از آن که بیشتر به صداپیشگان معروف فیلم و تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم آنها بر فروش فیلم می پرداخت، ما بقی را ترجمه کردم و شما را به خواندن آن دعوت می کنم. در مورد ترجمه ی نام فیلم نیز، من تصور می کنم که Mr Fox را بهتر است که یک اسم خاص تعبیر کنیم و مثلا نگوییم ” آقا روباهه ی شگفت انگیز” یا “روباه خارق العاده ” و از این دست…با اینحال اگر دوستان نظر دیگری دارند خوشحال می شوم مرا هم مطلع کنند.

علیرغم شایعات بسیاری که از اینسو و آنسو شنیده می شد و انیماتورها نیز بیش و کم به این شایعات دامن میزدند که وس اندرسون Wes Anderson تقریبا هرگز بر سر صحنه ی فیلمبرداری آخرین فیلمش، اقتباسی انیمیشنی( استاپ موشن) از کتاب آقای فاکس شگفت انگیز، حضور نداشته، با اینحال با توجه به نتیجه نهایی و آنچه که این روزها بر پرده سینماها در حال نمایش است، تردیدی وجود ندارد که این فیلم حاصل کار و خلاقیت کسی نیست مگر شخص وس اندرسون. خود وس اندرسون می گوید که او دوسال تولید این فیلم را “زندگی” کرده است. به استثنای طراحی شخصیتهای فیلم ، رد پا و نظارت اندرسون را میتوان در جایجای فیلم از جمله ضبط صدا، موسیقی، طراحی صحنه و ادیت فیلم مشاهده کرد.با نگاهی به  سالهای نسبتا طولانی فعالیت، که منجر به تولید تعداد معدودی فیلم شده ( پانزده سال و شش فیلم)، نمی توان گفت که تمام فیلمهای وس اندرسون، فیلمهای شاخص و تاثیر گذاری بوده اند. نخستین فیلم او ، Bottle Rocket را نمیتوان فیلم خاصی دانست اما دومین فیلمش یعنی Rushmore را میتوان یک فیلم (وس اندرسونی) واقعی تلقی کردو با همین فیلم بود که بیل موری Bill Murray بالاخره بعنوان یک هنرپیشه قابل اعتنا شناخته شد. سومین فیلم اندرسن  The Royal Tennenbaums، فیلم موفقی بود. این فیلم که داستان یک خانواده بزرگ با ماجراهایی پر پیچ و خم را روایت می کرد، با فیلمنامه ای قوی و متمرکز و همچنین مجموعه ای از هنرپیشگان درجه یک( از جمله جین هکمن Gene Hackman در یکی از بهترین نقشهایش) توانست با استقبال خوب مردم و  منتقدین و همچنین فروش خوبی در گیشه روبرو شود. موضوع “خانواده” دستمایه ی چهارمین فیلم  وس اندرسون یعنی The Life Aquatic With Steve Zissou نیز قرار گرفت. در این فیلم بیل موری در نقش یک مستند ساز ظاهر می شود که به نبرد با کوسه ای بر می خیزد که همکار فیلمبردارش را خورده است.صحنه های زیر دریای این فیلم به کمک موجوداتی که توسط هنری سلیک Henry Selick (کورالاین) خلق و بصورت استاپ موشن فیلمبرداری شده بودند، جلوه ای جذاب و دیدنی به فیلم دادند.زمانی که تهیه کنندگان برای ساخت فیلم ” آقای فاکس شگفت انگیز” به تصمیم نهایی رسیده بودند، هنری سلیک از شانس بیشتری برای کارگردانی این فیلم نسبت به وس اندرسون برخوردار بود. چرا که پیش از این هم سلیک فیلم انیمیشن ” جیمز و هلوی غول آسا ” را بصورت استاپ موشن کارگردانی کرده بود. اما از آنجایی که فیلمنامه ها ی ” آقای فاکس شگفت انگیز” و ” کورالاین” بصورت همزمان به دست سلیک رسیده بودند و از سوی دیگر وس اندرسون نیز اصرار زیادی بر ساخت و کارگردانی ” آقای فاکس شگفت انگیز” داشت، هنری سلیک میدان را برای وس اندرسون خالی کرد و خود به کارگردانی “کورالاین” با داستانی متفاوت تر و فضایی انتزاعی تر پرداخت.

برای ساخت فیلم “آقای فاکس شگفت انگیز”، وس اندرسون بر وسوسه ی ساخت  فیلم بصورت دیجیتالی سه بعدی فائق آمد و تصمیم گرفت به پیشنهاد هنری سلیک، این فیلم را بصورت استاپ موشن بسازد. ساخت فیلم در استودیوی Three Mills در خارج از شهر لندن و تقریبا با همان گروهی که با تیم برتون در ساخت ” عروس مرده” همکاری کرده بودند آغاز شد. ساخته شدن فیلم در انگلستان و تیم انگلیسی سازنده فیلم، علیرغم حضور بازیگران وصدا پیشگان امریکایی چون جورج کلونی و مریل استریپ در نقش آقا و خانم فاکس ، بدون تردید به “آقای فاکس شگفت انگیز” حال و هوایی انگلیسی داده است.سر پرستی صدا پیشگان شخصیتهای منفی فیلم، شامل سه کشاورز خبیثی که قصد شکار آقای فاکس را دارند، بر عهده ی مایکل گمبن Michael Gambon ( پروفسور دامبلدور در مجموعه ی هری پاتر) گذاشته شده. او در این فیلم از لحن نرم و انعطاف پذیر صدایش در نقش پروفسور دامبلدور صرف نظر کرده و در نقش مردان بد و خبیث فرو رفته است.نقش زارع خبیث فیلم ” آقای فاکس شگفت انگیز” برای مایکل گمبن، بی شباهت به نقشهای اخیر او در فیلمهای Layer Cake و High Heels And Low Lifes نبوده است. گوناگونی و تعدد لهجه ها  اثری منفی بر ماهیت فیلم نگذاشته است. درست همانگونه که در فیلمهای انیمیشنی چون “کتاب جنگل” یا “شیرشاه” لهجه های مختلف بخوبی و در کنار هم یک مجموعه واحد را میسازند ، در “آقای فاکس شگفت انگیز ” نیز تعدد لهجه ها فرا تر از نقش معرف مکانی خاص عمل می کنند و به راحتی داستان را به پیش می برند. در فضا سازی و خلق مکانها نیز سعی شده که بصورت فرا مکانی عمل شود، اگرچه که همانگونه که قبلا نیز اشاره شد، مجموعه ی آنچه که در فیلم دیده و شنیده می شود، بیننده را به یاد فضا های روستایی انگلیس می اندازد. در مجموع و صرف نظر از تفاوتهای داستانی، اگر قرار باشد که “آقای فاکس شگفت انگیز” را با فیلم انیمیشن دیگری مقایسه کنیم یا مشابه بدانیم، می توانیم به ” فرار از مرغدانی” استودیوی آردمن اشاره کنیم ، با این تفاوت که در اینجا بجای مل گیبسن در نقش خروس شجاع، جورج کلونی را در نقش روباه فریبکار داریم که دیالوگهایی به سبک جیمز کاگنی ( بازیگر کلاسیک امریکایی که بیشتر در نقش تبهکاران در فیلمهای گنگستری ظاهر می شد) به زبان می آورد.نکته قابل توجه در زمینه عملکرد صدا پیشگان این است که هیچ یک از این هنرپیشگان، نقش را از کاراکترها نمی دزدند! آنها واقعا در قالب کاراکترهای انیمیشن “جا افتاده اند” و بیننده با شنیدن صدای کاراکترها ، هرگز به یاد شخصی که صاحب این صداست نمی افتد.

از دیگر نکات قابل اشاره ی فیلم، ماهیت عروسکها، ساخت و پرداخت آنها و متحرکسازیشان است. در حالیکه متحرکسازیها و فیلمبرداری در نرم ترین و عالی ترین فرم ممکن صورت گرفته است، در کل فیلم و شکل و شمایل کاراکترها ، حال و هوای انیمیشن های ساخته شده در استودیو های کوچک خانگی اروپایی جاری است. لباسهای شخصیتها به وضوح بصورت دستی و توسط انیماتورها “موج” می خورند و تکانهای بوجود آمده در موی روباهها چنین القا می کند که گویی باد در میان موی بدن آنها می وزد. همین نکات به فیلم و بخصوص به فیگورها و حالات کاراکترهای انسانی، ظاهری با سبک خاص و بسیار طبیعی تر بخشیده است. حیوانات نیز با اینکه “لباس” به تن دارند و در “خانه” زندگی می کنند، با اینحال، هنوز به وضوح “حیوان” هستند. این حالتهای حیوانی بخصوص در هنگام غذا خوردن یا حرکات سریعتر، تشدید می شوند و حسی از تعلیق میان حیوان بودن یا حیوانی با خصوصیات انسانی بودن را در کاراکترها را بوجود می آورند.

حضور و قدرت نمایی وس اندرسون علاوه بر موارد فوق، در فضا سازی و جلوه های بصری فیلم نیز خود نمایی می کند. برخی از جلوه های بکار گرفته شده در فیلم نسبتا قدیمی و تکراری هستند. از این دسته میتوان به استفاده از کتاب در عنوان بندی فیلم و یا تصاویر نقاشی شده ای از صحنه های فیلم که تبدیل به صحنه های متحرک می شوند اشاره کرد. برخی دیگر از ایده های فیلم نو آورانه تر جلوه می کنند، مثلا نماهایی از بک گراند ها یا مکانهای مختلف که بصورت طولی برش خورده اند تا بینند بتواند بعنوان مثال صحنه های تونل زدن حیوانات در زیر زمین را ببیند. چنین نماهایی ممکن است در ظاهر عجیب جلوه کنند ، اما از جذابیتی ذاتی برخوردارند.

“آقای فاکس شگفت انگیز” بعنوان یک اقتباس سینمایی از یک اثر ادبی ( فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته ی  رولد دال Roald Dahl ساخته شده)، بصورت اجتناب ناپذیری دستخوش تغییرات و دگرگونی هایی شده است، اما در عین حال کارگردان بخوبی توانسته جان کلام و عصاره ی داستان را حفظ کند. داستان در مورد روباهی است که به مرغدانی ها دستبرد می زند و خشم سه کشاورز محلی را بر می انگیزد، تا جایی که یکی از آنها تصمیم میگیرد که به هر نحو ممکن دم روباه غارتگر را بکند و از آن بعنوان کراوات استفاده کند! تصمیمی که حیوانات و انسانها را وارد یک جنگ تمام عیار می کند. صحنه های مربوط به نبرد و کشمکش میان دو گروه متخاصم بخش چشمگیری از فیلم را دربر می گیرند، با اینحال فیلم بخشهایی خودمانی تر و دلنشین تر نیز دارد. از جمله صحنه هایی که جنگل محل زندگی حیوانات را به نمایش می گذارند یا صحنه هایی که به روابط بین خانم و آقای فاکس می پردازند و یا صحنه ای که در آن آقای فاکس پی می برد که دیگر نمیتواند به شیوه ی سابق زندگی کند. ” آقای فاکس شگفت انگیز”  فیلمی است که میتواند بسیاری از بینندگان را دچار نوعی سرگشتگی کند. از سویی این فیلم بدون تردید دارای تمام موءلفه های یک فیلم خوب تجاری و موفق در گیشه است و می تواند بیننده را به راحتی تا پایان با خود همراه کند، از سوی دیگر برخی از نوآوری های فیلم ممکن است برای بیننده ی عام بیش از حد خلاقانه و نوظهور باشند. این فیلم ، بدون شک فیلمی غیر قراردادی و رها از قید و بند های مرسوم است اما نبوغ وس اندرسون در این بوده است که ضمن وفادار بودن به ایده ها و آرمانهای شخصی خود، فیلمی جدا از بدنه ی سینمای روز و به تعبیری ضد گیشه نساخته و اگر بخواهیم زمزمه های اولیه ی منتقدین و تماشاچیان مبنی بر استاندارد بالای کیفی و کمی فیلم را جدی بگیریم، می توانیم امیدوار باشیم که ” آقای فاکس شگفت انگیز” می تواند کاندیدا یا حتی برنده ی شایسته ای برای اسکار بهترین فیلم انیمیشن امسال باشد.

“آقای فاکس شگفت انگیز” را میتواند به راستی یک فیلم ” وس اندرسونی ” دیگر دانست. این فیلم نمونه ی کاملی است برای اثبات این موضوع که چگونه  یک انیمیشن متفاوت و دارای تمام موءلفه هایی که میتواند از آن یک فیلم/ انیمیشن مستقل بسازد ، می تواند با پشتیبانی و سرمایه ی یک استودیوی قدرتمند و بزرگ ساخته شود( طنز موضوع در این است که استودیوی فاکس قرن بیستم، فیلمی در باره ی یک روباه قرن بیستمی ساخته است!) . ” آقای فاکس شگفت انگیز “را از لحاظ ساختار و ژانر مستقل آن، می توان معادل انیمیشنی فیلم ” میس سان شاین کوچک Little Miss Sunshineدانست. انیمیشنی متفاوت ، اما دیدنی و بیاد ماندنی.

ترجمه و تلخیص: مهبد بذرافشان

منبع : http://animatedviews.com


هنرمندان انیمیشن: هادی طبسی

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۱-۰۸-۱۳۸۸

۰

هنرمندان انیمیشن با هادی طبسی به روز شد.

http://artists.todayanimation.com

مصاحبه ای با رابرت زمه کیس در رابطه با " سرود کریسمس"

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۰-۰۸-۱۳۸۸

۳

سرود کریسمس A Christmas Carol، نوشته ی چارلز دیکنز Charles Dickens، یکی از به یاد ماندنی ترین و محبوب ترین آثار در ادبیات انگلیس است. این داستان که در سال ۱۸۴۳ برای نخستین مرتبه چاپ شد، داستان پیرمرد خسیسی بنام اسکروج Scrooge را روایت می کند که در تعطیلات کریسمس، توسط سه شبح به حقایقی تلخ در مورد زندگی خودش پی میبرد. این داستان از چنان جذابیتهای روایی و تصویری برخوردار است که تا کنون بارها به شیوه های مختلف بر صفحه تلوزیون، صحنه ی تئاتر یا پرده ی سینما به نمایش در آمده است. آخرین نسخه ی سینمایی از این اثر، محصولی است از کمپانی دیزنی و به کارگردانی رابرت زمه کیس Robert Zemeckis، کار گردانی که هم اینک او را به عنوان پیشتاز در استفاده از جلوه های ویژه می شناسند. اما برای رابرت زمه کیس، نسخه سینمایی او از کتاب ” سرود کریسمس” بیش از آنکه محلی برای به نمایش در آوردن آخرین پدیده های تکنولوژیک باشد، ارائه ای جدید و دیدنی از یک داستان قدیمی و محبوب است. توجه شما را به خواندن مصاحبه ی کوتاهی با او در مورد فیلمش جلب می کنم:

سرود کریسمس نخستین بار در حدود صد و هفتاد سال پیش منتشر شد،دلیل محبوبیت این داستان در آن زمان را چه می دانید و چرا فکر می کنید که این داستان امروز هم میتواند با مخاطبین ارتباط برقرار کند؟

-زمانی که من برای نخستین مرتبه سرود کریسمس را خواندم خیلی جوان بودم و چیزی که من را تحت تاثیر قرار داد نحوه عبور از از زمان ( سفر به گذشته و آینده) ، همچنین شکل و شمایل اشباح  و تعلیق در این داستان بود. اما علاوه بر تمام اینها، سرود کریسمس داستانی انسانی و بسیار زیبا در مورد رستگاریست و چنین موضوعی بدون تردید یک تعبیر جهانی و ابدی است. مطمئنا این داستان امروز هم حرفی برای گفتن به ما دارد.

قبلا نسخه های متعدد( سینمایی، تلوزیونی، انیمیشن و تئاتری) از این داستان به تصویر کشیده شده، چه چیزی باعث شد که شما فکر کنید که هنوز جایی برای ساخت یک نسخه ی دیگر وجود دارد؟

- فقط به یک دلیل! به باور من ، یک داستان را میتوان بارها و بارها  به شیوه های مختلف روایت کرد. به نظر من آنچه که امروز را زمان مناسبی برای ساخت مجدد این فیلم میساخت این بود که ما تا به امروز واقعا ابزار های سینمایی مناسب برای به تصویر کشیدن صحنه های این داستان، آنگونه که نوشته شده است را در اختیار نداشتیم. بسیار هیجان انگیز است که ببینیم تخیلات و فضا سازی های چارلز دیکنز تا چه حد سینمایی و تصویری بوده اند، اگرچه که او ” سرود کریسمس” را سالها پیش از اختراع سینما نوشته بود.بعنوان مثال در تقریبا تمام نسخه های سینمایی که از این داستان ساخته شده اند، ” شبح کریسمس گذشته” بصورت بانویی که لباس سفید عروسی پوشیده و سرش توسط پارچه ای پوشانیده شده به تصویر کشیده شده است، درصورتی که آنچه که چارلز دیکنز در کتابش روایت کرده، شبحی است که جریانی از نور سفید رنگ از سرش شعله می کشد. چیزی که من را بسیار هیجان زده کرده بود این بود که ما اکنون ابزار های لازم را در اختیار داریم تا بتوانیم تمام تخیلات و تصاویر اعجاب انگیز ذهنی دیکنز را همانگونه که او نوشته بودبه نمایش درآوریم.

آیا جیم کری نخستین انتخاب شما برای ایفای نقش ” اسکروج” بود؟

- کاملا،من اطمینان داشتم که جیم کری یک هنرپیشه ی بی عیب و نقص است و چنان کمال گراست که به تمام زوایای شخصیتی کاراکتر اسکروج بهتر از هر هنرپیشه ی دیگری دست خواهد یافت.وقتی که جیم کری بازی میکند، صرفا جملات را بیان نمی کند، صرفا لهجه ها را تقلید نمی کند، او با تمام بدنش و تمام عضلات و ماهیچه هایش حرکت می کند و جانمایه ی کاراکتر را به نمایش می گذارد. او واقعا به اندازه ی اسکروج باشکوه و دیدنی است.

آیا او در نقش شخصیتهای دیگر فیلم نیز بازی کرد؟

- بله، او در نقش هر سه شبخ فیلم یعنی شبح کریسمس گذشته، کریسمس امسال و کریسمس سال بعد نیز ظاهر شد.برخی دیگر از هنرپیشه ها نیز در چند نقش ظاهر شدند.باب هاسکینز در دو نقش متفاوت ظاهر شد و گری اولدمن نیز در نقشهای  روح مارلی( شریک سابق اسکروج)، رابرت کراچیت(کارمند اسکروج) و همچنین تیم، پسر رابرت کراچیت ظاهر شد.ما گروه درخشانی از هنرپیشه ها را در اختیار داشتیم . کسانی مثل رابین رایت پن و کالین فرث.

بعنوان یک امریکایی آیا شما هرگز نگران نبودید که از عهده بازسازی یک اثر محبوب و کلاسیک انگلیسی برخواهید آمد یا خیر؟

- ما دقت و تاکید بسیاری داشتیم که تمام اجزای فیلم با صحت زیاد به حال و هوای اثر وفادار بمانند. در گروه ما افراد  و متخصصین زیادی بودند که از انگلیس به ما پیوسته بودندو در تمام مدت روزهای فیلمبرداری بر همه چیز نظارت داشتند.اما به این نکته نیز توجه داشته باشید که ما کارگردانان انگلیسی زیادی هم داریم که دائما در رابطه با امریکا و امریکاییها فیلم می سازند و دیدگاههای جالبی دارند که یک کارگردان امریکایی فاقد آن است. من فکر می کنم که هر دو روش میتواند کارآمد باشد.

بیایید در مورد این موضوع صحبت کنبم که فیلم بصورت سه بعدی فیلمبرداری شد، توضیحی می دهید؟

وقتی که فیلمبرداری بصورت سه بعدی با دقت و بخوبی انجام شود، بیننده در هنگام تماشای فیلم احساس می کند که در درون فیلم جای دارد. اما بگذارید اضافه کنم که موشن کپچر نیز به ساخت فیلم کمک زیادی کرد.به کمک این تکنولوژی و بازی هنرپیشگان، فیلم دیدنی تر و جذابتر خواهد بود.نکته ی دیگر اینکه از آنجاییکه بسیاری از بخشهای فیلم بصورت دیجیتالی ساخته شد،شما میتوانید شهر لندن را بصورتی در فیلم ببینید که با فیلمبرداری در مکانهای واقعی چنین چیزی امکان نداشت. چرا که لندنی که دیکنز می شناخت و در کتابهایش از آن سخن می گفت دیگر عملا وجود ندارد.

آیا ایجاد توازن مابین گسترده تر کردن دستاورد های تکنولوژیک در ساخت فیلمها و تعریف ساده و سرراست داستان در قالب یک فیلم مشکل نیست؟

- سینما همواره ترکیبی از هنر و تکنولوژی بوده است. یک نمای کلوزآپ ساده در نوع خود یک نوع جلوه ی ویژه است.صدا هنوز هم یک پدیده ی اعجاب آور است اما هیچکس در هنگام تماشای فیلم به چگونگی ورود صدا به تصاویر فکر نمی کند. خیلی زود پدیده ی سینمای سه بعدی و سایر امور تکنولوژیکی که امروز به نظر خارق العاده می آیند نیز همانند صدا به یک پدیده ی عادی تبدیل خواهند شد.دیگر کسی از برجسته بودن تصاویر متحیر نخواهد شد و همه دوباره درگیر داستان فیلم می شوند. تکنولوژی باید در خدمت بیان بهتر داستان فیلم باشد و نه چیز دیگر ، اما چیزی که در مورد داستان ” سرود کریسمس” اعجاب انگیز است این است که وقتی  شما این داستان را می خوانید درک می کنید که گویی چارلز دیکنز ” سرود کریسمس” را به قصد “فیلم شدن” نوشته است! همانطور که قبلا هم گفتم این داستان بسیار تصویری و بسیار سینمایی نوشته شده است و من دوست داشتم تا از آخرین و جدید ترین امکانات تکنولوژیک استفاده کنم تا بتوانم سرود کریسمس را همانگونه بسازم که در ذهن و فکر دیکنز شکل گرفته بوده.

پس در نهایت هنوز هم داستان حرف نخست را می زند؟

بله، و خوشبختانه “سرود کریسمس” یک داستان فوق العاده است. داستان مردی که در زمان زنده بودنش فرصت پیدا می کند تا گذشته و آینده اش را ببیند…ما با چنین داستانی همراه می شویم.

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع : http://animatedviews.com

44001497_p

اینترنت ما و "زیتون" آنها

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۱۳-۰۸-۱۳۸۸

۱۲

۱۰ روزی میشود که من و تعداد زیادی از کاربران بی نوای اینترنت در این مرز پرگهر مورد لطف و مرحمت بی شائبه ی شرکت مخابرات و همچنین ISP محترم قرار گرفته ایم و فعلا و تا اطلاع ثانوی (که میتواند تا صبح قیامت ادامه داشته باشد) اینترنتمان قطع شده است. شرکت بسیار بسیار محترم مخابرات دست اندرکار امر خطیر و خارق العاده ای بنام ” کابل برگردان- که من واقعا نمیدانم چیست؟”  شده است و در نتیجه خطوط تلفن و اینترنت ما قطع، و حتی بعد از وصل مجدد ارتباط تلفن نیز خبری از اتصال اینترنت نشده است! با ISP عزیز که تماس میگیریم، می گویند : به ما چه؟ مگر ما قطع کرده ایم که حالا وصلش کنیم! با شرکت مخابرات ( این شرکت مخابرات را خودتان در ذهن مبارک از لحاظ عریض و طویل بودن تجسم بفرمایید ) که تماس میگیریم، میگویند: بزودی، صبر بفرمایید، همین روزها، تا آخر این هفته، معلوم نیست، نمیدانیم، هان؟ بله؟ گوشی لطفا، بیییییییییییییب ب ب ب ب……. وقتی از هرکدام از این دو ارگان عزیز و محترم در مورد شارژ ماهیانه ی ۲۷ هزار تومانی ناقابلی که بابت این پدیده ی فعلا نامرئی پرداخت می کنیم می پرسیم، جواب ISP دوباره همان ” به ما ربطی ندارد، مگه ما قطعش کرده ایم؟ ” معروف است و جواب مخابرات؟ …آخرین جواب کوبنده و محیر العقولی که گرفتم این بود :” پولی که نمیتونیم پس بدیم، اما عوضش کلی امکانات به خطتون اضافه میشه”…  آخ که الهی درد و بلای این ” کلی امکانات” بخورد توی سر من که انقدر متوقع و زبان نفهم هستم و چه توقعات شرم آوری دارم از این جماعت زحمت کش و امکانات اضافه کن! یکی نیست به من بگوید که اولا اینترنت صرفا یک جور لطف و محبت و بنده نوازی است که از طرف دولت به امثال ما مرفهین بی درد بذل و بخشش می شود و هروقت دلشان بخواهد ” تا اطلاع ثانوی” قطعش می کنند، ثانیا خیلی که از بی اینترنتی ناراحت میشوی، برو یکی از این کارتهای دایل آپ بخر و با اینترنت مرده ی منجمد سنگ شده اش حال کن تا چشمت چهار تا بشه و قدر عافیت را بدانی…مگه تا ۱۰ -۱۲ سال پیش که اینترنتی در کار نبود، چیکار می کردی؟واقعا که چه توقعاتی داریم ما جماعت بی غم…فعلا با همین اینترنت منجمد دایل آپ خبر کوتاهی را پست می کنم ، تا اطلاع ثانوی!!!

zeitounAB

جاناتان دم Jonathan Demme ، کارگردان مشهور برنده ی جایزه اسکار و سازنده ی فیلم به یاد ماندنی ” سکوت بره ها” تصمیم به ساختن یک فیلم بلند انیمیشن بر اساس رمان پرفروشی بنام ” زیتون Zeitoun ” ، نوشته ی “دیو اگرز Dave Eggers ” دارد. بر اساس گزارش سایت اینترنتی مجله ی ” نیوزویک” ، جاناتان دم در یک مصاحبه ی تلفنی در رابطه با این تصمیم گفته است که بعد از دیدن تصویر روی جلد کتاب که اثری است از  تصویر گری بنام ریچل سامپتر Rachell Sumpter ، با خود اندیشدیده است که چرا فیلمی بر اساس تجربیات قهرمان این کتاب یعنی ” عبدالرحمان زیتون” و تمام مردم شهر ” نیواورلینز” نسازد؟

” من به جلد کتاب خیره شده بودم ، همانطورکه می بینید تصویر روی جلد یک طراحی عالی از مردی است که سوار بر قایقش در میان خیابانهای به زیر آب فرو رفته ی “نیو اورلینز” در حال پارو زدن است. و ناگهان با خودم فکر کردم که باید فیلمی بر اساس این داستان و این تصویر بسازم”

کتاب زیتون داستان مرد امریکایی سوریه ای تباری بنام “عبدالرحمن زیتون ” را روایت می کند که در جریان طوفان ویرانگر ” کاترینا” که تقریبا تمام شهر نیواورلینز را به زیر آب فرو برد ، تصمیم میگیرد که بجای اینکه مثل اغلب مردم شهر را ترک کند، در شهر باقی بماند و خانه ، شغل و همشهریانش را نجات دهد. او سوار بر قایقش در خیابانهای شهر پارو می زند و به مردمی که در میان سیلاب گیر افتاده اند کمک می کند.

جاناتان دم می گوید که او در ماه جولای و تقریبا بلافاصله پس از انتشار کتاب، آنرا خوانده است. او می گوید که کتاب را پسرش ” بروکلین” که اثر قبلی ” دیو اگرز” بنام ” What Is The What ” را خوانده بود به او معرفی کرده است :

” پسرم گفت ‘ پدر تو باید این کتاب را بخوانی، این کتاب زندگی من را متحول کرد’ ، منهم کتاب را خواندم و باید بگویم که زندگی من نیز متحول شد”

جاناتان دم چندین ماه متوالی پس از طوفان را در “نیو اورلینز” و در جریان روند بازسازی این شهر گذرانده بود. او در این مدت مجموعه ی مستندی را در همین رابطه بنام Right to Return: New Home Movies from the Lower 9th Ward ساخته بود و اطلاعات کافی در مورد طوفان و حال و هوای ” نیو اورلینز” در اختیار داشت. پس از خواندن کتاب ” زیتون” ، جاناتان دم نامه ای به ” دیو اگرز” مینویسد و می گوید که بسیار مجذوب داستان فیلم شده است و علاقمند است تا فیلمی بر اساس آن بسازد و نهایتا موفق به اخذ اجازه از نویسنده کتاب می شود.هنوز اطلاعات چندانی در مورد ساخت و ساز این فیلم انیمیشن منتشر نشده است ، اما جاناتان دم گفته است که تیم تهیه کنندگان فیلم احتمالا شامل تهیه کنندگان آثار قبلی او از جمله ایلونا هرزبرگ، اد ساکسون و مارک پلت خواهد بود و نویسنده ی فیلمنامه هم دانیل پاین است که قبلا فیلمنامه ی فیلم ” کاندیدای منچوری” را نوشته بود. جاناتان دم همچنین گفته است که او عمیقا در جستجوی بهترین تکنیک ساخت برای این فیلم انیمیشن است اما آنچه که مسلم است این است که علاقه ی شخصی او به انیمیشنهای کلاسیک و ” دستی ” است و احتمال ساخت این فیلم با استفاده از نرم افزار های فلش و افتر افکتز زیاد است. موسیقی فیلم را هم  “دانلد هریسون Donald Harrison ” جازیست ساکن نیو اورلینز و همچنین آهنگساز فلسطینی تبار “ظفر طویل Zafer Tawil” با همکاری یکدیگر خواهند ساخت.

ترجمه و تلخیص: مهبد بذرافشان

منبع : http://artsbeat.blogs.nytimes.com

free hit counter
hit counter