کانسپتهایی "از شاهزاده خانم و قورباغه"
ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۸-۰۷-۱۳۸۸
۱۰
همین…










همین…











در جریان تولید فیلم “داستان اسباب بازی ۱“، و علیرغم تمام مشکلات موجود، استودیوی پیکسار تصمیم داشت تا بخش تولید فیلمهایی تبلیغاتی خود را همچنان فعال نگاه دارد. از آنجاییکه هنوز مشخص نبود که میزان موفقیت نخستین فیلم بلند سه بعدی استودیوی پیکسار تا چه حد خواهد بود، اد کتمول عقیده داشت که بهتر است با فعال نگاه داشتن بخش تولیدات تبلیغاتی، کمکی به امور مالی استودیو بشود. در همین ایام بود که جان پینکاوا بعنوان مدیر بخش تولیدات تبلیغاتی استودیو استخدام شد. جان پینکاوا یکی از بزرگترین طرفداران فیلمهای کوتاه استودیوی پیکسار بود و یکی از بزرگترین اهداف و آرزوهایش این بود که بتواند فیلم کوتاهی را در استودیوی پیکسار بسازد. به همین دلیل او تقریبا بلافاصله پس از ورود به پیکسار به مدیران ارشد استودیو گفت که آنها میتوانند در فاصله ی بین تولید دو فیلم بلند، یک فیلم کوتاه نیز در بخش تولیدات تبلیغاتی بسازند. در واقع اگر مدیران استودیو با تولید مجدد فیلمهای کوتاه- که با آغاز تولید “داستان اسباب بازی” متوقف شده بود- موافقت می کردند، این را صرفا می شد یک رویکرد و دیدگاه هنرمندانه به شمار آورد وگرنه تقریبا همه در استودیو میدانستند که تولید فیلمهای کوتاه هیچگونه سود اقتصادی در پی نخواهد داشت. با تولید موفقیت آمیزدومین فیلم بلند استودیو، اینطور به نظر می آمد که میتوان به راحتی از تولید فیلمهای کوتاه صرف نظر کرد. اما اد کتمول اکنون تاکید و اصرار بیشتری بر تولید فیلمهای کوتاه داشت. به عقیده او تولید فیلمهای کوتاه ارتباط استودیوی پیکسار با دنیای بزرگ انیمیشن را مستحکم تر و جدی تر می کردند. پیکسار اکنون در دنیای انیمیشن نام شناخته شده ای بود، اما فیلمهای کوتاه میتوانستند راهگشای حضور پیکسار در جشنواره های متعددی ( از جمله جشنواره ی انسی ) باشند و هنر و امکانات این استودیو را بیشتر معرفی کنند. بعلاوه تولید فیلمهای کوتاه به استودیوی پیکسار این امکان را می داد که بدون به خطر انداختن سرمایه ای کلان، تکنولوژی های تازه و ایده های جدید را تجربه کند و گامهای بلندی رو به جلو بردارد.
بالاخره جان پینکاوا فرصتی که همیشه در جستجویش بود را بدست آورد. او به سمت کارگردانی نخستین فیلم کوتاه از نسل دوم فیلم های کوتاه استودیوی پیکسار برگزیده شد. تنها نکته ی نگران کننده ی ماجرا این بود که شخصیت اصلی داستان یک “انسان” بود! این موضوع کمی جان پینکاوا را کمی متزلزل کرده بود. او پیش از این دهها داستان مختلف را به استودیو پیشنهاد داده بود، اما هیچیک از این داستانها بر اساس یک شخصیت انسانی پایه گذاری نشده بودند. علیرغم تمام این مسائل، پینکاوا هنوز بهترین گزینه برای کارگردانی فیلم کوتاه تازه ی استودیو به شمار می آمد. او که از بچگی بطور جدی هنر انیمیشن را پیگیری کرده بود، در سال ۱۹۷۹ موفق شده بود با ساخت یک انیمیشن کوتاه جایزه ی نخست رقابت بین فیلمسازان جوان را از آن خود کند. فیلم انیمیشنی که او ساخته بود بعدها در تلوزیون بی بی سی نیز به نمایش در آمد. نکته ی دیگری که پینکاوا را فرد مناسبی برای تولید یک فیلم کوتاه در استودیوی پیکسار می ساخت، علاقه و گرایش او به کامپیوتر و برنامه نویسی بود. او در دانشگاه در رشته ی کامپیوتر تحصیل کرده بود و موفق به اخذ دکترا در همین زمینه شده بود. همین دانش و آگاهی او در زمینه کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری بود که او را قادر ساخت تا وارد چالش بزرگی شود که عبارت بود از ساخت انیمیشن ” Geri’s Game “.

پینکاوا چند سناریوی مختلف برای ساخت این فیلم در نظر داشت. یکی از این سناریو ها داستان پیرمردی را روایت می کرد که با آسانسور آپارتمانش بازی می کند. داستان دوم در مورد پیرمردی بود که با یک اردک پرخور که قصد دارد نهار او را بدزدد درگیر می شود و بالاخره سومین سناریو در مورد پیرمردی بود که با خودش شطرنج بازی می کند. پینکاوا ایده ی داستان سوم را از پدر بزرگ خودش گرفته بود که عادت داشت با خودش شطرنج بازی کند. نکته ی جالب توجه در این سناریو نشان دادن یک شخصیت واحد در دو نقش متفاوت بود. طراحی شخصیت پیرمرد با الهام از کارهای انیماتور معروف چک، یری ترنکا Jiří Trnka انجام شد. یری ترنکا که در سال ۱۹۶۳ در جمهوری چک متولد شد، با فیلمهای عروسکی ، طراحیها و کتابهای کودکی که تصویر گری کرده است ، الهام بخش بسیاری از طراحان و انیماتورها در سراسر جهان بوده است. پینکاوا علاوه بر آثار ترنکا، برای خلق شخصیت پیرمردبه بررسی آثار هنرمندانی چون رودن، دگا و دومیه نیز پرداخت. در همین زمان دو تحول عمده ی تکنولوژیک نیز به کمک خلق داستان ” Geri’s Game ” آمد. نخستین نوآوری عبارت بود از تکنولوژی جدیدی که سازندگان کاراکتر پیرمرد را قادر می ساخت تا به پوست او حالت پلاستیکی و شل و آویزانی که مشخصه ی پوست افراد مسن است را بدهند و همزمان حالت کاریکاتوری و کارتونی شخصیت نیز حفظ شود. وظیفه ی نوشتن این برنامه و خلق این تکنولوژی تازه بر عهده ی تونی دورز Tony DeRose گذاشته شد. او کسی بود که ادکتمول او را بعنوان ” بزرگترین سازنده ی بافت و سطوح در دنیا ” معرفی می کرد. این تکنولوژی تازه در مرحله بعد توسط کارگردان تکنیکی فیلم، پال آیچیل Paul Aichele، برای ساخت مدل سر پیرمرد به کار گرفته شد.حالا صورت پیرمرد بقدری انعطاف پذیر بود که انیماتورها قادر بودند صدها حالت و احساس مختلف را بدون هیچ مشکل خاصی به چهره ی پیرمرد بدهند.عملکرد این تکنیک تازه بقدری خوب بود که آنرا از نیمه های تولید دومین فیلم بلند استودیوی پیکسار ” زندگی یک حشره ” در تولید این فیلم بکار گرفتند. دومین نوآوری کامپیوتری که در ساخت و ساز این فیلم بکار گرفته شد ، تکنولوژی بود که به انیماتورها اجازه می داد تا چین و چروکهای لباس پیرمرد را به راحتی متحرک سازی کنند. نحوه ی کار برنامه ای که به کمک آن ، این کار انجام می شد عبارت بود از مشابه سازی مدلی واقعی از چین خوردگیهای پارچه در هنگام حرکات مختلف بدن. ساخت و ساز ، برنامه نویسی و تکمیل این برنامه حدود یکسال به طول انجامید اما نتیجه کار عالی بود. حالا دیگر انیماتورها مجبورنبودند چینهای کت پیرمرد را یکی بعد از دیگری و تک به تک متحرک سازی کنند.
Geri’s Game در سال ۱۹۹۷ نمایش داده شد. فیلم با استقبال بسیار خوبی هم از دید عامه مردم و هم از دید منتقدین روبرو شد و موفق به دریافت اسکار بهترین فیلم انیمیشن کوتاه نیز شد.براد برد Brad Bird چنان مجذوب امکانات و تواناییهای این انیمیشن سه بعدی شده بود که به ناچار در دیدگاهش نسبت به ساخت قیلمی با محوریت انسانها در محیط سه بعدی تجدید نظر کرد و چند سال بعد کارگردانی نخستین فیلم بلند پیکسار با شخصیت های انسانی ( شگفت انگیزان) را بر عهده گرفت.
ترجمه و گردآوری : مهبد بذرافشان




همانطور که در سه پست پیش گفتم، فعلا تقریبا همه جا حرف و سخن در مورد جدیدترین فیلم استودیوی سونی یعنی ” ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی” است. وبلاگ Art & Animation مصاحبه ی مختصر و مفیدی با آرماند سرانو Armand Serrano، طراح لوکیشن ، و جلوه های تصویری ” ابری…” کرده است که اگرچه از لحاظ تکنیکی اطلاعات خاصی ارائه نمی دهد ، اما شناخت کوچکی از دنیا و زندگی و دیدگاههای یک هنرمند ( این روزها معروف) به ما می دهد.آرماند سرانو در شهر مانیل ، کشور فیلیپین متولد شد. در دانشگاه با مدرک مهندسی فارغ التحصیل شد اما تنها شش ماه پس از فارغ التحصیل شدن به عشق اولیه اش یعنی طراحی روی آورد! در ماه می ۱۹۹۰ سرانو به استودیوی FilCartoons که شعبه ای از استودیوی هانا-باربرا در فیلیپین است پیوست. در این استودیو او ابتدا بعنوان انیماتور و میانه زن مشغول بکار شد و پس از آن به تیم لی اوت پیوست و در ساخت مجموعه هایی چون ماجراهای تازه ی جانی کوئست، ماجراهای یوگی خرسه، خانواده ی آدامز، بچه های تام و جری ، ماجراهای رابین هود جوان و…فعالیت کرد. در سال ۱۹۹۶ او به امریکا مهاجرت کرد و در کالج Sherman Oaks به تحصیل در زمینه ی لی اوت و بک گراند پرداخت. در فوریه ی ۱۹۹۷ آرماند سرانو به استودیوی دیزنی پیوست و برای فیلمهایی چون مولان-تارزان- لیلو و استیچ و برادر خرس به طراحی لی اوت ، بک گراند و لوکیشن پرداخت. در سال ۲۰۰۴ او به استودیوی سونی رفت و به فعالیتش در این استودیو با فیلمهایی چون موج سواری- فصل شکار و بالاخره ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ادامه داد. شما را به خواندن مصاحبه ای با او دعوت می کنم:

نام؟ آرماند سرانو
تخصص؟ طراح لوکیشن و کارگردان هنری در استودیوی سونی پیکچرز
پیشینه ی هنری؟ از دوسالگی نقاشی می کشیدم و در دبیرستان هم رشته ی نقاشی را انتخاب کردم. از دانشگاه با مدرک مهندسی فارغ التحصیل شدم و بعد در اثر جنون وارد حرفه ی انیمیشن شدم.
کاری که به آن بیش از همه افتخار کنی؟ از اینکه در طی سالهای اخیر در ساخت فیلمهای درخشانی در هر دو استودیوی سونی پیکچرز و دیزنی همکاری داشته ام احساس افتخار می کنم. هر استودیو سبک و هویت خاص خود را دارد و من از کار کردن با هردو احساس غرور می کنم.
کاری که کمتر از همه به آن افتخار کنی؟ چیزی بخاطرم نمی آید
پروژه هایی که در حال حاضر در گیر آنها هستی و پروژه ی احتمالی بعدی؟ به تازگی ” ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ” را تمام کرده ام. این پروژه ای بود که از دوسال پیش در ساخت آن همکاری داشتم . در این پروزه به طراحی لوکیشن مشغول بودم. در حال حاضر هم برای پروژه ی دیگری بنام “هتل ترانسیلوانیا Hotel Transylvannia” مشغول طراحی لوکیشن هستم. چند پروژه و فیلم بلند دیگر هم هست که مجاز به دادن اطلاعات در مورد آنها نیستم.
منابع الهام؟ خیلی چیزها، مذهب، خانواده، فیلمهای مختلف، موسیقی و…
هنرمندان محبوب؟
Alex Nino, Paul Felix, Nicolas Bouvier, Neil Ross, Sergio Toppi, Frank Frazetta
قلم و کاغذ یا ماوس؟ قلم دیجیتالی
عادات خاص در هنگام کار کردن؟ باید حتما یک برنامه ی تلوزیونی یا فیلم سینمایی در موقع کار کردن من در حال پخش باشد! ( تلوزیون روشن باشد)
چیزهای عجیب و غریب روی میز کار تو؟ نقاشیهای فرزندانم
زمان کار کردن: شبها یا روزها؟ هر دو، اما زمانهایی را که صرف خانواده و خداوند می کنم همیشه در اولویت قرار دارند.
انیمیشن کلاسیک محبوب؟ مولان
هنر کلاسیک یا مدرن؟ پنجاه پنجاه
کمدی یا درام؟ هردو
خودت را در بیست سال آینده چگونه میبینی؟ امیدوارم که همچنان در حال طراحی باشم.
بهترین توصیه یا جمله ای که تا به حال شنیده ای؟ ” ببین …ما داریم کارتون میسازیم” و ” سعی کن خوش بگذرونی”
سایتهای مرتبط با آرماند سرانو:
http://armandserrano.blogspot.com
مترجم : مهبد بذرافشان
منبع: http://the-animation-art.blogspot.com

Artist: Armand Serrano

Artist: Armand Serrano

Artist: Armand Serrano

Artist: Armand Serrano

Artist: Armand Serrano

Artist: Mahmood Mokhtari
هنرمندان انیمیشن با مصاحبه ای با محمود مختاری بروز شد.
http://artists.todayanimation.com

بنظر می رسد که امسال نه تنها تعداد فیلمهایی که کاندیدای دریافت ” بهترین فیلم سال” هستند بیش از سالهای پیش است ، بلکه برای نخستین مرتبه از سال ۲۰۰۱( که بخش ویژه ی بهترین فیلم بلند انیمیشن به مراسم اسکار افزوده شد) تعداد فیلمهای بلند انیمیشن کاندیدای دریافت جایزه اسکار نیز، به پنج یا حتی بیشتر افزایش خواهند یافت. بر اساس قوانین اگر تعداد فیلمهای بلند انیمیشن واجد شرایط شرکت در اسکار، به ۱۶ فیلم برسد، در اینصورت تعداد کاندیداهای نهایی که با هم رقابت خواهند کرد، از ۳ فیلم به پنج فیلم افزایش خواهد یافت.استودیوهای عمده شرکت کننده در رقابت اسکار، نظیر دیزنی، فاکس، سونی و… که امسال هریک حداقل یک فیلم بر روی پرده داشته اند، همه بر این عقیده اند که فیلمهایی چون “آپ” ، ” پونیو“، ” کورالاین” ، ” عصر یخی ۳ ” ، ” هیولاها بر علیه بیگانگان” و ” ابری با حتمال بارش کوفته قلقلی” همه از ظرفیتهای بالقوه ی دریافت جایزه اسکار برخوردارند و این درحالیست که نمایش عمومی فیلمهایی چون “۹” و ” آقای فاکس خارق العاده- The Fantastic Mr. Fox” تازه شروع شده و هنوز نمایش عمومی فیلمهایی چون ” شاهزاده خانم و قورباغه” ، ” سیاره شماره ۵۱ – Planet 51” و ” سرود کریسمس- A Christmas Carol” را در پیش داریم.
کریس میلر Chris Miller نویسنده و کارگردان انیمیشن به شدت موفق و تحسین شده ی تازه ی شرکت سونی ” ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی” می گوید :” امسال سال بسیار خوبی برای دنیای انیمیشن است. فیلمهای خیلی خوبی اکران شده اند و فیلمهای درخشان دیگری را در راه داریم.” میلر و دستیارش فیل لرد Phil Lord روزهای بسیار خوبی را پس از نمایش فیلمشان می گذرانند. ” ابری…” نه تنها نقدهای مثبتی را از منتقدین مختلف دریافت کرد ( بر طبق آمار در سایت Rotten Tomatoes ، این فیلم ۸۵% نقد های مثبت را دریافت کرده است) بلکه اکنون برای سومین هفته متوالی در صدر جدول پرفروشترین فیلمها در امریکای شمالی قرار دارد و از کمترین افت فروش در سال جاری به نسبت سایر فیلمها برخوردار بوده است. همین نکات باعث شده است که میلر و لرد به دریافت اسکار امیدوار باشند ، اما ایندو در عین حال آنقدر منطقی هستند که بدانند رقبای قدرتمندی در کنار دارند و رقبای تازه نفس دیگری نیز در راه هستند. به هر حال لیست فیلمهایی که بر سر ورود به دسته ی پنج فیلم نهایی با هم رقابت خواهند کرد ( تا امروز) از این قرار است:
۱٫ CORALINE – Focus Features.
2. MONSTERS VS. ALIENS – Dreamworks
3. BATTLE FOR TERRA – Lionsgate.
4. UP – Pixar.
5. ICE AGE: DAWN OF THE DINOSAURS – 20th Century-Fox.
6. PONYO – Walt Disney Pictures.
7. 9 – Focus Features.
8. CLOUDY WITH A CHANCE OF MEATBALLS – Columbia.
9. EVANGELION: 1.0 – YOU ARE (NOT) ALONE – Funamation.
10. MARY AND MAX – Sundance Selects/IFC.
11. ASTRO BOY – Summit Entertainment.
12. A CHRISTMAS CAROL – Disney.
13. THE FANTASTIC MR. FOX – 20th Century-Fox.
14. PLANET 51 – Tri-Star.
15. THE PRINCESS AND THE FROG – Disney.