
مدتها بود که در انتظار چاپ ترجمه ی کتاب ارزشمند Animators’ Survival Kit ، نوشته ی ریچارد ویلیامز بودیم. شنیده بودیم که کتاب توسط سرکار خانم فرناز خوشبخت ( مولف کتاب فرهنگ جامع انیمیشن) ترجمه شده و در نوبت! چاپ قرار گرفته ، اما خبری از انتشار کتاب نمی رسید.سر انجام ، و در همین رابطه ، متنی توسط دوست گرامی ، خانم خوشبخت نوشته و برای من ارسال شده که به تقاضای ایشان و عینا در اینجا قرار می دهم:
برای تمام کسانی که به نوعی در انیمیشن دستی داشته، و یا صرفا علاقمند آن هستند، کتاب معروف Animators’ Survival Kit نامی آشناست- اینقدر که دیگر مجالی نمیبینم دربارهاش توضیحی بدهم. و بسیاری از همین اساتید، دوستان و همکاران در جریان ترجمه اینجانب از کتاب هستند. متن طولانی ای که در زیر میآید، شرحی بر داستان خستهکنندهای است که از ۵ سال پیش شروع شد و به پایانی دردآور انجامید .چارهای جز این ندیدم که یک بار برای همیشه، این داستان بارها گفته شده را به تفضیل بنویسم، و پایان ناخوشآیندش را هم ضمیمهاش کنم.
حدود ۵ سال پیش پس از مطالعه کتاب مفید و کاربردی این کتاب ،نوشته ریچارد ویلیامز، تصمیم به ترجمه آن گرفتم. این ترجمه در نهایت به عنوان بخش تئوری پایان نامه کارشناسی ارشد من پذیرفته شد، و بنابراین کار آن با دقتی بیش از معمول و در نهایت وسواس زیر نظر و با راهنمایی استاد اکبر عالمی شروع شده و بیش از یک سال به طول انجامید. پس از آن به دلیل موثر و کلیدی بودن کتاب، تصمیم گرفتم به هر صورت آنرا منتشر کرده و در دسترس سایر علاقمندان انیمیشن قرار دهم. کتاب اینقدر مشهور و مهم است که نیاز چندانی به معرفی ندارد، حداقل برای جامعه انیمیشن ایران.
در آذرماه سال ١٣٨۵ بنابر اعلام آمادگی بنیاد فارابی مبنی بر چاپ و نشر کاتب فوق، قراردادی برای چاپ این اثر منعقد شد. بگذریم که مفاد این قرارداد ، معاهده ترکمنچای و …را روسفید میکرد. از همان ابتدا تمایل چندانی به امضای این به اصطلاح قرارداد نداشتم، خصوصا اینکه چند ناشر خصوصی نیز همزمان برای چاپ اثر اعلام آمادگی نموده، و حتی پیش نویس قراردادها رانیز آماده کرده بودند. منتهی صحبت و توصیه برخی دوستان که از کارمندان فارابی بودند، مبنی بر اینکه ناشری دولتی چون فارابی از قدرت توزیع بهتری برخوردار بوده و کتاب بهتر در سطح کشور پخش میشود، و مهمتر از آن این نوید که کتاب برای دوسالانه پویانمایی (که در اسفند ماه ۸۵ برگزار میشد)؛در کنار بیتجربگی و سادگی مترجم باعث شد تا زیر این قرارداد ناعادلانه بروم. (همه دوستان میدانند که به علت وضع خوش انتشار و توزیع کتابهای هنری در کشور، جشنواره ها، همایش ها و مناسبتهای هنری – فرهنگی تنها فرصت مناسب برای ارائه این کتابها هستند).
نتیجه کار تا به اینجا تا حدی قابل پذیرش بود؛ مشکل از جایی آغاز شد که که علی رغم همه وعده و وعیدهای شفاهی، نه تنها هیچ خبری از چاپ کتاب برای جشنواره پویانمایی نشد، بلکه بدون دلیل مشخص کتاب در فراموشی فرورفته و در کشوهای انتشارات فارابی ناپدید شد!
پس از ناامیدی و از دست رفتن فرصت مهم جشنواره برای عرضه کتاب، تلاشهای شدید من برای پیگیری چاپ اثر برای موقعیتهای موجود بعدی آغاز شد-تمامی مناسبتهای سینمایی –فرهنگی که در آنها به نوعی فرصتی برای ارائه کتاب فراهم بود: از جشنواره های مختلف فیلم کوتاه گرفته تا جشنواره فیم فجر.
دریغ و صد دریغ، که نه نتها در جشنواره آن سال ، که در دو سال بعد از آن یعنی پویانمایی اسفند ماه ۸۷، نیز خبری از کتاب نشد. هر بار میشنیدم کتاب در حال آماده سازی است و برای مناسبت بعدی آماده میشود، و این خبر را به دوستان و علاقمندان اعلام میکرد، و هر بار …هیچ! تا جایی که کم کم معضلی به نام « کتاب ریچارد ویلیامز» به چنان مشکل دردناکی بدل شد که تصمیم گرفتم حداقل برای مدتی به کل فراموشش کنم، تا حداقل بیشتر از آن «چوپان دروغگو» نشوم.
در تمام این ۳ سال، تقریبا هفتهای نبوده که کسی از علاقمندان ، دانشجویان و دستاندرکاران انیمیشن، به صورتی با بنده تماس نگرفته و نپرسیده باشد:«بابا پس بالاخره این کتاب چی شد؟؟! ما لازمش داریم!» و من نمیدانستم با زبان مو در آوردهام چه باید بگویم!
در طول این مدت –به هر صورت ممکن- تلاش کردم با مدیر عامل محترم (که در آن زمان آقای رضاداد بودند)، تماس گرفته و خواهش کنم به مساله رسیدگی کنند. تلاشها به جایی نرسید. مدیریت تغییر کرد، و آقای شاه حسینی به جای ایشان آمدند- که ظاهرا به عنوان یکی از دست نیافتنی ترین انسانهای روی زمین باید اسمشان در کتاب گینس ثبت شود؛ چرا که در طول ۲ سال پیگیری تلفنی، مراجعه حضوری و..، امکان لحظهای صحبت با ایشان برای من میسر نشد، و جوابی هم به نامههای من که پی در پی به دبیرخانه حواله میشد، ندادند. حتی در مدتی که در چین مشغول تدریس بودم، از آنجا- با وجود مشکلات مخابراتی که تماس با ایران را تقریبا ناممکن میکرد- مشقت فراوان بارها با دفتر مدیر عامل، و هم با انتشارات تماس گرفتم و پیگیری کردم که آیا خبری از چاپ کتاب نشده؟
جوابگویی به پیگیری های من هم جالب بود؛ هر بار که تماس میگرفتم، با برخوردهای بسیار خشن، تند و زنندهای روبرو میشدم که پرخاش گرانه از من میخواستند دست از سرشان بردارم و اینقدر پیگیری نکنم! به گونهای که انگار با یک مزاحم تلفنی برخورد میکنند.
مسلما پیگیری چاپ یک اثر، به مولف آن مربوط نمیشود، مگر نه؟!
البته این پیگیریها دلیل خاصی داشت: در زمان انعقاد قرارداد، به توصیه آقای نوروزی برای انجام این کار، یک CD از ترجمه اولیه کتاب به انتشارات تحویل داده شده و قرار شد به محض انجام حروفچینی، نسخه نهایی و ویرایش شده کار را برایشان بفرستم. بارها خواستم این کار را انجام دهم، ولی هر باز با پاسخ منفی مواجه شدم که«CD اینجا گم میشود»! و اینکه هر زمان خبری از چاپ شد، خبرم میکنند تا آن را برایشان بفرستم.
این جریان آنقدر طول کشید، که در این مدت ۴ کتاب دیگر ترجمه و تالیف شد،که قرارداد دو تای آنها بسته شده(و امیدوارم به سرنوشت این یکی دچار نشوند) و حتی کار پروژه مفصل و عریض و طویل «فرهنگ جامع انیمیشن» به لطف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» به اتمام رسید!
بگذریم…در کش و قوس این کار ها و دیگر مشکلات زندگی مدتی بود که دیگرچندان به کتاب ویلیامز فکر نمیکردم .تا اینکه ۴شنبه ۴شهریور، یکی از دوستان مترجم تماس گرفت و خبری داد که …
که کتاب چاپ شده است!! کدام کتاب؟!؟!
٣روز جانفرسا طول کشید تا بتوانم با انتشارات فارابی تماس گرفته و سوال کنم. خانم محترم با خونسردی گفتند «بله، کتابتون چاپ شده!» و در جواب اعتراض حیرت زده اینجانب هر گونه مسئوولیت را از دوش خود برداشته و گفتند به ما ربطی ندارد، با خود بنیاد تماس بگیرید.
با رییس انتشارات، جناب آقای نوروزی تماس میگیرم، جواب:« دیگه به من مربوط نمیشه، من یک ماهه که از فارابی اومدم بیرون»!
پس به چه کسی مربوط میشود؟!
مستاصلانه به عنوان آخرین جا با دفتر بنیاد در خیابان ٣٠ تیر تماس میگیرم. مشکل اینجاست که همچنان آقای مدیر عامل دست نیافتنی هستند. و همچنان بیادب ترین، بیشخصیت ترین و؟ترین موجود ممکن به عنوان منشی ایشان جوابگوی تلفن هستند. ایشان در جواب سوال بنده که آقای شاه حسینی چه ساعتی تشریف میآورند، با بدترین کلمات جواب داده و تلفن را روی من قطع میکنند. تماسهای پی در پی من برای گرفتن جواب ، تنها به شنیدن مشتی اراجیف باورنکردنی منتهی میشود.
عرف ورسم صنعت نشر و چاپ در همه جای دنیا –حتی در ایران- به این صورت است که کمی قبل از چاپ اثر، نسخه نهایی برای نمونه خوانی و تصحیح نهایی به مولف و صاحب اثر داده میشود. حتی اگر هم تمام قرارو مدارها و صحبتهای شفاهی بنده با مسولان انتشارات انجام نشده بود، عرفا و قانونا این حق من به عنوان مولف بود . به ویژه اینکه این کتاب، کتابی آموزشی کاملا تخصصی خاصی است و به خاطر داشتن تصاویر فراوان ، صفحه بندی و نحوه خاص نوشته شدنش، دقت و حساسیت ویژهای را میطلبد که بعید میدانم به جز فردی کاملا آشنا به انیمیشن و مسایل ذکر شده در کتاب، کسی قادر به انجام آن باشد.
بنیاد فوق در اقدامی عجولانه که خدا میداند با چه هدف و چه قصدی و در اثر چه فشاری انجام گرفته، ناگهان تصمیم میگیرد کتابی را که ٣ سال بدون توجه در مرحله حروفچینی متوقف شده، در عرض چند روز آماده کرده و به چاپ برساند، آنهم بدون اطلاع صاحب اثر ، و به مناسبت جشنواره کودک!!
در جواب سوال بنده، خانم مسوول انتشارات میفرمایند این کتاب توسط«کارشناس و ناظر بنیاد»!! مناسب کودک تشخیص داده شده است!! پروردگارا. باید حتما این کارشناس محترم را ببینم. شخصی که به هر حال از من کارشناس ارشد انیمیشن که بیخود و بیجهت ١٠-١٢ سالی را در این عرصه خاک خوردهام و تحصیل و تدریس و کار کردهام، اینقدر بیشتر و بهتر میداند که نه تنها من، بلکه همه دیگر دوستان و اساتید بنده که این کتاب را به عنوان منبع اصلی آموزش انیمیشن در سطح عالی آکادمیک در سطح جهان قبول دارند، از اشتباه عمیقشان بیرون آورد.
و مسلما بنده به عنوان برگ چغندری بی مقدار به عنوان مولف و صاحب اثر، حقی ندارم که بخواهم در کار این کارشناس والامقام دخالتی داشته، و برای کتابی که ۲ سال از وقتم را صرف ترجمه و تلخیص آن کرده و ٣ سال برای انتشارش انتظار کشیدهام، یک روز قبل از چاپ نگاهی به آن بیندازم.
صاحب اثر در عرف این کشور آن چنان بیاهمیت و بیارزش است، که حتی نباید بعد از انجام این عمل زشت، به او اطلاع داده شود کتابش چاپ شده، و باید این خبر را از دوستان و آشنایان بشنود- آنهم بعد از ٣ سال انتظار. زهی معرفت. زهی شعور و انسانیت.
بنیاد محترم حتی این زجمت را هم به خ.د نداده است که عرف و رسم دیگر نشر – یعنی تحویل ١/١۵٠ (یک صد و پنجاهم)اثر چاپ شده به صاحب اثر – را انجام دهد. و بنده تا به امروز که در حال نوشتن این متن هستم، موفق به رویت کتاب نشده بودم. این نسخه هم به تلاش یکی از دانشجویان خریداری شده و به دستم رسید. بعد از مطالعه کتاب متوجه شدم که حتی متن مقدمه مفصلی که برای کتاب تهیه کرده بودم هم مورد استفاده قرار نگرفته، و چند خطی که در متن پایان نامه! نوشته بودهام به عنوان مقدمه مترجم چاپ شده است. از اشتباهات تایپی –به خصوص در کلمات تخصصی و پاورقی های انگلیسی- دیگر چیزی نمیگویم.
در ضمن سال گذشته مجموعه کامل DVD های آموزشی کتاب که مکمل آموزش های آن است خریداری، ترجمه و زیرنویس نمودم و تصمیم بر این بود که با هماهنگی ناشر، به صورت یک بسته همراه با کتاب ارائه شود که مناسفانه به علت عدم جوابگویی بنیاد، اقدامی در این راه انجام نگرفت.
از تمامی دوستان و علاقمندانی که کتاب را تهیه کردهاند تقاضا دارم چنانچه به عنوان یک انسان آزاداندیش برای خود و همنوعان خود حق مالکیت اثر قائلند ، در زمان مطالعه این مسائل را مد نظر داشته باشند؛ و از دیگران که مایل به خواندن اثر هستند تقاضا دارم تا زمان نتیجه گیری پیگیری این امر، از خرید و مطالعه کتاب خودداری کنند.چرا که متن موجود به هیچ عنوان مورد تایید اینجانب ، به عنوان کسی که نامش به عنوان مترجم بر روی جلد آمده، نمیباشد. متن ویرایش شده این اثر، به همراه DVD های آماده شده در اختیار اینجانب است و در صورتی که صلاح را بر این ببینم، شخصا نسبت به توزیع این دو، بدون در نظر گرفتن سود فردی و صرفا جهت ترویج علم و فن انیمیشن و برطرف نمودن نیاز علاقمندان، اقدام خواهم نمود.
به امید روزی که نه تنها هنرمند، که انسان در این کشور حرمتی داشته باشد.
با تشکر
فرناز خوشبخت