استودیوی لایکا و تصمیمات تازه

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۳۰-۰۶-۱۳۸۸

۸

درحالیکه مدت زمان چندانی تا اکران عمومی فیلم جنجالی” شاهزاده خانم و قورباغه“، نخستین تولید دوبعدی سنتی استودیوی دیزنی پس از بیش از ۵ سال باقی نمانده، اکنون خبر می رسد که یک استودیوی موفق تولید انیمیشن دیگر نیز، تصمیم به عدم تولید فیلمهای سه بعدی گرفته است. از اینسو و آنسو و از استودیوهای مختلف نیز خبرهای دیگری مبنی بر تولید انیمیشن های سنتی دوبعدی و استاپ موشن به گوش میرسد. علیرغم اینکه هنوز فیلمهای انیمیشن ۳D برنده ی اصلی گیشه در گروه فیلمهای انیمیشن هستند، اما چنین بنظر می رسد که تب تند رویکرد به فیلمهای سه بعدی کم کم در حال فروکش کردن است و ظاهرا مخاطبین تمایل دارند که گاهگاهی تنوعی به ذائقه خود بدهند و به تماشای نوع دیگری از انیمیشن نیز بنشینند. موفقیت فیلمهای استاپ موشنی چون ” عروس مرده“، ” والاس و گرومیت” و یا ” کورالاین” نشان می دهد که تماشاگران در صورتی که با داستانی جذاب و فیلمی خوش ساخت روبرو شوند، اهمیتی به سبک انیمیشنی فیلم نمی دهند. اکران عمومی ” شاهزاده خانم و قورباغه” نیز نشان خواهد داد که آیا باید منتظر رستاخیز تازه ای برای فیلمهای انیمیشن سنتی باشیم یا خیر؟ اما آنچه که مسلم است این است که تولید کنندگان عمده فیلمهای انیمیشن اگر به بازگشت موفقیت آمیز سرمایه شان مطمئن نباشند، ریسک تولید یک فیلم غیر سه بعدی را به جان نمیخرند.خبری که از تصمیمات اخیراستودیوی لایکا منتشر شده است نیز می تواند بخشی از همین رویکرد به شمار آید :

استودیوی انیمیشن لایکا Laika ، که با تولید و اکران فیلم مشهور کورالاین مشهور و شناخته شد، با اخراج ۶۳ کارمند از بخش  انیمیشن کامپیوتری استودیو، رسما پایان تولید فیلمهای سه بعدی استودیو را اعلام کرد.این استودیو که اساسا جهت تولید فیلمهای انیمیشن سه بعدی و استاپ موشن بنیانگذاری شد، اکنون اعلام کرده است که از این پس تمرکز خود را تنها بر تولید فیلمهای استاپ موشن خواهد گذاشت. هنری سلیک کارگردان کورالاین، پیش از تولید این فیلم ، فیلم کوتاهی بنام Moongirl را به شیوه سه بعدی برای استودیوی لایکا ساخته بودکه جایزه ویژه ی هیئت داوران را در جشنواره ی فیلم اتاوا(کانادا) نصیب او کرد. Moongirl و موفقیت آن در ابتدا هنری سلیک را مصمم ساخت تا “کورالاین” را بصورت ۳D بسازد، تصمیمی که بعدها تغییر کرد. اقدام اخیر استودیوی لایکا مبنی بر اخراج نیروهای بخش انیمیشن کامپیوتری، تعداد کل نیروهای فعال در این استودیو را از ۲۴۳ نفر به ۱۸۰ نفر کاهش داده است.لازم به ذکر است که این دومین مرتبه در ماههای اخیر است که کاهش نیرو در این استودیو صورت می گیرد. در ماه دسامبر گذشته، و پس از منتفی شدن تولید یک فیلم انیمیشن بلند سه بعدی بنام ” ماجراهای انیمیشنی جک و بن-Jack and Ben’s Animated Adventure ” نیز تعداد ۶۵ نفر از اعضای تولید کننده ی این فیلم ناچار به ترک استودیو شدند.برخی سخنگویان استودیو گفته اند که عدم تمایل استودیو به ساختن فیلمهای سه بعدی، ربطی به استفاده از تکنولوژی های دیجیتال در ساخت فیلمهای استاپ موشن ندارد و این استودیو همچنان به بهره گیری از تکنولوژیهای دیجیتال در تولید فیلمهایش ادامه خواهد داد.

اکنون گزارشها از استودیوی لایکا حاکی از این هستند که مدیران استودیو در حال تصمیم گیری بر سر پروژه بعدی این استودیو هستند و طی چند هفته ی آینده نتیجه ی این تصمیم گیری ها اعلام خواهد شد.زمزمه ها حاکی از این هستند که یکی از گزینه های استودیو، ساخت فیلمی است بر اساس کتابی بنام ” Here Be Monsters ” نوشته ی آلن اسنو Alan Snow که داستان پسر بچه ای را تعریف می کند که مصمم به دفاع از شهرش در برابر یک هیولاست. در صورت آغاز تولید این پروژه ، مراحل تولید چیزی در حدود دو یا سه سال بطول خواهد انجامید واین موضوع بدین معنی است که احتمالا زودتر از  سال ۲۰۱۲ نباید به انتظار اکران فیلم بعدی لایکا بنشینیم.هنوز مشخص نیست که آیا این پروژه اکنون از دستور کار خارج شده یا همچنان در معرض تصمیم گیری است. این درحالیست که هنری سلیک در سال ۲۰۰۴ گفته بود که پروژه ی بعدی استودیو فیلمی خواهد بود در زمینه افسانه های اسرار آمیز پریان و اشباح، آمیخته با طنز.

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع :http://www.slashfilm.com

Animators’ Survival Kit ، ماجرای یک ترجمه

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۳-۰۶-۱۳۸۸

۲۴

survival-cover2

مدتها بود که در انتظار چاپ ترجمه ی کتاب ارزشمند Animators’ Survival Kit ، نوشته ی ریچارد ویلیامز بودیم. شنیده بودیم که کتاب توسط سرکار خانم فرناز خوشبخت ( مولف کتاب فرهنگ جامع انیمیشن) ترجمه شده و در نوبت! چاپ قرار گرفته ، اما خبری از انتشار کتاب نمی رسید.سر انجام ، و در همین رابطه ، متنی توسط دوست گرامی ، خانم خوشبخت نوشته و برای من ارسال شده که به تقاضای ایشان و عینا در اینجا قرار می دهم:

برای تمام کسانی که به نوعی در انیمیشن دستی داشته، و یا صرفا علاقمند آن هستند، کتاب معروف Animators’ Survival Kit نامی آشناست- اینقدر که دیگر مجالی نمی‌بینم درباره‌اش توضیحی بدهم. و بسیاری از همین اساتید، دوستان و همکاران در جریان ترجمه اینجانب از کتاب هستند. متن طولانی ‌ای که در زیر میآید، شرحی بر داستان خسته‌کننده‌ای است که از ۵ سال پیش شروع شد و به پایانی دردآور انجامید .چاره‌ای جز این ندیدم که یک بار برای همیشه، این داستان بارها گفته شده را به تفضیل بنویسم، و پایان ناخوش‌آیندش را هم ضمیمه‌اش کنم.

حدود ۵ سال پیش پس از مطالعه کتاب مفید و کاربردی این کتاب ،نوشته ریچارد ویلیامز، تصمیم به ترجمه آن گرفتم. این ترجمه در نهایت به عنوان بخش تئوری پایان نامه کارشناسی ارشد من پذیرفته شد، و بنابراین کار آن با دقتی بیش از معمول و در نهایت وسواس زیر نظر و با راهنمایی استاد اکبر عالمی شروع شده و بیش از یک سال به طول انجامید. پس از آن به دلیل موثر و کلیدی بودن کتاب، تصمیم گرفتم به هر صورت آن‌را منتشر کرده و در دسترس سایر علاقمندان انیمیشن قرار دهم. کتاب اینقدر مشهور و مهم است که نیاز چندانی به معرفی ندارد، حداقل برای جامعه انیمیشن ایران.

در آذرماه سال ١٣٨۵ بنابر اعلام آمادگی بنیاد فارابی مبنی بر چاپ و نشر کاتب فوق، قراردادی برای چاپ این اثر منعقد شد. بگذریم که مفاد این قرارداد ، معاهده ترکمنچای و …را روسفید میکرد. از همان ابتدا تمایل چندانی به امضای این به اصطلاح قرارداد نداشتم، خصوصا اینکه چند ناشر خصوصی نیز همزمان برای چاپ اثر اعلام آمادگی نموده، و حتی پیش نویس قراردادها رانیز آماده کرده بودند. منتهی صحبت و توصیه برخی دوستان که از کارمندان فارابی بودند، مبنی بر اینکه ناشری دولتی چون فارابی از قدرت توزیع بهتری برخوردار بوده و کتاب بهتر در سطح کشور پخش میشود، و مهمتر از آن این نوید که کتاب برای دوسالانه  پویانمایی (که در اسفند ماه ۸۵ برگزار میشد)؛در کنار بی‌تجربگی و سادگی مترجم باعث شد تا زیر این قرارداد ناعادلانه بروم. (همه دوستان می‌دانند که به علت وضع خوش انتشار و توزیع کتابهای هنری در کشور، جشنواره ها، همایش ها و مناسبتهای هنری – فرهنگی تنها فرصت مناسب برای ارائه این کتابها هستند).

نتیجه کار تا به اینجا تا حدی قابل پذیرش بود؛ مشکل از جایی آغاز شد که که علی رغم همه وعده و وعیدهای شفاهی، نه تنها هیچ خبری از چاپ کتاب برای جشنواره پویانمایی نشد، بلکه بدون دلیل مشخص کتاب در فراموشی فرورفته و در کشوهای انتشارات فارابی ناپدید شد!

پس از ناامیدی و از دست رفتن فرصت مهم جشنواره برای عرضه کتاب، تلاش‌های شدید من برای پیگیری چاپ اثر برای موقعیت‌های موجود بعدی آغاز شد-تمامی مناسبتهای سینمایی –فرهنگی که در آنها به نوعی فرصتی برای ارائه کتاب فراهم بود: از جشنواره های مختلف فیلم کوتاه گرفته تا جشنواره فیم فجر.

دریغ و  صد دریغ، که نه نتها در جشنواره آن سال ، که در دو سال بعد از آن یعنی پویانمایی اسفند ماه ۸۷، نیز خبری از کتاب نشد. هر بار میشنیدم کتاب در حال آماده سازی است و برای مناسبت بعدی آماده میشود، و این خبر را به دوستان و علاقمندان اعلام میکرد، و هر بار …هیچ! تا جایی که کم کم معضلی به نام « کتاب ریچارد ویلیامز» به چنان مشکل دردناکی بدل شد که تصمیم گرفتم حداقل برای مدتی به کل فراموشش کنم، تا حداقل بیشتر از آن «چوپان دروغگو» نشوم.

در تمام این ۳ سال، تقریبا هفته‌ای نبوده که کسی از علاقمندان ، دانشجویان و دست‌اندرکاران انیمیشن، به صورتی با بنده تماس نگرفته و نپرسیده باشد:«بابا پس بالاخره این کتاب چی شد؟؟! ما لازمش داریم!» و من نمی‌دانستم با زبان مو در آورده‌ام چه باید بگویم!

در طول این مدت –به هر صورت ممکن- تلاش کردم با مدیر عامل محترم (که در آن زمان آقای رضاداد بودند)، تماس گرفته و خواهش کنم به مساله رسیدگی کنند. تلاشها به جایی نرسید. مدیریت تغییر کرد، و آقای شاه حسینی به جای ایشان آمدند- که ظاهرا به عنوان یکی از دست نیافتنی ترین انسانهای روی زمین باید اسمشان در کتاب گینس ثبت شود؛ چرا که در طول ۲ سال پیگیری تلفنی، مراجعه حضوری و..،  امکان لحظه‌ای صحبت با ایشان برای من میسر نشد، و جوابی هم به نامه‌های من که پی در پی به دبیرخانه حواله میشد، ندادند. حتی در مدتی که در چین مشغول تدریس بودم، از آنجا- با وجود مشکلات مخابراتی که تماس با ایران را تقریبا ناممکن می‌کرد- مشقت فراوان بارها با دفتر مدیر عامل، و هم با انتشارات تماس گرفتم و پیگیری کردم که آیا خبری از چاپ کتاب نشده؟

جوابگویی به پیگیری های من هم جالب بود؛ هر بار که تماس میگرفتم، با برخوردهای بسیار خشن، تند و زننده‌ای روبرو میشدم که پرخاش گرانه از من می‌خواستند دست از سرشان بردارم و اینقدر پیگیری نکنم! به گونه‌ای که انگار با یک مزاحم تلفنی برخورد می‌کنند.

مسلما پیگیری چاپ یک اثر، به مولف آن مربوط نمیشود، مگر نه؟!

البته این پیگیری‌ها دلیل خاصی داشت: در زمان انعقاد قرارداد، به توصیه آقای نوروزی برای انجام این کار، یک CD از ترجمه اولیه کتاب به انتشارات تحویل داده شده و قرار شد به محض انجام حروفچینی، نسخه نهایی و ویرایش شده کار را برایشان بفرستم. بارها خواستم این کار را انجام دهم، ولی هر باز با پاسخ منفی مواجه شدم که«CD اینجا گم میشود»! و اینکه هر زمان خبری از چاپ شد، خبرم می‌کنند تا آن را برایشان بفرستم.

این جریان آنقدر طول کشید، که در این مدت ۴ کتاب دیگر ترجمه و تالیف شد،که قرارداد دو تای آنها بسته شده(و امیدوارم به سرنوشت این یکی دچار نشوند) و حتی کار پروژه مفصل و عریض و طویل «فرهنگ جامع انیمیشن» به لطف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» به اتمام رسید!

بگذریم…در کش و قوس این کار ها و دیگر مشکلات زندگی مدتی بود که دیگرچندان به کتاب ویلیامز فکر نمی‌کردم .تا اینکه ۴شنبه ۴شهریور، یکی از دوستان مترجم تماس گرفت و خبری داد که …

که کتاب چاپ شده است!! کدام کتاب؟!؟!

٣روز جانفرسا طول کشید تا بتوانم با انتشارات فارابی تماس گرفته و سوال کنم. خانم محترم با خونسردی گفتند «بله، کتابتون چاپ شده!» و در جواب اعتراض حیرت زده اینجانب هر گونه مسئوولیت را از دوش خود برداشته و گفتند به ما ربطی ندارد، با خود بنیاد تماس بگیرید.

با رییس انتشارات، جناب آقای نوروزی تماس می‌گیرم، جواب:« دیگه به من مربوط نمی‌شه، من یک ماهه که از فارابی اومدم بیرون»!

پس به چه کسی مربوط میشود؟!

مستاصلانه به عنوان آخرین جا با دفتر بنیاد در خیابان ٣٠ تیر تماس میگیرم. مشکل اینجاست که همچنان آقای مدیر عامل دست نیافتنی هستند. و همچنان بی‌ادب ترین، بی‌شخصیت ترین و؟ترین موجود ممکن به عنوان منشی ایشان جوابگوی تلفن هستند. ایشان در جواب سوال بنده که آقای شاه حسینی چه ساعتی تشریف می‌آورند، با بدترین کلمات جواب داده و تلفن را روی من قطع می‌کنند. تماسهای پی در پی من برای گرفتن جواب ، تنها به شنیدن مشتی اراجیف باورنکردنی منتهی می‌شود.

عرف ورسم صنعت نشر و چاپ در همه جای دنیا –حتی در ایران- به این صورت است که کمی قبل از چاپ اثر، نسخه نهایی برای نمونه خوانی و تصحیح نهایی به مولف و صاحب اثر داده میشود. حتی اگر هم تمام قرارو مدارها و صحبتهای شفاهی بنده با مسولان انتشارات انجام نشده بود، عرفا و قانونا این حق من به عنوان مولف بود . به ویژه اینکه این کتاب، کتابی آموزشی کاملا تخصصی خاصی است و به خاطر داشتن تصاویر فراوان ، صفحه بندی و نحوه خاص نوشته شدنش، دقت و حساسیت ویژه‌ای را می‌طلبد که بعید می‌دانم به جز فردی کاملا آشنا به انیمیشن و مسایل ذکر شده در کتاب، کسی قادر به انجام آن باشد.

بنیاد فوق در اقدامی عجولانه که خدا می‌داند با چه هدف و چه قصدی و در اثر چه فشاری انجام گرفته، ناگهان تصمیم میگیرد کتابی را که ٣ سال بدون توجه در مرحله حروفچینی متوقف شده، در عرض چند روز آماده کرده و به چاپ برساند، آنهم بدون اطلاع صاحب اثر ، و به مناسبت جشنواره کودک!!

در جواب سوال بنده، خانم مسوول انتشارات می‌فرمایند این کتاب توسط«کارشناس و ناظر بنیاد»!! مناسب کودک تشخیص داده شده است!! پروردگارا. باید حتما این کارشناس محترم را ببینم. شخصی که به هر حال از من کارشناس ارشد انیمیشن که بیخود و بیجهت ١٠-١٢ سالی را در این عرصه خاک خورده‌ام و تحصیل و تدریس و کار کرده‌ام، اینقدر بیشتر و بهتر میداند که نه تنها من، بلکه همه دیگر دوستان و اساتید بنده که این کتاب را به عنوان منبع اصلی آموزش انیمیشن در سطح عالی آکادمیک در سطح جهان قبول دارند، از اشتباه عمیقشان بیرون آورد.

و مسلما بنده به عنوان برگ چغندری بی مقدار به عنوان مولف و صاحب اثر، حقی ندارم که بخواهم در کار این کارشناس والامقام دخالتی داشته، و برای کتابی که ۲ سال از وقتم را صرف ترجمه و تلخیص آن کرده و ٣ سال برای انتشارش انتظار کشیده‌ام، یک روز قبل از چاپ نگاهی به آن بیندازم.

صاحب اثر در عرف این کشور آن چنان بی‌اهمیت و بی‌ارزش است، که حتی نباید بعد از انجام این عمل زشت،  به او اطلاع داده شود کتابش چاپ شده، و باید این خبر را از دوستان و آشنایان بشنود- آن‌هم بعد از ٣ سال انتظار. زهی معرفت. زهی شعور و انسانیت.

بنیاد محترم حتی این زجمت را هم به خ.د نداده است که عرف و رسم دیگر نشر – یعنی تحویل ١/١۵٠ (یک صد و پنجاهم)اثر چاپ شده به صاحب اثر –  را انجام دهد. و بنده تا به امروز که در حال نوشتن این متن هستم، موفق به رویت کتاب نشده بودم. این نسخه هم به تلاش یکی از دانشجویان خریداری شده و به دستم رسید. بعد از مطالعه کتاب متوجه شدم که حتی متن مقدمه مفصلی که برای کتاب تهیه کرده بودم هم مورد استفاده قرار نگرفته، و چند خطی که در متن پایان نامه! نوشته بوده‌ام به عنوان مقدمه مترجم چاپ شده است. از اشتباهات تایپی –به خصوص در کلمات تخصصی و پاورقی های انگلیسی- دیگر چیزی نمی‌گویم.

در ضمن سال گذشته مجموعه کامل DVD های آموزشی کتاب که مکمل آموزش های آن است خریداری، ترجمه و زیرنویس نمودم و تصمیم بر این بود که با هماهنگی ناشر، به صورت یک بسته همراه با کتاب ارائه شود که مناسفانه به علت عدم جوابگویی بنیاد، اقدامی در این راه انجام نگرفت.

از تمامی دوستان و علاقمندانی که کتاب را تهیه کرده‌اند تقاضا دارم چنانچه به عنوان یک انسان آزاداندیش برای خود و همنوعان خود حق مالکیت اثر قائلند ، در زمان مطالعه این مسائل را مد نظر داشته باشند؛  و از دیگران که مایل به خواندن اثر هستند تقاضا دارم تا زمان نتیجه گیری پیگیری این امر، از خرید و مطالعه کتاب خودداری کنند.چرا که متن موجود به هیچ عنوان مورد تایید اینجانب ، به عنوان کسی که نامش به عنوان مترجم بر روی جلد آمده، نمی‌باشد. متن ویرایش شده این اثر، به همراه DVD های آماده شده در اختیار اینجانب است و در صورتی که صلاح را بر این ببینم، شخصا نسبت به توزیع این دو، بدون در نظر گرفتن سود فردی و صرفا جهت ترویج علم و فن انیمیشن و برطرف نمودن نیاز علاقمندان،  اقدام خواهم نمود.

به امید روزی که نه تنها هنرمند، که انسان در این کشور حرمتی داشته باشد.

با تشکر

فرناز خوشبخت

میکی ماوس، اسپایدرمن را خرید!!! معامله به نفع کیست؟

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۱۳-۰۶-۱۳۸۸

۸

دیزنی، مارول Marvel را خرید! این خبر صدر نشین اخبار دنیای تجارت در چند روز اخیر بود و به بحثهای زیادی در رابطه با زیر و بم های این معامله ی تجاری و قابلیتهای نهفته در همکاریهای آینده این دو کمپانی دامن زد. اما من از دیدگاهی دیگر به این خبر نگاه می کنم: یک کمپانی ورشکسته از لحاظ خلاقیت و ایده، کمپانی مشابه دیگری را خریده است! این دومین خرید بزرگ رابرت آیگرRobert Iger ، مدیر فعلی دیزنی، بعد از خریدن پیکسار است. آیگر برای خرید پیکسار ۷ میلیارد دلار پرداخت کرد و برای خرید مارول تنها ۴ میلیارد دلار…

این دو معامله بزرگ، خط مشی رابرت آیگر را بعنوان مدیر دیزنی بخوبی روشن می کنند، اما باعث نمی شوند که همه دست به تحسین آیگر بزنند. اقتصاد دانان و متخصصین بازار ممکن است جسارت او را در انجام معاملات بزرگ مورد تایید قرار دهند، اما آنچه که در ورای این هیاهو و جنجال وجود دارد این حقیقت است که آیگر مدیری است که کمپانی خود را قادر به رقابت با سایر رقبا نمیبیند و در نتیجه دست به خرید رقبا می زند!!!

زمانی که “والت دیزنی” آغاز به ساخت فیلمهای زنده کرد، هیچ استودیوی تولید فیلم زنده ای را نخرید. وقتی که شروع به ساخت فیلم، سریال و انیمیشن برای تلوزیون کرد، هیچ استودیوی تلوزیونی را نخرید. همینطور در زمانی که شخصا توزیع کالاهایش را بر عهده گرفت، هیچ کمپانی توزیع کالایی را نخرید و زمانی که تصمیم به ساخت دنیای سرگرمی ( دیزنی لند و دیزنی ورد) گرفت نیز ، هیچ پارک تفریحات دیگری را خریداری نکرد! برعکس در تمام این موارد “والت” به توسعه ی کمپانی شخصی خودش پرداخت و حتی در مواردی رهبری نوع خاصی از فعالیت در زمینه ی سرگرمی سازی را بر عهده داشت. تا جایی که می توانست با دیگران رقابت می کرد و توانمندی هایش را به رخ می کشید. زمانی که “والت دیزنی” به چیزی علاقمند می شد، خودش آنرا از پایه می ساخت. برعکس زمانیکه رابرت آیگر احساس می کند که باید در زمینه ی ساخت فیلمهای انیمیشن سه بعدی و یا جمع آوری تعداد بیشتری از مخاطبین نوجوان رقابت کند، چکار می کند؟ کیف پولش را از جیبش بیرون می کشد و آنچه  که نیاز دارد را می خرد!

بیایید کمی با اعداد و ارقام بازی کنیم، آیگر برای خرید “پیکسار” ۷ میلیارد دلار پرداخت کرد. برای ساخت یک فیلم سه بعدی با هزینه های امروزین چیزی حدود ۲۵۰ میلیون دلار نیاز است، یعنی با مبلغی که آیگر برای خرید پیکسار پرداخت کرد، کمپانی دیزنی میتوانست حدودا ۲۸ فیلم انیمیشن بلند بسازد. این ۲۸ فیلم بلند برای دیزنی میتوانست مساوی باشد با ۲۸ ایده ی فوق العاده، ۲۸ جهش بلند در تکنیک و هنر، ۲۸ تحول عمده در دنیای انیمیشن و جذب مخاطبین بیشمار. اما آیا در سالهای اخیر و پس از خریده شدن “پیکسار” توسط دیزنی، واقعا چنین امکاناتی برای دیزنی مهیا شده است؟

مثال دیگری میاوریم: یکی از اهدافی که دیزنی با خرید ” مارول” تعقیب می کند ، توسعه بیشتر در زمینه تولید سریالهای تلوزیونی و جذب مخاطبین بیشتر بخصوص پسران نوجوان است. برای ساخت هر مجموعه ی ۱۳ قسمتی انیمیشن تلوزیونی ( در شبکه های کابلی) بطور متوسط ۱۵ میلیون دلار مورد نیاز است. با ۴ میلیارد دلار پرداخته شده  برای خرید مارول، دیزنی میتوانست ۲۶۶ مجموعه ی تلوزیونی بسازد! آیا با ساخت ۲۶۶ مجموعه تلوزیونی امکان جذب پسر های نوجوان به همین اندازه برای دیزنی مهیا نمی شد؟

بسیار وحشتناک است که امروز میبینیم که کمپانی چون دیزنی، بی هیچ تلاش واقعی و جدی و با توسل به آسانترین شیوه ممکن، سعی در رسیدن به اهدافش دارد. حالا سئوال این است که دیزنی با خرید ” مارول” واقعا چه چیزی را خریده است؟ مارول به تازگی هفتادمین سالگرد تاسیسش را جشن گرفته است، اما واقعیت این است که در مجموع فقط ۱۰ سال از این هفتاد سال را میتوان جزء سالیان خلاقیت و درخشش مارول بشمار آورد، یعنی سالهای مابین ۱۹۳۹ تا ۱۹۶۱! در همین راستا اگر فقط ۶ تن از هنرمندانی که برای مارول کار کرده اند- بیل ایورت  Bill Everett، کارل بورگس Carl Burgos، جو سایمن Joe Simon ، جک کربی Jack Kirby ، استن لی Stan Lee و استیو دیتکو Steve Ditko را از تاریخ این موسسه حذف کنیم، بخش عمده ای از کاراکترهایی که معرف تاریخ مارول هستند نیز حذف خواهند شد و آنچه که باقی میماند نیز تقلیدی از ماحصل تلاشهای همین شش تن خواهد بود.

مارول اخیرا تجربه های موفقی از ساخت فیلمهایی بر اساس شخصیتهایش را پشت سر گذاشته است، اما تمام این شخصیتهایی که به فیلم کشیده شده اند بیش از ۳۰ سال عمر دارند و با راه و روشی که “مارول” در سالهای اخیر در قبال هنرمندان، طراحان و نویسندگانش در پبش گرفته است، میتوان با قاطعیت پیشبینی کرد که هیچ کاراکتر عمده و موفق دیگری از کمپانی مارول بیرون نخواهد آمد. مارول امتیاز و مالکیت تمام شخصیتهای خلق شده در این موسسه را منحصرا به تملک خود درآورده است. حتی شخصیتهایی که توسط خالقین قراردادی و نه تحت استخدام “مارول” خلق می شوند نیز از این قائده مستثنی نیستند. اما اشتباه بزرگتر مارول در این است که هیچ سودی از فروش محصولات ناشی از کاراکترهایش را به خالقین این کاراکترها نمی دهد! هرچه که کاراکترها مشهورتر می شوند و سود بیشتری را به جیب مارول سرازیر می کنند، خالقین این شخصیتها پی می برند که منفعتی از تلاش و کوششان نصیب آنها نخواهد شد و در نتیجه دست از خلاقیت و طراحی ایده های نو بر می دارند.

جک کربی واستیو دیتکو، هردو “مارول” را به دلیل عدم عمل کردن به تعهداتش ترک کردند. استیو گربر Steve Gerber و مارو ولفمن Marv Wolfman از ” مارول” شکایت کردند تا بتوانند حق مالکیت شخصیتهای ” هاوارد اردکه” و ” بلید Blade ” را پس بگیرند. در دهه ی ۹۰ گروهی از هنرمندان از ” مارول” جدا شدند چراکه دریافتند که آنجا هرگز به حق و حقوق واقعیشان نخواهند رسید. واقعیت تلخ این است که تعداد کاراکترهایی که دیزنی با خرید ” مارول” بدست خواهد آورد، بسیار محدود و انگشت شمار خواهد بود.

زمانی که دیزنی “پیکسار” را خرید، در واقع در حال خرید “آینده” بود. پیکسار در آغاز راه بود و ثابت کرده بود که موفقیتهای پی درپی زیاد، کاراکترهای تازه و فیلمهای پرفروشی را در پیش رو خواهد داشت. جان لستر و اد کتمول، دو مردی که دلیل موفقیتهای پیکسار بودند، هنوز در پیکسار کار می کردند و کمپانی پیکسار میلیونها تماشاچی را به سینماها می کشانید. در عوض خرید “مارول”، خرید ” گذشته ” است! کاراکترهای مارول “پیر” هستند و خالقانشان دیگر در مارول کار نمی کنند. خرید “مارول” در حقیقت کاریکاتوری از خرید ” پیکسار ” است. البته گذشت زمان از میزان سوددهی این معامله خبر خواهد داد، اما شیوه ای که رابرت آیگر درپیش گرفته است، آینده جالبی را در پیش روی دیزنی نخواهد گذاشت. هنرمندان خلاق به فضایی مستعد و سود مناسب نیاز دارند تا بتوانند خلاقیتهایشان را در معرض دید دیگران بگذارند و بنظر میرسد که دیزنی ترجیح میدهد که این فضای مناسب در مکان های دیگری بوجود بیاید و بعد اقدام به خرید آن بکند!!!

نوشته : مارک مایرسون Mark Mayerson

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع : http://mayersononanimation.blogspot.com

استودیویی برای پیرمردها نیست!!!

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۰۹-۰۶-۱۳۸۸

۹

New-Director-web

-آقایون، کارگردان جدیدمون را بهتون معرفی می کنم، اون همین هفته پیش از مدرسه ی فیلمسازی فارغ التحصیل شده!

فلوید نورمن از شناخته شده ترین انیماتورهای استودیوی دیزنی است که در ساخت فیلمهایی چون زیبای خفته، شمشیر در سنگ و کتاب جنگل مشارکت داشته است. او که پس از مرگ والت دیزنی در سال ۱۹۶۶ استودیوی دیزنی را ترک کرد، پس از چند سال و در دهه ی هفتاد مجددا به استودیو بازگشت. مقاله ای که در زیر می خوانید، حاصل تجربه جالبیست که او پس از بازگشتش به استودیو بدست آورده است. دیدگاهی است که خواندنش جالب است:

وقتیکه در دهه ی هفتاد من به استودیوی دیزنی بازگشتم،تجربه ی ناموفقی از اداره ی یک فروشگاه را پشت سر گذاشته بودم و بار دیگر جذابیتهای داشتن شغلی دائمی در پشت یک میز طراحی، من را وسوسه می کرد.بعلاوه در آن روزها حرف و حدیث های زیادی در این مورد شنیده می شد که موقعیت های شغلی فراوانی در انتظار هنرمندان جوانی است که می خواهند انیماتور شوند.من با خودم فکر می کردم که با داشتن سابقه ای ده ساله از کار در استودیوی دیزنی ، از حضور دوباره من در آن استودیو استقبال بعمل خواهد آمد، اما بزودی مشخص شد که من در اشتباه بودم. یک روز بعد از ظهر ، آرت ستیونس، انیماتور و کارگردان کهنه کار دیزنی، جلوی من را گرفت و گفت :” چرا در کلاسهای آموزش انیمیشن شرکت نمی کنی؟” من به “آرت” یادآوری کردم که آن کلاسها مخصوص “هنرمندان جوان” است و من به دلیل سن بالایم (۳۷ سال) نمی توانم در آنَ کلاسها شرکت کنم. درست در همین لحظه من متوجه نکته دردناکی شدم : من هنوز حتی چهل ساله هم نبودم، اما برای صنعت انیمیشن و شغل انیماتوری، یک فرد مسن محسوب می شدم. از آن روز به بعد من با دید دیگری به خودم و همکاران هم سن و سالم نگاه می کردم. اینطور بنظر می رسید که همه ی ما برچسب ( تاریخ مصرف گذشته ) خورده بودیم! بر خلاف اساتید و مردان پیشگامی که تنها یک نسل پیش از ما وارد استودیو شده بودند، گویی که ما بر اساس سن وسالمان قضاوت می شدیم و هرچه زودتر این مساله را در می یافتیم برایمان بهتر بود.مهم نیست که چقدر ماهر ، با استعداد یا با تجربه باشی، بالاخره روزی فرا می رسد که فردی جوانتر، بی تجربه تر اما مقرون به صرفه تر جای تورا خواهد گرفت. مدیران خواهند گفت:” این هم بخشی از تجارت است، تجارت…

بیایید تمام تقصیر را به گردن صنعت انیمیشن نیندازیم. حذف شدن مسن تر ها و جایگزینی جوانترها اکنون بصورت بخشی اصولی از فرهنگ تجاری امریکا در آمده است.مهمترین نکته این است که استفاده از نیروهای جوانتر، ارزانتر نیز تمام می شود و در دنیای سود محور امروزین، این نکته ایست که قابل چشم پوشی نیست. سالها پیش، زمانیکه ما برای نخستین بار به استودیوی دیزنی وارد شدیم، مردان و زنان مسنی را می دیدیم که در دفترهای خود، بخش های مهم و مدیریتی استودیو را اداره می کردند،آنها افراد با تجربه و دانایی بودند که دهه های متوالی را صرف تلاش و کوشش کرده بودند و اکنون در حال استفاده از نتیجه ی تلاششان بودند.ما با خودمان تصور می کردیم که اگر ما نیز سالها به سختی تلاش و کوشش کنیم میتوانیم روزی در جایگاه این اساتید قرار بگیریم، خوب…ما در اشتباه بودیم.

روزی ما از خواب بیدار شدیم و متوجه شدیم که مدیران جدید ما بسادگی میتوانند هم سن و سال بچه های ما باشند! جوانان مشتاق و ماهر و تحصیلکرده، جای مدیران باتجربه ای که زمانی استودیو را اداره می کردند را می گیرند.وقتیکه مدارک تحصیلی این جوانان را که اغلب از رشته های تجارت و بازرگانی دانشگاههایی چون استنفورد فارغ التحصیل شده اند را در نظر بگیریم، عدم تجربه مدیریتی آنها چندان به چشم نمی آید! اصولا چه کسی گفته که برای موفق شدن در یک تجارت باید همه چیز را در مورد آن بدانیم؟ بعلاوه، قابل انکار نیست که این جوانان تازه از گرد راه رسیده بسیار باهوشتر از ما قدیمی تر ها هستند، خودشان هم همین اعتقاد را دارند!

BertKlein-web

-این یارو پیره کیه؟

من دوستان زیادی دارم که این اواخر شغلشان را از دست داده اند یا در حال از دست دادن آن هستند.من درک می کنم که آنها گیج و متحیر هستند و نمی دانند واقعا چه اتفاقی برایشان رخ داده است و چه اتفاقاتی از این به بعد قرار است رخ بدهد.بسیاری از این افراد در مشاغلشان موفق بوده اند ، به سختی تلاش کرده اند ، سوابق کاری درخشانی دارندو دمو ریل هایشان حاکی از سالها تجربه است و حتی کمپانی ها نیز آنها را تحسین می کنند…اما با تمام اینها، گویی که صنعت انیمیشن دیگر جایی برای این افراد ندارد! در بهترین حالت آنها بازنشسته میشوند، خروجی محترمانه از دنیای انیمیشن!!!

قصد من از نوشتن این مقاله، صدور بیانیه بر علیه جوانان نیست. من این شانس را داشته ام که با بسیاری از این جوانان همکاری کنم و شخصا ورود بسیاری از آنان به صنعت انیمیشن را تبریک گفته ام.به هر حال آنها همانهایی هستند که صنعت انیمیشن را پس از ما زنده نگاه خواهند داشت. من فقط میخواهم حقایقی را به آنهایی که هنوز ترجیح میدهند چیزهایی را نبینند یادآوری کنم. به هر حال زمان در حال گذر است و روزی نوبت به جوانان امروز نیز می رسد که جایشان را به دیگران بدهند. شاید نسل بعدی افرادی که به استودیوهای انیمیشن وارد می شوند، جوانان زیر پانزده سال باشند!!!

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع : http://jimhillmedia.com

The secret of kells

ارسال شده توسط | در Uncategorized, انیمیشن | تاریخ ۰۳-۰۶-۱۳۸۸

۱۳

تصویری از نسخه اصلی کتاب کلز. این کتاب که در حدود ۱۲۰۰ سال پیش توسط راهبان ایرلندی نوشته و تصویرسازی شده است، حاوی زیبا ترین و عجیب ترین نقوش ، تصاویر و علائم باستانی است که مفهوم بسیاری از آنان تا به امروز برای مخققان و تاریخ شناسان کشف نشده است.

به گزارش سایت Cartoon Brew ، انیمیشن متفاوت و دارای سبک The Secrets Of Kells در تاریخ بیست ششم سپتامبر برای نخستین مرتبه و تنها در یک جلسه ی نمایش در جشنواره ی L.A. Irish Film festival در لس آنجلس به نمایش در خواهد آمد. این فیلم بلند انیمیشن محصولی است از استودیوی انیمیشن Cartoon Saloon در ایرلند ، که تا کنون سریال انیمیشنی موفق Skunk Fu ، راسوی جسور و کونگ فو کار را روانه ی صفحه تلوزیون کرده است. کارگردان The Secrets Of Kells ، تام مور Tomm Moore است که خودش یکی از بنیانگذاران استودیوی Cartoon Saloon است.او علاوه بر کار در زمینه ی انیمیشن، بعنوان تصویرگر کتاب کودک، گرافیست و طراح کتابهای کمیک استریپ نیز فعالیت می کند. تام مور اخیرا کار بر روی انیمیشن بلند تازه اش، “ آوای دریا The Song Of The Sea ” را آغاز کرده است. داستان فیلم The Secrets Of Kells  که در قرن نهم میلادی می گذردبدین شرح است:

برندان Brendan ، پسر بچه ی دوازده ساله که تحت نظارت عمویش زندگی می کند ، مجبور است به کمک عمویش و سایرین در ساخت دیوار محافظی که آنها را از هجوم وایکینگها در امان می دارد همکاری داشته باشد. روزی برندان با روحانی و هنرمندی بنام “برادر آیدان” برخورد می کند که برندان را با زیبایی های دنیای هنر و بخصوص طراحی آشنا می کند. برندان که دریچه جدیدی برویش باز شده، تصمیم می گیرد مسیر زندگیش را عوض کند و طراحی های کتاب باستانی ،اسرار آمیز و زیبای Book Of Kells را به اتمام برساند. در راه دستیابی به این آرزو، او به سفری در اعماق جنگل دست می زندو در آنجاست که با بزرگترین وحشت زندگیش روبرو می شود…

تریلر فیلم را میتوانید از اینجا ببینید

مترجم: مهبد بذرافشان

free hit counter
hit counter