نیمه ابری:گفتگویی با پیتر سان، کارگردان فیلم کوتاه جدید پیکسار (قسمت اول)

cloudy05_partlycloudy-19dcs-293

نیمه ابری، انیمیشن کوتاه تازه ی پیکسار. در ساخت شخصیتهای ابری از بیش از ۲۰۰۰۰۰ پارتیکل استفاده شده تا به آنها ظاهری سیال و ابر مانند ببخشد.

Partly Cloudy(نیمه ابری) فیلم کوتاه تازه ی پیکسار است که قرار است همزمان با نمایش عمومی UP اکران شود.پیتر سان Peter Sohn کارگردان این فیلم که قبلا درتولید فیلمهایی چون رتتویی، شگفت انگیزان، در جستجوی نیمو و غول آهنی بعنوان انیماتور،نویسنده و حتی صدا پیشه همکاری داشته است، در گفتگویی با Animation World Magazine ، در باره ی نخستین تجربه ی کارگردانیش صحبت کرده است. ترجمه ی این مصاحبه را در دو بخش به شما تقدیم می کنم:

cloudy02_petersohn

پیتر سان

اجازه بدید با ” دامبو” شروع کنیم، از ” دامبو” الهام گرفتید؟

- من خیلی بچه بودم که با والدینم ” دامبو ” را دیدیم. مطمئنم که خیلی از بچه ها تجربه ی  مشابهی در مورد فیلمهای مختلف داشته اند، و خب منم به شدت تحت تاثیر “دامبو” قرار گرفتم. نمیدونم، شاید من بچه ی خیلی حساسی بودم، اما از همون موقع این فکر که اون لک لکها بچه ها رو از کجا میارن توی ذهن من شکل گرفت. من اون موقع تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودم ،اما داستان و کاراکترهای فیلم ” نیمه ابری” همین چند سال پیش در ذهن من تکمیل شدند.

چطور شد که تصمیم گرفتید که فیلم باید اینطور شروع بشه؟

-خب در اصل داستان اینطور شروع می شد: دنیای لک لکها یی که شغلشون آوردن بچه هاست، اما سئوال اینه، خود لک لکها بچه ها رو از کجا میارن؟ و در ذهن من جواب کاملا روشن بود، از توی ابرا! خب من چند تا طراحی از لک لکهایی که وسط ابرا هستن انجام دادم، تعدادی عکس (از ابرها) گرفتم و با فوتوشاپ برای این ابرها چشم و دماغ درست کردم و بعدش لک لکها رو وسط ابرها در حال پرواز نشون دادم. اونوقت داستانی در باره ی یکی از این ابرها که رنگش خاکستریه و عصبی هم هست و کارش درست کردن بچه های خطرناکه ( تمساح و خارپشت و مار ماهی و…) درست کردم و نتیجه ی کار رو به جان (لستر) نشون دادم. او یکی از تصاویر رو انتخاب کرد و گفت چطوره داستانو با این شروع کنیم؟ خب کل این داستان مربوط میشه به حدود یک سال و نیم قبل و تو این مدت من تجربیات خیلی خوبی داشتم.این اولین تجربه ی کارگردانی فیلم کوتاه من بود و من خیلی چیزا یاد گرفتم. من واقعا بچه بزرگ کردنو دوست دارم و در احساساتم با گاس Gus( شخصیت ابر خاکستری در فیلم) شریکم.اینکه یه چیزی بسازی و بخوای که مردم اون چیزو دوست داشته باشن…

خب حالا به نظرت کارگردانی فیلم چطور تجربه ایه؟

-میدونید، خیلی تجربه عجیبیه…من قبلا اینجا( در پیکسار) در پروژه های زیادی به عنوان انیماتور یا نویسنده ی داستان کار کرده بودم و نکته اصلی اینه که وقتی که من روی یه پروژه ای کار می کنم( که داستانش مال خودم نیست)، تمام روح و قلبمو میذارم روی اون کار و دوست دارم بهترین کاری رو که میتونم به کارگردان یا اعضای تیم قصه نویسی ارائه بدم و حالا، توی این فیلم، این دیگه فیلم خودم بود و قصه، قصه ی خودم بود و من باید از فیلم خودم حمایت می کردم. به خودم می گفتم :” این بچه ی منه و باید خوب بزرگش کنم”.در طول مدتی که ما داستانو مینوشتیم، در جلسات نوشتن فیلمنامه، ما ایده های زیادی داشتیم و نسخه های مختلفی از داستان رو نوشتیم با پایان های متفاوت و حتی بعضی از نسخه ها طولانی تر هم بودن و ایده های متفاوتی هم مطرح می شدن، مثلا یه ایده این بود که لک لکها خودشون بچه داشته باشن، یا مثلا اینکه ابر خاکستری خودش یه بچه ابر داشته باشه…اما هیچکدوم از این ایده ها اونی که ما می خواستیم نبودن. چرا که هیچکدوم واقعا نشون نمیدادن که این شخصیتا کی هستن؟ و خب این خیلی جالبه که تو کارگردان باشی و خودتو وارد داستان بکنی و بری به جاهایی که داستان داره اتفاق میفته تا ببینی که داستان در کجاها نقص داره و کم و کاستی ها چی هستن؟ در ابتدای کار من خیلی خودمو درگیر حواشی داستان کرده بودم، اما به محض اینکه تونستم خودمو در جریان روند داستان قرار بدم و اجازه بدم که شخصیتها شکل بگیرن، دیگه همه چیز خوب جلو رفت…درس بزرگی برای من بود.

cloudy03_partlycloudy-birdsflight

محور اصلی داستان چطور شکل گرفت؟

-من همیشه در جستجوی شخصیتهایی بودم که با قلبشون زندگی می کنند، منظورم اینه که این شخصیتها وقتی که کاری رو انجام می دن با جون و دل انجام میدن و صادق و صمیمی هستن.خب وقتی که بالاخره به شخصیتهای مورد نظرم دست پیدا کردم متوجه شدم که این شخصیتها خیلی با هم متفاوت هستن. گاس بیشتر شبیه به یک گارسون  بود و پک Peck (لک لک) شخصیت خیلی متغیری داشت و من دائم به این فکر می کردم که این دوتا چطوری قراره با هم کار کنند یا ارتباط برقرار می کنند؟  وقتی که با جان ( لستر)در این باره صحبت کردم، به این نتیجه رسیدیم که بخشی از تم اصلی داستان رو بر همین اساس پایه ریزی کنیم، یعنی بر اساس سوءتفاهم ها و عدم درک متقابل. من خودم تجربه ی مشابهی در این زمینه داشتم. من در نیویورک بزرگ شدم و پدر مادر من هردو در کره بزرگ شده بودند و انگلیسی رو خیلی شکسته حرف می زدند و من همیشه در برقرای ارتباط و حرف زدن با اونا دچار مشکل و سوء برداشت می شدم.در نتیجه من این تجربه ی شخصی رو به نوعی به داستان منتقل کردم.خیلی از انیمیشنهای کوتاهی که این روزها ساخته میشن اصلا گفتگویی ندارند، اما من میخواستم که بوسیله ی دیالوگها نشون بدم که شخصیتها در درک یکدیگر دچار مشکل هستن.

خب پس بین گاس و پک سوء تفاهمی شکل میگیره و رابطه ی اونا به خطر میفته؟

- دقیقا، گاس عاشق کارشه و عاشق بچه ها هم هست و میدونه که به هر حال در دنیا به تمساح و خارپشت هم نیاز هست. اما او در عین حال به دلیل اینکه میدونه این حیوانات خطرناک هستن ،دلش نمیخواد باعث آزار کسی بشه و همین باعث سوءتفاهم بین او و پک میشه…

حالا بیایید در مورد متحرکسازی فیلم حرف بزنیم که به وضوح روی ابرها شکل گرفته!!!

-متحرکسازی فیلم خیلی بر اساس ریتم و زمانبندی خاص شکل گرفت. میدونید، نشون دادن حرکات ابرها چالش بزرگی بود، ابرها بطور ذاتی حرکات آهسته ای دارند ولی فیلم ما باید ریتم سریع و سر زنده ای می داشت و همین کار را مشکل می کرد.ما حرکاتی واضح و مواج به گاس دادیم، اما این حرکات نتیجه ی مطلوبی نداشتند و نمیتونستند حس ابر بودن گاس رو القا کنند. در نتیجه ما حرکات اونو آهسته تر کردیم انگار که او بر روی آب شناور بود و نوع حرکت خاصی هم برای بینی  و بخشهای بیرونی بدنش طراحی کردیم وبعد متقابلا حرکات پک رو خشک تر و منقطع تر کردیم.در واقع ما کارهای زیادی بر روی گاس انجام دادیم بدون اینکه بخواهیم در ابتدا از افکت (ابری )خاصی بر روی او استفاده کنیم.کار انیماتورها برای نشان دادن سیال بودن و شناور بودن گاس واقعا معرکه بود.او هرگز ثابت و ساکن نیست و دائما در حال حرکت به نظر میاد.

پایان قسمت اول

ترجمه و تخلیص: مهبد بذرافشان

منبع: http://mag.awn.com

PrintFriendly

{۶ نظر}

  1. بلوط {پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۹ ق.ظ}

    آقا مهبد سلام و خسته نباشید .
    خییل وقته که می خوایم ازتون یه تشکر ویژه بکنیم ، بخاطره این همه اطلاعاته مفیدی که ترجمه می کنی و در اختیار همه انیمیشن دوستان قرار می دید .
    سایتتون به یک مرجع کامل برای انیمیشن کارهای فارسی زبان تبدیل شده .
    راستی آقا ما برای جشنواره اومده بودیم اما متاسفانه کار شما (ققنوس) رو نتونستیم ببینیم . تو net هم نتونستیم پیداش کنیم . کاش لینکی برای دانلودش میذاشتی .
    نام کاربری ما در مجید آنلاین Baloot3D ( یه تیم هستیم ) .
    همین جوری ادامه بده ، بازم تشکر

    مهبد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۸ ۴:۳۴ ب.ظ:

    دوستان عزیز، من را شرمنده می کنید…من کار خاصی نکرده ام و خوشحالم که تونستم مثبت باشم.
    ققنوس هم بیشتر یک تجربه بود برای محک زدن توانایی های نرم افزار افتر افکتز، خود فیلم ایرادات زیادی داشت و محصول شرایط بحرانی و بدی در زندگی من بود.اما باعث شد که تجربیات خوبی کسب کنم.
    موفق باشید

  2. کسری عباس آبادی {پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۹ ق.ظ}

    امیدوارم همیشه پاینده باشید
    بهترین منبع فارسی انیمیشنید
    اگر شد بخش دانلود انیمیشنهای کوتاه که به نسبت انیمیشنهای بلند کمتر درین مرزوبوم گیر میایند هم در سایت قرار دهید

    مهبد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۸ ۴:۴۰ ب.ظ:

    کسری عزیز، ممنونم از نظر لطف شما، امیدوارم که واقعا نه بهترین باشم و نه منبع :wink: اگر چنین باشد معلوم میشود که هنوز خیلی فقیریم، صمیمانه امیدوارم که بضاعت (اینترنتی) انیمیشن ایران از (انیمیشن امروز) خیلی بیشتر باشد.اما از لطف و محبت شما واقعا سپاسگذارم.
    در مورد لینک دانلود انیمیشن های کوتاه هم به چشم، اگر لینکهای خوبی دیدم حتما در سایت قرار می دهم.

  3. حسن نوزادیان {شنبه ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۰ ق.ظ}

    مهبد جان بعد مدتها بالاخره یه کامنت برات گذاشتم که شخصا ازت تشکر کنم بابت تمام مطالب مفیدی که من میئونم ارائه ش تو همچین مملکت بی منبع و مرجعی یعنی چی.
    و… یه چیزی… فک کنم اتفاقا برعکس اونچیزی که بنظر میاد و منم همونطور فک میکردم اون کلمه ” تخلیص” صحیح نیس واسه معنایی که منظورته و درستش همون “تلخیص” هست…ها؟…

    مهبد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    حسن جان هردو درسته و هر دو هم به معنی خلاصه کردنه:
    لغت نامه دهخدا :
    ۱- تخلیص . [ ت َ ] (ع مص ) ویژه کردن . (زوزنی ) (دهار). ویژه و بی آمیغ کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)…. خلاصه گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گرفتن خلاصه .

    ۲-تلخیص . [ ت َ ] (ع مص ) بیان کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بیان کردن و شرح دادن و تقریب کلام و خلاصه کردن آن … پاک و صاف کردن . (آنندراج ).

    من اتفاقا هر دو مورد را قبلا جستجو کرده بودم، حتی شما اگر هر دو عبارت ” ترجمه و تخلیص” و همچنین ” ترجمه و تلخیص” را در گوگل فارسی جستجو کنی میبینی که از هردو مورد به تعداد بی نهایت! استفاده ی یکسان به عمل اومده!

    اما در هر حال، چه تلخیص و چه تخلیص، من ارادتمند و ممنون لطف شما هستم. قربانت

    حسن نوزادیان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۸ ۴:۵۱ ب.ظ:

    بازم ممنونم که با دقت و هوشمندی همیشگیت به نکات کوچیک اهمیت میدی و ما رو هم بهره مند میکنی. دوست و همکار و انسان بی نظیری هستی…

  4. آمنه اسلامی {شنبه ۱۲ اردیبهشت, ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۲ ب.ظ}

    سلا آقای بذر افشان خدا بد نده؟سلامت باشین همیشه.

    مهبد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۸ ۳:۵۹ ب.ظ:

    بد نبینید خانم اسلامی، کسالتهایی بودند که پشت سر هم امدند و ایشاللا رفع می شوند. ممنونم از لطفتون

  5. محمد ارزاقی {دوشنبه ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۵۱ ب.ظ}

    :razz: فقط میتونم بگم خیلی ممنون…. و لطفا اگه کتابی که داشتین ترجمه میکردین چاپ شد حتما اطلاع بدین. تشکر :smile:

  6. آلما {شنبه ۳۰ بهمن, ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۲۸ ب.ظ}

    سلام
    من امروز دنبال یه مطلبی بودم که با اینجا آشنا شدم.
    ترجمه تون فوق العاده بود و خیلی به دردم خورد. خواستم تشکر کنم. همیشه شاد و سر بلند باشین.

    مهبد بذرافشان پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰م, ۱۳۸۹ ۲:۲۷ ب.ظ:

    ممنون از لطف شما، سربلند باشید

با عرض پوزش ، بخش نظرات برای این مطلب غیر فعال است.

O2 Simplicity
Visitors Statistics