نیمه ابری:گفتگویی با پیتر سان، کارگردان فیلم کوتاه جدید پیکسار (قسمت دوم)
ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۱۶-۰۲-۱۳۸۸
۵

از لحاظ تکنیکی چطور به ساخت و ساز ابرها دست پیدا کردید؟
-گاس از حدود 200000 پارتیکل تشکیل شده. به دلیل اینکه ما باید ضمن حجیم نشان دادن او،حالت شفافی نیز به او میدادیم، ابتدا یک کاراکتر از گاس ساختیم، این کاراکتر رو متحرکساری کردیم و سپس اونوبصورت نامرئی Hidden درآوردیم. سپس پارتیکل ها را به این کاراکتر نامرئی اضافه کردیم. با اضافه شدن شدن پارتیکل ها به کاراکتر گاس ، حالا او بیشتر شبیه به یک شخصیت پنبه ای بود و در نهایت با نورپردازی مناسب ما توانستیم اونوبصورت یک قطعه ابر نمایش بدیم.شما نمیتونید یک شخصیت ابر رو درست مثل یک ابر واقعی متحرک سازی کنید مگر اینکه بدونید که چطوری سایه ها رو نرم و لطیف نشون بدید، چطوری نور روی قسمتهای مختلف اون عمل می کنه و چه جزئیاتی باید به اون اضافه بشه. گاس واقعا کاراکتر مشکلی بود. اولین باری که من شخصیت گاس رو به چند تا از متخصصین ساخت کاراکتر نشون دادم، هرکدوم از اونا راههای متفاوتی برای ساخت این شخصیت پیشنهاد دادند و تصاویر متفاوتی از گاس رو ارائه دادند: یک گاس بخار مانند و لطیف یا یک گاس شبح مانند…بالاخره ما با ساخت این یکی گاس که شما در فیلم میبینید به توافق رسیدیم. این گاس شخصیتش کارتونی تر بود و بعلاوه حالت پف دار و بامزه تری داشت.بخاطر اونهمه پارتیکل ، نورپردازی و رندرینگ این شخصیت واقعا طولانی می شد. ما دائما در حال وحشت و ترس بودیم از اینکه مبادا رندرینگ این فیلم کوتاه هیچوقت تموم نشه !
اما بالاخره تموم شد. دیگه چه مشکلاتی داشتین؟
-یکی از چیزایی که من خیلی دوست داشتم این بود که ما ازتکنیکهای شناخته شده ای مثل نورپردازی و پارتیکلها به شیوه ی تازه ای استفاده می کردیم که قبلا هیچوقت هیچکس استفاده نکرده بود.البته من قبلا هم به این موضوع اشاره کردم اما یکی دیگه از نکاتی که برای ما دردسر زیادی داشت ساخت دهان و چشمهای گاس و بقیه ابرها بودند. میدونید با اون جنس و موادی که ما برای بدن ابرها ساخته بودیم، درست کردن چشم و دهان واقعا مشکل بود و ما مثلا باید تلاش خیلی زیادی می کردیم تا بتونیم یه لبخند ساده رو روی صورت گاس نشون بدیم. بعد ما سعی کردیم چشمها ی گاس رو هم از همون جنس ابری درست کنیم و نتیجه واقعا وحشتناک بود. پس در آخر ما به این نتیجه رسیدیم که چشمها و دهانشو اونطوری که الان میبینید کار کنیم. اما مشکلات یه جورایی هنوز ادامه داشتند. مثلا موقعی که گاس پلک میزد، چشمهاش از زیر پلک پیدا بودند…خلاصه دردسر زیاد داشتیم.
و هیچکدام از این تجربیات شما در ساختن Up کاربردی داشتند؟
- نه، برعکس، ما از تجربیات بدست اومده در UP استفاده کردیم. مثلا یک صحنه ی طوفان بود که ما با توجه به امکاناتی که در UP فراهم شده بود اونو کار کردیم.
خب حالا در مورد پالت رنگیتون برای ما شرح بدین
- من همیشه دلم میخواست که داستان این فیلم از صبح شروع بشه و در شب تموم بشه، ولی نوا کلوست Noah klocet کارگردان هنری فیلم ، فضای آسمون رو با رنگهای پاستل جوری طراحی کرد که صبح و غروب دقیقا یه جور دیده می شدن.یه جور فضا سازی گرم و طلایی که دقیقا مناسب دنیایی بود که توی اون دنیا لک لکها پرواز می کنن و اینور و اونور میرن.میدونید ، در این نوع فضا سازی و رنگ پردازی یه جور تضاد و دوگانگی جالبی وجود داره. اینکه شما هم دلتون میخواد که فضایی که میسازید طبیعی و واقعی جلوه کنه و هم اینکه دوست دارید اون فضا کاریکاتوری و حتی فرا واقعی باشه…و بالاخره تیم بست Tim Best و گروه نور پردازی بودن که کار نهایی رو انجام دادن و فضای کار رو وارد یه مرحله ی تازه ای کردن.ما واقعا غافلگیر شده بودیم چونکه خیلی وقتها بودن که ماداشتیم با ابرهایی کار می کردیم که واقعا شبیه به ابر نبودن و بعدش ناگهان گروه نورپردازی وارد کار شدن و همه چیز متحول شد و ما واقعا تونستیم دنیای جادویی و منحصر به فرد گاس و دوستانشو ببینیم

و لک لکها؟
-من واقعا عاشق صحنه ی آغازین دامبو با اون لک لکها هستم و دلم میخواست بتونم دوباره اون حس واقعی رو تکرار کنم.در دامبو دو جور لک لک وجود دارند. لک لکهایی که واقعی و طبیعی به نظر میان و اونایی که کارتونی هستن و بچه ها رو میارن. ما ترکیبی ار هر دو رو کار کردیم، ظاهری تا حد امکان واقعی( با اون پرها وغیره) و چهره وچشمهایی اغراق شده و کاریکاتوری برای اینکه به این شخصیتها جذابیتی کارتونی بدیم.
بچه ها؟
- جالب ترین نکته این بود که جان لستر مدام تاکید داشت که باید بچه ها رو هرچه میتونیم بامزه تر و ملوس تر نشون بدیم،حتی خطرناک ترینشون رو…و خب ما تمام تلاشمون رو کردیم و فکر می کنم که اونا واقعا بامزه شدن
و ایده های مختلف؟
- همه کمک می کردند، مثلا جان لستر ایده های محشری در مورد شوخی های دردناک با پک (لک لک) می داد. مثلا ایده ی اون ابری که شکل گوسفنده و بعدش معلوم میشه که توش خارپشت داره . جان ایده های زیادی در مورد چیزایی که اول یه جور به نظر میان ولی بعدش معلوم میشه که یه جور دیگه اند داشت. اندرو استنتون هم در مراحل مختلف اجرای کار و ایده های مختلف کمک زیادی کرد . به این دلیل که این یه کار کوتاه بود وما باید بتونیم در یک کار کوتاه کاراکترها و ایده ها رو بخوبی معرفی کنیم و به بیننده نشون بدیم.اندرو به نکات ریزی توجه میکرد،مثلا می گفت :” نمی دونم که آیا این ایده که اون به بالا و به یه ابر دیگه نگاه کنه هنوز هم خوب از آب در میاد یا نه؟” یا مثلا :” باید آسمون رو یه کمی روشن تر کنیم،اینطوری لبه های ابرها بیشتر خودشونو نشون میدن.” اندرو به من می گفت :” همیشه بدون که تماشاچی فیلم تو کجاست و خودت کجا هستی و داری چه چیزی رو به چه کسی نشون میدی…
در مورد فیلمبرداری سه بعدی 3-D توضیح بدید
- ساخت این جور فیلمها خیلی جذاب هستند.خیلی جذاب و در عین حال پر از مشکلات خاص خودش…با فیلمبرداری به شیوه ی 3D در فیلمی مثل ” نیمه ابری” یا UP بیننده واقعا احساس میکنه که توی آسمونه! مشکلی که با این فیلما وجود داره اینه که شما بتونید بیننده رو مجبور کنید که به قسمتی از فیلم توجه کنه که منظور شما بوده! مثلا تصور کنید در قسمتی از فیلم صحنه ای وجود داره که در اون صحنه، شونه ی گاس درست بالای سر تماشاچیا دیده میشه و همه دارن اون قسمتو نگاه می کنن ، در صورتی که اصل داستان در قسمت دیگه ای از صحنه داره رخ میده و خب اینم یه فیلم کوتاهه و اگه چیزیو از دست بدین دیگه فرصتی برای جبرانش نیست! اما به هر حال این تجربه ی موفقیت آمیزی بود و مسلما پرواز کردن در میون ابرها به شیوه ی 3ِD بسیار لذت بخش خواهد بود.
ترجمه و تخلیص: مهبد بذرافشان
منبع: http://mag.awn.com
.


سلام دوست عزیز وبسایت ما هم مرجع انیمیشن و جلوه های ویژه است.
میخواستم اگر میشه وب سایت ما رو توی پیوندها قرار بدید.
با تشکر
http://www.Aniamtors.ir
پاسخ
ببخشید ادرس اشتباهی شد:
http://www.Animators.ir
پاسخ
دوست عزیز مطمئنید که آدرس را درست نوشتید؟ آدرسی که شما نوشته اید قابل دسترسی نیست
پاسخ
ممنون
پاسخ
سلام
ممنون بابت تلاشتون
لینک دانلود این فیلم کوتاه رو دارید؟
پاسخ