جشنواره ی پو یانمایی،اختتامیه، تماشاچیان بالغ و حواشی…

welcome2

۱-امشب مراسم اختتامیه ششمین جشنواره ی پویانمایی برگزار شد.مراسم بیش و کم شبیه به سالهای پیش بود، با اندک تفاوتهایی.مجری برنامه استاد گرامی جناب دکتر اکبر عالمی بودند که خواسته یا ناخواسته در قالب بیلی کریستال در حین اجرای مراسم اسکار فرو رفته بودند و مراسم مفرحی را اجرا کردند. تردیدی نیست که طنز پنهان شخصیت ایشان ،امشب درجاهایی بیش از آنچه که باید خودنمایی کرد. من متوجه نشدم که آیا داستان گم شدن ترجمه ی متن صحبتهای جناب پل دریزن و سایر مهمانهای خارجی، خم شدن مکرر جناب عالمی برای برداشتن کاغذ ها از روی زمین،کل کل ایشان با پل دریزن و گفتن این جمله که : آقای دریزن من کمی ترسیدم،برخورد شما خیلی رسمی و جدی است… و پاسخ پل دریزن : البته، چون من واقعا جدی هستم! ،بخشی از پرفورمنس طنز آلود جناب عالمی بود یا اینکه ایشان آنطور که بعدا و در پایان مراسم گفتند بسیار خسته بودند و از بیخوابی و خستگی تمرکز کاملی بر کارها نداشتند. اما به هر حال هرچه که بود، جناب دکتر عالمی بر صحنه، اجرایی نسبتا استثنایی و مخصوص به خودشان داشتند. فکر می کنم که حد اقل امشب را راحت بخوابند.

۲- جوایز پخش شدند و مطابق معمول نظرات در این مورد متفاوت بودند. من شخصا معتقدم که ۸۵% جوایز به درستی و به افراد لایقی تقدیم شدند. نظر شخصی من این است که در بخش بین الملل یک یا حد اکثر دو جایزه به دوستان هموطن کافیست. اگر ما از واژه ی ( اینترنشنال) استفده می کنیم، باید ظرفیت اینترنشنال بودن را هم داشته باشیم.مطمئنا میتوان با تقدیم یک جایزه به یک اثر ایرانی، از میان بیش از یکصد اثر خارجی دیگر، کارهای درخور و شایسته ی زیادی برای دریافت جوایز دیگر را انتخاب کرد. تعداد نسبتا زیادی از جوایز را دوستان همکلاسی و هم دانشگاهی های سابق من دریافت کردند. همینجا به خانمها کشکولی نیا با فیلم واقعا جذاب و شیرینشان، خانم بیانی و خانم اسلامی تبریک می گویم.به استادم آقای فرخ یکدانه ی عزیز هم تبریک می گویم و از طرف خودم و میکی رورک براشون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم . بابک نظری عزیز هم تندیس جشنواره را برای شکرستان به خانه برد، شکرستان واقعا فوق العاده است و مطمئنا پس از پخش تبدیل به بخشی از خاطره ی جمعی بسیاری از کودکان این نسل خواهد شد…

۳- تماشاچیان برای خیلی از فیلمها با دل و جان دست می زدند، بعضی از فیلمها را کمتر تشویق می کردند، در برابر بعضی فیلمها سکوت می کردند و گویا در مواردی هم برای بعضی فیلمها به نوع خاصی دست میزده اند و یا هو می کردند… من به این می گویم بلوغ و حرفه ای شدن. دلیلی ندارد که به صرف فرهنگ مودبانه یا محافظه کارانه ی ایرانی ، همه ی فیلمها را تشویق کنیم و اجازه ندهیم سازنده ی فیلم از احساس واقعی مخاطبین با خبر شود. فیلمی که خوب است باید تشویق شود و فیلم بد هم باید بازخورد مناسب خودش را ببیند. من در جلسات نمایش فیلم خودم نبودم، اما اینطور که شنیده ام محترمانه تشویق شده ام ( حداقل کسی هو نکرده است)، اما اگر فیلم من حتی (هو) شده بود، بازهم کلاهم را به احترام نظر تماشاچی که مرا نمی شناسد و نظرش را با صراحت در مورد فیلمم اعلام میکند بر می داشتم.

۴-جشنواره فرصتی شد که بتوانم بسیاری از دوستان مجازی اینترنتیم را به دوستانی حقیقی تبدیل کنم.کسانی که در این دو سال به من لطف فراوان داشتند و با کامنتهایشان به انیمیشن امروز رونق می دهند.ملاقات با این دوستان برای من بسیار لذت بخش بود و عمیقا و قلبا به این دوستیها افتخار می کنم.حتی یک لحظه هم تصور نمی کردم که توانسته باشم چنین ارتباط عمیق و شیرینی را با این طیف گسترده از افراد آشنا و نا آشنا برقرار کنم…واکنش بعضی از این دوستان واقعا با نمک بود. صراحتا به من گفتند که در سلامت عقل و روان من شک دارند! مگر ممکن است یک آدم عاقل اینهمه وقت بگذارد برای کاری که برایش یک ریال سود مادی هم ندارد؟ راستش من هرگز و در هیچ کجا ادعا نکرده ام که عاقل هستم! واقعا هستم؟!!!

۵-کسی میتواند به من بگوید که سنت حسنه ی آب پاشی زیر پای مهمانان از کی در این مملکت باب شده؟در طول روزهای جشنواره، پله ها، سکو ها، لبه های باغچه ها و خلاصه هرجایی که می شد چند لحظه ای نشست، بی وقفه و فداکارانه توسط ماموران ویژه سطل و آفتابه به دست آب پاشی می شد! لازم نیست آدم خیلی باهوش باشد که دلیل این آبپاشی های مکرر را دریابد،اما در جشنواره ای که مربوط به یکی از طنز آمیز ترین مظاهر هنر است، دیدن چنین منظره ای نیز خالی از طنز و خنده نبود. به هر حال این ترفند تاکتیکی اثر چندانی هم نداشت. گردهمایی هایی که قراربود بصورت نشسته برگزار نشوند، بصورت ایستاده و کاملا حرفه ای و با موفقیت کامل انجام می شدند…اگر نمی شود روی پله ها نشست، می شود روی پله ها ایستاد. پیشنهاد من این است که برای دوره ی بعد بجای آب از قیرمذاب استفاده کنند،تاثیرش خیلی بیشتر است ، در این وانفسای خشکسالی و بی آبی ،هم در مصرف آب صرفه جویی می شود و هم اینکه هر کس یکبار از روی قیر رد بشود دیگر کلا قید دیدن فیلمها را می زند و مسئولین محترم هم لازم نمی شود نگران حواشی مسئله ساز باشند.

به امید صدمین دوره ی  جشنواره  پویانمایی

مهبد بذرافشان

PrintFriendly

{۶ نظر}

  1. محمد توکلی {جمعه ۱۶ اسفند, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۲۸ ب.ظ}

    من با آنچه اون بالا نوشته شده بسیار موافقم. :grin:
    من فقط با هو کردن مخالفم.
    تو خیلی خوبی.
    ولی به نظر کمی خسته میومدی… :sad:

    مهبد پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ ۵:۳۷ ق.ظ:

    محمد جان من همیشه معتقدم که بسیاری از بهترین کارهای جشنواره فقط به این دلیل جایزه می گیرند که محمد توکلی فیلمی در جشنواره ندارد. بالاخره کی میخواهی تکانی به خودت بدی؟
    خیلی بیشتر از آنچه که فکر کنی خسته هستم. خسته و….
    ولش کن، من هنوزم سرپام :wink:

  2. هومن {شنبه ۱۷ اسفند, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۰۶ ق.ظ}

    هولدن کالفیلد هم وقتی که به خواهر کوچولوش فیبی در مورد کار مورد علاقه اش – ناتور دشت – توضیح می داد گفت:
    می دانم کار عاقلانه ای نیست، می دانم عاقلانه نیست…

    مهبد پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ ۳:۳۲ ب.ظ:

    هومن ما فکر میکنم بیست سالی هست که با هولدن کالفیلد میپریم….یاد اون روزا بخیر…جخت :wink:

  3. مهدی شیری {شنبه ۱۷ اسفند, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۴۵ ب.ظ}

    سلام اقا مهبد از این که تو جشنواره دیدمت (هم خودت و هم کارت)خیلی خوشحال شدم :lol: :razz: :grin: :mrgreen: ولی متاسفانه نتونستم باهات صحبت کنم :neutral: :sad: :cry: .
    در مورد جشنواره و داوری باید بگم تعداد کارایی که به حق رتبه ابردن کم بودحداقل یک سری از کارا نباید ۲ تا یا ۳تا جایزه میگرفتن چون کارای دیگه ای هم بود و این نامردیه .از کار خیاط و شکرستان خیلی خوشم اومد.تو بخش بین الملل هم فکر میکنم کارای خیلی قویتری هم بود که رتبه نیاوردن.خلاصه…
    امیدوارم دوباره ببینمت

    مهبد پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ ۲:۵۴ ق.ظ:

    منهم با دوتا یا سه تا جایزه گرفتن چندان موافق نیستم ولی خب این رسم در تقریبا همه ی جشنواره ها در همه جای دنیا جاری است. راستی آقا مهدی، ما به هم معرفی شدیم؟ یادم نمیاد متاسفانه… :sad:

    مهدی شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ ۹:۰۵ ق.ظ:

    چهارشنبه بود که با بچه ها صحبت میکردیم.توی حیاط.من کنار هادی طبسی و محمد توکلی بودم.حالا مهم نیست.جشنواره ی بعد همدیگه وبا کارای بهتر میبینیم.

  4. Mohammad modarres {یکشنبه ۱۸ اسفند, ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۱۱ ق.ظ}

    man kamelan movafeghaam ba ho kardan chon baes mishe sazande yekam fek kone ke chera karesh ho shod,emsaaal bakhshe iraan ajiib baad v gheyre herfeee miomad,badtar az on bakhshe daneshjooe bood ba hezaaaaaaaaar man edeaa,v 1 milion tashakor az ostad haye maroofe , :roll: ,dar kol emsal changi be del nemizad,amma didane chand filme khub v be khater ovordane lezat jameeye animation fogholade bood :mrgreen:

  5. محمد توکلی {جمعه ۲۳ اسفند, ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۵۴ ب.ظ}

    به نظر من خیلی‌ از کارهای غیر ایرانی‌ بخش بین الملل هم لیاقت هو شدن رو داشتند ولی‌ تماشاگران عزیز فقط کارهای ایرانی‌ رو مورد عنایت قرار میدادند. برای مثال یک انیمیشن ایرانی‌ در جشنواره بین‌الملل هو شد که فقط صدا گذاری بدی داشت. تماشاگران محترم کارهای بمراتب بد تری رو هم تحمل کردند و صدا شون هم در نیومد. ولی‌ چشمشون رو به روی همهٔ خوبی‌‌های اون کار بستند و دهان مبارک رو باز کردند. انیمیشن کار سخت و طاقت فرسایی ست. فکر کن تو بعنوان صاحب اثر تو سالن نشسته باشی‌، همین که کارت تشویق نشه برات خیلی‌ مهلک و کشنده است، چه برسه به اینکه هووو ت هم بکنن.

  6. سعید {جمعه ۳۰ اسفند, ۱۳۸۷ در ساعت ۸:۱۳ ب.ظ}

    سلام
    این هو کردن فرهنگ بسیار زشت و زننده ای هست.متاسفم که در تمام جشنواره های ایران باب شده. شاید دلیلش این باشه که سن تماشاگران جشنواره ها پایین اومده از طرفی درک اونها از سختی ساخت یک دقیقه انیمیشن . اونا میان تا تفریح کنند و سرگرم باشند حالا به هر قیمتی مهم نیست باید خندید تازه واسه اومدن توی سالن پول هم نمیدن کسی هم اونهارو به زور توی سالن نیاورده حتی ممکن ادعا کنند که همشون جزو دست اندر کارای انیمیشن تو ایران هستند پس میدونند با چه کارایی روبرو هستند..متاسفم از اینکه به هر قیمتی باید خندید و سرگرم شد.نزارید این هو کشیدن تبدیل به یه فرهنگ بشه چون انوقت خیلیا لطمه می بینن اولیشم فرهنگ فیلم دیدن تو سالن سینماست.ممنون از شما

با عرض پوزش ، بخش نظرات برای این مطلب غیر فعال است.

O2 Simplicity
Visitors Statistics