پرسش و پاسخی کوتاه با "لو رومانو"

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک, مصاحبه | تاریخ ۲۷-۱۰-۱۳۸۷

۶

louromano_675

لو رومانوLou Romano، متولد سال ۱۹۷۲ در شهر سن دیه گو است. طراحی و نقاشی را از کودکی آغاز کرد وبه تحصیل در زمینه طراحی و تصویرسازی در زمان دبیرستان و دانشگاه ادامه داد. در سال ۱۹۹۰ به کالج کال آرت The California Institute of the Arts رفت و در آنجا انیمیشن را آموخت. لو رومانو کار جدی در زمینه ی انیمیشن را با طراحی و تصویر سازی برای انیمیشنهایی چون مجموعه ی The Powerpuff Girls و فیلم غول آهنی The Iron Giant آغاز کرد. در سال ۲۰۰۴ موفق به دریافت جایزه انی Annie بخاطر طراحی برای فیلم باورنکردنی ها The Incredibles شد. در فیلم رتتویی Ratatouille او شخصیت لینگویینی  Linguini را طراحی کرد و بجای او نیز در فیلم صحبت کرد.آثار او در قالب کتابهای متعدد و همچنین در نشریات معتبری چون  به چاپ رسیده اند. با تشکر از محمد مدرس ، توجه شما را به ترجمه مصاحبه کوتاهی با لو رومانو جلب می کنم:

02

نام : لو رومانو

سن : ۳۶

شغل : کارگردان هنری فیلمهای انیمیشن و تصویرگر

تحصیلات: من طراحی شخصیت و فیلمسازی را در کالج Cal Arts آموختم.

کارهایی که انجام داده اید و بیش از همه به آنها افتخار می کنید: اگر بخواهم به کارهای حرفه ای اشاره کنم، بدون تردید “باورنکردنی ها The Incredibles” را نام خواهم برد. تصور میکنم که رد پا و تاثیر طراحی ها ی من در این فیلم بیش از هر فیلم دیگری دیده میشود. طراحی های من به درستی به تصاویر فیلم منتقل شده اند.

کارهایی که انجام داده اید و کمتر از همه به آنها افتخار میکنید : در فیلم گربه ها نمی رقصند( Cats Don’t Dance(1997،من دستیار در طراحی جلوه های ویژه بودم. من در آن فیلم ، صحنه ی سقوط کیک فنجانی ها بر روی زمین را متحرک سازی کردم. فیلم، یک فیلم معمولی و متوسط بود اما در آن زمان من واقعا میخواستم کار در زمینه جلوه های ویژه را نیز امتحان کنم. حالا می توانم بگویم که چندان به کارم در آن فیلم مفتخر نیستم.

پروژه هایی که این روزها در آنها کار می کنید و پروژه های احتمالی بعدی : در حال حاضر مشغول کار کردن بر روی یک پروژه ی شخصی و مستقل هستم و ضمنا بر روی یک پروژه ی تصویر سازی وساخت فیلم بر اساس آثاری از ادگار الن پو Edgar Allan Poe نیز کار میکنم.

چیزها یی که از آنها تاثیر گرفته اید : خیلی چیزها : موسیقی کلاسیک و ادبیات،هنر مدرن و تصویر سازی ، سینما و چیزهایی که صحنه را تکمیل می کنند مثل :  گریم، طراحی صحنه و جلوه های ویژه، فرهنگ باستانی و…این لیست میتواند همچنان ادامه داشته باشد.

هنرمند محبوب: دو هنرمند: آلیس و مارتین پروونسن Alice & Martin Provensen

قلم و کاغذ یا ماوس : هردو را دوست دارم. این روزها با ابزارهای کلاسیک مانند گواش یا آکریلیک کندتر از وسایل دیجیتال کار می کنم اما واقعا از هردو لذت می برم. باید اعتراف کنم که هنوز در کار کردن بر روی بوم و مقوا ، چیزی هست که وزین تر و راضی کننده تر از کارهای دیجیتالی است.

موسیقی که گوش می کنید: بیشتر کلاسیک : باربر Barber ، راخمانینف Rachmaninoff و استراوینسکی  Stravinsky از آهنگسازانی هستند که من بارها و بارها آثارشان را می شنوم. به اپرا و موسیقی فیلم هم علاقمندم . به موسیقی روز چندان علاقمند نیستم اما برخی هنرمندان پاپ/ راک قدیمی تر مانند تاکینگ هدز Talking Heads را هم دوست دارم.

عاداتی که هنگام کار کردن دارید : همیشه لباسم را کثیف می کنم! حتی اگر روپوش بپوشم هم لباسهای زیرش را رنگی می کنم!

کار در هنگام روز یا شب: کار کردن در شب را ترجیح می دهم.

سه فیلمی را که ترجیح میدهید در یک روز تعطیل در خانه ببینید: جنگ تایتانها ، امپراطوری دوباره میتازد و هفتمین سفر سنباد.

محبوبترین انیمیشن کلاسیک: این اواخر بارها و بارها “شمشیر در سنگ ” را دیده ام.

هنر کلاسیک یا هنر مدرن: به هنر و صنایع دستی فرهنگ های باستانی مانند هنر یونانی و سلتی همیشه علاقه داشته ام اما به هنر مدرن قرن بیستم نیز علاقمندم : پیکاسو Pablo Picasso ، بن شان Ben Shahn ، هنری مور Henry Moore . کارهای تبلیغاتی و تصویر سازی های سالهای میانه قرن بیستم نیز همیشه برایم جذاب بوده اند.

کمدی یا درام : درام

سخت ترین لحظات در زندگی حرفه ای : متحرکسازی صحنه ی سقوط کیک های فنجانی در فیلم گربه ها نمی رقصند.

و شیرین ترین لخظات : نخستین روز نمایش “باورنکردنی ها” در هالییوود.

و بالاخره توصیه ی شما : بهترین توصیه ای که تا به امروز شنیده ام، توصیه ای بود که روی کریستوفر Roy Christophe ، طراح تولید، هنگام دریافت یک جایزه اسکار افتخاری به زبان آورد :” جسور باشید

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع :http://the-animation-art.blogspot.com

بعد از تحریر – محمد مدرس عزیز این نقل قول از لو رومانو را کامنت کرده بود. بسیار خواندنیست:

I hope Kung Fu Panda sweeps this year’s Annies and Oscars. I found it more entertaining than WALL-E and in terms of design, it is hands down the boldest looking animated feature released this year, period. WALL-E is impressive but the Kung Fu design is truly inspired. Surely the best looking movie to come out of Dreamworks. I hope it at least sweeps in the design categories. In this case, I think Pixar can take a lesson from Dreamworks. Kung Fu Panda is a great CG “cartoon”, with design that is caricatured, appealing and not limited by photo-realism. Kudos to the Panda crew. Having worked on Incredibles, I know that trying something different can be a huge challenge. I don’t know how you guys did it. But you raised the bar

05

008

152

17

19

22

34

57

581

60

انیمیشنهایی که در سال ۲۰۰۹ اکران خواهند شد

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۲۳-۱۰-۱۳۸۷

۱۶

سایت رسمی مجله ی لس آنجلس تایمز تصاویر و توضیحاتی را در مورد فیلمهایی که در سال ۲۰۰۹ اکران خواهند شد منتشر کرده است . تعدادی از این فیلمها طبیعتا فیلمهای انیمشن هستند که البته فقط بخشی از انیمیشنهای سال ۲۰۰۹ را در بر میگیرند. به نقل از سایت لس آنجلس تایمز به معرفی این فیلمهای انیمیشن می پردازیم :

The Princess & The Frog " شاهزاده خانم و قورباغه" نخستین فیلم دوبعدی دیزنی پس از چندین سال که خیلی ها بی صبرانه در انتظار دیدنش هستند.فیلم برداشتی معاصر و امروزی از یک داستان کلاسیک است. کارگردانان فیلم ران کلمنتس Ron Clements و جان ماسکر John Musker هستند. تاریخ اکران: ۲۵ دسامبر

$9:99 یک فیلم استاپ موشن که ارزشی برابر با نه دلار و نود ونه سنت را برای زندگی تعیین می کند!فیلمنامه ی این فیلم را اتگار کرت Etgar Keret نوشته است و کارگردانی آن بر عهده تاتیا روزنتال Tatia Rosenthal بوده است. تاریخ نمایش :سوم آوریل

'Monsters vs. Aliens' هیولاها در برابر بیگانگان - رئیس جمهور ( امریکا لابد!) از گروهی از هیولاهای جورواجور که در یک مکان مخفی متعلق به دولت نگهداری می شوند درخواست کمک میکند تا از کشور و جهان در برابر حمله یک روبات عظیم الجثه فضایی محافظت کنند. فیلم محصولی است از کمپانی پارامونت و به کارگردانی راب لترمن Rob Letterman . تاریخ اکران: ۲۷ مارچ

Cloudy With a Chance of Meatballs ابری با احتمال کوفته قلقلی!-فیلمی بر گرفته از یک کتاب قصه کودکان به همین نام که در باره ی سرزمینی است که در آن از ابرها بجای باران،خوراکی می بارد!نویسنده و کارگردان : کریس میلر Chris Miller و فیل لردPhil Lord -محصول مشترک کلمبیا و سونی پیکچرز. تاریخ اکران ۱۸ سپتامبر

نیازی به توضیح ندارد. سومین قسمت از مجموعه ی بسیار موفق عصر یخی، اینبار با نام Ice Age: Dawn of the Dinosaurs ، محصولی از کمپانی فاکس که در تاریخ اول جولای اکران خواهد شد.

coraline

coraline - یک استاپ موشن خارق العاده که مسلما شگفتی ساز خواهد بود.بر اسا کتابی به همین نام ، محصولی از استودیوی فوکوس فیچرز و به کارگردانی هنری سلیکHenry Selick

ایوگنی توموو و داستان دسپرا-بخش آخر

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۰-۱۰-۱۳۸۷

۲

خارج شدن از پروژه ی سالهای سال به خوبی و خوشی Happily N’Ever After برای ایوگنی توموو چندان هم بد نیود. در همان زمان سیلوین شومه به ادینبورگ در اسکاتلند رفته و در آنجا استودیوی شخصی خودش ، استودیو جانگو Django را تاسیس کرده بود. نخستین سفارش کار به این استودیو از سوی کمپانی میرامکسMiramax بود و بلافاصله سیلوین شومه ایوگنی توموو را دعوت به همکاری کرد.

توموو می گوید:” کار بسیار لذت بخشی بود . من طراحی میکردم و کاراکتر ها را حجم سازی میکردم و سیلوین شومه سرگرم بسط و گسترش داستان و ایده هایی بود که بنظر ما جذاب و جالب می آمدند.”

اما ظاهرا این روند از نظر استودیوی میرامکس روش درستی نبود.آنها بر اساس یک تلقی سنتی خواهان کمترین تماس ما بین افراد در بخشهای مختلف بودند و میخواستند که بقول معروف ” هر کسی سر جای خودش بنشیند” و همین موضوع پایان همکاری دو استودیوی جانگو و میرامکس را رقم زد. مدتی بعد،در سال ۲۰۰۴ ، گری راس Gary Ross و الیسون تامس Gary Ross ، تهیه کنندگانی که حقوق مربوط به ساخت فیلمی بر اساس کتاب “داستان دسپرا ” را خریده بودند، با استودیوی جانگو برای ساخت فیلم داستان دسپرا تماس گرفتند.

” ما بلافاصله کار را شروع کردیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت اما سیلوین (شومه) مرتکب اشتباهی بزرگ شد. در زمانی که ما درگیر مراحل پیش تولید داستان دسپرا بودیم و منتظر بودیم تا استودیوی یونیورسال رسما موافقتش را با آغاز کار اعلام کند، سیلوین شومه تصمیم گرفت تا بصورت همزمان با داستان دسپرا، پروژه ی دیگری را نیز شروع کند. او مراحل مقدماتی فیلم “ شعبده باز-The Illusionist” را آغاز کرد. انجام دو پروژه ی سنگین و بزرگ بطور همزمان برای استودیوی یونیورسال پذیرفتنی نبود و در نتیجه قرارداد شومه در زمینه ی کارگردانی داستان دسپرا لغو شد.”

با قطع همکاری شومه در پروژه ی داستان دسپرا، ایوگنی توموو دو انتخاب را در پیش رو داشت. در پروژه ی داستان دسپرا باقی بماند یا اینکه به سیلوین شومه و پروژه ی شعبده باز بپیوندد. او می گوید:

” من همکاری با سیلوین شومه را برای طراحی های فیلم شعبده باز آغاز کرده بودم. اما میدانید، شعبده باز یک پروژه ی دو بعدی بود. چیزی شبیه به سه قلوهای بلویل…خب من که قبلا چنین کاری را انجام داده بودم. دوست نداشتم که بعنوان کسی شناخته بشوم که فقط در پروژه های دو بعدی و تنها با سیلوین شومه کار می کند. من میخواستم حیطه های جدید را نیز آزمایش کنم وکار در یک پروژه ی سه بعدی میتوانست نخستین گام باشد. در نتیجه من داستان دسپرا را انتخاب کردم . ”

ساخت پروژه ی داستان دسپرا از ادینبورگ به لندن منتقل شد و توموو به کار ادامه داد. او در سبک و زیبایی شناسی طراحی هایش تغییری نداد و طراحی شخصیتها و فضاسازی را به همان شیوه ای که با سیلوین شومه آغاز کرده بود ادامه داد.

” بزودی مشخص شد که داستان دسپرا مشکل تر از آن چیزی بود که در ابتدا تصور می کردم. اما من هرگز از انتخابم پشیمان نشدم. من بارها و بارها شنیده بودم که اگر پیکسار کاری را انجام نمیدهد، حتما برای آن دلیل موجهی دارد. اما این نقل قول باعث نمیشد که من فکر کنم که باید کاری به شیوه ی پیکسار انجام بدهم. من میخواستم کاری متفاوت انجام بدهم.”

اما آیا ایوگنی توموو موفق شد که ایده هایش را به تصویر بکشد؟ نامزدی برای جایزه انیAnnie پاسخ مثبتی به این سئوال است.

” من آدم کمال طلبی هستم و همین دلیل هرگز کاملا از کاری که انجام می دهم راضی نمی شوم. اما ناچارم اذعان کنم که گاهی هم به آنچه که انجام داده ام افتخار می کنم. در داستان دسپرا ما هنرمندان سه بعدی کار  بزرگی در اختیار داشتیم.هنرمندان بزرگی از سرتاسرجهان.آنها کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام دادند و نمونه ای از هنر عالی و درجه یک را ارائه دادند و من فکر می کنم که آنها واقعا از انچه که انجام میدادند لذت می بردند.آنها مرتبا به من می گفتند که کار بسیار طاقت فرساست، اما به هر حال همه از این کار لذت می بردند.”

پس از پایان یافتن داستان دسپرا، فصل جدیدی در زندگی توموو شروع شد. او ازدواج کرد و به کالیفرنیا اسباب کشی کرد:” بعد از زندگی در شهر هایی چون مونترآل،برلین، ادینبورگ و لندن، من واقعا از سرما و مه و باران خسته شده بودم و به آفتاب و هوای گرم نیاز داشتم. من از آب و هوای کالیفرنیا لذت می برم و البته اینجا قلب تپنده ی صنعت انیمیشن است.”

هم اکنون دو استودیوی بزرگ به ایوگنی توموو پیشنهاد همکاری داده اند و این بدین معنی است که میتوانیم به انتظار آثار منحصر به فرد دیگری از ایوگنی توموو باشیم.

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://features.cgsociety.org


ایوگنی توموو و داستان دسپرا- قسمت دوم

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۱۵-۱۰-۱۳۸۷

۱

مهاجرت ایوگینی توموو به کانادا بر اثر یک تصمیم آنی صورت گرفته بود. در نتیجه زمانیکه او وارد مونترال شد فقط چیزی حدود ۹۰ دلار پول داشت! او تنها ۱۶ ساعت به کلاسهای آموزش زبان انگلیسی رفت و فرانسه را اصلا یاد نگرفت. در آن زمان او ۲۹ ساله بود.

” آرزو کردم که ای کاش زودتر مهاجرت کرده بودم اما چنین چیزی در آن زمان امکان نداشت. در فضای بسته کمونیستی مهاجرت من میتوانست خانواده ام را به  خطر بیندازد…در نتیجه باید تا زمان پس از گورباچف صبر می کردم. بعد از گورباچف و فروپاشی نظام کمونیستی دیگر خطری خانواده ام را تهدید نمیکرد. اما من دریافته بودم که مهاجرت من به هر حال یک راه بدون بازگشت بود. من هرگز نمیتوانستم دوباره به جای اولم برگردم…”

در مونترآل ایوگنی توموو سعی کرد زندگی تازه ای شروع کند. او به جستجوی کار بعنوان یک طراح و تصویرگر پرداخت و  نمونه کارهایش را به شرکتها و استودیو ها ی مختلف نشان داد. سپس در سال ۱۹۹۵، پس از پنج سال مداوم کار و کسب درآمد بعنوان یک تصویرگر، توموو در شیوه ی کارش تغییری داد. تغییری که زندگیش را عوض کرد. داستان از این قرار بود که او متوجه یک آکهی برای استخدام هنرمندان در یک استودیوی کوچک اما شناخته شده ی انیمیشن شد و تصمیم گرفت تا شانسش را در این زمینه بیازماید.

” من هرگز قبل از دیدن فیلم ( کابوس پیش از کریسمس) به فکر کارکردن در زمینه ی انیمیشن نیفتاده بودم. اما بعد از دیدن این فیلم من واقعا شیفته هنر انیمیشن شدم. با خودم فکر کردم که کار کردن در چنین پروزه ای چقدر میتواند لذت بخش باشد و در نتیجه دائما در حال رویا پردازی برای کار کردن در یک پروزه ی انیمیشن بودم”

یکی از بک گراندهای فیلم "سه قلوهای بلویل" ، طراحی شده توسط ایوگنی توموو

او امید زیادی برای استخدام شدن در پروژه انیمیشنی که آگهی آن را دیده بود نداشت:

” من بیشتر از رنگهای مات و تیره استفاده میکردم… یک سلیقه ی اروپایی و بخصوص اروپای شرقی که در تضاد با سلیقه و پسند حاکم در آمریکا بود. در امریکا و کانادا همه رنگهای خالص و شاد را ترجیح می دادند”

اما ظاهرا تومو اشتباه میکرد. در استودیو از او خواستند که نمونه کارهایش را به آنها تحویل بدهد و پس از اینکه تومو استودیو را ترک کرد و به خانه رسید، از طریق یک تماس تلفنی به او خبر دادند که کارگردان یک فیلم انیمیشن فرانسوی میخواهد او را ببیند. کارگردان کسی نبود مگر سیلوین شومه Sylvain Chomet ، و ایوگنی تومو بلافاصله به سمت دستیار کارگردان هنری در فیلم انیمیشن کوتاه” پیرزن و کبوترهاLa Vieille dame et les pigeons” پذیرفته شد. این فیلم برنده ی دو جایزه از دو جشنواره ی معتبر بفتا و انسی و همچنین کاندیدای دریافت اسکار بهترین فیلم انیمیشن کوتاه  شد و با همین فیلم زندگی حرفه ای تومو نیز ورق خورد و نهایتا راه او را بسوی داستان دسپرا گشود. بلافاصله بعد از “پیرزن و کبوتر ها” تومو شغلی بعنوان سرپرست تیم طراحان در یک مجموعه انیمیشنی کودکان برای استودیوی سینار انیمیشن Cinar animation در مونترآل پیدا کرد. اما این شغل چیزی نبود که تومو را راضی کند. در تولید این مجموعه بیشترین تمرکز بر تولید ساده و مقرون به صرفه بود، نه بر خلاقیت و جنبه های هنری…و این چیزی بود که کار را برای توموو خسته کنندده و غیر قابل تحمل میساخت. سر انجام باز هم این سیلوین شومه بود که به نجات ایوگنی تومو آمد . بعد از “پیرزن و کبوترها” سیلوین شومه در حال گردآوری گروهی برای پروژه ی ” سه قلو های بلویل” “The Triplettes of Belleville” بود و به ایوگنی توموو نیز مراجعه کرد.

” من در فیلم سه قلو های بلویل کارم را بعنوان یک طراح شروع کردم چرا که سیلوین شومه مطمئن نبود که من بتوانم بعنوان کارگردان هنری کار کنم ، اما بعد از دوماه او مرا کارگردان هنری پروژه کرد. ساخت فیلم سه سال و نیم به طول انجامید، با موفقیت به اتمام رسید ، ۱۸ جایزه از جشنواره های معتبر دریافت کرد و کاندیدای دریافت ۲۰ جایزه از جمله اسکار بهترین فیلم انیمیشن شد.ایوگنی توموو و سیلوین شومه با فیلم ” سه قلوهای بلویل به جشنواره کن در فرانسه و به اسکار در امریکا رفتند. این بخش از کار بسیار سرگرم کننده و هیجان انگیز بود. اما پس از این سفرهای پر افتخار، وقتی که توموو  به کانادا بازگشت، در آنجا مجددا دریافت که کاری که در دنیای انیمیشن بتواند او را راضی کند در انتظارش نیست!  او به کارگردانی هنری در یک استودیوی کوچک ساخت بازیهای کامپیوتری رضایت داد اما بعد از شش ماه مشخص شد که مایکروسافت در حال کار کردن بر روی پروزه ی مشابهی است! در نتیجه پروژه ای که توموو در آن کار می کرد کنسل شد!

” من مجددا در یک پروژه ی ساخت بازیهای کامپیوتری دیگر مشغول به کار شدم. این یکی با موفقیت تولید و وارد بازار شد. اما بعد از این پروژه و به محض اینکه من دعوت نامه ای برای کار در یک پروژه ی انیمیشن جدید از اروپا دریافت کردم با خوشحالی از صنعت ساخت بازیهای کامپیوتری خداحافظی کردم….”

دعوتنامه از سوی دین تیلور Deane Taylor ، کارگردان هنری تیم برتون در پروژه ی ” کابوس پیش از کریسمس” بود و از ایوگنی توموو برای کار کردن در پروژه ی “ سالهای سال، به خوبی و خوشی” Happily N’Ever After که در آلمان ساخته می شد، دعوت به عمل آورده بود. اما پس از مدتی خود دین تیلور و پس از او ایوگنی توموو نیز این پروژه را ترک کردند…( ادامه دارد)

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://features.cgsociety.org

شعبده باز، آخرین فیلم سیلوین شومه با فضا سازیهای ایوگنی توموو

شعبده باز، آخرین فیلم سیلوین شومه با فضا سازیهای ایوگنی توموو

ایوگنی توموو و داستان دسپرا – قسمت اول

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۱۲-۱۰-۱۳۸۷

۲

سایت CGSociety گزارشی در مورد ایوگنی توموEvgeni Tomov سرپرست طراحان و طراح تولید فیلم داستان دسپرا The Tale of Despereaux منتشر کرده است که با سپاس از محمد مدرس عزیز بخاطر توصیه ی این مطلب، ترجمه آنرا در دو قسمت به شما تقدیم می کنم.

هنرمندانی که در بخشهای مختلف جشنواره ی انی ( Annie (International Animated Film Society, ASIFA-Hollywood کاندیدای دریافت جایزه می شوند عمدتا افرادی با استعداد خاص و سزاوار تشویق و تقدیر هستند. از جمله ی این هنرمندان ایوگنی تومو است که امسال به دلیل فضاسازی و طراحی تولید برای فیلم انیمیشن جدید کمپانی یونیورسال ، داستان دسپرا ، کاندیدای دریافت جایزه شده است. ایوگنی توموو که پیش از این نیز بخاطر سهمی که در طراحی و فضا سازی انیمیشن  سه قلو های بلویل Les Triplettes de Belleville داشت مورد تحسین و تقدیر واقع شده بود، اینبار ناچار است برای دست یافتن به جایزه با هنرمندانی از فیلمهای وال-ئی ، بولت و کونگ فو پاندا رقابت کند . اگرچه که زیبایی ، منحصر به فرد بودن ، لطافت و ملموس بودن کار او در داستان دسپرا ، شانس بالایی برای دریافت جایزه انی را به او می دهد.

تلاش ایوگنی توموو در طراحی و فضاسازی داستان دسپرا ، بعنوان نخستین فیلم سه بعدی که او تا کنون در تولید آن مشارکت داشته است، این بوده که فضایی متفاوت با آنچه که تا کنون در سایر فیلمهای سه بعدی دیده شده است خلق کند. او می گوید:

” من فیلمهای سه بعدی را دوست دارم، همه این فیلمها را دوست دارند… اما بنظر می رسد زیبایی شناسی و بیان تصویری که توسط استودیو های پیکسار و دریم ورکز پایه گذاری شده اینروزها بصورت الگویی برای همه در آمده. البته آنها کارشان را عالی انجام میدهند اما من فکر میکنم که هرکسی باید بیان و نگاه خاص خودش را داشته باشد. دنیای انیمیشن سه بعدی هنوز یک پدیده ی جوان و تازه است و قانع کننده نیست که همه بخواهند چیزی شبیه به” داستان اسباب بازی“یا Bee Movie بسازند.

داستان دسپرا” در باره ی چهار شخصیت نامتجانس است که هریک آرزوهای بزرگی را در سر میپروراند و نهایتا سرنوشت این چهار قهرمان داستان به تحو غیر منتظره ای به یکدیگر گره می خورد. به استثنای شخصیت محوری داستان ، دسپرا، که موشی است با گوشهای بزرگ، سایر شخصیتهای داستان هیچکدام کاملا خوب یا بد نیستند. آنها همه مانند مردم عادی رفتار می کنند و مرتکب اشتباهاتی نیز میشوند. فیلم بیش از ۲۰ کاراکتر اصلی دارد و فضای داستان شامل ۵۱ محیط و صحنه ی مختلف میشود که همه با جزئیات زیاد پرداخته شده اند.

ایوگنی تومو برای فضا سازی داستان دسپرا از نقاشیها و معماری قرن پانزده و شانزده فلاندر Flemish( شامل بخشهایی از هلند،آلمان و بلژیک) الهام گرفت: ” من و همکارانم به مناطق روستایی هلند و بلژیک از آمستردام گرفته تا بروسل سفر کردیم . صدها عکس گرفتیم، حتی از جزئیاتی مانند دستگیره در ها … ما آن فضا ها را به شیوه ای فانتزی مجددا بازسازی کردیم اما من تاکید داشتم که فضایی که خلق می کنیم به نوعی نشان دهنده تمام دستاورد های بشری در زمان وقوع داستان باشد. چنانچه شهرهایی که ما برای ایده گرفتن به آنها سفر میکردیم نیز در طی صدها سال و با تلاش هزاران نفر ساخته شده اند تا به امروز رسیده اند.

برای رسیدن به فضایی که مد نظر توموو بود، او از کارمندانش خواست تا بر خلق بافتهایی که یادآور تابلوهای نقاشی باشند و همچنین فضاهای کم نور تمرکز کنند. تابلوها و آثار نقاشان قرون پانزده و شانزده فلاندری الهام دهنده ی خوبی برای ساخت و ساز نورپردازیهای نرم و در عین حال غنی بودند : ” نور وجه غالب و مشخصه ی این فیلم بود. نور دیده می شود و عقب مینشیند. درست مثل آثار ورمیر Vermeer ( یوهان ورمیر،نقاش قرن هفدهم هلندی) . در آثار او بخش عمده ای از فضا بدون نورپردازی خاصی دیده می شوند. اما حتی این فضاهایی که ظاهرا بدون نورپردازی هستند هم کاملا تاریک نیستند. بلکه بسیار نرم و غنی نقاشی شده اند. من میدانستم که ما نمیخواهیم یک فیلم (کارتون) بسازیم، بلکه میخواهیم یک (نقاشی متحرک) را ارائه بدهیم…

این طرز تلقی و برداشت توموو بیشتر به دلیل زیبایی شناسی خاص اروپائیان از مقوله ی انیمیشن است. آنها بر خلاف اغلب امریکائیان بین انیمیشن و کارتون تمایز قائل میشوند و انیمیشن را از دیدگاهی هنرمندانه تر نگاه می کنند. ایوگنی توموو نیز به دلیل زندگی در اروپا و ریشه های اروپای شرقیش دیدگاهی خاص تر و گزینشی تر نسبت به هنری بنام انیمیشن دارد. او که از مادری روس و پدری بلغاری متولد شده است بخش اعظم کودکی و جوانی خود را در بلغارستان گذرانیده است و در شهر صوفیه و در آکادمی  ملی هنر های زیبا ( تاسیس شده در سال ۱۸۹۶) به تحصیل در زمینه ی تصویرگری کتاب پرداخته است. او میگوید:

” من فارغ التحصیل رشته ی تصویرگری کتاب هستم اما کیفیت نسخه های چاپ شده از آثار من ( در بلغارستان) بقدری ضعیف و بد بود که من نخستین بار پس از دیدن نتایج کارم آرزو کردم که ای کاش هرگز این تصاویر را ندیده بودم!ضعف در صنعت چاپ در کشورم ، به اندازه ی سیستم سیاسی ضعیف و شکست خورده ی آن بود…” در نتیجه در سال ۱۹۸۹، کمی پیش از فرو ریختن دیوار برلین و اندکی قبل از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و به دنبال آن نظام کمونیسم در اروپای شرقی، ایوگنی توموو به مونترآل در کانادا مهاجرت کرد…

پایان قسمت اول

مترجم:مهبد بذرافشان

منبع: http://features.cgsociety.org

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد داستان دسپرا میتوانید به اینجا و اینجا مراجعه کنید.

free hit counter
hit counter