ماداگاسکار۲: فرار به افریقا بخش دوم

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۷-۰۹-۱۳۸۷

۵

برای طراح تولید، کندال کرونکیت Kendal Cronkhite که قبلا در پروژه هایی چون AntZ و جیمز و هلوی گنده و همچنین قسمت اول ماداگاسکار همکاری داشته است، پروژه ی فرار به افریقا فرصت مناسبی فراهم آورد تا او بتواند تجربیات بیشتری در زمینه ی کار با رنگها و فضا سازیهای متفاوت ارائه دهد. او میگوید:” در قسمت اول ما به رنگها و اجرای آنها از زاویه دید یک کودک خردسال نگاه کردیم.اما در قسمت دوم من میخواستم که به نگاه بالغ تری در انتخاب و اجرا برسیم. در فرار به افریقا ما اغلب یک دشت وسیع و ساده را داشتیم که فقط یک تک درخت در گوشه ای از تصویر قرار می گرفت و بلافاصله تمام نگاهها متوجه آن تک درخت می شد.مشکل اینجا بود که ما چنین چیزی نمیخواستیم. ما میخواستیم که تماشاچیان به حرکات و احساسات کاراکترها دقت کنند و نه جزئیات موجود در صحنه.

او اضافه میکند: ما در طراحی صحنه، کاراکترها و بک گراندها نگاهی داشتیم به سبک و سیاق طراحی های دهه ی ۶۰ و همچنین تم های افریقایی. من دریافته بودم که بسیاری از طراحی ها و کلا هنر دهه ی ۶۰ با الهام از تم ها، نقابها ،بافتها و پارچه های افریقایی شکل گرفته اند. برخی از نمونه های هنر افریقایی به شدت آبستره به نظر میرسند.

کندال کرونکیت که در نقاشی و طراحی به شیوه ی کلاسیک و دستی به همان اندازه مهارت دارد که در کار کردن با فوتوشاپ و مایا، ادامه میدهد: هنرمندانی که در بخش پیش پردازش Pre viz کار میکردند کمک بسیار بزرگی به پیشبرد فیلم و داستان کردند. خیلی مهم است که شما میتوانید در تصاویری بسیار ساده ببینید که هر نما چگونه شکل میگیرد و اینکه هر نما چگونه با نمای دیگر ارتباط پیدا می کند. بدینگونه فیلمساز با درک بهتر و دقیقتری متوجه روند پیشرفت فیلمش میشود.

شنن جفریز Shannon Jeffries کارگردان هنری فیلم میگوید: برای من باورنکردنیست وقتی که میبینم که تکنیکهای ساخت انیمیشن سه بعدی از سه سال پیش که ما فیلم نخست را ساختیم چقدر پیشرفت کرده اند. ما اکنون قادریم که بسیار بهتر و بیشتر بر روی جزئیات کار کنیم. اکنون ما میتوانیم به شیوه ای عمل کنیم که تک تک کاراکترهای اصلی فیلم، حتی در میان انبوهی از حیوانات، کاملا مجزا و مشخص عمل کنند و هویتی شخصی داشته باشند. تکنولوژی در سالهای اخیر بسیار تغییر کرده است. نرم افزار ها بسیار بهتر عمل میکنند و بهتر و بیشتر از پیش در اختیار کاربران هستند. امروزه هنرمندان خیلی راحتتر و بهتر میتوانند از انیمیشن برای تعریف کردن داستانهایشان استفاده کنند.هرروز ما بیشتر و بیشتر شاهد این موضوع هستیم که انیماتورهای حرفه ای و درجه یک قدیمی و سنتی، به سمت تکنولوژی دیجیتال روی میاورند، و حاصل دهه ها تجربیات ارزشمندشان را در اختیار دیگران قرار می دهند و به شیوه ای خلاقانه از تکنولوژی دیجیتال بهره میبرند. تکنولوژی امروز ما را به جایی رسانیده است که شما بعنوان یک انیماتور قادر هستید که تقریبا هر آنچه که در رویاهایتان میبینید را به تصویر بکشید.

مک گرث( کارگردان) میگوید: من از دیدن نقش بزرگ و سرزنده ای که انیمیشن در بازار فیلم امروز بازی می کند به هیجان می آیم. میبینم که انیمیشن در حال عبور از قالبهایی است که بطور سنتی به آن وابسته بود. البته ما هنوز هم میخواهیم تماشاچیانمان را بخندانیم. این هنوز بزرگترین هدف ماست. اما فراتر از این، ما میخواهیم به بینندگانمان تجربه تازه ای از دیدن بدهیم. تجربه ای که فیلم را در ذهنشان زنده نگاه دارد.

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع:

Animation Magazine/November 2008

ماداگاسکار۲: فرار به افریقا- بخش اول

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۴-۰۹-۱۳۸۷

۶

در آخرین شماره از ماهنامه ی Animation Magazine مقاله ای به قلم رامین زاهد در رابطه با مراحل و تکنیکهای بکار رفته در فیلم ماداگاسکار ۲: فرار به افریقا نوشته شده که توجه شما را به خواندن ترجمه ی این مقاله در دو قسمت جلب میکنم.

نظر شما در مورد دیدن فیلمی در باره یک دسته از حیوانات نیویورکی که یکمرتبه سر از جنگلهای ماداگاسکار در میاورند چیست؟ فکر میکنید که سازندگان چنین فیلمی از سنت و روش کلاسیکی که در فیلمهای بینگ کرازبی Bing Crosby و باب هوپ Bob Hope ( دو کمدین، رقصنده و خواننده ی امریکایی که بیشتر در فیلمهای موزیکال ظاهر میشدند) استفاده میشد پیروی کرده اند؟ منظور گرد آوری چند شخصیت دوست داشتنی در کنار یکدیگر است و قرار دادن آنها در محیطی نا خواسته و بمباران کردن آنها با سیری از اتفاقات پیشبینی نشده و بعضا خطرناک و چالشگر و تمام اینها توام با چاشنی رقص و آواز…

فیلم ماداگاسکار ۲ به کارگردانی اریک دارنل Eric Darnell و تام مک گرث Tom McGrath ، دنباله ایست بر قسمت اول همین فیلم که در تابستان سال ۲۰۰۵ با فروشی معادل ۵۳۳ میلیون دلار موفقیتی خیره کننده را برای تهیه کنندگانش به ارمغان آورد. قسمت دوم نیز با اکرانی موفق در تابستان ۲۰۰۸ نشان داد که سازندگان این فیلم در تصمیمشان مبنی بر ساخت یک دنباله به خطا نرفته اند. فیلم چه از بعد تکنیکی و چه از بعد داستانگویی و تصویر پردازی کامل و بی نقص جلوه می کند. در این فیلم نیز چون قسمت نخست الکس (شیر)، مارتی (گورخر)، ملمان( زرافه) و گلوریا (اسب آبی) در موقعیتی ناخواسته قرار میگیرند. آنها اینبار پس از پروازی وحشتناک و سقوطی خنده آور ( همه این مصائب زیر نظر پنگوئن های دردسر ساز صورت میگیرند) ،خود را در جلگه های وسیع و خیره کننده ی افریقا میابند.

تام مک گرث کارگردان فیلم که خودش بجای اسکیپر پنگوئن نیز صحبت کرده است میگوید: “ما تقریبا کل داستان اول و دوم را حتی پیش از ساخته شدن قسمت اول در ذهن داشتیم. ما میدانستیم که آنها بالاخره به افریقا خواهند رفت. این شخصیتها چنان قوی و سرگرم کننده هستند که میتوان آنها را در موقعیتها و مکانهای گوناگونی قرار داد و تجربه ها و ماجراهای جدیدی برای آنها خلق کرد.”

پس از اینکه تیم کارگردانی مجوز آغاز کار را از جفری کاتزنبرگ Jeffrey Katzenberg ، مدیر بخش انیمیشن کمپانی دریم ورکز، دریافت کردند، مک گرث و دارنل بعلاوه ایتان کوهن Etan Cohen نویسنده ، تصمیم گرفتند تا در داستان جدید به شرح چگونگی ربوده شدن الکس در دوران کودکی از ساوانا و داستان پیدا شدن والدین گمشده ی او بپردازند.

” بخشی از بار احساسی فیلم مربوط به ارتباط میان الکس و پدرش است” مک گرث ادامه میدهد:” پدر الکس نظرات قاطع و روشنی در باب اینکه یک شیر جوان چگونه رفتاری باید داشته باشد دارد، اما الکس بیشتر شیری است که دوست دارد به هر مناسبتی زیر آواز بزند و برقصد و پدرش به وضوح از این امر ناراضی است. در کنار این ماجرا، ما ماجرای عاشقانه ی مابین ملمان و گلوریا را به تصویر میکشیم که بخشهایی از آنرا در فیلم اول نیز دیدیم. بنظر ما از بعد احساسی این فیلم به مراتب قوی تر از فیلم نخست از آب در آمده است.”

پس از اینکه تیم در مورد مکان رخداد داستان( افریقا) به توافق رسیدند، جفری کاتزنبرگ تیم کارگردانی و طراح ها و سایر اعضای کلیدی تیم را به سفری به افریقا برد. در افریقا اعضای گروه توانستند از نزدیک با مناظر،شرایط اقلیمی،گیاهان و حیوانات این قاره آشنا شوند

” ما کشور کنیا و هفت پارک حفاظت شده ی ملی را در طی هشت روز دیدیم. فیلمهای زیادی در مورد قاره ی افریقا ساخته شده است اما زمانیکه خود شما از نزدیک وارد این قاره میشوید متوجه می شوید که فضایی کاملا متفاوت با آنچه که تصور می کردید در انتظار شماست. بعنوان مثال بخشی از فیلم ما در مورد برکه ی آب است و اینکه آب چقدر برای تمام موجوداتی که در افریقا زندگی میکنند مهم و حیاتی است. این ایده زمان بازدید از افریقا به ذهن ما رسید.”

شرایط محیطی در فیلم تازه، دنیایی از امکانات و ایده های خلاقانه را در برابر تیم کارگردانی قرار داد. تام مک گرث میگوید: در زمانیکه ما فیلم نخست را میساختیم بسیاری از مردم حتی نمیدانستند ماداگاسکار کجاست! ما با آن فیلم توانستیم دیدگاهی کلی به بینندگانمان بدهیم. اما شرایط در مورد افریقا متفاوت است . تقریبا همه ی مردم، چه افریقا را از نزدیک دیده باشند یا خیر، تصوری از افریقا و شرایط اقلیمی آن در ذهن دارند. ما چیزی حدود ۱۵۰۰۰ عکس و ساعتها فیلم را برای به تصویر کشیدن مناظر افریقا مورد استفاده قرار دادیم.

” وقتیکه شما وارد افریقا میشوید تازه به عظمت محیط پی میبرید. حدود دو سوم هر آنچه که می بینید آسمان است و ما دریافتیم که این مسئله میتواند بخش مهمی از تصویر سازی و شکل بصری فیلم ما را در بر بگیرد. اما چگونه باید این کار را انجام میدادیم؟”

مشکل به دست تیم جلوه های ویژه ی استودیو حل شد. آنها به کمک نرم افزار های ویژه ای که بعضا برای ساخت همین فیلم طراحی شده بودند، آسمان، ملیونها تیغه ی علف، گله های حیوانات و دهها مورد دیگر از جزئیات مختلف را شبیه سازی کردند.

” ما با این فیلم بازهم مرزهای تکنولوژی را یک گام بی پیش بردیم. نگاهی به آسمان در فیلم و شیوه ای که نور از میان ابرها میتابد و شفافیت ابرها بیندازید…” فیلیپ گلاکمن Philippe Gluckman سرپرست تیم جلوه های ویژه ی دیجیتالی ادامه میدهد:” ما شرایط و امکانات متفاوتی در اختیار داشتیم و تصاویر مختلفی خلق کردیم، چه زمانی که بعنوان مثال ابر ها دیجیتالی و سه بعدی هستند و چه در زمانی که ابرها توسط طراحانمان نقاشی شده اند. ما احساس میکنیم که کارمان را بصورتی جذاب و عالی انجام داده ایم. تیم مت پینتینگ Matte Painting ما نیز عالی عمل کردند.”

یکی دیگر از صحنه های جذاب فیلم ، صحنه ی سقوط هواپیماست که به کمک فیلمبردار برنده ی اسکار، گیلرمو ناوارو Guillermo Navarro شکل گرفت. تیم فیلمبرداری، انیماتورها و طراحان لی اوت را به نیمکتهایی که بصورت وارونه آویزان شده بودند متصل کردند و با دوربینهایی که در حال تکان خوردن و اعوجاج بودند از آنها فیلمبرداری کردند تا حس تکان و ضربه ی ناشی از سقوط القا شود. این صحنه بعدا توسط انیماتورها بازسازی شد. سپس اعضای تیم جلوه های ویژه بر روی افکتهایی از قبیل تکان خوردن پرده ها در اثر باد، وزش باد در میان موهای حیوانات، حرکت نور و سایه ها، جدا شدن قطعات هواپیما در حال سقوط و… کار کردند. در هر نما از صحنه ی سقوط هواپیما حدودا ۱۵ تا ۳۰ افکت مختلف بکار رفته است. پس از تمام این مراحل، چیزی حدود ۶ هفته به پردازش جزئیات و تمیزکاری صحنه ها اختصاص یافت. در کل زمان اختصاص یاقته برای رندرینگ قسمت دوم فیلم ماداگاسکار ۳۰ میلیون ساعت! تخمین زده میشود که در مقایسه با ۱۲ میلیون ساعت برای ماداگاسکار ۱ میتوان به حجم عظیم کار انجام شده پی برد.

پایان بخش نخست

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع: Animation magazine/November 2008

خزندگان آسمان!

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, نقد | تاریخ ۲۲-۰۹-۱۳۸۷

۶

خزندگان آسمان The Sky Crawlers ،آخرین فیلم انیمیشن بلند مامورو اوشی Mamoru Oshi کارگردان معروف ژاپنی، اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته ی هیروشی موری Hiroshi Mori . خزندگان آسمان داستان خلبانی بنام  یوئیچی کانامی Yuichi Kannami را تعریف میکند که در واقع یک مرگباز* Kildren است:  مرگباز ها موجوداتی هستند که از طریق مهندسی ژنتیک متولد و ساخته میشوند، ظاهری انسانی و سن و سالی برابر با یک جوان بالغ را دارند بی آنکه واقعا در ساخت آنها ( سن) تعریف شده باشد. وظیفه ی آنها جنگیدن است و کشته شدن! روستوک و لاترن دو کمپانی هستند که در رهبری جنگی که نه آغازی دارد و نه پایان شریک هستند. آنها این جنگ را و مرگبازها را فقط برای سرگرمی! مردم به راه انداخته اند!!! یک بازی بی رحمانه و به شدت واقعی… قهرمان داستان، یعنی خلبان کانامی یوئیچی با فرمانده ی ارشد خود، کوساناگی سوئیتو Suito Kusanagi، که زنی است بظاهر سرد و بی احساس دوست میشود و به تدریج که پیوند میان ایندو محکمتر می شود، کانامی یوئیچی لحظات تلخ و شیرینی را تجربه می کند و به مرور پی میبرد که در موقعیت ناخواسته ای قرار گرفته که گریزی از آن نیست….

داستان آخرین فیلم مامورو اوشی، خزندگان آسمان، بیش از آن بیانگر صلح است که مناسب یک فیلم جنگی باشد. داستان فیلم گام به گام و به آرامی در طی ۱۲۲ دقیقه به پیش میرود. زمان زیادی از فیلم صرف به نمایش در آوردن اروپایی متفاوت و غیر متعارف می شود که کانامی یوئیچی و سایر همقطاران و دوستان خلبانش در آن زندگی می کنند. کارگردان به وضوح علاقه و احترام زیادی نسبت به نویسنده ی رمان ( هیروشی موری) داشته است و سعی داشته نسبت به فضاهای تعریف شده در کتاب تا حد امکان وفادار بماند. زیبایی ساده اما تکان دهنده ی مناظر روستایی، سایه های ساکت و سنگین بناهای شهری و محدوده ی محصور خانه ی قدیمی اربابی ، همه در قالب تصویرگری واقع گرا و موسیقی و صدا های شفاف فیلم تشدید میشوند.

و البته…نبردهای فیلم…

فیلمهای مامورو اوشی، همه بخاطر ورود ناگهانی و تکان دهنده ی فیلم به حیطه ی خشونت مشهور هستند. در این رابطه، خزندگان آسمان نیز مستثنی نیست. عنوان فیلم خود تا حدودی بیانگر جانمایه ی فیلم نیز هست: این خلبانان، حشراتی هستند که در فضای لا یتنهای و عمیق آسمان میخزند و به اینسو و آنسو میروند . در حالیکه در مقایسه با خشونت موجود در نخستین صحنه های فیلم قبلی اوشی : روح در کالبد Innocence ، خزندگان آسمان کمتر به نمایش بصری خشونت میپردازد، اما در همین حال با توان و صراحت بیشتری به عدم توازن و کیفیت پوچ و نامتعادل موجود در نبردهای هوایی اشاره می کند: اگر یوئیچی در نبرد هوایی نجات پیدا میکند، صرفا و به سادگی به این دلیل است که او خلبان خوبیست. او نه جاه طلب است و نه میخواهد تواناییهایش را به نمایش بگذارد. هیچ عملیات خارق العاده ای انجام نمیدهد و هواپیمایش نیز وسیله ی خاص و خارق العاده ای نیست. فیلم در این رابطه تکلیفش را خیلی زود با بیننده روشن میکند و به بیننده میفهماند که قرار نیست به تماشای فیلمی از قماش Top Gun با آن نمایشهای هوایی و آن مدل شخصیتها بنشیند. تنها نکته ای که بر آن تاکید میشود تجربه و مهارت یوئیچی است.

بتدریج که فیلم به پیش میرود تماشاچیان بیشتر و بیشتر به درک شخصیت یوئیچی بعنوان یک مرگباز میرسند. تماشاچیان در میابند که در در ورای ظاهر مرگبازها، چیزی بیشتر از یک موجود ژنتیکی همیشه جوان و بدون سن و سال که برای کشته شدن آفریده شده وجود دارد. همزمان با درک بینندگان از شخصیت یوئیچی، او  خود نیز به آرامی و با به هم چسبانیدن قطعات مختلف داستان، پی به رموز زندگیش میبرد.  نتیجه گیری و جان کلام پایان فیلم بطور غافلگیر کننده ای در مقایسه با سایر فیلمهای مامورو اوشی امیدوار کننده است: جاودانگی لزوما به معنای زندگی ابدی نیست، بلکه میتواند به معنی شانسی برای آغازی دوباره نیز باشد.

در فیلم ، داستان نسبت به تصاویر و سانتی مانتالیزم ( احساسات گرایی) نهفته در آنها در مکان دوم قرار میگیرد. اما حتی همین داستان نیز سرشار است از نمادها و گزینه های مورد علاقه ی مامورو اوشی : داستانی رویایی که به خاطرات، هویت و نقش ارتش در زمان صلح میپردازد و در خلال بیان این دغدغه ها، اوشی ما را به تماشای یک عاشقانه ی سوزناک ، فضاهایی به شدت تاثیرگذار و به یاد ماندنی و نمادهای آشنای دنیای انیمه ی ژاپن میبرد. داستان ما را به تماشای یک جهان متفاوت و ناشناس نمی برد، اگرچه که جهان محور اصلی داستان است. خوشبختانه اوشی در ساخت این آخرین فیلمش از نمایش بیش از حد درگیری های ذهنی شخصیتها ( که در فیلمهای قبلی محور اصلی داستان بود) پرهیز کرده است، به صدور بیانیه و نطقهای طولانی مدت نمیپردازد و بطور شگفت انگیزی از حضور گابو ( سگ شکاری مورد علاقه ی اوشی) خبری نیست. البته گابو را در فیلم میبینیم، اما فقط بعنوان یک سگ و نه بعنوان یک شخصیت محوری… در نهایت میتوان گفت که مامورو اوشی در آخرین فیلمش، کمتر پراکنده گویی میکند و خالق یک اثر هنری جمع و جور، سرگرم کننده و به یاد ماندنیست.

* امیدوارم که مرگباز معادل صحیحی برای کلمه ی Kildren=killed+Children باشد.در ساخت عبارت معادل،نتوانستم عبارت مناسبی با استفاده ار کلمه ی (بچه) بسازم.

*  ۸۷/۹/۲۶ -دوست عزیزم ،آقای سعید ضامنی واژه ی مرگزاد را بجای مرگباز پیشنهاد کرده اند که فکر می کنم معادل صحیح تر و با معنی تری باشد.

ترجمه و تخلیص : مهبد بذرافشان

منبع:http://www.fpsmagazine.com

A Matter Of Loaf & Death

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۱۶-۰۹-۱۳۸۷

۷

نیک پارکNick Park، کارگردان و انیماتور نابغه و برنده ی چهار جایزه ی اسکار با یک فیلم جدید از مجموعه ی والاس و گرومیت Wallace and Gromit باز میگردد. فیلم A Matter Of Loaf &  Death با حضور دو کاراکتر معروف والاس و گرومیت، دقیقا در روز کریسمس آینده، در ساعت ۸:۳۰ بعد از ظهر برای نخستین مرتبه از کانال ۱ بی بی سی به نمایش در خواهد آمد. در این فیلم نیک پارک مجددا با باب بیکر Bob Baker، نویسنده ای که فیلمنامه ی فیلمهای قدیمی تر والاس و گرومیت از جمله  The Wrong Trousers و  A Close Shave را نوشته بود همکاری خواهد داشت.

داستان فیلم از این قرار است: والاس و گرومیت یک نانوایی باز کرده اند! نانوایی با دستگاههای پیشرفته و نانهای عالی. کار نانوایی بالا میگیرد و والاس و گرومیت حسابی سرگرم اداره ی نانوایی میشوند. در این میان گرومیت با دقت اخبار مربوط به ناپدید شدن اسرار آمیز نانواهای شهر را پیگیری می کند و سعی دارد در این رابطه به والاس نیز هشدار بدهد. اما والاس درگیر یک ماجرای عاشقانه شده است و بیشتر از آن در گیر عشق خانمی به نام پیلا بیکول Piella Bakewell شده است که بتواند به نگرانی های گرومیت اهمیت بدهد. طبق معمول این گرومیت باوفاست که باید آستین بالا بزند و رمز ناپدید شدن نانوا های شهر را بیابد. بخصوص که حالا گرومیت متوجه شده است که زندگی اربابش نیز در خطر است…

توضیح: نام این انیمیشن الهام گرفته از فیلم کلاسیک ۱۹۴۶-A Matter of Life and Death ساخته ی مایکل پاول و با بازی دیوید نیون و کیم هانتر است.

یک کتاب

ارسال شده توسط | در انیمیشن, مباحث تئوریک | تاریخ ۱۳-۰۹-۱۳۸۷

۲۷

بالاخره کتابی که سه ماه قبل سفارش داده بودم رسید و با نگاهی سرسری متوجه شدم که بسیار عالی تر از آن چیزی است که فکر میکردم. اگرچه که با توجه به نقد های مثبت نوشته شده و تعداد ستاره هایی که در سایت آمازون به این کتاب داده شده انتظار دیگری هم نمیرفت. حتی قبل از اینکه کتاب را دریافت کنم با یکی دو ناشر صحبتهایی کرده بودم و چند ناشر دیگرهم در لیستم دارم که با هرکدام به توافق برسیم، بزودی ( خیلی زود) ترجمه ی این کتاب را شروع خواهم کرد…کتاب ۲۱۸ صفحه دارد و تقریبا هرآنچه که یک انیماتور باید بداند را شامل می شود. اسم کتاب و نویسنده ی آن( که آدم خیلی مهمی هم در دنیای انیمیشن است) فعلا پیش خودم محفوظ میماند:wink: تا ترجمه وارد مرحله ی قطعی بشود…یک سی دی هم ضمیمه ی کتاب است که چیز جالبی است.

فعلا به چند تصویر از کتاب بعنوان مثلا رونمایی نگاهی بیندازید:

free hit counter
hit counter