کورینو کریستیانی و نخستین فیلم بلند انیمیشن
ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تاریخچه | تاریخ ۳۰-۰۸-۱۳۸۷
۶
به بهانه ی ساخته شدن فیلم مستندی بنام Quirino Cristiani: The Mystery of the First Animated Movies نگاهی میاندازیم به زندگی و آثار سازنده ی نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ، کورینو کریستیانی Quirino Cristiani ، مردی که خانواده اش آرزو داشتند که یک پزشک شود،اما سرنوشت دیگری در انتظار او بود…
****************
کورینو کریستیانی در دوم جولای ۱۸۹۶ در شهر سانتا گیلتا Santa Guiletta در کشور ایتالیا متولد شد. در سال ۱۹۰۰ زمانیکه کورینو چهار ساله بود خانواده اش به بوئنوس آیرس/آرژانتین مهاجرت کردند. علاقه ی او به طراحی باعث شد که در دوران نوجوانی به مدرسه ی هنرهای زیبا برود و پس از فارغ التحصیلی نیز به طراحی کاریکاتورهای سیاسی در روزنامه های شهر بپردازد . در همین زمان بود که استعداد بی نظیر او در زمینه ی طنز آشکار شد.
سالهای آغازین قرن بیستم ، سالهای سرنوشت سازی برای کشور آرژانتین بودند . در سال ۱۹۱۶ در جریان یک انتخابات آرام و صلح آمیز به حکومت ۳۶ ساله ی حزب محافظه کار حاکم در آرژانتین خاتمه داده شد و حزبی آرمانگرا و پر شور به رهبری هیپولیتو یریگوین Hipólito Yrigoyen اداره ی کشور را بر عهده گرفت و هیپولیتو یریگوین نیز بر مسند ریاست جمهوری آرژانتین نشست. هیپولیتو توجه خاصی به طبقه ی متوسط جامعه، بخصوص جامعه ی شهری بوئنوس آیرس داشت و برای کسب رضایت هرچه بیشتر شهروندان، آزادی های غیر منتظره ای به مطبوعات و نشریات داد. پاسخ نشریات به این آزادیها غافلگیر کننده بود. آنها بلافاصله نوک تیز انتقاد و استهزا را به سمت هیپولیتو نشانه رفتند. عدم تجربه ی او در اداره ی امور، برکنار کردن محافظه کاران فاسد و جایگزین کردن دولتمردان دیگری که آنها هم تفاوتی با پیشینیان خود نداشتند، و تصمیم او مبنی بر دور ماندن از بلوای جنگ اول جهانی ( در حالیکه بخش عمده ای از ارتش و مردم به شدت هوادار آلمان بودند) همه باعث شده بود که انتقادات طبقه ی فرا متوسط جامعه از هیپولیتو بالا بگیرد.در همین زمان یک ایتالیایی مهاجر بنام فردریکو واله Frederico Valle که یک فیلمبردار و تهیه کننده ی فیلمهای خبری بود، کورینو کریستیانی را بعنوان دستیار استخدام کرد تا در ساخت فیلمهای خبری ( که در سینماها نمایش داده می شدند) به او کمک کند. واله شخصا علاقه ای به سیاست نداشت اما می دانست که جامعه ی ملتهب آرژانتین به شدت به سیاست علاقمند است و تصمیم داشت تا از این امر بهره ببرد. روزی واله فیلم انیمیشن Animated Matches, 1908 ساخته ی امیل کول را به کریستیانی نشان داد. کریستیانی بلافاصله شیفته ی این تکنیک تازه ی فیلمسازی شد و پیش از پایان سال ۱۹۱۶ واله و کریستیانی فیلمی خبری بنام Actualides Valle را به بازار ارائه دادند که شامل یک انیمیشن یک دقیقه ای ساخت کریستیانی نیز میشد. این انیمیشن که La Intervención en la provencia de Buenos Aires یا “مداخله در استان بوئنوس آیرس” نام داشت به ماجرای برکناری فرماندار استان بوئنوس آیرس توسط هیپولیتو یریگوین به جرم خیانت و نادرستی می پرداخت. تکنیک این فیلم انیمیشن ، مانند بیشتر تولیدات بعدی کریستیانی ، ( کات اوت) بود.
فیلم انیمیشن کوتاه “مداخله در استان بوئنوس آیرس” به چنان موفقیتی دست یافت که فردریکو واله بلافاصله پروژه ی بعدی کورینو کریستیانی را اعلام کرد: نخستین فیلم سینمایی انیمیشن تاریخ ، با داستانی در مورد هیپولیتو یریگوین !!! تهیه کنندگی این پروژه را فردی بنام فرانچینی Franchini بر عهده گرفت که صاحب تعدادی سینمای زنجیره ای بود و می خواست که صاحب امتیاز نمایش و پخش نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ باشد.
کریستیانی کار را شروع کرد و با همکاری کاریکاتوریست معروفی بنام دیوجنس تبوردا Diógenes Taborda به عنوان طراح شخصیت، متحرک سازی آغاز شد. بالاخره در نهم نوامبر سال ۱۹۱۷، نخستین فیلم سینمایی انیمیشن تاریخ بنام El Apóstol به نمایش در آمد. برای ساخت این فیلم ۵۸۰۰۰ تصویر طراحی شده بود و با زمان بندی ۱۴ فریم در ثانیه، فیلم در مدت زمانی برابر با یک ساعت و ده دقیقه نمایش داده می شد. فیلم یک داستان طنز آلود بود در مورد هیپولیتو یریگوین که به آسمان میرود تا از صاعقه هایی که متعلق به ژوپیتر هستند برای پاک کردن بوئنوس آیرس از پلیدی و فساد استفاده کند! نتیجه ی داستان نابودی تمام و کمال بوئنوس آیرس است! فیلم با موفقیت و استقبال زیادی روبرو شد اما تقریبا تمام سود مالی فیلم به جیب تهیه کنندگان( واله و فرانچینی ) سرازیر شد.
در سال ۱۹۱۸ فرمانده ی ارشد نیروهای آلمانی در آرژانتین، بارون فن لوکزبورگ Baron von Luxburg، با هدف قانع کردن دولت آرژانتین به پیوستن به آلمان در جنگ جهانی اول، یک کشتی آرژانتینی را غرق کرد و تقصیر را به گردن دولتهای روسیه،فرانسه و انگلیس انداخت! تقریبا همه ( به واسطه ی روایتهایی که نجات یافتگان این حادثه تعریف می کردند) میدانستند که اصل ماجرا چیست ،اگرچه که هیپولیتو یریگوین سعی در لاپوشانی ماجرا داشت. او نه میخواست در جنگ در کنار آلمان قرار گیرد و نه بعنوان دشمن آلمان شناخته شود!!! کریستیانی اما این ماجرا را بسیار جذاب یافت و با مشارکت تهیه کنندگان جدید، شروع به ساخت دومین فیلم بلند انیمیشن تاریخ بنام Sin dejar rastros یا ” بی هیچ رد پا“ با مضمون غرق کشتی آرژانتینی توسط ژنرال آلمانی کرد. در فردای پس از نخستین روز نمایش این فیلم، چاره ای برای هیپولیتو یریگوین باقی نمانده بود مگر اینکه به وزارت امور خارجه دستور دهد تا تمام نسخه های موجود این فیلم را جمع آوری و بایگانی نمایند! در آن زمان دستوری مبنی بر دستگیری و زندانی شدن کورینو کریستیانی صادر نشد اما بعدها پلیس او را در جریان ماجرای دیگری مجرم شناخت!
داستان از این قرار بود که پس از جمع آوری نسخه های فیلم دوم، کورینو استودیوی تولید انیمیشن شخصی خودش را تاسیس کرد. استودیویی که قرار بود در آن فیلمهای تجاری ساخته شود اما کورینو کریستیانی نمیتوانست به وسوسه اش بر ساخت هجویه های سیاسی فائق آید. او انیمیشن های کوتاهی می ساخت و از آنجاییکه کسی حاضر به نمایش این انیمیشنها نبود، کریستیانی همزمان با نمایش فیلمهایی از چارلی چاپلین در محله های فقیر نشین شهر ( که فاقد سینما بودند) فیلمهای انیمیشن خودش را نیز به نمایش در می آورد. این شیوه ی او بسیار موفقیت آمیز بود چرا که پلیس ناچار شد تا او را به جرم( بر هم زدن آرامش و ایجاد ترافیک در معابر) بازداشت کند!
کریستیانی همچنان به ساخت انیمیشن های کوتاه ادامه داد، انیمیشنهایی از جمله Firpo-Dempsey - 1923 و Uruguayos Forever -1924که عمدتا به رویدادهای ورزشی از قبیل مشت زنی و فوتبال می پرداختند. بزرگترین فاجعه ی حرفه ای در زندگی کریستیانی در سال ۱۹۲۶ رخ داد. در آن سال آتش سوزی بزرگی در استودیوی فردریکو واله رخ داد که نسخه های فیلمهای زیادی، از جمله تنها نسخه ی موجود از نخستین انیمیشن بلند تاریخ: El Apóstol در آتش سوختند.
در سال ۱۹۲۸ هیپولیتو یریگوین ( که به مدت دو سال از قدرت برکنار شده بود) مجددا به ریاست جمهوری رسید! کریستیانی که احساس میکرد که هیپولیتو به شدت بازیچه ی دست سیاستمداران قرار گرفته است، آغاز به ساخت سومین فیلم بلند انیمیشنش بنام Peludópolis کرد. داستان فیلم سوم بیش از دو فیلم قبلی به فانتزی و قصه گرایش داشت و داستان یک دزد دریایی بنام یریگوین را بیان میکرد که در محاصره ی کوسه های گرسنه قرار میگیرد…متاسفانه در جریان تولید فیلم و بر اثر یک کودتای نظامی یریگوین برکنار شد و کریستیانی ناچار شد تا در فیلم تغییراتی بدهد، از بار سیاسی فیلم بکاهد و تاکید کمتری بر رئیس جمهور سابق داشته باشد. از سوی دیگر کریستیانی دست به نو آوری بزرگی نیز در تولید این فیلم زد. او از تکنولوژی sound-on-disc برای پخش همزمان صدا و تصویر در فیلم جدیدش استفاده کرد. در این تکنولوژی صداهای فیلم،با زمان بندی دقیق و مناسب بر روی صفحه های گرامافون ضبط و صدا ها همزمان با نمایش فیلم پخش میشدند.
بالاخره در شانزدهم سپتامبر سال ۱۹۳۱، Peludópolis سومین فیلم بلند انیمیشن کریستیانی و نخستین فیلم بلند انیمیشن با صدا به نمایش در آمد. نمایش فیلم تقریبا همزمان شد با مرگ هیپولیتو یریگوین و کشور آرژانتین در غم از دست دادن مردی که در زمان زنده بودنش چندان جدی گرفته نمیشد فرو رفت. کریستیانی به احترام یرگوین از ادامه ی نمایش فیلم Peludópolis خودداری کرد. در سالهای بعد کریستیانی شانس چندانی برای موفقیت در دنیای انیمیشن نداشت. میکی ماوس آرژانتین را هم مانند بسیاری دیگر از نقاط دنیا تسخیر کرده بود و کریستیانی قادر به رقابت با این موش محبوب نبود! اگرچه که کریستیانی این شانس را پیدا کرد که در سفری که والت دیزنی به آرژانتین داشت، فیلمهای خودش را به او نشان بدهد. پس از آن کریستیانی بیشتر عمرش را به کشیدن کاریکاتور برای نشریات پرداخت و سرانجام در دوم آگوست ۱۹۸۴ چشم از جهان فرو بست. پیش از مرگش در جریان دو آتش سوزی دیگر در سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۶۱ قسمت عمده ای از انیمیشنهای او ، از جمله تنها نسخه ی موجود از Peludópolis برای ابد از بین رفتند.
ترجمه و گردآوری : مهبد بذرافشان
منبع: http://en.wikipedia.org



















