میازاکی و پونیو
۰۶٫۰۵٫۸۷ - ۰۴:۳۹ب.ظ

حدود یک ماه پیش، شبکه تلوزیونی NHK ژاپن،به بهانه نمایش عمومی انیمیشن بلند پونیو روی صخره ی کنار دریا Ponyo on the Cliff by the Sea ، آخرین فیلم هایائو میازاکی Hayao Miyazaki ، فیلم مستندی در رابطه با زندگی و آثار میازاکی پخش کرد. سایت رسمی استودیو جیبلی www.ghibliworld.com خلاصه ای از مطالب این مستند را منتشر کرده است که توجه شما را به خواندن آن جلب می کنم.
دو سال پیش میازاکی طراحی نخستین کانسپت های پونیو را آغاز کرد. او با آبرنگ کار میکرد و سعی میکرد که ذهنش را برای طراحی آزاد بگذارد.هرچه که به ذهنش میرسیدرا بر روی کاغذ اجرا میکرد.او میگوید: هر زمان که من طراحی میکنم و هرآنچه که می کشم، به تدریج و اندک اندک قفل ذهنم باز میشود و خلاقیت آغاز میشود. میازاکی شعاری دارد. او میگوید:” به شعاع سه متر!” منظورش این است که او اغلب ازآدمها، اشیاء و چیزهایی که در اطرافش هستند برای طراحی الهام می گیرد.مثلا کاراکتر پونیو با الهام از فوکی ، دختر بچه ی یک سال و نیمه ی یکی از همکارانش خلق شده است.پس از اتمام کانسپت های اولیه، نوبت به طراحی استوری بورد میرسد. پس از اینکه چند صفحه از استوری بورد طراحی شد، میازاکی در پایین آخرین صفحه از طراحی ها مینویسد: つづく ( ادامه دارد ) و در کنار آن هم اضافه می کند: همه منتظر صفحه های بعدی باشید! و بعد برای مدت چند روز و یا حتی چند هفته به ادامه ی داستان فکر می کند. علیرغم اینکه ممکن است از آغاز یک پروژه مدتی گذشته باشد،اما هیچ یک از اعضای تیم نمیدانند که داستان چگونه ادامه خواهد یافت! حتی خود میازاکی هم نمیداند! او اعتقاد دارد که این حالت انتظار و تعلیق حاکم بر فضای استودیو، اثر مطلوبی بر روند شکل گرفتن داستان دارد!
میازاکی شخصا تمام genga ها ( لغت ژاپنی برای طراحی های کلیدی) را بررسی میکند و حتی آنها را از اول می کشد . او می گوید: وقتی که من طراحی ها را اصلاح میکنم و خطوط را دوباره می کشم، آهسته آهسته میفهمم که آنها چه احساسی دارند،چه میگویند و به چه فکر می کنند. او صحنه ای را که در آن پونیو مجددا به نزد ساسوکه بر میگردد و آندو یکدیگر را در آغوش میکشند را بررسی می کند و تصاویر کلیدی را اصلاح میکند تا احساس دراماتیک بیشتری به آن بدهد. او میگوید: خطوط صحیح واقعا جای درست و صحیح خود را ( در تصاویر) دارند، باید آنها را پیدا کرد وگرنه کار به درستی انجام نمیشود.
از میازاکی سئوال میشود : چرا شما بعد از تکمیل و پایان یافتن تمام استوری بورد تولید را شروع نمیکنید؟ آیا از ابتدا خطوط اصلی داستان را در ذهن دارید؟ او پاسخ می دهد: از نظر من، اگر که ما یک خط داستانی تر و تمیز داشته باشیم و از آن استوری بورد تهیه کنیم، پلان های اصلی هرگز شبیه به استوری بورد از آب در نمی آیند! من اینطور نمیتوانم کار کنم. من فقط زمانی میتوانم بفهمم داستان چطور پیش میرود که یک ریل Reel از پلانهای انجام شده را ببینم و فقط با بررسی پلانهای طراحی شده است که میتوانم بگویم که پلانهای بعدی چگونه خواهند بود. او مثالی میزند: زمانی که طراحی استوری بورد پونیو به مراحل نهایی رسید، قلم من کاملا متوقف شد. من میدانستم که داستان چگونه به پایان خواهد رسید و آنرا در استوری بورد اجرا کرده بودم. اما میدانستم که نمیخواهم داستان را دقیقا بر اساس استوری بورد پیش ببرم. من به دنبال چیزی تاثیر گذار و تکان دهنده تر برای سکانس پایانی بودم. حتی اگر آن چیز هیچ نقشی در روند شکل گیری داستان نداشته باشد!
بر همین اساس در پاییز ۲۰۰۷، و در مراحل پایانی کار، میازاکی تهیه استوری بورد را برای مدتی طولانی متوقف کرد. او احتیاج به تمرکز و تفکر بیشتری داشت. اما به دلیل عدم وجود استوری بورد، تولید نیز متوقف شد! جلسه ی اضطراری تشکیل شد و اعضای تیم از میازاکی خواستند تا سریعتر عمل کند…این نخستین بار نبود که میازاکی با مخاطره در شغلش روبرو میشد. در سال ۱۹۷۹ زمانی که او ۳۹ ساله بود تصمیم گرفت تا نخستین فیلم شخصیش را کارگردانی کند. فیلم (ルパン三世 カリオストロの城, Lupin III: The Castle of Cagliostro) ساخته شد و شکست سختی در گیشه خورد! پس از آن به مدت سه سال او پیش طرحهایی برای تولید فیلم های دیگری به استودیو ها ارائه میداد .پیش طرحهایی از قبیل : توتورو و یا شاهزاده خانم مونونوکه !اما هیچکدام از این پیش طرحها پذیرفته نمیشدند. ..
از او سئوال میشود: از اینکه به مدت سه سال از سوی صنعت انیمه در انزوا و بایکوت فرو رفته بودید چه احساسی داشتید؟ پاسخ میدهد: من یخ زده بودم. اما نمیخواستم تسلیم بشوم. با وجود اینکه هرگز تصور نمیکردم که شانس دوباره ای به من داده شود، عمیقا میخواستم که باز هم فیلم بسازم. این امکان کاملا وجود داشت که آرزو های من هرگز رنگ واقعیت به خود نگیرند. فیلم توتورو بالاخره ۱۳ سال بعد از این دوران ساخته شد! اما من فکر نمیکنم که سیزده سال زمان طولانی بوده باشد. در آن سالها من ایده ی فیلم را می پروراندم و آنرا پخته تر و کامل تر می کردم. به عنوان مثال وقتی که من یک خیابان یا یک شاهراه را می دیدم، با خودم فکر میکردم که این مکان میتواند بعنوان بک گراند در فلان صحنه ار توتورو استفاده شود . بنا بر این، در این ۱۳ سال من در واقع در حال زیبا تر و غنی تر کردن توتورو بودم.
روزی در طول آن سالهای سخت، دوستی که ویراستار یک Animage ( مجله ای که در رابطه با انیمه،مانگا و سرگرمی باشد) بود به نزد میازاکی آمد و از او خواست که یک مجموعه ی مانگا را طراحی کند. میازاکی بیکار بود و چاره ای بجز پذیرش این پیشنهاد نداشت. او آغاز بکار کرد و مجموعه ی Nausicaa را طراحی کرد. پس از یکسال این مجموعه ی مانگا از چنان شهرتی برخوردار شد که به میازاکی پیشنهاد ساختن انیمه ی آنرا دادند. فرصتی که میازاکی در جستجویش بود بالاخره بدست آمد. فیلم Nausicaa ساخته شد و در گیشه از فروش بسیار خوبی برخوردار شد و حتی به بازارهای بین المللی نیز راه یافت. در روزهایی که میازاکی به شدت درگیر ساخت این فیلم بود،مادر او پس از مدتها مبارزه با بیماری درگذشت و میازاکی حتی نتوانست در مراسم تدفین مادرش شرکت کند. اما اندوه درگذشت مادر با شیرینی پیروزی در ساخت فیلم برابری میکرد. میازاکی سرانجام در سن ۴۳ سالگی طعم موفقیت را چشید…
( منتظر انتشار قسمت دوم این مقاله در سایت جیبلی میمانیم)
مترجم: مهبد بذرافشان





خیلی جالب بود . واقعا شکست توی این موارد خیلی سخته . یه سوال . بنظرت خط داستان و … مانگا Nausicca هم کار خودش بود ؟