مصاحبه ای با پاسکال کمپیون

پاسکال کمپیون pascalcampion ، متولد فرانسه، ساکن سن فرانسیسکو، تصویرگر،انیماتور، کارگردان انیمیشن، پیش از اینکه پی به استعداد و خلاقیت عظیم خودش ببرد در رستوران های فرانسوی گارسونی میکرد!بیشتر بخاطر حس و حال و تحرک موجود در تصاویرش معروف است. میگویند از معدود تصویرگرانی است که فقط با نگاه کردن به هر تصویرش، شما میتوانید یک داستان کامل را ببینید. خودش میگوید با دیدن دو انیمیشن راهب و ماهی The Fish and the Monk/Michael Dudok و گربه برگشت the cat came back/Cordel barker، پی برد که مفهوم انیمیشن فقط دیزنی نیست !تعداد بسیار زیادی از تصویرسازی ها و همچنین فلش انیمیشن هایش را میتوان در وبسایتش دید. دیدن وبلاگش را هم توصیه میکنم.

وبسایت : www.pascalcampion.com

وبلاگ: http://pascalcampion.blogspot.com

توجه شما را به خواندن بخشهایی از مصاحبه او با سایتCharacter Design جلب می کنم:

لطفا کمی در مورد خودت توضیح بده، چطور شد که تصمیم گرفتی که طراحی کنی؟

برادر بزرگتر من،شان Sean ، تاثیرگذارترین فرد در تبدیل من به یک هنرمند طراح بود. وقتی که ما بچه بودیم، او تعدادی کتاب کمیک داشت. من دوست داشتم که اون کتابها رو بخونم. اما تنها راهی که میتونست برادرم را راضی به قرض دادن اون کتابها به من بکنه این بود که من بتونم تمام کاراکترهای اون کتابها رو دونه به دونه اسم ببرم!!! طبیعیه که بعد از مدتی من به راحتی میتونستم اسم همه ی شخصیتهای کتاب رو به زبون بیارم.در نتیجه برادرم امتحانش رو سخت تر کرد و از من میخواست که اون کاراکترها رو نقاشی کنم! و تنها اگر که من میتونستم یک کاراکتر را بخوبی و بدون نقص نقاشی کنم برادرم راضی به دادن کتاب به من میشد. و این آغاز راه من بود…..بعدا در کلاس ششم ،من یک معلم هنر داشتم که او هم سهم مهمی در رشد هنری من داشت. متاسفانه اسمشو به خاطر نمیارم.اما بخوبی میتونم درسها و روش او را به یاد بیارم. او بسیار انعطاف ناپذیر و سخت گیر بود. یک روز بعد از دیدن کاری از من، به من رو کرد و گفت: تو هرگز نباید وارد حیطه ی هنر بشی…خب تمام تلاش من در بقیه ی سالهای مدرسه این بود که ثابت کنم که او اشتباه میکنه!!! اون معلم همچنین بزرگ ترین دلیل من شد برای اینکه به تدریس هم علاقمند بشم. البته نه به شیوه ای که او درس میداد.

کمی در مورد مراحل طراحی کردن توضیح بده. در ذهنت چه اتفاقی رخ میده؟ از ابتدا تا انتها…

برای من انضباط و برنامه ریزی نقش مهمی ایفا میکنند. من برنامه ریزی خاصی  در طول هفته دارم و بر اساس آن عمل میکنم. قبول دارم که خلاقیت یک امر قابل کنترل و برنامه ریزی شده نیست،اما با استفاده از اون برنامه ریزی خاصی که من دارم، مراحل خلق و پدید آوردن آثارم را تا حد زیادی تحت کنترل در آورده ام. من صبح زود از خواب بیدار میشم. حدود ساعت 6…کمی دوچرخه سواری میکنم و صبحانه میخورم و ساعت 7 کار را شروع می کنم. من خودم را موظف کرده ام که هرروز در ابتدای کار یک طراحی آزاد و خلاقانه انجام بدهم. این کار انرژی لازم برای کار روزانه را به من میده و من را به جلو میبره. بعضی روزها طراحی واقعا راحت و آسون انجام میشه،اما بعضی روزها که من خسته هستم، یا از چیزی الهام نمیگیرم و یا  ذهنم درگیر مسائل دیگری است، طراحی تبدیل میشه به یک کار واقعا سخت و طاقت فرسا. اما به هر حال من طراحی روزانه را متوقف نمیکنم.چون فکر میکنم بدون انجام طراحی منظم و برنامه ریزی شده من هرگز نمیتونستم یک طراح حرفه ای باشم.اما اگر به طراحی به چشم یک سرگرمی نگاه کنید،خوب…موضوع فرق میکنه…شما میتونید هروقت که دوست دارید،هر وقت که وقتشو دارید و هر وقت که در اوج فوران خلاقیت هستید طراحی کنید… در مورد من،طراحی در مرحله اول شغلمه و بعلاوه بزرگترین عشق و علاقه ی منه

بعضی وقتا ایده های خلاقانه بطور ناگهانی به ذهن من میرسند. میدونم که اگه بخوام در مورد اون ایده ها صحبت کنم بنظر احمقانه و مسخره میان. مثلا ایده ای به ذهن من میرسه در مورد یه سفینه فضایی پر از موجودات بیگانه که درست روی یه ماشین سقوط کرده که توی یه سینمای درایو این ( سینماهایی که شبیه به یک پارکینگ بزرگ هستند و افراد درون ماشینهایشان به تماشای فیلم می نشینند) پارک کرده و توش یه زوج جوون برای اولین با با هم قرار گذاشتن!!! خب صحبت کردن در مورد این ایده برای دیگران ممکنه به نظر لوس و بی مزه بیاد. اما من شروع میکنم به طراحی کردنش. ایده های این چنینی تا وقتی که توی ذهن هستند صاحب ماهیت و هویت نیستند. من حتی نمیدونم که اونا چه شکلی یا چه رنگی هستند. حتی در مواردی اون چیزی که به ذهنم میرسه یک ایده ی کامل هم نیست. فقط یک ترکیبه…مثلا من به یک فضای بزرگ فکر میکنم. یا به یک کادر کاملا سیاه و یا به ترکیبی از چند رنگ یا حجم…و بعد سعی میکنم که اونا رو طراحی کنم. شخصیتها و رنگهای اصلی کم کم خودشون پیدا میشن.

بعضی وقتا من تقریبا میدونم که میخوام چکار کنم. مثل زمانهایی که میخوام برای اتاق دخترم یه نقاشی بکشم.من میدونم که میخوام یه چیزی بکشم که مناسب اتاق دخترم باشه و به این فکر میکنم که او دوست داره چه چیزی رو روی دیوار ببینه؟ مثلا من همیشه فکر میکنم که تک شاخها گزینه های مناسبی هستند. چون هر بار که با دختر بچه ها صحبت میکنم اونا در مورد اسبای تک شاخ حرف میزنن و یا توی دفترشون تک شاخها رو میکشن. خلاصه اینکه من طراحی های روزانه رو اینطوری شروع می کنم و سعی می کنم که در یک یا حد اکثر دو ساعت تمومش کنم. اما بعضی وفتا رسیدن به یک ایده و طراحی کردن اون ممکنه چند روز هم طول بکشه! من میشینم و سعی میکنم که به نتیجه ای برسم…اما هیچ اتفاقی رخ نمیده! در این مواقع من شروع میکنم به خط خطی کردن، مکعب و مربع  و منحنی میکشم و با رنگها بازی میکنم. و بعد ناگهان، یه خط، یه طرح ساده و یا یه لکه رنگ جرقه رو میزنه و کار من از همونجا شروع میشه. مثلا یه مکعب تبدیل میشه به یه ماشین…خب اون ماشین باید توی یه خیابون با خونه و درخت باشه…اونا رو هم میکشم. بعدش از ماشینه خوشم نمیاد، ماشینه پاک میشه و بجاش یه زوج توی اون محیط قرار میگیرند که توی یه روز برفی زمستونی با هم قدم میزنن…اما تمام این مراحل فقط در ده دقیقه آخر از یک یا دو ساعت تلاش من برای طراحی شکل میگیرن! به این دلیل که من از اول نمیدونستم که چی میخواستم بکشم.

من سعی میکنم که همه چیزو به خلاقیت و الهام لحظه ای محدود و منحصر کنم. تجربه نشون داده که هروقت که خیلی روی یه ایده فکر میکنم و یکی دو ساعت یا حتی بیشتر برای اون ایده وقت میذارم، آخرش بدون نتیجه متوقف میشم. آخر به این نتیجه میرسم که نه…این ایده کلیشه ایه…مسخره است…دیگه نمیخوام به این ایده فکر کنم و روش وقت بذارم!!!

میشه در مورد مراحل رنگ آمیزی طراحی هات و ابزار هایی که استفاده میکنی شرح بدی؟

در مورد رنگها من به نحو متفاوتی از اغلب طراحها عمل میکنم. عملکرد من بیشتر شبیه به نقاشهاست. من ابتدا بصورتی کاملا سریع و آزاد در محیط فلش طراحی اولیه رو انجام میدم و بعدش بلافاصله شروع می کنم به رنگ گذاری. در واقع من مرحله ای به نام تمیز کاری ( کلین آپ) ندارم. با رنگها کلین آپ هم میکنم. اغلب از من میپرسند که پالت رنگهامو چطور انتخاب میکنم. خب… من چند روش برای این کار دارم.

یکی از این روشها اینه که من از همون ابتدای طراحی در ذهنم دقیقا میدونم که از چه طیف رنگی استفاده خواهم کرد. در مواردی که شما طرحهایی از من میبینید که در اون ار رنگهایی با کنتراست زیاد استفاده شده و مثلا فقط شامل طیفهایی از آبی یا زرد نمیشه، مفهومش اینه که من اون طراحی رو فقط بخاطر استفاده از اون رنگهای خاص انجام داده ام.

بعضی وقتا من تک رنگی رو انتخاب میکنم که احساس می کنم که با فضای روحی کارم هماهنگی داره و تمام طراحی را با استفاده ار تونالیته های مختلف همون رنگ انجام میدم.

بعضی وفتها من تحت تاثیر فضای کارهای دیگری که انجام میدم، رنگهای طراحی ها رو انتخاب میکنم. مثلا نمونه ی طراحی که من برای گردهمایی comic con در نیویورک فرستادم، تحت تاثیر مجموعه انیمیشنی بود که در بخشی از اون کار میکردم. اون انیمیشن بسیار شاد و مفرح بود و در نتیجه رنگها و فضاسازی طراحی من برای Comic Con حتی 10 بار شاد تر و مفرح تر از منبع الهام من یعنی اون مجموعه انیمیشن از آب در اومد!

در مواردی از همسرم میخوام تا به من کمک کنه و اون با منبع غنی و درخشانی از لباسها و پارچه های مختلفی که از کمدش بیرون میاره به من کمک میکنه تا رنگهای مختلف را انتخاب کنم!

از فوتوشاپ هم استفاده میکنم که قابلیت زیادی در رنگ گذاری و ارائه ی بافتهای مختلف داره. من طراحی هامو در فلش انجام میدم و کمتر روی کاغذ طراحی میکنم.در واقع فکر میکنم که آخرین دفعه ای که روی کاغذ طراحی کردم سه سال پیش بود! کم کم فراموش کرده ام که از چه تکنیکها و روشهایی برای رنگ آمیزی روی کاغذ استفاده میکردم!

ترجمه و تخلیص: مهبد بذرافشان

منبع: http://characterdesign.blogspot.com

۶ نظر

سیروسشهریور ۷م, ۱۳۸۷ در ۳:۴۹ ب.ظ

وای خدا عجب رنگ آمیزی فوق العاده ای . عاشق کارهاش شدم مهبد جان دستت درد نکنه . به دوستان هم پیشنهاد می کنم حتما به وبلاگش سر بزنند کارهای تمیزی توشه .

مهبدشهریور ۸م, ۱۳۸۷ در ۴:۵۰ ق.ظ

سیروس جان باهات کاملا موافقم. طراح های زیادی داریم که کارشون فوق العاده است. اما پاسکال کمپیون در زمینه ی رنگ آمیزی و اجرای کارهاش وافعا یک پدیده است.

پیمانشهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۱:۰۹ ق.ظ

درود ….
از همون سال گذشته که این اعجوبه را معرفی کرده بودی کارهاش رو هر روز نگاه می کنم … :eek: چون هر روز توی سایتش یک کار جدید داره؟؟؟؟؟!!!!(واقعا عجیبه :shock: !!! چه طوری می تونه؟؟؟پس کی فکر می کنه به …..)

مهردادشهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۹ ق.ظ

به نظر میرسه برای اینکه چشم نخوره سعی داره خودشو یه آدم معمولی نشان بده ولی صرف نظر از کارهاش خودش هم یه پدیده است. :grin: ممنون از سلیقه خوبت مهبد جان

محمدسعید تابندهشهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۷:۰۵ ب.ظ

باسلام این جلوه ی گرافیکی کاره که اونو متمایز کرده
میتونم به جرات بگم قدرت طراحی دست drawing چیزیه که
همه ی طراحان انیمیشن باید داشته باشن
اماطراحی گرافیکی design مختص نوابق انیمیشنه
که البته تو ÷رونده ی کاری مهبدم از این مدل کارا هست . . . رو نمی کنه ! :lol:

انیماتورهای ایرانشهریور ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۲:۴۱ ق.ظ

این مطلب در پرتال انیماتورهای ایران منتشر شد:

http://irananimators.msaatchi.com/news/1515.do

ضمنا از شما دعوت می شود با عضویت در پرتال انیماتورهای ایران،‌ وبلاگ خود را راه اندازی نموده تا مطالب با ارزش شما بیش از پیش مورد استفاده انیماتورهای ایرانی قرار گیرد.

نظر شما چیست

نظر شما

Free Counter
Free Counter