انیمیشن برای بزرگسالان- بخش اول

ارسال شده توسط | در Uncategorized | تاریخ ۰۵-۰۶-۱۳۸۷

۱

در سالهای اخیر تعداد انیمیشنهای بلندی که برای مخاطبین خردسال یا حتی نوجوان ساخته نمیشوند به شکل قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرده است.  اگر تا سالهای پیش چنین فیلمهایی بصورت محدود و در بعضی سینماهای خاص به نمایش در میامدند و بعضا ممکن بود که حتی به اندازه ی هزینه های تولید خود هم در گیشه فروش نداشته باشند، این روزها به نظر میرسد که آفتاب بخت و اقبال چنین تولیداتی رو به درخشش گذاشته باشد و این دسته از انیمیشنها نه تنها در گیشه موفقند بلکه در مراسمی مانند اسکار و جشنواره ای چون کن نیز به رقابت با قوی ترین تولیدات استودیوهای قدرتمند بر میخیزند. عمید عمیدیAmid Amidi ، از سایت  Cartoon Brew مقاله ی مفصلی در مورد تاریخچه ی انیمیشنهای بزرگسالانه! در سایت filminfocus منتشر کرده که شما را به خواندن ترجمه ی آن در سه بخش دعوت می کنم:

__________________________________________________________________________

امسال در گروه فیلمهای انیمیشن بلندی که برای تصاحب اسکار رقابت می کردند شاهد حضور پنگوئن هایی که موج سواری میکردند، موشی که آشپزی میکرد و دختر بچه ای که خاطراتش را از انقلاب و جنگ در ایران روایت میکرد بودیم. اگرچه که مورد سوم به نظر کمی خارج از محدوده ی دو فیلم نخست می آید، اما همین فیلم توجه خیلی ها را به تغییراتی که در چهره ی فیلمهای بلند انیمیشن پدید آمده است جلب کرد. فیلمهای بلند انیمیشن که تا همین چند سال پیش در ایالات متحده به چشم یک سرگرمی صرفا کودکانه دیده می شدند،امروز جایگاهی درخور و در شان یک پدیده ی هنری با ظرفیتهای بالای روایی و نمایشی پیدا کرده اند.

آرزوی هنرمندان دنیای انیمیشن برای پاره کردن قبای کهنه ی (کودکانه پنداری) از قامت هنر انیمیشن، آرزوی تازه ای نیست. ستیز انیماتورها و کارگردانان در برابر انگاره های تحمیلی به هنر انیمیشن ، در قالب ساخت فیلمهای بلند انیمیشن مخصوص بزرگسالان ، تقریبا از دهه ی ۱۹۵۰،یعنی وقتیکه جان هابلی John Hubley و استودیوی UPA تلاش کردند تا اقتباسی انیمیشنی از یک نمایش موزیکال برادوی به نام Finian’s Rainbow وهمچنین یک فیلم بلند انیمیشن بر اساس داستانهای جیمز توربر James Thurber بسازند آغاز شد.

با اینکه صنعت انیمیشن و تصاویر کارتونی آن به یک اندازه در سرگرم ساختن کودکان و بزرگسالان موفق بوده است ، طبقه ی متوسط جامعه که مخاطبین اصلی بازار فیلم و سینما هستند را میتوان از بابت دیدگاهشان نسبت به انیمیشن به عنوان (هنری با مخاطبین خردسال) بخشید . تصاویر رنگارنگ و شادی که معرف بخش عمده ی تولیدات انیمیشنی هستند میتوانند بسیار سرگرم کننده و جذاب باشند و کاراکتر های رقصانی که با فیگورهای اغراق شده و کاریکاتوری از اینسو به آنسوی پرده ی سینما در حرکتند نقش بزرگی در پدید آمدن این اشتباه تاریخی که انیمیشن یک پدیده ی کودکانه است داشته اند. اشتباه و طرز تلقی عامیانه ای که همواره زخمی بر دل بسیاری از انیماتورها و کارگردانان انیمیشن گذاشته است. به عنوان مثال براد برد Brad Bird ، کارگردان مشهور دیزنی/پیکسار ، در بسیاری مصاحبه هایش اشاره کرده است که انیمیشن یک (ژانر) نیست بلکه یک مدیوم ( پدیده-رسانه) است و کار به حدی بالا گرفت که او در یک DVD که اخیرا از او منتشر شده تهدید کرد که حاضر است با مشت پاسخی به هر کسی که انیمیشن را به غلط معرفی میکند بدهد!

فیلمهای بلند انیمیشن به کنار، تولید کنندگان فیلمهای کوتاه انیمیشن نیز از نخستین روزهای تولد این پدیده همواره سعی در کشف روشهای مختلف قصه گویی و بیان اندیشه هایشان در قالب تصاویر کارتونی داشته اند. شخصیت معروف فیلمهای صامت انیمیشن، فلیکس گربه، همواره با مشکلات بزرگسالانه دست و پنجه نرم میکند. مشکلاتی از قبیل اخراج از محیط کار و یا خیانت در عشق. شخصیت دیگر کارتونی آن دوران یعنی بتی بوپ نیز همواره به دلیل تاکید بیش از حد خالقینش بر جذابیت های جنسی او بعنوان زنی از جامعه امریکایی در دهه ی ۳۰ ، مورد انتقاد بوده است.

ارائه ی روایات بزرگسالانه در قالب فیلمهای کوتاه انیمیشن در دوران طلایی هالیوود نیز همچنان ادامه داشت : نبرد های کشنده  و موضوعات روانپریشانه در تولیدات تری تونز Terrytoons، اشارات جنسی در تولیدات تکس اوری Tex Avery از قبیل Red Hot Riding Hood و Wild & Wolfy و عشاق قاتل در تولیدات UPA از جمله Roody Toot Toot .

پاسخ ساده ای برای این سئوال که چرا فیلمهای بلند انیمیشن نتوانستند همچون انیمیشنهای کوتاه به دنیای بزرگسالان وارد شوند وجود ندارد. اما بخشی از پاسخ به این سئوال در این واقعیت نهفته است که ۲۱ فیلم از ۲۵ فیلم بلند انیمیشن تولید شده در امریکا تا آن زمان در کمپانی دیزنی تولید شده بودند. موفقیت بی چون و چرای تولیدات دیزنی نه تنها شیوه های کارگردانی هر نوع فیلم بلند انیمیشن را تحت تاثیر قرار می داد، بلکه اصول و زیبایی شناسی خاص خود را تا مدتها به کلیه ی تولیدات بلند انیمیشن تحمیل کرد. در حالیکه مخاطبان فیلمهای بلند زنده میتوانستند انتخاب کنند که به تماشای یک فیلم رمز آلود هیچکاکی بنشینند یا به تماشای یک فیلم طنز آلود از بیلی وایلدر بروند و یا یک فیلم خشن از جان فورد را برای تماشا انتخاب کنند، بینندگان فیلمهای بلند انیمیشن چاره ای بجر تماشای یک فیلم خانوادگی خردسالانه از دیزنی و یا به سبک دیزنی نداشتند.

سرانجام در سال ۱۹۵۳ با تصمیم جان هابلی مبنی بر ساختن یک فیلم بلند انیمیشن به شیوه ی خودش، این امید در دل انیماتورها جوانه زد که بالاخره انیمیشن های بلند نیز از پوسته ی کودکانه شان خارج خواهند شد. هابلی تصمیم داشت فیلمی بر اساس نمایش موزیکال Finian’s Rainbow بسازد که به سیاستمداران، تبعیض نژادی و طبقه بندیهای اجتماعی میپرداخت. او تیم قدرتمندی از بهترین انیماتورها را گرد هم آورد: پال جولیان،آرت بابیت ، بیل لیتل جان و بیل تایلا از جمله ی این هنرمندان بودند. برای موسیقی و ترانه های فیلم با نوازندگان و خوانندگان بزرگی چون فرانک سیناترا، الا فیتزجرالد، لویی آرمسترانگ و اسکار پیترسون صحبت شده بود و صدا پیشگان فیلم نیز کسانی چون بری فیتزجرالد، دیوید واین و  الا لوگان بودند. هابلی مصمم بود که زلزله ای در دنیای انیمیشن ایجاد کند اما همه چیز آنگونه که او انتظار داشت پیش نرفت. در جریان تصفیه ها و بازجویی های ضد کمونیستی در هالیوود، جان هابلی بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت. بزودی مشخص شد که به او اتهاماتی واهی وارد شده اما تاثیرات این اتفاق بر نقشه ها و برنامه های جان هابلی واقعی و سنگین بودند. پروژه ی  Finian’s Rainbow کنار گذاشته شد، هابلی مجددا به دنیای انیمیشن کوتاه بازگشت و رویای فیلمهای بلند انیمیشن برای بزرگسالان نیز برای دهه های متوالی به حقیقت نپیوست.

پایان قسمت اول

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://www.filminfocus.com

دیدگاه‌ها (۱)

دیدگاه خود را بنویسید

free hit counter
hit counter