از خودمان دفاع کردیم!!!

بالاخره دیروز بعد از ظهر از ساعت ۱۵ تا ۱۶:۱۵ مراسم پایان نامه ی اینجانب برگزار شد و ما با سلام و صلوات به دریافت درجه ی کارشناسی ارشد انیمیشن مفتخر شدیم!

از سمت چپ : استاد دهستانی، دکتر سلطانی، خودم ، دکتر حسنایی ، دکتر گلپایگانی و سرکار خانم خلیلی

اعتراف می کنم که تا آخرین دقایق پیش از شروع جلسه بسیار مضطرب و کمی هم ترسیده بودم، بعلاوه اینکه ده روز کشنده و پر از دوندگی را برای تسویه حساب و گرفتن دهها امضا از اشخاص مختلف پشت سر گذاشته بودم. اما جلسه بر خلاف تصورم خیلی خوب پیش رفت. خیلی منطقی و دوستانه. واقعا باید از اساتیدی که در جلسه بودند و با سعه صدر با کاستی ها و نقائص کار من برخورد کردند تشکر کنم.

از دید من این منظره خیلی هیجان انگیز بود!

من در این موقعیت خفن قرار داشتم.الهی نصیبتان بشود!!!

از همه ی دوستانی که بخاطر عدم اعتماد به نفس و مختصری ترس از آنها دعوت نکردم عذرخواهی میکنم. امیدوارم مقابله به مثل نکنند. همین …

مهبد بذرافشان

PrintFriendly

{13 نظر}

  1. سیروس {دوشنبه ۲۵ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۲۳ ب.ظ}

    به به به به به به به مبارکه مهبد جان انشالله عکس های PhD تو ببینیم ( البته قبلش باید یه فیلم بسازی :wink: ) . خوب حالا که درس ات تموم شده دیگه دانشجو نیستی انتظاراتی هم که ازت می ره خیلی بیشتره . من هم امیدوارم بعد از این لحظه تاریخی اینجارو هم یه تکونی بدی و از کارها و مقالات خودت هم بنویسی . از صمیم قلب آرزوی موفقیت می کنم واست

  2. عماد {دوشنبه ۲۵ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۰۲ ب.ظ}

    مبارکهههه :mrgreen: :lol:

  3. شاهین {دوشنبه ۲۵ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۳۰ ب.ظ}

    واقعا تبریک می گم . امیدوارم همیشه موفق باشی!

  4. علی اشرفی {دوشنبه ۲۵ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۲۲ ب.ظ}

    آ قا تبریک امیدوارم همیشه موافق باشی در ضمن سایتت هم خیلی با حاله

  5. پیمان {سه شنبه ۲۶ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۲:۱۷ ق.ظ}

    درودنعلیکم ورحمه الله…
    احسنت … بارک الله … به سلامتی …
    فوق لیسانس خوش می گذره؟ …
    امیدواریم که بتونی در شهر گل وبلبل دوام بیاوری و بتونیم از برکات وجودت بهرمند تر گردیم. :wink:

  6. Morteza4SN {سه شنبه ۲۶ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۲۴ ق.ظ}

    سلام عزیز

    تبریک ما رو هم بپذیر :wink:

    ممنون

  7. saeed zameni {سه شنبه ۲۶ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۲:۳۳ ب.ظ}

    مهبد جان از اینکه برای پایان نامه دعوتم نکردی شاکیم
    و نظرم همونه که طی یک فقره sms خدمتت عرض کردم که البته اینجا نمیتونم دوباره تکرار کنم
    زشته!
    :evil:

  8. محمدسعید تابنده {سه شنبه ۲۶ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۲۱ ب.ظ}

    به به بارک الله بسلامتی انشاالله جلسه ی PHD مارو دعوت کنی :lol:

    محمدسعید تابنده پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۸۷ ۸:۰۰ ب.ظ:

    از اظهار لطف همه ممنونم

  9. حسین نظرپور {چهارشنبه ۲۷ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۲:۵۸ ق.ظ}

    :grin: :grin: :grin: :grin: :grin: واقعا خوشحالم که با موفقیت تونستی پایان نامه ات رو ارائه بدی مهبد عزیزم.
    از صمیم قلب برات آرزوی رسیدن به مدارج بالاتر و کسب موفقیت های بیشتر رو دارم که واقعا شایستگی بیشتر از اینها رو داری … بازم تبریک می گم …  شیرینی ما یادت نره :wink:

  10. محمدرضا {چهارشنبه ۲۷ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۳۸ ب.ظ}

    سلام
    چشممون به جمال آقا مهبد بالاخره روشن شد.
    هم دانشگاهی مام که بودی نمی دونستیم

  11. مهبد {چهارشنبه ۲۷ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۵۹ ب.ظ}

    از همه ی دوستان بخاطر لطف و محبتی که دارید ممنونم. منو شرمنده می کنید.به همه شما ارادت خالصانه دارم. متشکرم.

    سیروس جان به روی چشم، سعی می کنم از خودم هم مطالبی بنویسم

    سعید جان هرچه از دوست رسد نیکوست :wink: من و تو که این حرفا رو نداریم…به هر حال واقعا ازت معذرت میخوام. آخه عزیز دل، خیلی اعتماد به نفس میخواد که آدم در برابر استادی مثل تو بخواد کارشو به نمایش بذاره. شما ببخش…

    حسین جان به روی چشم، شیرینی شما محفوظ تا زمانی که خدمت برسیم.

    محمد رضا خان، افتخار آشنایی با شما رو ندارم، ای کاش نام فامیل یا حداقل ئی میلتون را میگذاشتید. به هر حال آشنایی با شما باعث افتخار من است.

  12. اکبر {یکشنبه ۳۱ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۲۹ ب.ظ}

    مهبد جان خدمتون تبرک عرض میکنم.

    مهبد پاسخ در تاريخ مهر ۱م, ۱۳۸۷ ۵:۲۶ ق.ظ:

    ممنونم اکبر اقا، لطف دارید

  13. رضا احمدیاری {یکشنبه ۳۱ شهریور, ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۳۰ ب.ظ}

    تبریک آقا مهبد
    توی دوره ارشد که سعادت نداشتم با شما همدانشگاهی و همکلاسی باشم اما ایشالا برای دوره دکتری هردومون!! :wink:
    همیشه موفق باشی..راستی یه چند فریم از کارتو بذار حض بصری ببریم!! :grin:

    مهبد پاسخ در تاريخ مهر ۱م, ۱۳۸۷ ۵:۲۵ ق.ظ:

    رضا جان من سعادت نداشتم که شما رو از نزدیک ببینم( البته فکر میکنم در دوسالانه ی انیمیشن یکبار همدیگه رو دیدیم). به هر حال من از دور در جریان کارای شما بودم و ارادت دارم.
    در مورد دکترا هم ایشالله…تا خدا چی بخواد…فعلا کمی خستگی این سه ساله رو در کنیم تا بعد :wink:

با عرض پوزش ، بخش نظرات برای این مطلب غیر فعال است.

O2 Simplicity
Visitors Statistics