ماجراهای شاهزاده احمد

حدود دوسال پیش و بر حسب اتفاق فیلم انیمیشن ماجراهای شاهزاده احمد The Adventures of Prince Achmed را با کیفیت بسیار خوب از اینترنت دانلود کردم و خوشحال از یافتن چنین گنجی آنرا بارها و بارها دیدم و هربار بیشتر شیفته آن شدم. در یکسال گذشته نیز در جستجوی فرصتی بودم که مطلبی در مورد این فیلم ارزشمند بنویسم که تا به امروز مقدور نشده بود. مطلبی که در زیر میخوانید مجموعه ایست از چند مقاله و تاریخچه ی مختلف که در مورد شاهزاده احمد پیدا کرده بودم و در اینجا به شما تقدیم میکنم.

برخلاف آنچه که بسیاری از مردم تصور میکنند، تاریخچه ی فیلم بلند انیمیشن با فیلم سفید برفی و هفت کوتوله ی دیزنی آغاز نمیشود. بر اساس شواهد موجود ، نخستین فیلم بلند انیمیشن یا به اصطلاح Feature Animated movie ، در سال 1917 ، یعنی 20 سال پیش از سفید برفی و هفت کوتوله ساخته شد : فیلمی 70 دقیقه ای و هجو آمیز بنام  El apóstol ساخته ی فیلمساز آرژانتینی کورینو کریستیانی Quirino Cristiani . متاسفانه بنظر میرسد که تمام نسخه های این فیلم در یک آتش سوزی از بین رفته باشند. دومین فیلم بلند انیمیشن تاریخ بنام Sin dejar rastros که در سال 1918 و باز هم توسط کریستیانی ساخته شده بود سرنوشتی بهتر از فیلم نخست پیدا نکرد و تمام نسخه های آن بی هیچ رد پایی ناپدید شدند ( تصور میشود که این فیلم توسط دولت وقت آرژانتین جمع آوری و نابود شده باشد! ). بدین ترتیب امتیاز نخستین فیلم انیمیشن تاریخ که تا به امروز موجود و قابل دیدن است به فیلم 65 دقیقه ای ماجراهای شاهزاده احمد The Adventures of Prince Achmed ساخته ی فیلمساز آلمانی لوته رینیگر Lotte Reiniger می رسد.

جمله ی بسیار مرسوم و رایجی در مورد ماجراهای شاهزاده احمد وجود دارد که میگوید: این فیلم شبیه هیچ فیلم دیگری در طول تاریخ سینما نیست. با ساده انگاری میتوان این نقل قول را یک اغراق بزرگ پنداشت چرا که لوته رینیگر، کارگردان شاهزاده احمد، شخصا چندین فیلم دیگر با همین سبک و سیاق ساخته است.بعلاوه بسیاری دیگر از فیلمسازان و انیماتور های تجربی، حداقل برای تجربه ی شخصی هم که شده، از ساختار  سیلوئت کات اوت شاهزاده احمد الهام گرفته اند و فیلمهای کوتاهی ساخته اند. با اینحال تردیدی وجود ندارد که بسیاری از مردمی که با شنیدن کلمه ی انیمیشن به یاد شرک، آکیرا، فنتزیا و یا حتی جرالد مک بویینگ بویینگ می افتند،هیچ تصوری از فیلم شاهزاده احمد ، تکنیک چشمگیر آن و پیوستگی بی چون و چرای آن با تاریخچه انیمیشن ندارند. برای بسیاری دیگر که این فیلم را دیده اند چگونگی ساخته شدن ماجراهای شاهزاده احمد بصورت یک معما جلوه گر میشود. شاهزاده احمد چگونه ساخته شد؟

اساس کار همان سیستم شناخته شده ی کات اوت است.لوته رینیگر قطعات بدن کاراکتر ها را بصورت جداگانه بر روی ورقه های سیاه طراحی میکرد، آنها را می برید و بصورت مفصل بندی شده به یکدیگر وصل میکرد بطوریکه قطعات قابلیت چرخش حول یک محور را داشتند. او سپس با الهام از نمایش های سایه ای ( سیلوئت)، کاراکترها را بر روی یک میز نور قرار میداد و در حالیکه از زیر به آنها نور میتابانید، با جا به جا کردن قطعات مفصل بندی شده ، کاراکتر ها را حرکت میداد و حرکات را فیلمبرداری میکرد. بک گراندها نیز با قرار گرفتن با فاصله های متفاوت از منبع نور، توهم بعد و عمق را ایجاد میکردند. این مطلب امروز به گوش بسیار ساده میرسد اما در سال 1926 شرایط با امروز بسیار متفاوت بوده است. سادگی لقبی است قابل دفاع و برازنده قدیمی ترین انیمیشن بلند تاریخ، که مفهومی برابر با ( مشکل نبودن شرایط تولید) را در بر ندارد و بعلاوه ساده بودن این فیلم به این معنی نیست که این فیلم موفق نبوده است و تماشاچی مدرن و امروزی نمیتواند با آن ارتباط برقرار کند یا آنرا تحسین کند. حرکات و متحرکسازی فیلم به نحو اعجاب آوری نرم و مخملین هستند. جزئیات و میزان کاری که بر روی کاراکترها و قطعات انجام شده حیرت آور هستند. رینیگر البته دستیارانی هم داشته: برتولد بارتوزه Berthold Bartose، الکساندر کاردانAlexander Kardan ، والتر روتمنWalter Ruttman و همسر لوته رینیگر یعنی کارل کخ Carl Koch که وظیفه ی فیلمبرداری را بر عهده داشته.وظیفه ی اصلی سه دستیاری که در ابتدا از آنها نام برده شد دقیقا مشخص نیست اما تصور میشود که در متحرک سازی کمک میکرده اند. چیزی که مسلم است این است که طراحی و کارگردانی اثر تماما حاصل کار شخصی و اشتیاق بی مانند لوته رینیگر است. اشتیاق و عشقی که منجر به تولید چنین صحنه ها و تصاویری شده است.

در کنار طراحی حیرت بر انگیز و نگاه ریزبینانه ی وینیگر به جزئیات، نکته ی دیگری که جلب توجه میکند بازی حیرت آور شخصیتها و توانایی بی مانند رینیگر در القای احساسات آنها به بیننده است. دقت کنید که رینیگر برای بیان احساسات شخصیتهایش( که هیچ چیز نیستند مگر قطعات بریده شده ی مقوای سیاه) ابزاری مگر متحرکسازی ظریف و بی عیب و نقصش در اختیار نداشته است.درک بیننده از عواطف و احساسات شخصیتهای این فیلم یک پیروزی بزرگ برای رینیگر به شمار می آید، اگر پیروزی لغت مناسبی برای بیان آنچه که لوته رینیگر انجام داده است باشد.

داستان فیلم ترکیبی است از چندین افسانه ی شرقی با بیشترین تاثیر پذیری از افسانه های هزار و یک شب.داستان روایت شاهزاده ایست ( شاهزاده احمد) که سوار بر اسب بالداری که آفریده ی یک جادوگر خبیث است،به سرزمینی دور دست سفر میکند و در آنجا عاشق و دلباخته ی شاهزاده خانم پری بانو میشود و با او به سرزمین چین سفر میکند. جادوگر خبیث که بخاطر ازدست دادن اسب بالدارش خشمگین است شاهزاده احمد را اسیر میکند. شاهزاده احمد فرار میکند و به کمک جادوگر سرزمین آتش که قوی ترین دشمن جادوگر خبیث است، و همچنین علاءالدین معروف ،  جادوگر خبیث را از پای در میاورد و پری بانو و خواهر خودش را که اسیر او هستند را نجات می دهد… اگر صادقانه قضاوت کنیم چنین داستانی حتی بیش از آن چیزی است که بتوان از نخستین انیمیشن بلند تاریخ که حدود80 سال پیش ساخته شده انتظار داشت. مگر اینکه انتظار داشته باشیم که لوته رینیگر هم یک فیلم سیاسی گزنده بسازد و فیلمش به سرنوشت فیلمهای فیلمساز آرژانتینی دچار شود!!! شاید این به نوعی بازی سرنوشت بوده است که والت دیزنی به داستانها و قصه های پریان علاقمند بود و سنتی را در ساخت فیلمهای انیمیشن پایه گذاری کرد که  انیمیشن برابر با فانتزی تلقی شود و این سنت تا به امروز باقی مانده و باعث میشود که فیلمهایی چون پرسپولیس تا به این حد رادیکال و متفاوت جلوه کنند. شاهزاده احمد نیز در نوع خود کاملا و مطلقا فانتزی است و بسیار شبیه به نوع فیلمسازی مورد علاقه ی دیزنی است.

والت دیزنی، بخصوص در دوران طلایی استودیوی دیزنی، بارها و بارها این موضوع را به اثبات رسانید که میتوان یک داستان معمولی داشت و آنرا به زیبایی هرچه تمامتر ( از لحاظ بصری) روایت کرد. در مورد ماجراهای شاهزاده احمد نیز این موضوع صدق می کند. پس از گذشت بیش از 80 سال، این فیلم هنوز هم زیباست…به نحو خارق العاده ای زیباست. اگر امروزه ما با دیدن این فیلم به آن به چشم یک عتیقه ی زیبا و ارزشمند نگاه میکنیم، در همان سال 1926 هم کسانی چون ژان رنوار از تحسین کنندگان زیبایی های این فیلم بودند. تنها دو سال پس از اکران فیلم زنده ی دزد بغداد به کارگردانی داگلاس فیربنکس Douglas Fairbanks ، فیلم انیمیشن ماجراهای شاهزاده احمد به وضوح هیچ چیز از آن تولیدعظیم هالیوودی کم ندارد. مگر اینکه بخواهیم به زوایای مختلف دوربین و تصویر برداری های متنوع دزد بغداد اشاره کنیم که در این صورت باید یادآوری کرد که شاهزاده احمد نه در هالیوود که در یک استودیوی شخصی و در آلمان تولید شد و بعلاوه این فیلم را میتوان کاملا یک فیلم اکسپرسیونیستی تجربی تلقی کرد. اگر در مقام مقایسه برآییم،همان سیلوئت بودن شاهزاده احمد به تنهایی با تمام زیبایی بصری دزد بغداد برابری میکند. و در نهایت، شاهزاده احمد نه توسط نام شناخته شده و مشهوری( در آن زمان) چون داگلاس فیربنکس، که توسط یک زن اروپایی و تنها با همکاری چهار دستیار ساخته شد. حالا شاید با خیال راحتتری بتوانیم بگوییم : بله، شاهزاده احمد شبیه هیچ فیلم دیگری که تا کنون دیده اید نیست! بیایید مشت را نمونه ی خروار بگیریم. به این تصویر از فیلم نگاه کنید.

اگر نخواهیم به شیوه ی زیبای کادر بندی، به نحوه ای که کاراکترها دست یکدیگر را گرفته اند، به تونالیته های متفاوت رنگی در این تصویر و دو تصویر پیشین اشاره کنیم، تنها اشاره به یک نکته گویای همه چیز است. به قطعات کوچک مقوای بریده شده ای که قرار است القا کننده ی موج آب و تصویر لرزان زنان در آب باشند نگاه کنید… برای یک لحظه به 80 سال پیش بیندیشید و به اینکه این فیلم، یک فیلم کات اوت است و هر قطعه از این قطعات میباید بصورت مجزا متحرک سازی میشده! یکبار از ابتدا تا به انتها این فیلم را ببینید، دهها و صدها نکته این چنینی در برابر چشمان شما رژه خواهند رفت و شما را شیفته خواهند کرد. در لحظه به لحظه ی این فیلم شما عشق و ایمانی که لوته رینیگر به کارش داشته است را حس خواهید کرد و در خواهید یافت که چرا هنوز و پس از این همه سال، این همه انقلاب در هنر و این همه فیلم و انیمیشن، شاهزاده احمد را میتوان یکی از فراموش نشدنی ترین تجربه های دیداری تاریخ دانست.

ترجمه و گردآوری: مهبد بذرافشان

منبع: http://antagonie.blogspot.com

http://www.animationarchive.org

http://en.wikipedia.org

۵ نظر

سیروستیر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

مشخصه کار کلاسیکیه خیلی خوشم اومد . البته باید اعتراف کنم که از کات اوت بدم میاد چون روش خیلی محدودیه ولی نمیشه منکر زیبایی های اینکار هم شد . باز هم ممنون

محمدسعید تابندهتیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱:۵۰ ق.ظ

از اطلاعات خوبی که در اختیار همه می ذاری ممنون.
بااجازت پرینتشو به عنوان مرجع به دانشجوهام میدم.

محمدسعید تابندهتیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱:۵۲ ق.ظ

مهبد جان از کجا میتونم فیلم رو گیر بیارم

پیمانتیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۶:۴۵ ق.ظ

با سلامی به گرمی یک فنجان لب سوزچای در شب چله زمستان نه گرمای بالای چهل در آفتاب تموز !!
من نه همچون شما بلکه قسمتهایی از آن را دیده ام (چه سعادتی!!) وکلی کیف کرده بودم . مطالب بسیار جالب و یادآوری خاطره انگیزی بود … اینها یه زمانی حظ های بصری ما نسل تیر کمونی هابودند !!و امیدوارم یه زمانی فرا برسه که ما اگرچه فرهنگ خودمونرو فراموش کرده ایم و همش داریم میگیم یه سبکی خلق کنیم که ایرانی باشه و می بینیم اون همه سال قبل انیمیشنی ساخته میشه که خیلی از ظرفیتهایی هنری شرق و ایران رو داره ، یه زمانی بیاد که بررسی بشه که این گونه انیمیشنها چی داره که در رسیدنمون به یک سبک ملی ایرانی کمک کنه … :mrgreen:

نخعی زادهتیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

آقای بذر افشان محترم،
ماهنامه ی فیلم کوتاه مایل است در شماره بعدی خود ترجمه شما رااز “جدید ترین فیلم کوتاه پیکسار به روایت کارگردان” چاپ کند.
لطفا در اسرع وقت با دفتر نشریه تماس بگیرید.
با تشکر،
نخعی زاده

۴۴۴۱۶۱۳۷-۰۲۱
۴۴۴۵۸۳۳۳-۰۲۱

نظر شما چیست

نظر شما

Free Counter
Free Counter