دیزنی وپیکسار:قدرت یک اتحاد-قسمت آخر
…رابرت آیگر بخوبی دریافته بود که چگونه بیشترین بهره برداری مفید را از موقعیت جدید و ادغام دو استودیو داشته باشد. کاری که او کرد این بود که به پیکساریهای تازه وارد به دنیای دیزنی وظایف مضاعفی داد و به آنها اجازه داد تا مهارتهایشان را در استودیو های دیزنی نیز به نمایش درآورند…
وظیفه ای که پیکسار در رابطه با دیزنی بر عهده داشت وظیفه ی مشکل متحول کردن یک استودیوی انیمیشن در حال سقوط بود. دیزنی استودیی نیازمند به بازسازی بود که سعی داشت جایگاه تازه ای در دنیای انیمیشن های سه بعدی و دیجیتالی پیدا کند. فیلم انیمیشن سیاره ی گنج Treasure Planet که در سال 2002 به نمایش در آمد تبدیل به یکی از بزرگترین شکستهای دیزنی در سالها ی اخیرشده بود و نیاز به یک تحول و بازسازی اساسی در استودیو به شدت احساس میشد. یکی از نمونه های بسیار مشخص و پرهیاهو از چگونگی بازسازی پروژه های دیزنی توسط پیکسار را میتوان در پروژه ی آماده برای نمایش بولت Bolt جستجو کرد. بولت داستان یک سگ هنرپیشه ی هالیوودی است که در نیویورک گم میشود و مجبور است که راه خودش را بسوی کالیفرنیا پیدا کند. جان لستر و تیمش کل این پروژه را از ابتدا بازسازی و ترمیم کردند و از جمله یک شخصیت فرعی بامزه ( یک همستر کوچک )را نیز به کار افزودند. جراحی هایی که پیکسار در استودیوی دیزنی اعمال کرد بدون خونریزی نبود. کریس سندرز، کارگردان اصلی بولت ناچار شد تا با دلخوری پروژه را به پیکسار واگذار کند. جان لستر میگوید: “در ابتدا ما بسیار عصبی بودیم . اما دیدن نتیجه ی تغییرات فوق العاده است. ما توانستیم دیزنی را از یک استودیوی ( تهیه کننده محور) به یک استودیوی ( کارگردان محور) تبدیل کنیم. ما به این عملکرد افتخار میکنیم.”
با این حال ظاهرا هنوز کارهای بسیاری برای انجام دادن در رابطه با تغییر و تحولات در دیزنی وجود دارد که جان لستر و اد کتمول را بیش از آنچه که پیش بینی شده بود درگیر کرده است. نظم دادن به پروژه های در حال ساخت و اعلام آمادگی برای شروع پروژه های جدید بخشی از این کارها هستند. برنامه ریزی های دیزنی برای تولید فیلمهای دو بعدی نیز بخش دیگری از پروژه های دیزنی و پیکسار است که تا حدود زیادی مبهم باقی مانده. تنها پروژه ی اعلام شده از این دست،پروژه ی شاهزاده خانم و قورباغه است که برای نمایش در دسامبر سال 2009 آماده میشود. یکی از سخنگویان دیزنی در این رابطه میگوید:” انیماتورهای دیزنی مجبور شدند تا شیوه های متحرک سازی سنتی را با شیوه های متحرک سازی مدرن و دیجیتال در هم آمیزند”. او اضافه میکند: “پلانهای در دست تهیه در استودیوی دیزنی در بوربنک به کندی در حال پیشرفت هستند.”
فیلمهای آینده دیزنی- پیکسار که در دست تهیه هستند، عموما داستانهای نا متعارفی دارند که ممکن است به پرهزینگی و پرزرق و برقی انیمیشن ماشینها Cars نباشند. UP فیلمی که بعد از Wall- E به نمایش در خواهد آمد، داستان یک پیرمرد تند خوی 78 ساله است که خانه اش را بوسیله صدها بادکنک پر شده از گاز هلیوم به پرواز در میاورد و به نقاط عجیب و غریب سفر میکند. کارگردان این فیلم پیت داکتر است که قبلا کمپانی هیولا ها را کارگردانی کرده است. اما این تقریبا یک استثنا است. قسمت عمده ای از سایر فیلمهای در دست تهیه دیزنی توسط افراد تازه کار کارگردانی خواهند شد. از میان این کارگردانهای تازه کار میتوان به برندا چپمن Brenda Chapman ، کارگردان یکی از پروژه های آینده دیزنی-پیکسار بنام The Bear and the Bow اشاره کرد. برندا چپمن قبلا به عنوان سرپرست بخش داستان نویسی در فیلم شیر شاه با دیزنی همکاری کرده است. اما تنها تجربه کارگردانی او در فیلم شاهزاده مصر ،و بطور مشترک با استیو هیکنر Steve Hickner بوده است. البته جان لستر بر تمام مراحل تولید این فیلمها نظارت مستقیم خواهد داشت،اما او ناچار است که وقتش را میان نظارت بر تولید فیلمها در لستودیوی بوربنک در نزدیکی لس آنجلس و نظارت بر جلوه های ویژه تور تفریحی مسابقه روی یخ ماشینها CARS و پارک تفریحات دیزنی تقسیم کند. او همچنین وظایف تازه تری نیز بر عهده دارد و آن عبارت است از برنامه ریزی و ملاقات با سرمایه گذاران برای استفادی از تکنولوژی DVD-Blue Ray برای ارائه محصولات استودیو. تمام این درگیری ها باعث شده است که جان لستر هر روز و بیش از پیش دست نیافتنی تر باشد! یکی از اعضای استودیو به شوخی میگوید:” این روزها ملاقات کردن با جان لستر سختتر از برقرار کردن یک مکالمه تلفنی با پاپ است!!!
در حال حاضر تمام توجه و تمرکز بر پروژه ی آماده برای پخش Wall-E است. فیلمی به کارگردانی اندرو استنتون Andrew Stanton . تصاویری که تا کنون از این فیلم منتشر شده اند نشان میدهند که داستان این فیلم در رابطه با یک روبات است که وظیفه جمع آوری و بسته بندی زباله ها را بر عهده دارد. در کنار او یک شخصیت فرعی بامزه نیز حضور دارد که سوسک جسوری است بنام هل Hal . در دو استودیوی دیزنی و پیکسار چشم امید همه به Wall-E دوخته شده است و همه امیدوارند که این فیلم که سکانس عمده ای از آن بدون هیچ دیالوگی پیش میرود، در گیشه به فروش قابل ملاحظه ای دست یابد. در واقع فیلم Live Action اخیر دیزنی، افسانه نارنیا، توجه کمی را به خود جلب کرد و سه فیلم انیمیشن اخیر پیکسار نیز علیرغم اینکه در نوع خود رکورد شکن بودند، اما به تدریج در جدول فروش فیلمهای داخل ایالات متحده به خانه های پایین جدول فروش عقب نشینی کردند. منتقدینی هستند که هنوز بر این باورند که دوران طلایی دیزنی را باید در سالهای پیش جستجو کرد.اما در دیزنی گفته میشود که فروش بین المللی این فیلمها نیز برگ برنده ای است که افت فروش در امریکا را جبران میکند.
مخاطبین اصلی Wall-E ، همانگونه که در مورد Cars پیش بینی میشد، جمعیت عظیمی از پسربچه ها هستند. همزمان با نمایش اصلی این فیلم در تاریخ 27 ژوئن 2008، مجموعه ای شامل 300 روبات مختلف اسباب بازی روانه ی بازار خواهند شد. رابرت آیگر میگوید: اسباب بازیهای دیگری نیز در راه هستند. بعلاوه اینکه ما داریم خودمان را برای ارائه ی بازیهای مختلفی در پارک تفریحات دیزنی آماده میکنیم. ما در صدد بیشترین بهره برداری از موفقیت فیلم Wall- E هستیم.
در نقطه مقابل این اتفاقات، صداهای دیگری نیز از اینسو و آنسو شنیده میشود.اینروزها تاییدها و تعریف های زیادی از فیلم اخیر دریم ورکز یعنی کونگ فو پاندا به گوش میرسد. اینگرید چانگ Ingrid Chung ، یک تحلیلگر رسانه ای در رابطه با داستان و اجرای فیلم کونگ فو پاندا میگوید:” این فیلم انقدر قوی است که بتوان انتظار یک موفقیت بزرگ را داشت”. اما زمانی که از او در مورد پروژه های پیکسار سئوال شد، اینگرید چانگ ترجیح داد سکوت کند!!! اما اگر قرار باشد که کمبود دیالوگ در Wall-E را عاملی برای عدم موفقیت به حساب آوریم،خیلی ها نیز میتوانند بیاد بیاورند که رود رانر و کویوت، دو تا از محبوب ترین شخصیتهای کارتونی تمام دورانها هم هرگز حتی یک کلمه هم با هم صحبت نکرده اند! و صاحبان سینما ها، علیرغم تمام سخت گیریشان، نمیتوانند حجم عظیم خنده ها و تشویقهای شدید را در نخستین نمایش 30 ثانیه از فیلم Wall-E را انکار کنند.
پس از پایان این نمایش محدود 30 ثانیه ای، اد کتمول، در حالیکه در راهروی سالن نمایش ایستاده بود و کاغذ رنگی ها از سقف فرو میریختند، با هیجان و شادی گفت: تشویق ها و واکنش بینندگان به من ثابت کرد که ما میتوانیم بگوییم که Wall-E موفقیت عظیم بعدی ما خواهد بود.
مترجم: مهبد بذرافشان
منبع: http://www.nytimes.com


یه سوال مهبد . اگه رابرت ایگر مدیر دیسنی هست و جان لستر مدیر پیکسار پس جان لستر باید زیر دست رابرت کار کنه دیگه ؟؟ ولی بنظر می رسه قدرت اجرایی جان لستر بالاتر باشه ….
سیروس جان مدیر پیکسار استیو جابزه. جان لستر در واقع مغز خلاق این سیستمه. تصمیم گیری ها عموما گروهی انجام میشه، ظاهرا اینطور نیست که یک نفر که اسمش رئیسه تنها تصمیم گیرنده باشه. اما بنظر میرسه که جان لستر مدیر اجرایی برنامه های دو استودیو باشه.
آره می دونم . استیو جابز فکر می کنم مدیر اپل هم بود یه جورایی ادعای رقابت با بیل گیتس رو داره … ولی در مورد جان لستر فکر می کنم خیلی نابغه باشه که همچین مسئولیت هایی رو بهش دادن …. راستی یکم بیشتر درباره مسائل فنی و عملی بنویس . چند وقت پیش درباره یکی از مدارس طراحی و انیمیشن و جزواتش نوشتی که خیلی خیلی مفید بود ولی حیف ادامه ندادی . بازم دستت درد نکنه انشالله پایان نامت تموم شد شیرینیشو می خوریم
ممنون مهبد جان….
dastet dard naone mahbod jan,zaheran kohaaye olaam dareshoon baz shoode jadidan khudayan;) dar beine ma be sar mibaran;)
khudayane olaaamp i mean
آفرین !
من که اصلا از این یکی کارتون لستر ( ماشینها ) خوشم نیامد ! یه طوری بود !
ولی کارتون کونگ فو پاندا ( به لطف بروبچ کپی خور ) فوق العاده بود ! فوق العاده !
به منم سر بزن ( ولی تخصص من توی فیلم هاست ! کارتون زنگ تفریحمه ! ولی اغلب اوقات زنگ تفریح طولانی تر از تخصص میشه ! )
خدانگهدار
۱- سیروس جان این روزا سرم واقعا شلوغه. اما چشم،اگه مطالب آموزشی هم دیدم حتما ترجمه میکنم.
4- آقای علیرضا ممنون از نظرتون و چشم. حتما به شما هم سر میزنم.
۲- ما مخلصیم استاد ، لطف دارید.
۳- ناشناس جان، شما محمد هستی؟ کدوم یکی؟ محمد م یا محمد ت؟ یا شایدم هیچکدوم. این جمله ی ( کوه المپ) خیلی برام آشنا بود.
man hamoon nashenasaam mahbod jan ke hamishe yadam mire esmamo beneviisam:)