دیزنی وپیکسار:قدرت یک اتحاد-قسمت دوم

…جان لستر در مصاحبه ی مطبوعاتی ماه آوریل از تصمیم بر ساخته شدن قسمت دوم ماشینها و همچنین ۴ محصول انیمیشنی ویژه ارائه از طریق DVD با محوریت شخصیت تینکر بل Tinker Bell ( پری کوچک سبزپوش فیلم پیترپن) خبر داد. جان لستر میگوید:” ما واقعا تصمیم داریم که در کنار تولیدات اوریجینال، دنباله های بیشتری هم بسازیم. ما با باب آیگر در مورد بعد اقتصادی هر فیلم صحبت میکنیم. ولی به هرحال هر فیلم باید واقعا عالی ساخته شود وگرنه ما یک گزینه ی مناسب را به هدر داده ایم”…

بالاخره تیم پیکسار نیز که تا کنون به دیده تردید نسبت به تصمیمات استودیوی دیزنی و تولید انیمیشنهای ویژه ارائه از طریق DVD نگاه میکردند ، با سپردن بخشی از پروژه های جانبی به یک استودیوی هندی موافقت کردند. این یک چرخش عمده در موضع سخت و انعطاف ناپذیر اولیه اهالی پیکسار بود مبنی بر اینکه هیچ استودیوی خارجی نمیتواند کیفیت لازم را در ارائه ی تولیدات لحاظ کند.( این نکته را نباید فراموش کرد که جان لستر، شخصا و از نزدیک تمام مراحل تولید این محصولات فرعی را نظارت خواهد کرد) . در چرخشی دیگر، استودیوی پیکسار اعلام کرد که برای نخستین بار دو فیلم را در یک سال اکران خواهند کرد. برنامه ریزیها برای اکران همزمان دو فیلم Newt و The Bear and the Bow در سال 2011 آغاز شده است. Newt داستان سمندری را تعریف میکند که در جستجوی عشق است! و The Bear and the Bow یک انیمیشن اکشن خواهد بود در رابطه با یک شاهزاده خانم متکبر اسکاتلندی.

شیوه ای که دیزنی و پیکسار برای موفقیت در ائتلافشان در پیش گرفته اند، برای سایر استودیوهایی که با چنین عملکرد ظریفی( متحد کردن دو ساختار مختلف) روبرو هستند، درسهایی در بر دارد.عملی کردن چنین اتحادی برای دیزنی و پیکسار، شامل نکات بدیهی مانند چگونگی تعامل تاثیر گذار با کارمندان و همچنین نکات غیر معمولی مانند ترسیم یک جدول روشن و واضح از نکاتی که در پیکسار دست نخورده باقی خواهند ماند میشد. ریچارد کوک Richard Cook از مدیران ارشد دیزنی میگوید: “هیچ کدام از این موارد آسان نبودند. اما زمانیکه هر کدام ار طرفین هم از بعد شخصیتی و هم از بعد حرفه ای به طرف مقابل احترام میگذارد، کارها آسانتر پیش میروند.” اما این احترام متقابل چیزی بود که تا سه سال پیش در روابط میان دو استودیو به زحمت یافت میشد!!! روابط دیزنی و پیکسار تا چند سال پیش بطور رسوایی آمیزی بیشتر شبیه به یک کشمکش پیچیده بود تا یک رابطه مسالمت آمیز. کار به حدی بالا گرفته بود که استیو جابز، مدیر پیکسار، بطور کاملا ناگهانی مذاکرات با دیزنی در رابطه با سرمایه گذاری و تولید فیلم کمپانی هیولاها Monsters, Inc را قطع کرد! استیو جابز که همزمان با مدیریت پیکسار، مدیر اجرایی کمپانی اپل APPLE نیز بود، برخورد تلخ و گزنده ای با مایکل آیزنر Michael D. Eisner مدیر وقت دیزنی پیدا کرد. داستان از این قرار بود که مایکل آیزنر درست پیش از یک گردهمایی ، شعار تبلیغاتی اپل را تحقیر کرده بود. اگرچه که او بعدها این موضوع را تکذیب کرد.

نتیجه این منازعات هرچه که بود، بی اعتمادی استیو جابز و سایر اعضای پیکسار را نسبت به گفته ها و عملکرد دیزنی درپی داشت. اما کمی بعد شرایط تغییر کرد. زمانی که رابرت آیگر زمام امور را در دیزنی بدست گرفت، او مجددا مذاکرات در مورد حق مالکیت و ادغام دو استودیو را آغاز کرد. او بسیار رک و روراست صحبت کرد و با صحبت در مورد تجربیات پیشینش در شبکه تلوزیونی ABC ، توانست حمایتهایی را از سوی اعضای پیکسار کسب کند.

ادوین کتمول Edwin Catmull در این رابطه میگوید: برای ما واضح بود که باب(رابرت) آیگر قبلا ( درABC) خریده شدن یک استودیو توسط استودیوی دیگر را تجربه کرده است و از مزایا و معایب آن بخوبی آگاه است.

رابرت آیگر با لیستی از نکاتی که بر مبنای آنها از سیستم شخصی پیکسار حمایت میشد و تغییری در آنها داده نمیشد موافقت کرد. بعنوان مثال سیستم های خدمات درمانی و بهداشتی که کارمندان پیکسار از آن بهره مند بودند به قوت خود باقی میماند و کارمندان پیکسار مجبور نبودند تا قراردادهای استخدامی ( دیزنی) را امضا کنند. بعلاوه آرم ویژه پیکسار نیز بدون تغییر در سر در استودیو باقی میماند.

با این حال ادوین کتمول تصریح میکند که: “اعتماد سازی مابین این دو استودیو آسان بدست نیامد. بخصوص در زمانه ای که اغلب کمپانی ها ، پیش از بهم پیوستن بر انجام نکاتی توافق میکنند اما بعد از بهم پیوستن از انجام آن نکات سرباز میزنند“. کمی بیش از یکسال طول کشید تا طرفین گاردشان را نسبت به یکدیگر باز کردند. بسیاری در آغاز با خود فکر میکردند که آیا بالاخره اتفاقی رخ خواهد داد یا نه؟ ” اد کتمول با اشاره به لیست تعهدات دیزنی ادامه میدهد: ” بعد از عقد قرارداد ها، هرگز لازم نشد که ما بخواهیم نگاه دو باره ای به آن لیست بیندازیم. دیزنی به هر آنچه که تعهد کرده بود عمل کرد.”

در بسیاری از قرار دادهای اینچنینی، وقتی که یک کمپانی توسط کمپانی دیگر خریده میشود، کمپانی فاتح با قدرت و شدت حکومتش را آغاز میکند. بعنوان مثال زمانی که استودیوی یونیورسال توسط شبکه تلوزیونی NBC خریداری شد، بلافاصله و در طول شب، اعضای هیئت مدیره ی استودیو با خرید بلیط نیم بها ی هواپیما به نیویورک فرا خوانده شدند تا در جلسه ی خسته کننده ی مربوط به امور مالی که توسط یکی از قدرتمند ترین صاحبان NBC یعنی جنرال موتورز برپا شده بود شرکت کنند. صبح روز بعد کارمندان استودیوی یونیورسال درحالی از خواب بیدار شدند که متوجه شدند آدرس ئی میلشان از x@uniبه X@nbcuniتغییر کرده است! اما در مورد دیزنی و پیکسار، علیرغم قدرت قانونی و احاطه ای که اکنون دیزنی بر پیکسار داشت ،چنین اتفاقاتی رخ ندادند. آدرس پست الکترونیکی پیکسار تغییری نکرد. هیچکس در پیکسار با تغییر شغل مواجه نشد و کسی مجبور نشد از استودیوی پیکسار به دیزنی ورلد در فلوریدا نقل مکان کند و از تلفنچی های پیکسار نیز تقاضا نشد که به سبک تلفنچی های دیزنی ، مکالماتشان را با جمله ی : روز جادویی داشته باشید Have a magical day تمام کنند! اما مهمتر از همه، جان لستر میتوانست همچنان به پوشیدن پیراهن های هاوایی مورد علاقه اش ادامه دهد. حتی تا بهار امسال هیچکس در استودیوی پیکسار مجبور نشد به یکی از تورهای introduction and visit معروف دیزنی برود.

رابرت آیگر میگوید: “تکیه کلامی در مورد ادغام شدن های اینچنینی وجود دارد به این مضمون که باید سریع و برق آسا عمل کرد. اما من نظری کاملا متفاوت دارم. باید صبور بود و محترمانه برخورد کرد.” و رمز موفقیت رابرت آیگر نیز همین نکته بود. او بخوبی دریافته بود که چگونه بیشترین بهره برداری مفید را از موقعیت جدید و ادغام دو استودیو داشته باشد. کاری که او کرد این بود که به پیکساریهای تازه وارد به دنیای دیزنی وظایف مضاعفی داد و به آنها اجازه داد تا مهارتهایشان را در استودیو های دیزنی نیز به نمایش درآورند.

پایان قسمت دوم

منرجم: مهبد بذرافشان

منبع : http://www.nytimes.com

۳ نظر

سیروسخرداد ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ق.ظ

ممنون عالی بود . استدیو های بینظیری هستند . خیلی دوست دارم در مورد خریده سدن Alias توسط َAutodesk هم چیزی بدونم .

kambiz mahmoudiخرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲:۵۲ ب.ظ

salam
az mataleb e khoobeton kamale tashakor ra mikonam .

مهبدخرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۳:۳۹ ب.ظ

سیروس جان و اقای محمودی عزیز، لطف دارید و ممنون از نظراتتون

نظر شما چیست

نظر شما

Free Counter
Free Counter