مصاحبه ای با جرمی ویکری، نورپرداز در پیکسار

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, مباحث تئوریک, مصاحبه | تاریخ ۰۱-۱۱-۱۳۸۶

۷

جرمی ویکری Jeremy Vickery در تعدادی از مطرح ترین انیمیشن های پیکسار از جمله: The Incredibles ، cars ،Ratatouille و بالاخره این روزها در Wall-E بعنوان نورپرداز و سرپرست تیم نورپردازی کار کرده است. استفان دیوب Stephan Dube از سایت cg channel مصاحبه ای با او کرده است که با تشکر از محمد مدرس بخاطر معرفی این لینک ، ترجمه بخشهایی از مصاحبه را به شما تقدیم می کنم:

                              jermi.jpg

لطفا در مورد خودتون و نقشی که در استودیوی پیکسار دارید برای ما توضیح بدید:

نخستین خاطرات من در مورد این آرزو که میخواستم یک هنرمند حرفه ای بشم برمیگرده به زمان مدرسه ابتدایی. پدر پدر بزرگم یک مخترع بوده و یه جورایی دستی در ساخت و ساز چراغ خطر ( راهنمایی و رانندگی) داشته. او برای من یه قهرمان بود و من همیشه بر سر این دو راهی بودم که آیا دلم میخواد مثل جد بزرگم یک مخترع بشم یا اینکه یک هنرمند بشم. و حالا حدس میزنم که بالاخره با کار کردن در زمینه CG تونستم به ترکیبی از هردوی آرزوهام برسم! در حال حاضرمن به مدت 4 ساله که بعنوان یک هنرمند نورپرداز در استودیوی پیکسار کار میکنم.البته قبلا در استودیو های کوچکتری مثل Big Idea Productions و Fathom Studios در بخشهایی مثل مدل سازی، تکسچر و طراحی کانسپت کار کرده بودم.

وقتی که کار 3D رو شروع کردید میدونستید که ممکنه یک طراح نور( Lighter) بشید؟

اصلا ! در طی پنج سال اولیه کار سه بعدی، من اصلا کار نور نمیکردم و از کار کردن در زمینه مدل سازی و تکسچر واقعا راضی بودم. من کاملا بطور اتفاقی و زمانی که در Fathom Studios کار میکردم وارد کار طراحی نور شدم. در اونجا من در پروژه Delgo که هنوز هم نمایش داده نشده، مسئول تنظیم سایه ها بودم و در همونجا هم بود که متوجه شدم که کار نورپردازی چقدر شبیه نقاشی کردنه و فوری عاشق این کار شدم. خیلی طبیعی بود. میدونید، من بسیاری از مظاهر هنر را دوست دارم. نه به این دلیل که من یک نور پرداز هستم،بیشتر به این دلیل که خودم را یک هنرمند میدونم.

رایج ترین مشکلاتی که بعنوان یک طراح نور باید بر اونها غلبه کنید چیه؟

هیچ میدونید دلیل اصلی اینکه به ما میگن کارگردان تکنیکی Technical Director چیه؟ خیلی از مردم کارت ویزیت منو که میبینند فکر میکنند که من واقعا کارگردانی، چیزی هستم !!! اما من مجبورم توضیح بدم که این عنوان به این دلیله که من مجبورم تمام روز را مرتبا به کامپیوترهای مختلفی سر بزنم ، و خوب ، میدونید که هرکامپیوتر خودش به تنهایی ممکنه چقدر مشکل آفرین باشه! وحالا متوجه میشید که سر و کله زدن با مشکلات جزئی از کار روزانه منه! مثلا یه روز باید یه پلان گم شده رو پیدا کنیم!!! یه روز دیگه سایه ها شکسته میشن یا مه Fog مشکل پیدا میکنه و….مغزم سوت میکشه! بعضی وقتا آرزو میکنم که ای کاش میشد که سرم را وصل کنم به کامپیوتر و از طریق افکارم بهش حالی کنم که واقعا چی میخوام!بعضی روزا آرزو میکنم که ای کاش برم کنار یه ساحل و تبدیل بشم به یک نقاش که بزرگترین دغدغه اش پاک کردن قلم هاشه!

میشه به ما بگید که در چه پروژه هایی کار کردید و نقش شما در اون پروژه ها چی بوده؟

من کارمو با کار در مجموعه انیمیشنی Veggie Tales شروع کردم. اما نخستین فیلم بلندی که کار کردم در استودیوی Big Idea Productions بود و با فیلم The Jonah Movie. بعدش پروژه Delgo پیش اومد که چند سالی طول کشید و همونطوری که گفتم هنوز هم پخش نشده. اما در پیکسار در فیلمهای The Incredibles ، cars ،Ratatouille و بالاخره Wall-E کار کردم که در همه این فیلمها کار من نورپردازی بوده. هم نورهای جزئی و هم کل نورپردازی صحنه رو کار کردم…اما میتونم بگم که از کارم در فیلم Ratatouille بیشترین رضایت رو دارم. دقیقا نمیتونم شرح بدم که چرا، اما Ratatouille چنان فیلم غنی بود و امکانات ما چنان کامل و عالی بود که احساسات من بیشتر بعنوان یک هنرمند و نه به عنوان کسی که یک کار تکنیکی انجام میده کاملا ارضا میشد.

به کار انجام شده در کدام صحنه ها بیشتر از همه افتخار می کنید؟

در Incredibles من خیلی صحنه های آبشار و اون صحنه ای که دش و ویولت از غار فرار میکنند رو دوست دارم. در cars من به کارم در صحنه رانندگی مک کویین و سالی، اونجایی که از وسط جنگل رانندگی میکنند افتخار می کنم. و در Ratatouille خیلی از اون صحنه ای که رمی روی پشت بام نشسته و داره به پاریس نگاه میکنه خوشم میاد. بعلاوه بسیاری از صحنه های شب در پاریس، خیلی از صحنه های فاضل آب و نورپردازی های رستوران…همه اش عالی شده…

                rat.jpg

و در مورد Wall-E ؟

اوه اون که عالیه…مطمئن باشد که عاشقش میشید…چطوری ممکنه وقتی که داریم روی روباتها کار میکنیم، کار خراب بشه؟!!!

قطعا از اینکه در یکی از بهترین استودیو های انیمیشن در دنیا کار میکنید خیلی راضی هستید…اما هیچ پیش اومده که احساس کنید که تحت فشار هستید؟

بله، در هرکاری این احساس میتونه وجود داشته باشه…درسته که پیکسار بهترین استودیوی دنیاست،اما اونجا هم کار میتونه خیلی چالشگر باشه. احساس من اینه که من روی یک پاندول و بین دو گروه معلق هستم. در یک طرف هنرمندا هستن و در طرف دیگه تکنیسین ها. ایده آل اینه که بتونی تعادلی بین خواسته های این دو گروه ایجاد کنی …هم ابزارهارو خیلی خوب به کار بگیری و هم اینکه کار هنری تو انجام بدی. احساس هنرمندانه من بعضی وقتا غلبه میکنه و این تعادل به هم میخوره و در نتیجه روزهای بسیار پردردسری در پیش خواهد بود.

میشه برای ما توضیح بدین که چطوری در پیکسار استخدام شدین و اینکه اونا دقیقا دنبال چه جور تخصص و توانایی هایی هستند؟

خوب من سه دفعه درخواست و نمونه کار فرستادم ولی پذیرفته نشدم!من هنوز هم اون نامه ای که از پیکسار اومد و به من گفته بودند که نمیتونن منو استخدام کنم را نگه داشتم. اون نامه به من یادآوری میکنه که مغرور نشم . وقتی که از کالج فارغ التحصیل شدم نمونه کارهام وحشتناک بودند(البته اون موقع متوجه این موضوع نبودم) . خوشبختانه یک نفر در Big Idea Productions با دیدن کارهای من ، پی برد که در زمینه های کلاسیک استعداد دارم و منو در اون استودیو استخدام کردند. کارکردن در یک استودیوی واقعی به من خیلی چیزها آموخت. من یاد گرفتم که چطور کار کنم. در کالج ما فقط یاد گرفتیم که چطور(آموزش ببینیم) و پایه و اصول رشد و قوی شدن را در کالج آموختیم. پس از 6 سال کار کردن در Big Idea من به اندازه کافی تجربه کسب کرده بودم که بتونم در استودیوی کوچکی ( Fathom Studios ) در آتلانتا به کار طراحی نور مشغول بشم. در همون زمان بطور اتفاقی متوجه شدم که پیکسار در جستجوی طراح نور است. خب موقعیت مناسب بود و من یه درخواست دیگه به همراه نمونه هایی از آخرین کارهام رو براشون فرستادم . ولی واقعا انتظار نداشتم که پاسخی بهتر از سه دفعه قبلی بگیرم. در واقع کاملا منتظر بودم که یه کارت دریافت کنم با این مضمون که : متشکریم، اما فعلا پست مناسبی برای سطح مهارت های شما نداریم !چند هفته بعد من در یک همایش در مورد Maya حضور داشتم که تلفنم زنگ زد. به سرعت تلفنو خاموش کردم (اگرچه که درواقع تلقن زنگ نزد، روی سیستم لرزاننده اش بود). اما متوجه شدم کد منطقه ای 510 در ابتدای شماره افتاده بود. میدونستم که 510 مال کالیفرنیاست و بعدا وقتی که شماره رو گرفتم تا ببینم کی به من زنگ زده،در کمال حیرت و خوشحالی متوجه شدم که تماس از پیکسار بوده! اونا یک مصاحبه تلفنی با من برای فردا بعد از ظهر ترتیب دادند که خیلی خوب انجام شد. در پایان مصاحبه من پرسیدم که بعد چه خواهد شد و اونها به من گفتند که در طول هفته با من تماس خواهند گرفت. و فقط یک ساعت بعد بود که در تماسی تلفنی از من خواستند که فردا به کالیفرنیا پرواز کنم! دوشنبه بعد در پیکسار من یک مصاحبه دیگه داشتم که از صبح تا ظهر ادامه داشت. چهار تیم مختلف با من مصاحبه کردند. همون شب من به آتلانتا برگشتم و سه شنبه صبح در یک تماس تلفنی دیگه از پیکسار، شغلی یه من پیشنهاد شد!!! سه هفته بعد من در استودیوی پیکسار و در حال کار کردن بر روی پروژه The Incredibles بودم !

و اما اینکه در پیکسار واقعا دنبال چه هستند. آنها در جستجوی هنرمندان واقعی با سطح بالایی از توانایی های هنری هستند که ضمنا از سطح قابل قبولی هم از توانایی های تکنیکی و آشنایی با تکنولوژی روز برخوردار باشه. این دیدگاه خیلی کلی به نظر میاد اما واقعیت داره. اگر شما در حال خوندن این مطالب هستید و ومیخواهید در پیکسار استخدام بشید،هرگز فراموش نکنید که درحال رقابت با دهها نفر از افراد با بالاترین سطح توانایی هستید. بنا براین اگر پاسخ منفی گرفتید زود نا امید نشید. من در طول 6 سال و با فرستادن 4 مورد درخواست و نمونه کار بود که بالاخره موفق شدم. پیکسار در روز بیش از 150 مورد درخواست دریافت میکنه، بنا بر این رقابت بسیار بی رحمانه است. بعنوان کسی که در طول تجربیاتم در سه استودیوی متفاوت صدها نمونه کار دیده ام ، میتونم به راحتی بگم که 99% از نمونه کارها به راحتی مردود میشن!!! چرا؟ برای اینکه اونا اغلب شامل طیف وسیعی از کاهای مختلف هستند بدون اینکه هیچکدوم واقعا نشان دهنده یک استعداد و مهارت عالی باشند. به نظر میرسه که اونچه که مدارس آموزش میدن اینه که شما هر آنچه که تا به حال کار کردین ، ازجمله انیمیشن های ضعیف، کاراکترهای خام ، فضاسازی های بدون هیچگونه نورپردازی یا بافت خاص را به این استودیو و اون استودیو تحویل بدین! متاسفانه با اینکه بازار کار پر شده از استعداد های بالقوه، اما به نظر میرسه که تعداد کمی از اونها واقعا نمونه کارهایی ارائه میدن که ارزش دیدن و بررسی داشته باشه. توصیه من به شما اینه که تمرکزتون را بذارید روی اون کاری که واقعا در اون کار مهارت دارید . اگر یک انیماتورخوب هستید، بهترین نمونه متحرک سازیتون را ارائه بدید. مهم نیست اگر کاراکتر شما فقط شامل چند تا مکعب یا کره باشه…برعکس اگر طراح کاراکتر خوبی هستید، تمام تمرکز و خلاقیتتونو بذارید روی همین کار، لازم نیست که یک متحرک سازی معمولی یا حتی ضعیف هم ارائه بدید. خودتون کارهاتون را مورد قضاوت قرار بدید و چیزهایی که ضروری نیستند را بیرون بکشید.

                  cars.jpg

از بین فیلمهای پیکسار، کدوم یکی فیلم محبوب شماست و چرا؟

من به Incredibles علاقمندم. من دیوانه فیلمهای اکشنی هستم که خوب ساخته شده باشند. شاید علاقه من به این فیلم و همینطور Ratatouille بیشتر به این دلیل باشه که در این پروژه ها با براد برد Brad Bird همکار بودم. نه تنها به این دلیل که توانایی خارق العاده ای در عالی کار کردن داره، بلکه به این دلیل که او تاثیر مستقیمی بر روی کسانی داره که با او کار میکنند. او همه را وادار میکنه که بهترین کار را ارائه بدهند. او بهترین کارگردانی هست که تا حالا دیدم.

آیا میشه نکات کوچکی را در مورد اینکه چطور یک صحنه رو بخوبی نورپردازی کنیم به ما یاد بدید؟

دنیای اطرافتون را مطالعه کنید. درک اینکه نور ها و سایه ها واقعا چه میکنند و چه تاثیری دارند بسیار هیجان انگیز است. مغز ما اصرار داره که همه چیز را ساده به ما نشون بده . به همین دلیله که همه ما خیلی سریع آسمون را آبی میکشیم و چمن را سبز… اگر ما میتونستیم خودمون را از آنچه که مغز ما به ما نشان میده جدا کنیم و چیزها را بصورت تفکیک شده ببینیم، اونوقت دقیقا میتونستیم بفهمیم که نور چکار میکنه . من در DVD جدیدی که منتشر کردم به تفصیل در این مورد صحبت کردم . یک هنرمند نور پرداز خوب ابتدا با تحقیق در مورد شناخت نور و شناخت اصول هنر شروع میکنه و بعد وارد مباحث تکنیکی نورپردازی میشه. من فکر میکنم که دنیای نورپردازی CG هنوز برای خیلی از دانشجو ها و کاربران دنیای دیجیتال محو و ناشناخته است. هرگز به کامپیوتر و تکنولوژی اعتماد نکنید و توقع تداشته باشید که کامپیوتر (به تنهایی) نور پردازی درست و زیبا و اصولی را برای شما انجام بدهد. مطالعه نورپردازی در سینما هم میتونه خیلی خیلی مفید باشه.

فکر میکنید که زندگی بدون کدام بخش از تکنولوژی برای شما غیرممکن باشه؟

چشمانم و مغزم!!! من با نرم افزارهای زیادی در طول کارم آشنا شدم و خیلی زیاد با تکنولوژی سر و کار داشتم. به این نتیجه رسیدم که هرکسی میتونه هر چند تا نرم افزار را که دوست داشته باشه،یاد بگیره. اما نهایتا اگر که شما چشمی برای دیدن هنرها و هوشی برای بکارگرفتن نرم افزارها در جهت اون کاری که میخواهید انجام بدید نداشته باشید ، هیچوقت قادر نخواهید بود که کار درخشانی انجام بدید . مشاهده دنیای اطراف و دریافت آنچه که واقعا نور انجام میده، بزرگترین سرمایه من برای ساخت یک نورپردازی واقعی و باورکردنیه. من بیش از آنچه که شایسته است به نرم افزارها و سخت افزارها تکیه نمیکنم و شیفته تکنولوژی هم نیستم. هنوز هم یک دستگاه آی فون اپل ندارم ….

اگر میتونستید برای کار کردن، فیلمی را انتخاب کنید ، کدام فیلم را انتخاب میکردید و چرا؟

خب، وقتی که داستان اسباب بازی نمایش داده شد من هنوز در کالج بودم و بعد از دیدن اون فیلم، دیگه میدونستم که میخوام در پیکسار کار کنم. به عبارتی من همین الان هم دارم روی اون فیلمهایی کار میکنم که دلم میخواد ! من عاشق این فلسفه پیکسارهستم که میگه داستان مهمترین چیز هست. و این برام بزرگترین لذته که اینجا هستم و روی فیلمهای کار میکنم که میدونم که کلاسیک خواهند شد. من خوشحالم که روی فیلمهایی کار میکنم که هم پسر 5 ساله ام و هم پدربزرگ 87 ساله ام ازش لذت میبرند. من از کاری که میکنم لذت میبرم و به سالهایی که درپیش دارم افتخار میکنم.

                     cave.jpg

مربی شما چه کسی بود(یا هست)؟

خب ، آرزو میکنم که ای کاش در صنعت انیمیشن مربی های بیشتری وجود داشتند. من در طول مدت کارم، از اینجا و آنجا، از این و آن، چیزهای کوچک و بزرگ زیادی آموختم. اما اگر بخوام از کسی اسم ببرم که بیشترین تاثیر را از او گرفتم باید از پدربزرگم اسم ببرم . او کسی بود که زمانی که من بچه بودم با من نقاشی میکشید و به من یاد میداد که از دید یک هنرمند به دنیا نگاه کنم.

آیا با فشارها و استرس های کار به راحتی کنار میایید؟

امیدوارم که کنار بیام! بهتره که از همکارهام بپرسید . اونا بهتون میگن که آیا من با فشار ها و استرس ها کنار میام یا نه؟ اما راستشو بخواهید من هنوز هم در حال آموختن این نکته هستم که واقعا چطور باید با فشارها کنار اومد. اما نکته ای که من خیلی خوب آموختم اینه که باید در زندگی تعادل ایجاد کرد. من با 9 ساعت کار در شبانه روز و بعدش در کنار خانواده بودن و یک خواب راحت داشتن ، بازده خیلی بهتری دارم تا اینکه 14 ساعت در روز را یک نفس کار کنم . اضافه کاری یک راه حل نیست. بر عکس بعنوان یک هنرمند، شما باید بتونید به روحیه تون همونقدر اهمیت بدید که به شغلتون. شما باید بتونید هر وقت که نتونستید ادامه بدید، کار را برای مدتی متوقف کنید و بعد با روحیه ای بهتر و شاداب تر برگردید. من فکر میکنم که اضافه کاری یک مشکل فرهنگیه . اگر که میخواهید به عنوان یک هنرمند حرفه ای و درجه یک، عمر کاری مفید و طولانی داشته باشید باید حد و مرز ها را بشناسید و باید یاد بگیرید که در زمانی که مشغول کار هستید چطور سریع و با بازده بالا باشید.

این روزها همه میتونن یک کامپیوتر،چند تا نرم افزار و تعدادی کتاب و DVD آموزشی بخرند و شروع کنند به کار کردن…سئوال من اینه، نظر شما در مورد مدرسه ها و کالج هایی که بعضا خیلی هم گرون و هزینه بر هستند چیه؟ آیا واقعا رفتن به کالج ضرورت داره؟

سئوال خوبیه. وقتی که من در دبیرستان بودم فکر میکردم که کالج اون جاییه که باید رفت و مهارت های لازم رو برای شغل آینده آموخت. حالا که به گذشته فکر میکنم میبینم که کالج جاییست که مقدار بیشتری دانش و فقط بخش کوچکی از مهارت های لازم برای شغل آینده را به شما می آموزد . قبول ندارم که کسانی که از کالج فارغ التحصیل میشوند تمام آنچه که برای وارد شدن به دنیای کار لازم است را کسب کرده اند. کالج به شما یاد میده که چطور یاد بگیرید و به شما این جرات و جسارت رو میده که گام نخست رو بردارید و از در بیرون بروید. من فکر میکنم که مهمترین چیز داشتن انگیزه است. یک هنرمند خوب میتونه با خرید نرم افزارها و کتاب ها چیزهای زیادی را یاد بگیره، اما من فکر میکنم که مهمترین فایده ای که محیط های آموزشی مثل کالج ها و دانشگاهها دارند اینه که شما یاد میگیرید که چگونه در یک تیم کار کنید و روی پروژه ای کار کنید که احتمالا خودتون طراحی نکردید. این مهمترین مهارتیه که بعدا و برای کار کردن در یک استودیو لازم دارید. بله، کالج ها گرون هستند، بعضیاشون خیلی گرون هستند…اما من فکر میکنم که فضای مناسبی که در محیط های آموزشی وجود داره و آنچه که شما در تعامل با استادان و دوستانتون یاد میگیرید،هنوز بسیار بیشتر از اون چیزی هست که از نشستن در خونه و خوندن یکی از او کتابهای (( چگونه فلان نرم افزار را بیاموزیم)) خواهید آموخت. کتابها و DVD ها فقط با به چالش کشیدن شما، به شما کمک میکنند که بهتر و قوی تر بشوید.

مترجم : مهبد بذرافشان

منبع : http://www.cgchannel.com (به دلیل نامعلومی ف ی ل ت ر میباشد!!!)

free hit counter
hit counter