
در نمایشگاه بین المللی کتاب در سال 85 ، کتاب کمیک استریپی خریدم که بر اساس داستان معروف جادوگر از OZ و توسط طراحی بنام انریکو فرناندز enrique fernandez طراحی شده بود. از آن زمان به بعد هر بار با ورق زدن این کتاب، بیشتر و بیشتر مجذوب شیوه منحصر به فرد طراحی و تصویر سازی های آن شدم . با کمی نحقیق در اینترنت متوجه شدم فرناندز یکی از تصویر سازان شناخته شده و معتبر سالهای اخیر است . شما را به خواندن مصاحبه ای با او و همچنین دیدن تعدادی از تصویر سازی هایش دعوت می کنم.
میشه مختصری در مورد خودتون توضیح بدید؟ چطور وارد دنیای تصویر سازی شدید؟
من متولد بارسلونا/اسپانیا هستم. علاقه من به این هنر تحت تاثیر برادرم ویکتور بود که پنج سال از من بزرگتره. وقتی که ما بچه بودیم او تمام روز را مشغول نقاشی کردن بر روی هر تکه کاغذی که به دستش میرسید بود ( این قسمت داستان خیلی تکراری است
-مترجم) و من هم شروع به تقلید از او کردم . بعد از مدرسه، به کالج هنرهای زیبا رفتم ولی بعد از یکسال آنجا رآ ترک کردم تا انیمیشن یاد بگیرم. چند سالی را انیمیشن کار کردم، در هر زمینه ممکن، از انیماتوری تا بک گراند و کارگردانی هنری …. اما بالاخره تصمیم گرفتم که بصورت حرفه ای وارد دنیای کمیک استریپ بشم.
چطور یک کاراکتر را طراحی میکنید؟ و از آغاز تا انتها چه در ذهن شما اتفاق میفته؟
من فکر میکنم که وقتی که شما میخواهید یک کاراکتر را از دل یک داستان بیرون بکشید و اون رو طراحی کنید، باید باور کنید که اون کاراکتر زنده و واقعی است. باید به سئوالات متعددی در مورد رفتار های او، نیازهای او، شیوه زندگی او قبل، بعد و در جریان داستان پاسخ بدید. و این شیوه واقعا به عمق بخشیدن به آنچه که شما طراحی میکنید کمک میکنه. خیلی لذت بخش است که شما به نکاتی در مورد شخصیت داستانتون دست پیدا کنید که در داستان بهش اشاره نشده. این کار، بیننده ها را با داستان همراه و اونها رو به شخصیتها نزدیکتر میکند. در مرحله بعد شما باید آن رسانه ای را که کاراکتر شما قرار است در آن به نمایش گذاشته شود را در نظر بگیرید. محیط کتاب با محیط انیمیشن بکلی متفاوت است و نوع پردازش کاراکتر هم متفاوت خواهد بود. شما همیشه باید به میزان و نوع کاری که افراد ، بعد از شما انجام خواهند داد توجه کنید. جزئیات زیاد،خطوط پیچیده و …میتوانند برای انیماتورها مشکل آفرین باشند. الیته توجه داشته باشید که در دنیای انیمیشن دیجیتال ، برعکس این امر هم میتواند اتفاق بیفتد. یعنی گرافیک خاصی که ممکن است در زمان طراحی شخصیت ، پردازش کار را مشکل بکند، در زمان متحرک سازی و توسط کامپیوتر به راحتی قابل انجام باشد . اما بهتر این است که شما از همان ابتدا به مشکلات احتمالی فکر کنید و از همان ابتدا راه حل های مناسب را با طراحی خوب و هوشمندانه پیدا کنید. در هر صورت نخستین و مهمترین چیزی که من هنگام طراحی یک شخصیت به آن فکر میکنم همیشه این است که چگونه کاراکتر را ساده تر و ملموس تر طراحی کنم. به نحوی که بیننده بتواند فقط با دیدن بخش کوچکی از شخصیت، بقیه موارد و همینطور خصوصیات او را حدس بزند. من دوست دارم که هروقت که امکان پذیر باشد به کاراکترم یک نکته کلیدی، یک شناسه، چیزی که منحصرا متعلق به او باشد را اضافه کنم. کار زمانی مشکل میشود که شما دارید روی کاراکترهایی با ماهیت رئال کارمیکنید. در چنین شرایطی شما آزاد نیستید تا با اندازه اعضای بدن یا فرم آنها زیاد بازی کنید…اما در عوض شما میتوانید به رفتارها بپردازید. به شیوه راه رفتن،حرف زدن، خندیدن و….

چه چیزی واقعا در خلق یک شخصیت به شما کمک میکند؟
وقتی که شما واقعا داستان را به دقت بخوانید،در آن عناصر زیادی را خواهید یافت که در خلق شخصیت به شما کمک میکنند.همچنین شما میتوانید از افرادی که میشناسید و یا حیوانات خانگی و همینطور فیلمهای سینمایی و مستندی که میبینید برای طراحی شخصیت کمک بگیرید. پس از این مرحله شما میتوانید تغییرات لازم را که مشخصه طرز فکر و خلاقیت شما هستند ، به کاراکتر اضافه کنید. خوب دیدن همیشه موثر است. ضروری است. اما به این معنی نیست که شما باید هر آنچه را که میبینید به مرحله اجرا در بیاورید. افراد زیادی هستند که ممکن است از همان منابعی استفاده کنند که شما استفاده میکنید. اما این شما هستید که باید کاراکترتان را از کاراکتر دیگران متمایز کنید. شما باید به بیننده اثرتان حسی از غافلگیری بدهید. حس دیدن چیزی تازه…چیزی که او نتواند آنرا درذهنش به کسی یا چیزی ارجاع بدهد. لازم است که همیشه مخاطبین کار را در ذهنتان داشته باشید. زمانهایی هم هستند که شما داستان خاصی در اختیار ندارید. در اینگونه وقتها شما خالق کل شخصیت خواهید بود. در اینگونه موارد من سعی میکنم که به لباسها و افراد دقت کنم. به هر کسی که در خیابان میبینم. به شیوه لباس پوشیدن او، به شیوه راه رفتن او…من چهره هایم را در خیابان شکار میکنم.
بر اساس تجربیات خودتان، یا تجربیات دوستانتان، فکر میکنید که کسانی که جویای کار هستند چه چیزهایی را باید و چه چیزهایی را نباید در نمونه کارهایی که ارائه میدهند ضمیمه کنند؟
به استثنای هنرمندانی که واقعا در همه زمینه ها فوق العاده هستند ( چنین افرادی واقعا وجود دارند، من چند نفرشان را میشناسم)، شما باید تمرکزتان را روی کارهایی بگذارید که در آنها واقعا ماهر هستید. اگر در طراحی بک گراند ماهر هستید، خب بهترین کارهای بک گراندتان را در بسته بندی ارائه بدهید. اگر در طراحی شخصیتهای فانتزی مهارت دارید، ابتدا همانها را ارائه بدید… اگر در شرکت مورد نظر شما کسانی باشند که هنر شما را درک کنند،مطمئن باشید که کارهای شما دیده خواهد شد. از نظر من این اصلا پذیرفتنی نیست اگر که شما صفحه های متوالی را پر از طراحی های قوی از فیگورهای مختلف دست بکنید، و بعد در ارائه کاراکتر پیشنهادی به شما، قادر نباشید که حس لازم را به دست آن کاراکتر بدهید. کسانی را میشناسم که در طراحی از بدن بسیار قوی هستند، اما نمیتوانند حس و حال زنده بودن را به یک کاراکتر منتقل کنند.
فکر میکنید که بهترین طراح شخصیت ، این روزها چه کسی است؟
پاسخ به این سئوال خیلی مشکل است…تا قبل از انفجار اینترنتی سایت ها و وبلاگ ها، به نظر میرسید که بهترین ها،همانهایی هستند که از 50 سال پیش تا امروز کار میکرده اند. اما امروز شما میتوانید استعدادهای فوق العاده درخشانی را از سایتی به سایت دیگر و از وبلاگی به وبلاگ دیگر ببینید. اما اگر بخواهم از چند نفری نام ببرم که مرا بسیار تحت تاثیر قرار دادند، باید از : Jamie Hewlett که کاراکترهای گروه گوریلاز Gorillaz را طراحی کرده و همچنین از Claire Wendling نام ببرم.

در مورد رنگ کردن طراحی هایتان توضیح بدهید. از چه ابزارهایی استفاده می کنید؟
من برای طراحی از مداد آبی 5/. استفاده میکنم و برای رنگ کردن از نرم افزار Painter . اما گاهی اوقات از مداد رنگی و یا پاستل هم استفاده میکنم. پیدا کردن ابزار طراحی و رنگ مناسبی که بهترین حس لازم را به کاراکترهای شما بدهد بسیار لذت بخش است. و البته گاهی اوقات امتحان کردن ابزار های متفاوت، کلید لازم برای انتخاب شیوه مناسب طراحی را به شما میدهد.
چه چیزی را بیش از همه دوست دارید طراحی کنید؟
چهره ها را، حالات مختلف چهره و بیان حالات، چالش بزرگ و بسیار آموزنده ای برای طراحان هستند. ضخامت خطوطی که برای طراحی بخشهای مختلف انتخاب میکنید گاهی میتوانند راه حل بسیاری از مشکلات باشند.
کدام بخش از طراحی کاراکتر آسانترین و کدام یک مشکلترین هستند؟
برای من طراحی از چهره آسانترین و بگذارید ببینم….پاها، پاها مشکلترین هستند. راههای متفاوتی برای طراحی پا وجود دارد اما من بیشترشان را اصلا دوست ندارم. در طراحی پاها من سعی میکنم که آسان ترین راه را پیدا کنم و از مشکلات فرار میکنم!
چه موضوعی را بیش از همه دوست دارید طراحی کنید؟
جنگجویان را! چرا که شما میتوانید به آنها تحرک بسیار زیادی بدهید و همزمان شما طیف بسیار گسترده ای از لباس و ابزارهای فلزی را در اختیار دارید. طراحی لباس، زره و اسلحه بسیار لذت بخش و آموزنده است. من از نگاه کردن به نقاشی ها و حکاکی های باستانی بسیار لذت میبرم و دوست دارم که فکر کنم که آن مردم چگونه زندگی میکردند؟ چطور میپوشیدند؟چطور ابزارها را میساخته اند و چگونه از ابزار ها استفاده میکردند؟ وبعد، ناگهان گروه جنگجویان وارد میشوند!!!!ها ها ها…
چه توصیه ای برای سایر طراحان دارید؟
اینکه طراحی هایشان را به هر نحو که میتوانند ، چنان ساده و ضمنا قوی و گویا کنند که با هر طرح بیشترین اطلاعات ممکن را به بیننده و یا تیمی که با آن کار میکنند بدهند. کاراکتر طراحی شده باید زبان گویای خودش باشد.

مترجم: مهبد بذرافشان
منبع: http://enrique-fernandez-interview.blogspot.com
*********************************************************
برای دیدن تصاویر زیر در اندازه بزرگتر ، روی هر تصویر کلیک کنید




