طلسم شده ی دیزنی
ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تاریخچه, مباحث تئوریک | تاریخ ۰۵-۱۰-۱۳۸۶
۸
این روز ها تعداد کارگردانهایی که ازتولید انیمیشن به سوی فیلمهای ترکیبی (ترکیب فیلم زنده و انیمیشن و یا انیمیشن هایی که با سیستم موشن کپچر تولید میشوند) رو میاورند رو به افزایش است و کوین لیماKevin Lima کارگردانEnchanted (طلسم شده) نیز در این میان استثنا نیست.تاریخچه کار کوین لیما در زمینه انیمیشن بر میگردد به اواسط دهه ۸۰با کارگردانی فیلمهایی از جمله: پری دریایی کوچک، الیور و دوستان، علاءالدین، دیو و دلبروتارزان.اما نخستین تلاش کوین لیما برای استفاده از لایو اکشن در فیلمهای انیمیشن برمیگردد به سال ۲۰۰۰ و کارگردانی فیلم ۱۰۱ سگ خالدار.لیما میگوید: بعد از تارزان من میخواستم روی یک پروژه لایو اکشن Live Actionکار کنم.زمانی که ما داشتیم صدای گلن کلوز Glenn Close (بازیگر)را برای فیلم تارزان ضبط میکردیم او به من گفت که شیوه کارگردانی من بیشتر شبیه به یک کارگردان فیلم زنده است تا یک کارگردان انیمیشن. بعد از فیلم ۱۰۱ سگ او مرا تشویق کرد تا با استودیو برای تولید یک فیلم لایو اکشن وارد مذاکره شوم.بعد از تارزان من همواره در جستجوی چنین فرصتی بودم و برای شروع ترجیح میدادم که رویکردی داشته باشم به سبک و سیاق کلاسیک های دیزنی و افسانه های پریانFairy Tales. اما نمیتوانستم داستان مناسبی پیدا کنم تا اینکه فیلمنامه Enchantedبه دستم رسید و بعد از خواندن آن فهمیدم که داستان مناسب را پیدا کرده ام.لیما میدانست که پیدا کردن بازیگرانی که بتوانند نقش های کارتونی را ایفا کنند و همزمان حالات انسانی خود را هم از دست ندهند و حالت کاریکاتور پیدا نکنند، کاری مشکل خواهد بود.راه حلی که او پیداکرد این بود که از یک سو از ایمی آدامزAmy Adams( بازیگر نقش پرنسس جیزل درقسمتهای زنده فیلم )خواست که قسمتهای مربوط به پرنسس جیزل دربخش انیمیشنی فیلم را در مقابل دوربین بازی کند.سپس فیلمها را به انیماتورها نشان دادند تا آنها بیشتر به حالات و کاراکتر پرنسس جیزل آشنا شوند.از سوی دیگر جیمز بکسترJames Baxter(کارگردان بخش انیمیشن) تعدادی از پلان های مربوط به پرنسس جیزل که انیماتورها کار کرده بودند را در اختیار ایمی آدامز گذاشت تا او بتواند شیوه راه رفتن جیزل انیمیشنی را تقلید کند. به نحوی که گویی او نه در روی زمین ،که بسیار سبک و در هوا گام بر میدارد.کوین لیما ادامه میدهد: پیش ازآنکه هرکدام از بازیگرانی که در بخش انیمیشن معادلی دارند در برابر دوربین قرار بگیرند، ما تقریبا یک چهارم بخشهای انیمیشنی مربوط به آن بازیگر را ساخته بودیم و آن انیمیشنها را در اختیاربازیگر قرار میدادیم .بازیگران این انیمیشنها را بسیاربسیار مفید میافتند. اینکه یک بازیگر به انیمیشن های کلاسیک دیزنی و قهرمانهای زن و مرد آن انیمیشنها نگاه کند یک چیز است،اما اینکه در قالب یکی از آنها فرو برود و به یکی از آنها جان ببخشد چیز دیگری است. یک چیز کاملا متفاوت…لیما تصدیق میکند که جیزل ترکیبی است از سفید برفی،زیبای خفته و سیندرلا( شیوه بالاگرفتن آرنجها، بالابردن انگشت کوچک و نحوه صحبت کردن او،همه بر اساس کاراکتر سفید برفی شکل گرفته اند).وظیفه خلق جیزل به دوش کارگردان کهنه کار دیزنی و دریم ورکز، جیمز بکستر،و آندریاس دجاAndreas Deja بعنوان سرپرست انیماتورها افتاد.تولید بخش انیمیشن فیلم نه در استودیو های دیزنی،که در در استودیویی خارج از مجموعه صورت گرفت.“ما نمیتوانستیم در استودیوی دیزنی در پاسادنا کار کنیم.به یک دلیل بسیار ساده…در آن استودیو دیگر هیچ امکاناتی برای تولید دوبعدی وجود نداشت. تمام سیستم های تولید انیمیشن سنتی اعم از سیستم های اسکن،رنگ،نرم افزارها…همه جای خود را به سیستم های تولید سه بعدی داده اند.
جیمزبکستر ادامه میدهد:ده دقیقه آغازین فیلم میباید عصاره هرآنچه که بعنوان یک اثر از دیزنی شناخته میشود را در خود میداشت.کوین لیما به ما گفته بود که او از مانمی خواست که چیزی در رقابت و یا حتی برابر با کلاسیک های دیزنی بسازیم. او از ما میخواست که چیزی بهتر از هرآنچه که تاکنون دیده شده و بخاطر آورده میشود بسازیم. استوری بورد اوریجینال فیلم توسط لیما و انیماتورهای فیلم،وبا کاراکترهایی مشابه بازیگران فیلم اجرا شد.ما تا زمانی که بازیگران قسمت زنده فیلم انتخاب نشده بودند نمیتوانستیم طراحی شخصیت و استوری بورد بخش انیمیشن را شروع کنیم.قرار نبود که شخصیتهای بخش انیمیشن کاریکاتوری از بازیگران بخش زنده باشند.بلکه ما باید کاراکتر های انیمیشن را به شیوه ای طراحی میکردیم که هم یادآور کاراکترهای شاخص دیزنی باشند و هم یادآور بازیگرانی که در بخش زنده به آنها تبدیل میشدند. ما الگو های زیادی برای خلق کاراکتر ها داشتیم. هم از بازیگران معادلشان در بخش زنده استفاده کردیم و هم از کاراکتر های شناخته شده دیزنی در انیمیشن های کلاسیک. مثلا کاراکتر ناتانیل Nathaniel (گوژپشت ملکه خبیث فیلم)،هم دقیقا شبیه تیموتی اسپلTimothy Spall(بازیگر)بود و هم چیزهایی ازکاراکتر آقای اسمی Mr. Smee از فیلم پیترپن را در خود داشت.یکی از شخصیت های کلیدی فیلم، محصولی بود از سفر دور و دراز دیزنی، از زمان داستان اسباب بازی(۱۹۹۵) تا امروز.پیپ Pip سنجاب کوچک جیزل،مانند سایر کاراکتر های فیلم ناچار میشود که دنیای ۲D را ترک کند.اما اینبار او بجای اینکه مانند سایر کاراکترها جای خودش را به بازیگر زنده بدهد،به نوع دیگری از انیمیشن تبدیل میشود و در قالب یک سنجاب ۳D به بیننده معرفی میشود.یک سنجاب ۳D با پردازش شخصیت دو بعدی!
ارائه شخصیت سه بعدی پیپ توسط جیمز براون James Brown بعنوان سرپرست تیم ۳D، تام گیبونزTom Gibbons بعنوان سرپرست انیماتورهای سه بعدی و تام شلزنی Tom Schelesny بعنوان سرپرست تیم جلوه های ویژه انجام شد.
گیبونز میگوید: فیلم برای ما سه بعدی کارها یک چالش منحصر به فرد بود.میزان تحقیقاتی که به خواست لیما انجام دادیم و آموزش هایی که به اعضای تیم دادیم در نوع خود بی نظیر بودند.ما تاریخ انیمیشن های دوبعدی دیزنی را بررسی کردیم. اینکه آنها چگونه شخصیت هایشان را خلق و اجرا میکردند…ما تمرینهای بسیاری را انجام دادیم.از یک سو نگاهی داشتیم به والت دیزنی و آنچه که او و ۹ مرد افسانه ای او انجام میدادند و از سوی دیگر سعی در تطبیق این آموزه های کلاسیک با ساختارهای ۳Dو مدرن امروزین داشتیم.
تیم سه بعدی بازگشتی داشتند به اصول و مبانی کلاسیک انیمیشن.از کشیدن کاریکاتورهای خودشان تا آموختن و اجرای پانتومیم .
گیبونز ادامه می دهد: هنگامی که پیپ( سنجاب) از دنیای ۲D وارد دنیای واقعی میشود دیگر نمیتواند صحبت کند. درنتیجه ناچار است که مقصودش را بوسیله پانتومیم بیان کند.در گذشته انیماتورهای دیزنی به درستی ناچار بودند چنین کارهایی را انجام بدهند.آنها ماههای پیاپی را صرف شناخت گوزنها و آهوها برای خلق شخصیت بمبی Bamby کردند.ما نیز مدتها وقت را صرف بررسی اصول رفتاری سنجابها کردیم.سپس شروع کردیم به تطبیق دادن این رفتارها با رفتارهای انسانی و بوسیله پانتومیم سعی کردیم تا افکار پیپ را به بیننده منتقل کنیم.
جیمز براون در بخشی دیگر از فیلم نیز وارد کار شد. در سکانس تبدیل شدن ملکه به اژدها که به وضوح یادآور صحنه مشابه آن در کلاسیک زیبای خقته است.او میگوید:من آن صحنه از زیبای خفته را از کودکی به یاد دارم و برای من باعث افتخار بود که در اجرای مجدد آن با امکانات امروزین و بررسی اصول زیبایی شناختی آن سهیم باشم.
تام شلزنی میگوید:حق با کوین لیما بود. بررسی و اجرای شیوه های کلاسیک دیزنی بسیار لذت بخش بود.اما تمام تلاش ما بر این بود که آن شیوه های کلاسیک را به نحوی اجرا کنیم که شرافت و بزرگی آن نسل حفظ شود نه اینکه کار ما تبدیل بشود به کاریکاتوری از گذشته دیزنی.و این یک مرز و خط باریک بود که ما میباید با جان و دل مراقبش بودیم.
Enchanted یک فیلم هیجان انگیز و سرگرم کننده است. فیلمی است که به گذشته نگاه میکند و کلاهش را به احترام یک قرن انیمیشن بر میدارد.این فیلم همچنان تولدی دوباره است برای ژانری که در گذشته نه چندان دور (مرده) تلقی میشد. اما امروز و با موفقیت فیلمهایی چون Enchanted ، سیمپسونها و پرسپولیس میتوانیم امیدوارانه چشم به آینده بدوزیم و به انتظار درخشش ۲D بعدی دیزنی، یعنی شاهزاده خانم و قورباغهThe Princess and the Frog بنشینیم.من فکر نمیکنم که ساختن Enchanted کاری عبث بود.۲D انیمیشن حذف نشده بود.فقط از دستور کار چند استودیوی بزرگ خارج شده بود. البته من تصور نمیکنم که انیمیشن دو بعدی مجددا به انتخاب نخست فیلمسازان تبدیل شود. اما این ژانر همیشه به عنوان یک ژانر مکمل و یک پدیده محبوب باقی خواهد ماند.
***************
با تشکر از محمد مدرس بخاطر لینکهای مفیدش از جمله مطلب بالا و سایر لینکهایی که عمدتا به دنیای CG مربوط میشوند و بزودی از آنها استفاده خواهم کرد.
ترجمه و تخلیص: مهبد بذرافشان
منبع : Awn.com




