Fantasmagorie

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تاریخچه, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۲-۰۹-۱۳۸۶

۶

اخطار: مطلبی را که در زیر میخوانید تراوشات ذهنی خودم است و نه ترجمه ای از یک منبع معتبر،بنابراین میتوانید کلا بی خیال خواندنش شوید!

                     200px-fantasmagorie.GIF

مدتی است که تعدادی از فیلمهای انیمیشن متعلق به نخستین سالهای آفرینش تصویر متحرک را از اینترنت دانلود کرده ام و هر روز چند مرتبه به تماشایشان مینشینم . یکی از این فیلمها، فیلمی است دو دقیقه ای و فرانسوی بنام Fantasmagorie که ترجمه اش میشود یک فانتزی یا چیزی در همین مایه ها. فیلم محصول سال ۱۹۰۸ است و ساخته فیلمسازی بنام امیل کول Émile Cohl. ا Fantasmagorie اگرچه نخستین تلاش برای ساختن انیمیشن نیست ( دو سال پیش از آن ، در سال ۱۹۰۶ ، فیلم دیگری بنام Humorous Phases of Funny Faces با تکنیکی مشابه fantasmagorie ساخته شده بود) اما منتقدان و تاریخ نگاران عموما fantasmagorie را به جهت آنکه نخستین فیلم انیمیشنی است که واقعا و حقیقتا به شیوه فریم به فریم نقاشی شده، بعنوان نخستین فیلم انیمیشن تاریخ نام میبرند. امیل کول ، انیماتور fantasmagorie چیزی حدود ۷۰۰ فریم تصویر را بر روی شیشه نقاشی کرد واز آنها فیلم گرفت و سپس فیلم را مجددا بصورت نگاتیو چاپ کرد تا تاثیری شبیه به نقاشی با گچ سفید بر روی تخته سیاه بدست آورد(Double Impose). مطالبی که گفتم اطلاعاتی در مورد فیلم بود برای دوستانی که احتمالا فیلم را ندیده اند یا در مورد آن نمیدانند. اما نکته ای که پس از این تاریخ نگاری ها میخواستم بگویم و نکته ایست که باعث شد تا من بارها و بارها به تماشای همین قطعه کوچک دو دقیقه ای بنشینم، استفاده از حداکثر ظرفیتهای پدیده ای بنام انیمیشن است، در فیلمی که دقیقا ۱۰۰ سال پیش ساخته شده و خودش بعنوان نخستین فیلم انیمیشن شناخته میشود!

                           cohl.jpg

تا آنجا که من میدانم با گذشت یک قرن ازتولد پدیده ای بنام انیمیشن، هنوز تعریف جامع و مدونی از آنچه که میتوان از آن بعنوان( ظرفیتهای یک فیلم انیمیشن) یاد کرد، ارائه نشده است. منظورم تعریف انیمیشن نیست. به ماهیت و هویت انیمیشن اشاره میکنم. تا امروز تصور من این بود که این ماهیت و هویت به مرور و در طی سالها شکل گرفته است. یعنی تصور من بر این بود که فانتزی، طنز، شخصیت پردازی، روایت داستان، تکنیک و هر آنچه که از یک فیلم انیمیشن انتظار داریم نه به یکباره، بلکه در طی سالیان و توسط اساتید این فن به آن اضافه شده است…خب، باید بگویم که اشتباه میکردم . اگر fantasmagorie را بعنوان نخستین فیلم انیمیشن بپذیریم، باید بگویم که (به نظر من) هر آنچه که پس از آن در دنیای انیمیشن رخ داده است، صرفا تغییری بوده در آنچه که fantasmagorie به مفهوم انیمیشن ارائه داده، و نه اضافه کردن چیز جدیدی به آن.

fantasmagorie_2.jpg

اجازه بدهید مختصری از داستان فیلم برایتان بگویم : دستی ( فیلم زنده) وارد کادر میشود، با حرکاتی سریع یک دلقک را با خطوط سفید بر زمینه سیاه نقاشی میکند. دست از کادر خارج میشود و دلقک جان میگیرد. دلقک از بالای کادر ، چیزی شبیه به یک آسانسور را پایین میکشد و همزمان با وارد شدن به اطاقک آسانسور( از پایین و نه از در) دلقک تغییر شکل میدهد و به مردی تبدیل میشود. آسانسور مرد را به سالن یک سینما هدایت میکند. مرد روی یک صندلی مینشیند تا فیلم را ببیند. زنی با کلاهی بزرگ و پردار جلوی او مینشیند و مانع فیلم دیدن او میشود. مرد شروع میکند به کندن پرهای کلاه زن.در همین موقع سر زن شروع به بزرگ شدن میکند و تبدیل به حبابی میشود که مرد را میبلعد. مرد بلافاصله دوباره به دلقک تبدیل میشود و از اینجا به بعد بیننده در معرض طوفانی از مورف (تغییر شکل) های مختلف قرار میگیرد. ..دلقک درون یک بطری محبوس است، بطری به یک گل تبدیل میشود،میشکفد و بعد به یک فیل تبدیل میشود که دلقک را با خرطوم گرفته است و…..

                   fantasmagorie_1.jpg

خب؟ از یک فیلم انیمیشن چه میخواهید؟ چه مقدار تخیل، تکنیک متفاوت، زمانبندی متفاوت، تصویر سازی، ساختارشکنی، طنز، نو آوری و اندیشه متفاوت کافیست تا شما را قانع کند که یک فیلم انیمیشن خوب دیده اید؟ fantasmagorie شما را بهت زده نمیکند. حتی در نگاهی سرسری، به شدت ابتدایی و معمولی جلوه گر میشود. اما به یاد داشته باشید که در مورد یکی از محصولات دیجیتالی امروز صحبت نمیکنیم . در مورد نخستین فیلم انیمیشن تاریخ صحبت میکنیم. بیایید کمی دقیقتر صحبت کنیم. در همان نخستین صحنه از نخستین فیلم انیمیشن تاریخ، بحث جلوه های ویژه تمام میشود. دست بازیگر زنده خودش را قاطی دنیای مضحک قلمی ها میکند. بله، میدانم که تا زمانی که دست درون کادر است ، حرکت دلقک شروع نمیشود. اما جرقه اولیه زده شده است. تنها ۶ سال بعد است که هنرپیشه زنده سوار بر گرتی دایناسور میشود. ولی همین جرقه کوچک باعث میشود که بگویند اولین ترکیب فیلم زنده و انیمیشن، نه در گرتی دایناسور، که در اولین فیلم انیمیشن تاریخ رخ داد!!! جالب نیست؟ باز هم میتوانید با دهان باز و نگاهی تحسین آمیز به ترکیب بازیگر زنده و انیمیشن در راجر رابیت نگاه کنید؟ خب، در مورد شخصیت نظرتان چیست؟ شخصیت اصلی این فیلم یک دلقک است، کسی که شما را میخنداند و انتظار هر حرکت غیر معمول و خلاف قاعده ای را از او دارید. همین کافی نیست؟ تکلیف شما با بقیه فیلم روشن است ( هر حرکت غیر معمول و عجیب ، غیر ممکن و خلاف قاعده ای در یک فیلم انیمیشن ممکن است) و این اتفاق در fantasmagorie به تعداد نفسهایتان رخ میدهد!تخیل پردازی در این فیلم هیچ حد و مرزی ندارد. درواقع تعداد اتفاقات رخ داده شده انقدر زیاد است که تعدادی را اصلا متوجه نمیشوید!بعلاوه به نظر من انتخاب دلقک به عنوان کاراکتر اصلی این انیمیشن اصلا اتفاقی نبوده است. دلقکها ماهیتا با مفهوم خنده و طنز یکی شده اند.شما نمیتوانید دلقکی را ببینید و پس از آن انتظار خنده نداشته باشید. آیا ۹۰% مردم همین انتظار را از یک فیلم انیمیشن ندارند؟ .طمئنا امیل کول نیز حدس میزده که انیمیشن در ۱۰۰ سال آینده چه نقشی را در دنیای سرگرمی ایفا خواهد کرد.

                 capture1.JPG

نو آوری؟ سه چهارم فیلم با استفاده از تکنیک مورف است!!! گزینه ای که در سینما تا سالهای سال بعد هم دست نیافتنی بود. بیننده ای را تصورکنید در ۱۰۰ سال پیش که میبیند یک گل به یک فیل تبدیل میشود!جالب نیست که تصور کنیم یکی از محبوب ترین شیوه های استفاده شده در ساخت انیمیشن، همزمان با نخستین فیلم انیمیشن متولد شد؟ نظرتان در مورد چاپ فیلم بصورت نگاتیو چیست؟ بازهم میخواهید بگویید که تکنیک و تکنولوژی با دنیای دیجیتال انیمیشن را متحول کرد؟ و تمام اینها فقط در یک فیلم انیمیشن به ظاهر ابتدایی محصول یک قرن پبش رخ میدهد. بنظر شما آیا در ۲ دقیقه زمان، بیش از این امکان استفاده از ظرفیتهای بالقوه پدیده انیمیشن وجود دارد؟ اصلا سئوال اساسی این است که چه کسی به امیل کول آموخته بود که انیمیشن تا این حد میتواند ساختار شکن و فرا ضابطه باشد؟ من به شما میگویم … خود انیمیشنانیمیشن بود که به امیل کول گفت: ساختار را بشکن، قانون را خلق کن، تخیل را به کار بگیر و آزاد باش…وبه همین دلایل است که معتقدم هر آنچه که پس از fantasmagorie در دنیای انیمیشن رخ داد، کاملا پیش بینی شده و بدیهی بود. امیل کول نه تنها نخستین انیمیشن را خلق کرد ، که به باور من مانیفست و مرام نامه نانوشته انیمیشن را هم در هر لحظه از فیلم کوتاه و بدیعش جای داد.

مهبد بذرافشان

دیدگاه‌ها (۶)

دی انیماتوری گرد شهر می گشت با چراغ
که از سلیقه مردم بیزارم وانیمیشنم آرزوست
۱۰۰ ساله که از این انیمیشن که معرفی کردی میگذره و۵۰ سال از انیمیشن ایران ولی هنوز توی ایران انیمیشن واقعی شناخته نشده …
کاش فقط انیمیشن بود هنر، نقاشی و …
فرمولی نمیشناسید که به مسئول و مردم داد بخورند فهم هنری پیدا کنن!
یا باید مثل شاعر همشهریمون بگیم : عالمی دیگر بباید وزنو آدمی

[پاسخ]

:grin: پیمان جان خیلی به این چیزا فکر نکن. این مسائل مختص ایران هم نیستند.باور کن اسمان در همه جای دنیا تقریبا همین زنگ است. درک و برداشت مردم از هنر به خیلی چیزها بستگی داره و بیش از همه چیز به آنچه که چشمشون میبینه و گوششون میشنوه…خوب حالا به دور و بر خودت نگاه کن وبگو چی میبینی و چی میشنوی!!!!

[پاسخ]

مبدا بسیاری از هنرها هیچگاه برایمان آشکار نشده است . شکل گرفتن و تکوین

[پاسخ]

سلام بابت مطالب مفیدت ممنون من رشتم انیمیشن ،می خواستم بدونم شما از انیمیشن های قدیمی یا کوتا مثل همین کار امیل کول یزی دارید یا اینکه میدونی میشه از کجا گیر آورد اینطور انیمیشن هارو؟ ممنون میشم منتظر جوابت هستم :wink:

[پاسخ]

مهبد پاسخ در تاريخ اسفند ۷م, ۱۳۸۷ ۱۰:۰۵ ق.ظ:

دوست عزیز بخش خیلی زیادی از این انیمیشنها را میتوانید از رپید شر یا تورنتز دانلود کنید.

[پاسخ]

سلام ، ممنون از مطالب بسیار بسیار خوبتون، منم رشتم انیمیشن و میخواستم بدونم می تونید منو برای ساخت فیلیپ بوک یاری کنید؟یا چند تا سایت معرفی کنید، منتظر جواب یا ایمیلتون هستم.

[پاسخ]

دیدگاه خود را بنویسید

free hit counter
hit counter