ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن, مباحث تئوریک | تاریخ ۳۰-۰۹-۱۳۸۶
۲

کونگ فو پاندا kung fu panda یکی دیگر از فیلمهای انیمیشن ۳D-طبیعتا!- است که قرار است در اوایل سال میلادی جدید( هشتم ژوئن ۲۰۰۸) اکران شود. فیلم محصولی است از کمپانی دریم ورکز DreamWorksو ظاهرا قرار است کمپانی پارامونت ParamountPictures پخش جهانی فیلم را بر عهده بگیرد. کارگردانی فیلم را جان استیونسن John Stevenson و مارک آزبورن Mark Osborne بر عهده دارند و ساخت موسیقی فیلم نیز به عهده هانس زیمر Hans Zimmer است. صداپیشه های فیلم نامهای بسیار شناخته شده ای هستند: جک بلک، جکی چان ، داستین هافمن ، آنجلینا جولی و لوسی لو.

داستان فیلم: پو Po (با پوی Pooh دیزنی اشتباه نشود!) خرس پاندای تنومند، کمی زشت و زمخت و بسیار جاه طلب ، یکی از بزرگترین طرفداران ورزش کونگ فو در محل زندگیش است. او از کارکردن در کارگاه خانوادگی ساخت رشته به تنگ امده است و در جستجوی فرصت های تازه است. به نحو غیر منتظره ای و بر اساس یک پیشگویی باستانی، او به یک تیم کونگ فو کار حرفه ای شامل یک ببر،یک مرغ ماهیخوار ، یک افعی، یک ملخ مانتیس و یک میمون می پیوندد که تحت نظارت استاد شیفو( یک راکون) کار میکنند. بطور ناگهانی ، تای لونگ Tai Lung، یوز پلنگ سفید کینه توز و خیانتکار بر سر راه آنها قرار میگیرد و این وظیفه پو است که تیم را در برابر تای لونگ محافظت کند…
اینهم تعدادی از تصاویر فیلم :



ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۲۹-۰۹-۱۳۸۶
۱۱
متاسفم برای آدمهای کوچکی که بزرگترین حال زندگیشان را در حالگیری میبینند..اینهمه فرصت برای بزرگ شدن و قد کشیدن هست، آنوقت بعضی ها روز بروز کوچکتر میشوند…دوستان، پایان این راهی که شما میروید ، بزرگتر شدن نیست…ناپدید شدن است.
ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن | تاریخ ۲۶-۰۹-۱۳۸۶
۴
Horton Hears a Who انیمیشن سه بعدی جدیدی است محصول استودیوی Fox که بزودی (در اوایل سال ۲۰۰۸) اکران میشود. فیلم بر اساس کتاب مشهوری به همین نام که نخستین بار در سال ۱۹۵۴ منتشر شد، ساخته شده است .تئودور جیزل Theodor Seuss Geisel، نویسنده کتاب ، که بیشتر به نام دکتر سوس Dr. Seuss شناخته میشود ، چهره بسیار مشهوری در دنیای ادبیات کودک است و آثار بسیار مشهور او چون گربه ای در کلاه The Cat in the Hatو چگونه گرینچ کریسمس را دزدید How the Grinch Stole Christmas به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده اند و بیش از دویست میلیون نسخه از کتابهای او تا کنون به فروش رفته اند و یا بارها بصورت فیلم ، تئاتر و انیمیشن به تصویر کشیده شده اند، از جمله در سال ۱۹۶۶ ، چاک جونز با نظارت تئودور جیزل (دکتر سوس) انیمیشن کوتاهی بر اساس داستان چگونه گرینچ کریسمس را دزدید ساخت که به عنوان یکی از نمونه های کلاسیک و یک اقتباس بسیار وفادارانه از کتاب شناخته میشود.
داستان Horton Hears a Who در مورد یک فیل خیالباف است که تصور میکند که فریاد درخواست کمک را ازیک گل کوچک قاصدک شنیده است وعلیرغم اینکه اطرافیان تصور میکنند که اوعقلش را از دست داده است، مصمم به کمک به گل کوچک میشود.
سایر مشخصات فیلم عبارتند از :
Directed by Jimmy Hayward
Steve Martino
Produced by Bob Gordon
Written by Dr. Seuss
Starring Jim Carrey
Steve Carell
Jesse McCartney
Carol Burnett
و اینهم تعدادی از تصاویر فیلم:






ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در انیمیشن | تاریخ ۲۶-۰۹-۱۳۸۶
۵
از همه دوستان عزیز خواهش میکنم که برای من کامنت بگذارید و بگویید که سرعت بالا آمدن یا به اصطلاح لود شدن سایت انیمیشن امروز، برای شما ، بخصوص در یکی دو روز اخیر چطور بوده است؟ کند تر شده؟ خیلی کند شده؟ تغییری نکرده؟ معمولی است؟
اگر در این مورد به من اطلاع بدهید ممنون میشوم، چون خودم در دو روز اخیر متاسفانه با مشکلات زیادی دست به گریبان بوده ام و خبر داشتن از سرعت دیده شدن سایت توسط شما دوستان، برای من اهمیت حیاتی دارد. متشکرم
اخطار: مطلبی را که در زیر میخوانید تراوشات ذهنی خودم است و نه ترجمه ای از یک منبع معتبر،بنابراین میتوانید کلا بی خیال خواندنش شوید!

مدتی است که تعدادی از فیلمهای انیمیشن متعلق به نخستین سالهای آفرینش تصویر متحرک را از اینترنت دانلود کرده ام و هر روز چند مرتبه به تماشایشان مینشینم . یکی از این فیلمها، فیلمی است دو دقیقه ای و فرانسوی بنام Fantasmagorie که ترجمه اش میشود یک فانتزی یا چیزی در همین مایه ها. فیلم محصول سال ۱۹۰۸ است و ساخته فیلمسازی بنام امیل کول Émile Cohl. ا Fantasmagorie اگرچه نخستین تلاش برای ساختن انیمیشن نیست ( دو سال پیش از آن ، در سال ۱۹۰۶ ، فیلم دیگری بنام Humorous Phases of Funny Faces با تکنیکی مشابه fantasmagorie ساخته شده بود) اما منتقدان و تاریخ نگاران عموما fantasmagorie را به جهت آنکه نخستین فیلم انیمیشنی است که واقعا و حقیقتا به شیوه فریم به فریم نقاشی شده، بعنوان نخستین فیلم انیمیشن تاریخ نام میبرند. امیل کول ، انیماتور fantasmagorie چیزی حدود ۷۰۰ فریم تصویر را بر روی شیشه نقاشی کرد واز آنها فیلم گرفت و سپس فیلم را مجددا بصورت نگاتیو چاپ کرد تا تاثیری شبیه به نقاشی با گچ سفید بر روی تخته سیاه بدست آورد(Double Impose). مطالبی که گفتم اطلاعاتی در مورد فیلم بود برای دوستانی که احتمالا فیلم را ندیده اند یا در مورد آن نمیدانند. اما نکته ای که پس از این تاریخ نگاری ها میخواستم بگویم و نکته ایست که باعث شد تا من بارها و بارها به تماشای همین قطعه کوچک دو دقیقه ای بنشینم، استفاده از حداکثر ظرفیتهای پدیده ای بنام انیمیشن است، در فیلمی که دقیقا ۱۰۰ سال پیش ساخته شده و خودش بعنوان نخستین فیلم انیمیشن شناخته میشود!

تا آنجا که من میدانم با گذشت یک قرن ازتولد پدیده ای بنام انیمیشن، هنوز تعریف جامع و مدونی از آنچه که میتوان از آن بعنوان( ظرفیتهای یک فیلم انیمیشن) یاد کرد، ارائه نشده است. منظورم تعریف انیمیشن نیست. به ماهیت و هویت انیمیشن اشاره میکنم. تا امروز تصور من این بود که این ماهیت و هویت به مرور و در طی سالها شکل گرفته است. یعنی تصور من بر این بود که فانتزی، طنز، شخصیت پردازی، روایت داستان، تکنیک و هر آنچه که از یک فیلم انیمیشن انتظار داریم نه به یکباره، بلکه در طی سالیان و توسط اساتید این فن به آن اضافه شده است…خب، باید بگویم که اشتباه میکردم . اگر fantasmagorie را بعنوان نخستین فیلم انیمیشن بپذیریم، باید بگویم که (به نظر من) هر آنچه که پس از آن در دنیای انیمیشن رخ داده است، صرفا تغییری بوده در آنچه که fantasmagorie به مفهوم انیمیشن ارائه داده، و نه اضافه کردن چیز جدیدی به آن.

اجازه بدهید مختصری از داستان فیلم برایتان بگویم : دستی ( فیلم زنده) وارد کادر میشود، با حرکاتی سریع یک دلقک را با خطوط سفید بر زمینه سیاه نقاشی میکند. دست از کادر خارج میشود و دلقک جان میگیرد. دلقک از بالای کادر ، چیزی شبیه به یک آسانسور را پایین میکشد و همزمان با وارد شدن به اطاقک آسانسور( از پایین و نه از در) دلقک تغییر شکل میدهد و به مردی تبدیل میشود. آسانسور مرد را به سالن یک سینما هدایت میکند. مرد روی یک صندلی مینشیند تا فیلم را ببیند. زنی با کلاهی بزرگ و پردار جلوی او مینشیند و مانع فیلم دیدن او میشود. مرد شروع میکند به کندن پرهای کلاه زن.در همین موقع سر زن شروع به بزرگ شدن میکند و تبدیل به حبابی میشود که مرد را میبلعد. مرد بلافاصله دوباره به دلقک تبدیل میشود و از اینجا به بعد بیننده در معرض طوفانی از مورف (تغییر شکل) های مختلف قرار میگیرد. ..دلقک درون یک بطری محبوس است، بطری به یک گل تبدیل میشود،میشکفد و بعد به یک فیل تبدیل میشود که دلقک را با خرطوم گرفته است و…..

خب؟ از یک فیلم انیمیشن چه میخواهید؟ چه مقدار تخیل، تکنیک متفاوت، زمانبندی متفاوت، تصویر سازی، ساختارشکنی، طنز، نو آوری و اندیشه متفاوت کافیست تا شما را قانع کند که یک فیلم انیمیشن خوب دیده اید؟ fantasmagorie شما را بهت زده نمیکند. حتی در نگاهی سرسری، به شدت ابتدایی و معمولی جلوه گر میشود. اما به یاد داشته باشید که در مورد یکی از محصولات دیجیتالی امروز صحبت نمیکنیم . در مورد نخستین فیلم انیمیشن تاریخ صحبت میکنیم. بیایید کمی دقیقتر صحبت کنیم. در همان نخستین صحنه از نخستین فیلم انیمیشن تاریخ، بحث جلوه های ویژه تمام میشود. دست بازیگر زنده خودش را قاطی دنیای مضحک قلمی ها میکند. بله، میدانم که تا زمانی که دست درون کادر است ، حرکت دلقک شروع نمیشود. اما جرقه اولیه زده شده است. تنها ۶ سال بعد است که هنرپیشه زنده سوار بر گرتی دایناسور میشود. ولی همین جرقه کوچک باعث میشود که بگویند اولین ترکیب فیلم زنده و انیمیشن، نه در گرتی دایناسور، که در اولین فیلم انیمیشن تاریخ رخ داد!!! جالب نیست؟ باز هم میتوانید با دهان باز و نگاهی تحسین آمیز به ترکیب بازیگر زنده و انیمیشن در راجر رابیت نگاه کنید؟ خب، در مورد شخصیت نظرتان چیست؟ شخصیت اصلی این فیلم یک دلقک است، کسی که شما را میخنداند و انتظار هر حرکت غیر معمول و خلاف قاعده ای را از او دارید. همین کافی نیست؟ تکلیف شما با بقیه فیلم روشن است ( هر حرکت غیر معمول و عجیب ، غیر ممکن و خلاف قاعده ای در یک فیلم انیمیشن ممکن است) و این اتفاق در fantasmagorie به تعداد نفسهایتان رخ میدهد!تخیل پردازی در این فیلم هیچ حد و مرزی ندارد. درواقع تعداد اتفاقات رخ داده شده انقدر زیاد است که تعدادی را اصلا متوجه نمیشوید!بعلاوه به نظر من انتخاب دلقک به عنوان کاراکتر اصلی این انیمیشن اصلا اتفاقی نبوده است. دلقکها ماهیتا با مفهوم خنده و طنز یکی شده اند.شما نمیتوانید دلقکی را ببینید و پس از آن انتظار خنده نداشته باشید. آیا ۹۰% مردم همین انتظار را از یک فیلم انیمیشن ندارند؟ .طمئنا امیل کول نیز حدس میزده که انیمیشن در ۱۰۰ سال آینده چه نقشی را در دنیای سرگرمی ایفا خواهد کرد.

نو آوری؟ سه چهارم فیلم با استفاده از تکنیک مورف است!!! گزینه ای که در سینما تا سالهای سال بعد هم دست نیافتنی بود. بیننده ای را تصورکنید در ۱۰۰ سال پیش که میبیند یک گل به یک فیل تبدیل میشود!جالب نیست که تصور کنیم یکی از محبوب ترین شیوه های استفاده شده در ساخت انیمیشن، همزمان با نخستین فیلم انیمیشن متولد شد؟ نظرتان در مورد چاپ فیلم بصورت نگاتیو چیست؟ بازهم میخواهید بگویید که تکنیک و تکنولوژی با دنیای دیجیتال انیمیشن را متحول کرد؟ و تمام اینها فقط در یک فیلم انیمیشن به ظاهر ابتدایی محصول یک قرن پبش رخ میدهد. بنظر شما آیا در ۲ دقیقه زمان، بیش از این امکان استفاده از ظرفیتهای بالقوه پدیده انیمیشن وجود دارد؟ اصلا سئوال اساسی این است که چه کسی به امیل کول آموخته بود که انیمیشن تا این حد میتواند ساختار شکن و فرا ضابطه باشد؟ من به شما میگویم … خود انیمیشن…انیمیشن بود که به امیل کول گفت: ساختار را بشکن، قانون را خلق کن، تخیل را به کار بگیر و آزاد باش…وبه همین دلایل است که معتقدم هر آنچه که پس از fantasmagorie در دنیای انیمیشن رخ داد، کاملا پیش بینی شده و بدیهی بود. امیل کول نه تنها نخستین انیمیشن را خلق کرد ، که به باور من مانیفست و مرام نامه نانوشته انیمیشن را هم در هر لحظه از فیلم کوتاه و بدیعش جای داد.
مهبد بذرافشان