انیمیشن از روتوسکوپی تا موشن کپچر
ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تاریخچه, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۶-۰۸-۱۳۸۶
۵
این روزها،روزهای خوبی برای فیلمهای live-action/animation ( ترکیب زنده و انیمیشن) هستند. این هفته فیلم Beowulf ساخته رابرت زمه کیس Robert Zemeckis، که اقتباسی است از یک شعر باستانی انگلیسی در مورد شخصیتی به همین نام ، به نمایش در میاید و هفته آینده، پس از مدتها انتظارفیلم Enchanted (افسون شده) محصول دیزنی روانه پرده سینماها در امریکای شمالی خواهد شد. بهانه خوبی است که نگاهی بیندازیم به تاریخچه ترکیب فیلم زنده و انیمیشن و فیلمهایی که به این شیوه ساخته شده اند.
ترکیب فیلم زنده و انیمیشن چیز تازه ای در تاریخ سینما نیست. حتی در زمان سینمای صامت و نخستین روزهای انیمیشن نیز میتوان مواردی از ترکیب بازیگر زنده و انیمیشن را پیدا کرد. نمونه هایی مانند گرتی دایناسورGertie the Dinosaur و یا برخی از انیمیشنهای کوتاه روتوسکوپی مکس فلیشر Max Fleischer مانند کوکوی دلقک Koko the Clown . اما امروزه تکنولوژی چنان پیشرفت کرده است که در فیلمهایی نظیر ارباب حلقه ها، بازیگران زنده و شخصیتهای انیمیشنی و یا حتی فضا های مجازی چنان درهم آمیخته شده اند که گاهی تشخیص ایندو از یکدیگر به سختی امکان پذیر است.چیزی که زمانی بدیع و نوظهور جلوه میکرد، اینروزهاچنان همه گیر شده که حتی گاهی پیش پا افتاده و مبتذل جلوه گر میشود و آنچه که ساختن چنین فیلمهایی را تا این حد دست یافتنی و امکان پذیر کرده است استفاده از سیستم های موشن کپچر است . اما نقطه آغازین استفاده از بازیگر زنده در ساخت انیمیشن را میتوان نه در شیوه موشن کپچر، که در سالهای میانی دهه هفتاد و در تکنیک روتوسکوپی جستجو کرد. اگرچه دیزنی در سالهای پیش از آن در انیمیشنهایی چون سفیدبرفی و زیبای خفته ، روتوسکوپی را به کار گرفته بود، اما از اواسط دهه هفتاد به بعد و توسط رالف باکشی Ralph Bakshi بود که روتوسکوپی نه بعنوان یک نکته بی اهمیت و سطح پایین که فقط برای کاهش هزینه ها استفاده میشد، بلکه بعنوان یک تکنیک که میتوانست واجد شرایط زیبایی شناسانه هنری قابل توجهی باشد مورد استفاده واقع شد.
باکشی در انیمیشنی بنام Wizards از تکنیک روتوسکوپی استفاده کرد. Wizardsانیمیشنی بود که میتوانست توسط دیزنی ساخته شده باشد.اما باکشی شیوه ای متفاوت با روش دیزنی را در پیش گرفت. علیرغم داستان احساساتی، جانبخشی دقیق، رنگهای زیبا و درخشان و همه آنچه که میتوانست را Wizardsهمسطح انیمیشنهای دیزنی قرار دهد، باکشی بجای اینکه از روتوسکوپی صرفا در جهت اجرای بدون نقص حرکات استفاده کند، این شیوه را بصورتی هدفمند بکار گرفت. او از روتوسکوپی در اجرای سکانسهای مربوط به جنگ استفاده کرد و با افزودن یا کاستن جزئیات ، اجزای صحنه و بازیگران زنده را تبدیل به موجودات وهم انگیز و عجیبی کرد که ماهیت شرور ، زشت و هیولا گونه جنگ را به خوبی به بیننده منتقل میکرد.
در سال ۱۹۸۲ دیزنی یک شکست تجاری بزرگ را با فیلمی بنام Tron تجربه کرد و مدتها طول کشید تا دیزنی توانست رد پای این بدنامی بزرگ را از خاطرات مردم بزداید. اما نکته قابل توجه درTron این بود که میتوان این فیلم را پدر بزرگ فیلمهای سرشار از گرافیک کامپیوتری امروز به شمار آورد. برخی از جلوه های ویژه این فیلم خیلی خوب از آب درآمده بودند. در زمانی که جلوه های ویژه فیلمهایی چون Star wars با زحمت فراوان و عمدتا بوسیله ماکت ها و ابزار های واقعی ساخته میشدند، دیدن یک سفینه فضایی کاملا دیجیتالی که به آرامی بر فراز کوهها حرکت میکرد و یا لباسهایی که نورهای نئون دیجیتالی بر روی آنها میدرخشیدند واقعا هیجان انگیز بود. Tron اگرچه شکستی بزرگ در گیشه بود اما ثابت کرد که گرافیک های کامپیوتری میتوانند درجهت بیان بهتر داستان فیلم ، یک گزینه عالی باشند و این درسی بود که بسیاری از افراد تاثیر گذار در صنعت سینما بخوبی آموختند. تنها دو سال بعد از نمایش عمومی Tron بود که شرکت پیکسار نخستین انیمیشن کوتاه کامپیوتری خود را عرضه کرد. انیمیشنی بنام The Adventures of Andre and Wally . مردم کم کم در میافتند که این کامپیوتر های سنگین که کار کردن با انها میتواند بسیار سخت باشد، قادر هستند که چیزهای سرگرم کننده و بامزه نیز بسازند.
ریچارد لینک لیتر Richard Linklater در فیلم Waking Life/2001 روتوسکوپی را باز هم بیشتر و هوشمندانه تر در جهت نمایش و القای فلسفه فیلم به کار گرفت. فیلم داستان مردی را روایت میکند که در شهر آستن پرسه میزند و به نظرات مردم در مورد فلسفه حیات گوش میکند و همواره حیران است که آیا او یک انسان زنده است یا فقط بخشی از یک رویاست! در این فیلم از بازیگران زنده توسط دوربین ویدیویی فیلمبرداری شد و سپس بوسیله کامپیوتر ، تصاویر بازیگران مجددا بازسازی شدند. لینک لیتر بعدها همین شیوه را در فیلم A Scanner Darkly مجددا بکار گرفت. نتیجه کار تصاویری بودند با مفاهیم زیبایی شناسانه خاص که پیش از آن دیده نشده بودند. تصاویری که در بعضی موارد اکسپرسونیستی بنظر میرسیدند و در مواردی کارتونی . علیرغم تکنیک جذاب Waking Life ، فیلم کاستی هایی نیز داشت. بسیاری از مردم نمیتوانستند با لحن فیلسوفانه فیلم کنار بیایند. با اینحال فیلم برخوردار از نوعی خوشبینی و جذابیت ذاتی بود که کسانی را که میتوانستند خودشان را وارد جریان آن کنند،جذب میکرد.

نام بردن از فیلمهایی که در این مقاله ذکر شد ، به هیچ وجه به این معنی نیست که این فیلمها تنها و بزرگترین تلاشها برای وارد کردن نوعی دیگر از تکنولوژی به دنیای انیمیشن بوده اند. فیلمهایی که نام برده شد از این جهت متمایز بودند که تکنولوژی های شناخته شده را به نوعی هوشمندانه بکار گرفتند. وگرنه چه کسی میتواند منکر گامهای بزگی بشود که دنیای انیمیشن و سینما را برای ابد متحول کردند؟ گامهایی چون سفید برفی و هفت کوتوله، اژدهای پیت و شاید بزرگترین شاهکار رابرت زمه کیس : چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟….تمام این فیلمها سهم خود را در ترکیب فیلم زنده و انیمیشن به خوبی ادا کردند.
مترجم: مهبد بذرافشان
منبع : http://www.rottentomatoes.com
****************************************************************
در خبرها آمده بود که قرار است فیلم Beowulf ، به شرطی که بتواند به سقف فروش مورد نظر آکادمی برسد، بعنوان یکی از نامزدهای بخش بهترین انیمیشن!!! به اسکار معرفی شود. به نظر من به این اتفاق فقط یک نام میتوان داد: غم انگیز


























