انیمیشن از روتوسکوپی تا موشن کپچر

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تاریخچه, مباحث تئوریک | تاریخ ۲۶-۰۸-۱۳۸۶

۵

                                       beowulf_poster.jpg

این روزها،روزهای خوبی برای فیلمهای live-action/animation ( ترکیب زنده و انیمیشن) هستند. این هفته فیلم Beowulf ساخته رابرت زمه کیس Robert Zemeckis، که اقتباسی است از یک شعر باستانی انگلیسی در مورد شخصیتی به همین نام ، به نمایش در میاید و هفته آینده، پس از مدتها انتظارفیلم Enchanted (افسون شده) محصول دیزنی روانه پرده سینماها در امریکای شمالی خواهد شد. بهانه خوبی است که نگاهی بیندازیم به تاریخچه ترکیب فیلم زنده و انیمیشن و فیلمهایی که به این شیوه ساخته شده اند.

                                                      wizard.jpg

ترکیب فیلم زنده و انیمیشن چیز تازه ای در تاریخ سینما نیست. حتی در زمان سینمای صامت و نخستین روزهای انیمیشن نیز میتوان مواردی از ترکیب بازیگر زنده و انیمیشن را پیدا کرد. نمونه هایی مانند گرتی دایناسورGertie the Dinosaur و یا برخی از انیمیشنهای کوتاه روتوسکوپی مکس فلیشر Max Fleischer مانند کوکوی دلقک Koko the Clown . اما امروزه تکنولوژی چنان پیشرفت کرده است که در فیلمهایی نظیر ارباب حلقه ها، بازیگران زنده و شخصیتهای انیمیشنی و یا حتی فضا های مجازی چنان درهم آمیخته شده اند که گاهی تشخیص ایندو از یکدیگر به سختی امکان پذیر است.چیزی که زمانی بدیع و نوظهور جلوه میکرد، اینروزهاچنان همه گیر شده که حتی گاهی پیش پا افتاده و مبتذل جلوه گر میشود و آنچه که ساختن چنین فیلمهایی را تا این حد دست یافتنی و امکان پذیر کرده است استفاده از سیستم های موشن کپچر است . اما نقطه آغازین استفاده از بازیگر زنده در ساخت انیمیشن را میتوان نه در شیوه موشن کپچر، که در سالهای میانی دهه هفتاد و در تکنیک روتوسکوپی جستجو کرد. اگرچه دیزنی در سالهای پیش از آن در انیمیشنهایی چون سفیدبرفی و زیبای خفته ، روتوسکوپی را به کار گرفته بود، اما از اواسط دهه هفتاد به بعد و توسط رالف باکشی Ralph Bakshi بود که روتوسکوپی نه بعنوان یک نکته بی اهمیت و سطح پایین که فقط برای کاهش هزینه ها استفاده میشد، بلکه بعنوان یک تکنیک که میتوانست واجد شرایط زیبایی شناسانه هنری قابل توجهی باشد مورد استفاده واقع شد.

          wizards.jpg

باکشی در انیمیشنی بنام Wizards از تکنیک روتوسکوپی استفاده کرد. Wizardsانیمیشنی بود که میتوانست توسط دیزنی ساخته شده باشد.اما باکشی شیوه ای متفاوت با روش دیزنی را در پیش گرفت. علیرغم داستان احساساتی، جانبخشی دقیق، رنگهای زیبا و درخشان و همه آنچه که میتوانست را Wizardsهمسطح انیمیشنهای دیزنی قرار دهد، باکشی بجای اینکه از روتوسکوپی صرفا در جهت اجرای بدون نقص حرکات استفاده کند، این شیوه را بصورتی هدفمند بکار گرفت. او از روتوسکوپی در اجرای سکانسهای مربوط به جنگ استفاده کرد و با افزودن یا کاستن جزئیات ، اجزای صحنه و بازیگران زنده را تبدیل به موجودات وهم انگیز و عجیبی کرد که ماهیت شرور ، زشت و هیولا گونه جنگ را به خوبی به بیننده منتقل میکرد.

               tron_large_02.jpg

در سال 1982 دیزنی یک شکست تجاری بزرگ را با فیلمی بنام Tron تجربه کرد و مدتها طول کشید تا دیزنی توانست رد پای این بدنامی بزرگ را از خاطرات مردم بزداید. اما نکته قابل توجه درTron این بود که میتوان این فیلم را پدر بزرگ فیلمهای سرشار از گرافیک کامپیوتری امروز به شمار آورد. برخی از جلوه های ویژه این فیلم خیلی خوب از آب درآمده بودند. در زمانی که جلوه های ویژه فیلمهایی چون Star wars با زحمت فراوان و عمدتا بوسیله ماکت ها و ابزار های واقعی ساخته میشدند، دیدن یک سفینه فضایی کاملا دیجیتالی که به آرامی بر فراز کوهها حرکت میکرد و یا لباسهایی که نورهای نئون دیجیتالی بر روی آنها میدرخشیدند واقعا هیجان انگیز بود. Tron اگرچه شکستی بزرگ در گیشه بود اما ثابت کرد که گرافیک های کامپیوتری میتوانند درجهت بیان بهتر داستان فیلم ، یک گزینه عالی باشند و این درسی بود که بسیاری از افراد تاثیر گذار در صنعت سینما بخوبی آموختند. تنها دو سال بعد از نمایش عمومی Tron بود که شرکت پیکسار نخستین انیمیشن کوتاه کامپیوتری خود را عرضه کرد. انیمیشنی بنام The Adventures of Andre and Wally . مردم کم کم در میافتند که این کامپیوتر های سنگین که کار کردن با انها میتواند بسیار سخت باشد، قادر هستند که چیزهای سرگرم کننده و بامزه نیز بسازند.

                      pixar1.jpg

ریچارد لینک لیتر Richard Linklater در فیلم Waking Life/2001 روتوسکوپی را باز هم بیشتر و هوشمندانه تر در جهت نمایش و القای فلسفه فیلم به کار گرفت. فیلم داستان مردی را روایت میکند که در شهر آستن پرسه میزند و به نظرات مردم در مورد فلسفه حیات گوش میکند و همواره حیران است که آیا او یک انسان زنده است یا فقط بخشی از یک رویاست! در این فیلم از بازیگران زنده توسط دوربین ویدیویی فیلمبرداری شد و سپس بوسیله کامپیوتر ، تصاویر بازیگران مجددا بازسازی شدند. لینک لیتر بعدها همین شیوه را در فیلم A Scanner Darkly مجددا بکار گرفت. نتیجه کار تصاویری بودند با مفاهیم زیبایی شناسانه خاص که پیش از آن دیده نشده بودند. تصاویری که در بعضی موارد اکسپرسونیستی بنظر میرسیدند و در مواردی کارتونی . علیرغم تکنیک جذاب Waking Life ، فیلم کاستی هایی نیز داشت. بسیاری از مردم نمیتوانستند با لحن فیلسوفانه فیلم کنار بیایند. با اینحال فیلم برخوردار از نوعی خوشبینی و جذابیت ذاتی بود که کسانی را که میتوانستند خودشان را وارد جریان آن کنند،جذب میکرد.

               wakinglifecloudpeople.jpg
نام بردن از فیلمهایی که در این مقاله ذکر شد ، به هیچ وجه به این معنی نیست که این فیلمها تنها و بزرگترین تلاشها برای وارد کردن نوعی دیگر از تکنولوژی به دنیای انیمیشن بوده اند. فیلمهایی که نام برده شد از این جهت متمایز بودند که تکنولوژی های شناخته شده را به نوعی هوشمندانه بکار گرفتند. وگرنه چه کسی میتواند منکر گامهای بزگی بشود که دنیای انیمیشن و سینما را برای ابد متحول کردند؟ گامهایی چون سفید برفی و هفت کوتوله، اژدهای پیت و شاید بزرگترین شاهکار رابرت زمه کیس : چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟….تمام این فیلمها سهم خود را در ترکیب فیلم زنده و انیمیشن به خوبی ادا کردند.

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع : http://www.rottentomatoes.com

****************************************************************

در خبرها آمده بود که قرار است فیلم Beowulf ، به شرطی که بتواند به سقف فروش مورد نظر آکادمی برسد، بعنوان یکی از نامزدهای بخش بهترین انیمیشن!!! به اسکار معرفی شود. به نظر من به این اتفاق فقط یک نام میتوان داد: غم انگیز

Hair High

ارسال شده توسط | در انیمیشن, مصاحبه | تاریخ ۲۲-۰۸-۱۳۸۶

۵

billplympton.jpg

بیل پلیمپتون Bill Plympton، متولد 30 آوریل 1946. فارغ التحصیل کالج هنر های تجسمی نیویورک. تصویرگری ها و کاریکاتور های او در نشریاتی چون The New York Times، The Village Voice، Vogue, Rolling Stone, Vanity Fair و National Lampoon به چاپ رسیده است. او بعنوان نخستین و تنها انیماتوری شناخته میشود که در سالهای اخیر کلیه انیمیشنهایش ( حتی انیمیشن های بلند و سینمایی) را فریم به فریم خودش به تنهایی طراحی و رنگ میکند. او 26 انیمیشن کوتاه و پنج انیمیشن بلند را انیماتوری و کارگردانی کرده است. در سال 2005 ، انیمیشن کوتاه Guard Dog (سگ نگهبان) ساخته پلیمپتون نامزد دریافت اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد. آخرین انیمیشن بلند او به نام Hair High در سال 2004 به نمایش درآمد و اینروزها او درگیرمراحل پایانی ساخت انیمیشن بلند دیگریست بنام احمقها و فرشته ها Idiots and Angels که برای نمایش در سال 2008 برنامه ریزی شده است.

استیو اگدن Steve Ogden از سایت Animwatch مصاحبه ای دارد با بیل پلیمپتون، در رابطه با فیلم Hair High که ترجمه اش را به شما تقدیم میکنم .

header.jpg

اگدن : چه چیزی ایده اولیه فیلم را به شما الهام کرد؟

پلیمپتون : ایده اولیه از خوابی آمد که من دیدم. من معمولا از خوابهام الهام نمیگیرم چون اونا خیلی آشفته و بی نظم هستند اما این یکی خیلی جالب بود و من فکر کردم که میشه از اون یه فیلم ساخت. خواب من در مورد یه ماشین بود که ته یه دریاچه غرق شده و توی اون ماشین دوتا اسکلت هستند.کرمها دارند توی جمجمه اون اسکلتا میلولند و موهای جمجمه ها توی آب موج میخوره و ماهیها هم دارند دور اونا شنا میکنند و از کرما میخورن! بعد ناگهان ماشین استارت میخوره…چراغاش روشن میشن و از میون گل و لای و لجن شروع به حرکت میکنه و به سمت ساحل دریاچه میره. از آب بیرون میاد و به سمت دبیرستانی که در اون نزدیکیه میره. توی دبیرستان مجلس رقصی مخصوص بچه های سال آخر برپاست… و درست در همین موقع من از خواب پریدم و به خودم گفتم :هی…این میتونه یه داستان عالی باشه…شاید من بتونم یه چیزی ازش درست کنم. بعد من رفتم به سراغ کتاب سال دبیرستانم، مال اون سالی که من دبیرستانو تموم کردم. و بعدش یه عالمه خاطره و داستان از اون سالها و همکلاسیهام برام زنده شد. بعلاوه پای صحبت آدمای مختلف نشستم و به قصه های اونا گوش دادم و بعدش به این نتیجه رسیدم که میشه خوابم رو به یه فیلم انیمیشن گوتیک/کمدی/ترسناک دهه پنجاهی با مایه های انتقام تبدیل کنم.

اگدن: خب این میتونه پاسخی هم به این سئوال باشه که بیل پلیمپتون چه رویاهایی میبینه

پلیمپتون : آره خب… میدونید، رویاهای من اغلب خیلی دنیوی و مادی هستند…اما این یکی یه چیز دیگه ای بود…خیلی به یاد موندنی و تصویری بود.میدونید، یه جوری بود که فوری به خودم گفتم این باید فیلم خیلی خوبی بشه.

اگدن: برای یک چنین داستانی،فیلمنامه چطوری نوشته میشه؟

پلیمپتون : راستشو بخواین من ندرتا از فیلمنامه استفاده میکنم! من فقط یه استوری بورد دقیق میکشم، مثل یک کتاب کمیک استریپ. فیلمنامه مال وقتیه که شما یه گروه خیلی بزرگ برای تولید داشته باشید. وقتی که من خودم به تنهایی دارم فیلممو میسازم دیگه نیازی به فیلمنامه ندارم. همون استوری بورد کافیه. خیلی از ایده هام تصویری هستند و گفتگوهای زیادی هم ندارم. خوب وقتی که استوری بوردمو تموم کردم بعدش کار تولید شروع میشه…صفحه اول استوری بوردو باز میکنم و شروع میکنم به کشیدن فریم ها. وقتی که من شروع به کار میکنم خیلی خوب جلو میرم. میتونم در روز تا 20 یا حتی 30 ثانیه انیمیشن رو تموم کنم. یعنی چیزی بین 100 تا 200 نقاشی در روز.

                                         01th.jpg

اگدن: محض رضای خدا چطوری میتونید با این سرعت کار کنید؟

پلیمپتون : هرروز صبح که از خواب بیدار میشم به تمام اون پلان هایی که میخوام اون روز بسازم فکر میکنم. تصاویر خیلی زنده توی ذهن من شکل میگیرند. کافیه که فقط اون تصاویرو از ذهنم به روی کاغذ منتقل کنم. اینطوری کار خیلی سریع پیش میره…ولی بذارید توضیح بدم…من دقیقا 24 فریم در ثانیه رو که نقاشی نمیکنم ، اونقدرا صبر و وقت ندارم . 12 تا و8 تا در ثانیه شیوه کار منه . حتی به 6 تا هم بعضی وقتا میرسم. اینصوریه که کارم سریع پیش میره.

اگدن: و چقدر به استوری بورد وفادار میمونید؟

پلیمپتون : فکر میکنم 95% . بعضی وقتا ایده هایی به ذهنم میرسه، نکات خنده آور، چیزایی که به روند داستان کمک میکنند…خب مجبورم اونا رو به داستان اضافه کنم. یه وقتایی هم میبینم که یه سکانس اونجوری که فکر میکردم توی فیلم کاربردی نداره…خب اون سکانسو حذف میکنم…آره، فکر کنم 90% اون چیزی که توی استوری بورد هست توی فیلم هم دیده میشه.

اگدن: تمام فریمهای Hair High رو خودتون به تنهایی کار کردین؟

پلیمپتون : بله! همه شونو! حدود 30000 فریم!

اگدن: دستتون درد نمیگیره؟

پلیمپتون : نه، اتفاقا خیلی هم درمانگره! نمیدونید چه احساس خوب و آرامش بخشی بعد از 12 ساعت کار کردن دارم. احساس خوب و آرامش بخش خلق کردن…این کار برای من کار نیست، تفریحه . کاریه که عاشقشم .

اگدن: محرک و الهام بخش شما بعنوان یک ایندی(انیماتور مستقل) چیه؟

پلیمپتون : سئوال خوبیه. در واقع دوتا محرک وجود دارند. اولیش ملال و کسالته!!! من هرگز نمیخوام دچار چنین حالتی بشم. من عاشق هیجانم و دوست دارم کارایی رو انجام بدم که چالشگر باشند. دوست دارم همیشه شوری در جانم داشته باشم. دومیش ترسه! ترس از ورشکستگی…ترس از بی پولی…ترس از اینکه فیلم خوبی نسازم. فکر میکنم که همین دو عامل مهمترین محرک های من برای کار کردن باشند. بعلاوه من عاشق اینم که ببینم مردم وقتی که فیلم منو میبینن میخندن. دیدن خنده های مردم، شنیدن تشویقاشون و احساس اینکه مردم از فیلمم لذت بردند هم یک نیروی محرکه قویه. خیلی حس خوبی به آدم میده.

                               03th.jpg

اگدن: هیچ وقت وسوسه نشدین که به جریان اصلی انیمیشن بپیوندید؟

پلیمپتون : بذارید روراست صحبت کنم. اگه پیکسار یا دریم ورکز به من پیشنهاد کارگردانی فیلمی رو بدن که بنظرم فیلم خوبی بیاد، کاملا وسوسه میشم که اون پیشنهادو بپذیرم. یکی از معضلات مستقل کار کردن اینه که من هیچوقت بودجه کافی برای اینکه یک پروژه بزرگ رو به دست بگیرم ندارم. من میلیونها دلار پول ندارم که فیلممو توی تلوزیون و بیلبورد های تبلیغاتی معرفی کنم. بودجه اینو هم ندارم که فیلممو توی بهترین سینما ها در تمام دنیا اکران کنم. این چیزیه که من همیشه غبطه شو میخورم. فیلمهای من در بسیاری از کشورها به نمایش در میان. اما بصورت محدود. حد اکثر در 5یا 6 نسخه…اما فیلمهای پیکسار در هزاران کپی در سراسر دنیا به نمایش در میان. معلومه که همیشه در آرزوی چنین چیزی هستم. ولی از طرف دیگه من آزادیمو دارم. میتونم هرکاری که دلم بخواد انجام بدم . میتونم هرکیو که دلم بخواد استخدام کنم. میتونم فیلممو هروقت که بخوام تموم کنم. زمان بندی و مهلت پایانی وجود نداره که بخوای کارو سر یه مهلت معین تحویل بدی. میتونی زمان بندی خودتو داشته باشی و کارتو اونطوری که دوست داری تموم کنی…اینم خودش حس خوبیه…

اگدن: فکر میکنید انیمیشن به کجا داره میره؟

پلیمپتون : من فکر میکنم که صنعت انیمیشن داره به سمت گوناگونی و تکثر میره. شیوه های بسیار متنوعی از کارگردانی و تولید وجود دارند. انیمیشن های ویژه کودکان همیشه جایگاه خودشونو خواهند داشت. اما مثلا حالا ما انیمه های ژاپنی رو داریم و همچنین شیوه های تولید انیمیشن اروپایی. انیمیشنهای زیادی هم هستند که ویژه بزرگسالان ساخته میشن . با گسترده شدن هرچه بیشتر سیستمهای دیجیتال،ما تکنیک های بیشتر و متنوع تری رو هم خواهیم دید. تولیدات 2d همچنان وجود خواهند داشت. همچنین تولیدات عروسکی استاپ موشن. با حضور کسانی مانند تیم برتون و نیک پارک، پاپت انیمیشن متوقف نخواهد شد. بله، من فکر میکنم که ما شاهد گوناگونی و گستردگی هرچه بیشتر انیمیشن خواهیم بود.

اگدن: فکر میکنم که این خیلی خوبه ، نه؟

پلیمپتون : بله ، منم همین فکرو میکنم.

اگدن: البته من هنوز ندیدم، اما یه جایی خوندم که شما یه دوربین توی اتاق کار دارین و همه از طریق اینترنت میتونن شاهد مراحل مختلف تولید انیمیشن های شما باشند

پلیمپتون : اون دوربین هنوزم هست. من دارم روی یه پروژه بلند دیگه کار میکنم و اون دوربین الان روی میز نور من تنظیم شده و همه میتونن منو در حال طراحی کردن ببینن. من فکر میکنم که این یک ابزار خیلی مناسب برای انیماتور های جوانه و یک راه خیلی خوب برای کسانی که دوست دارند که ببینن یه انیمیشن واقعا چطوری ساخته میشه و اینکه ببینن که واقعا خیلی از کارها بوسیله کامپیوتر انجام نمیشه. خیلی از مردم دیگه باور نمیکنن که هنوز هم خیلی از انیماتورها هستند که کاراشونو با دست انجام میدن!!!

                                05th.jpg

اگدن: گفتید که دارید روی یه پروژه جدید کار میکنید،میشه یه کمی توضیح بدید؟

پلیمپتون : پروژه ای هست بنامIdiots and Angels .که یک کار نسبتا سیاهه. یه چیزی توی مایه فیلمهای دیوید لینچ David Lynch .فیلمی رمز آلود با کمی چاشنی طنز، س ک س و جنایت. ولی این موارد به اندازه بقیه فیلمهای من رو و توی چشم نیستند. کمی مهارشده تر، کمی رمز آلود تر

اگدن: وقتی که دارید کار میکنید و مردم میتونن شما رو آنلاین ببینند،نمیترسید که کمی بیش از آنچه که لازمه اطلاعات در مورد فیلمتون پخش بشه؟

پلیمپتون : اوه نه…اصلا…بیشتر وقتا من قبل از اینکه فیلممو شروع کنم، کتابشو بصورت کمیک استریپ چاپ میکنم تا بتونم با پولش هزینه ساخت فیلممو در بیارم . بنابراین همه داستان و کاراکترهای منو قبل از ساخت فیلم میشناسن و دیدن. اصلا برای من مهم نیست.بعلاوه، کی حاضره تمام مدت ساخت یه فیلمو بشینه پای کامپیوترش و منو نگاه کنه؟

اگدن: وآخرین سئوال،بعد از اینهمه سال،آیا هنوز هم از این کار لذت میبرید؟

پلیمپتون : بله، بیشتر از همیشه…میدونید، من حالا آدم شناخته شده ای هستم. بیشتر از هر زمان دیگه ای میتونم کاری را که دوست دارم انجام بدم. آزادی بیشتری دارم. مردم از کشورهای مختلف منو دعوت میکنند و تمام این سفر ها لذت بسیار زیادی داره…بله…خیلی لذت میبرم

اگدن: خیلی متشکرم که با ما صحبت کردین

پلیمپتون : خواهش میکنم. خوشحال شدم.

 

ترجمه: مهبد بذرافشان

منابع: http://www.animwatch.com

http://en.wikipedia.org/wiki/Bill_Plympton

نامهایی برای بخاطر سپردن:پاسکال کمپیون

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی | تاریخ ۱۸-۰۸-۱۳۸۶

۲

1- پاسکال کمپیون pascalcampion ، متولد فرانسه، ساکن سن فرانسیسکو، تصویرگر،انیماتور، کارگردان انیمیشن، پیش از اینکه پی به استعداد و خلاقیت عظیم خودش ببرد در رستوران های فرانسوی گارسونی میکرد!بیشتر بخاطر حس و حای و تحرک موجود در تصاویرش معروف است. میگویند از معدود تصویرگرانی است که فقط با نگاه کردن به هر تصویرش، شما میتوانید یک داستان کامل را ببینید. خودش میگوید با دیدن دو انیمیشن راهب و ماهی The Fish and the Monk/Michael Dudok و گربه برگشت the cat came back/Cordel barker، پی برد که مفهوم انیمیشن فقط دیزنی نیست !تعداد بسیار زیادی از تصویرسازی ها و همچنین فلش انیمیشن هایش را میتوان در وبسایتش دید. دیدن وبلاگش را هم توصیه میکنم.

وبسایت : www.pascalcampion.com

وبلاگ: http://pascalcampion.blogspot.com

2- بنظرم مجموعه آثار کمپیون یکی از بهترین و تاثیر گذار ترین تصاویری است که در چند ماه اخیر دیده ام…نظر شما چیست؟

                     pascal_campion_header1.jpg

                      pascal_campion_train1.jpg

taj.jpg

                  pascal_campion_boat3.jpg

                           6002.jpg

6552.jpg

                        4422.jpg

                      6633.jpg

             802b.jpg

                                           8011.jpg

جان لستراز پیکسار میگوید

ارسال شده توسط | در افراد, انیمیشن, مباحث تئوریک, مصاحبه | تاریخ ۱۶-۰۸-۱۳۸۶

۰

سایت Rotten Tomatoes دو گفتگو با جان لستر John Lasseter و براد برد Brad Bird را منتشر کرده است که در دو نوبت این گفتگو ها را ترجمه و در وبلاگ قرار میدهم. گفتگوی نخست، گفتگوی کوتاهی است با جان لستر . کوتاه اما بسیار آموزنده. حد اقل برای من بسیار شیرین و خواندنی بود. به نوع گفته ها و تاکید های جان لستر دقت کنید. به یاد داشته باشید که او یکی از مدیران ارشد پیکسار است ولی برخلاف تصور تقریبا اصلا از تکنیک و تکنولوژی صحبت نمیکند. برای او و کسانی که با او کار میکنند ظاهرا تکنولوژی و کامپیوتر فقط بهانه و ابزاری است برای رسیدن به نکته ای دیگر…

                                                  john_lasseter_1.jpg

جان لستر:

من بعنوان یک انیماتور سنتی آموزش دیدم . تمام آرزویم این بود که در دیزنی کار کنم وبلافاصله پس از پایان تحصیل به آرزویم رسیدم. در آنجا شانس این را داشتم که با اساتید بزرگی کار کنم. بعضی از آنها از بهترین انیماتورهای دیزنی بودند اما من به تدریج متوجه پای گرفتن انیمیشن های کامپیوتری شده بودم و همین مرا به سمت کار کردن در بخش انیمیشن لوکاس فیلم Lucasfilm و زیر نظر اد کتمول Ed Catmullراهنمایی کرد.

من در سال 1983 به لوکاس فیلم رفتم و در اواخرسال 1986 استیو جابز ما رو از لوکاس فیلم برد و ما پیکسار Pixar را بنیان گذاری کردیم. خیلی هیجان انگیزه که بدونید در چند سال اول، ما فقط سخت افزار تولید میکردیم. فقط چهار نفر ازما در میان کارمندان پیکسار قبلا انیمیشن کار کرده بودیم و در اواخر دهه هشتاد این تعداد به شش نفر رسید. بعد در اوایل دهه 90 ما قرار دادی برای همکاری در ساخت داستان اسباب بازی 1 با دیزنی بستیم و نهایتا در سال 1995، نه سال پس از بنیان گذاری پیکسار، شرکت ما در بین مردم به نام شرکت انیمیشن پیکسار شناخته شد و حالا همه شرکت فقط یک کار میکردند: انیمیشن!

                                           pixar.jpg

ا ز آن زمان به بعد همه چیز خیلی عالی پیش رفت. تمام تلاش ما این بود که بهترین داستانها را با بهترین تکنولوژی ممکن ارائه بدهیم. پیکسار بیشترین تعداد انیمیشن های کامپیوتری را تا کنون ساخته است و من خیلی خوشبخت هستم که بعنوان نخستین انیماتور سنتی شناخته میشوم که انیمیشن کامپیوتری را آغاز کرد. پیکسار یک استودیوی نو آور و پیشتاز است. هیچ نکته ای نیست که در پیکسار انجام شده باشد و پیش از آن در جای دیگر استفاده شده باشد و این خیلی هیجان انگیز است. این یک فرهنگ در پیکسار است که هرکسی فقط به این فکر میکند که شیوه ای جدید بیافریند…سنت شکنی و خلاقیت مرام ماست. تیم تکنیکال ما زنده هستند و نفس میکشند فقط به این امید که من از در وارد بشوم و بگویم: هی بچه ها، ما نمیدونیم که فلان کار رو چطوری انجام بدیم!!! و آنوقت آنها تمام شب و روز را کار میکنند تا بهترین راه حل ممکن را ارائه بدهند.

Rotten Tomatoes سایت بسیار خوبی است. یک پایش در دنیای اینترنت و پای دیگرش در دنیای سینماست وبه خوبی پلی بین این دو محیط زده است (خوشبختانه این سایت به زیبایی هرچه تمامتر در ایران ف ی ل ت ر است! و احتمالا فقط به این دلیل که در اسمش از کلمه Rotten استفاده شده!) پیکسار هم چنین پلی را برقرار کرده است .در یک سوی این پل دنیای سیلیکون گرافیک است و در سوی دیگر هالییوود. ما این را مدیون استیو جابز هستیم.

ما در پیکسار درسی داریم که آنرا از انیماتورهای بزرگ دیزنی آموخته ایم. و آن این نکته است که: داستان حرف اول را میزند، اگر داستان خوبی نداری کار را شروع نکن. من و براد برد، کارگردان و نویسنده Ratatouille و The Incrediblesهمکلاس بودیم و هردو هم در دیزنی با هم کار میکردیم و این نکته را در آنجا به خوبی آموختیم. اهمیت دادن به داستان در وجود ماست، در DNA ما !!! معلوم است که مهمترین نکته داستان است.باید چنین باشد. مهمترین نکته نه تکنولوژیست و نه قلمی که با آن کار میکنیم. مهمترین نکته آن چیزیست که شما بوسیله قلم و تکنولوژی انجام میدهید. و آن چیزی نیست مگر روایت کردن داستان. در تمام سالهایی که با کامپیوتر کار کرده ام هرگز به کامپیوتر به چشم چیزی بیش از یک قلم نگاه نکرده ام. انیمیشن کامپیوتری هرگز در ذات خود نمیتواند سرگرم کننده باشد.آن چیزی که سرگرم میکند داستان است و ما این باور را به عنوان یک مبنا در پیکسار قبول داریم. تک تک انیماتورهایی که از نخستین روزهای تاسیس پیکسار تا کنون به اینجا آمده اند، به داستان باور دارند. به اینکه باید بهترین داستان را ارائه داد و نه فقط بهترین تصویر را. وقتی که مردم به سینما میروند و چراغها خاموش میشوند، شما دوست دارید که مردم داستان شما را از ابتدا تا به انتها دنبال کنند، نشسته بر لبه صندلی هایشان، و بیقرار و بی صبر برای اینکه بدانند بعد چه خواهد شد…و در پایان هم آن صدای تحسین آمیز ” Wowww ” را از تماشاچیان بشنوید…کدام فیلمساز چنین آرزویی ندارد؟ ما بطور متوسط چهار سال برای تولید هر فیلم وقت و انرژی میگذاریم و به قدر کافی دلیل و انگیزه برای رسیدن به چنین موفقیتی داریم. ما سخت کار میکنیم تا بهترین را ارائه بدهیم. تا بهترین داستان را تعریف کنیم.

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://www.rottentomatoes.com/m/ratatouille/news/1682430

پیکسار و یک انیمیشن کوتاه دوبعدی

ارسال شده توسط | در انیمیشن | تاریخ ۱۳-۰۸-۱۳۸۶

۲

در نسخه های جدید DVD و Blue Ray که شرکت پیکسار از فیلم Ratatuille  ارائه داده و در تاریخ 6 نوامبر(دو روز دیگر) به بازار میاید، یک انیمیشن کوتاه دوبعدی هم گنجانیده شده به نام : Your Friend The Rat

در این فیلم کوتاه Remy  و Emile، دو برادر معروف فیلم رتتویی، بینندگان را به سفری در تاریخ میبرند و تلاش دارند که سوء تفاهم ها و برداشت های غلطی که در رابطه با موشها در ذهن آدمها وجود دارد را برطرف کنند!!! واقعا که برداشته شدن سوءتفاهم ها و موانع دوستی بین موشها و آدمها از نان شب هم واجبتر بود  :lol: خدا را شکر که بالاخره جان لستر John Lasseter از خجالت موشها درآمد  :wink:

ضمنا در پست بعدی پای حرفهای جان لستر John Lasseter و براد برد Brad Birdخواهیم نشست در مورد فیلم  Ratatuille .فعلا سه عکس منتشر شده ازYour Friend The Ratو مشخصات فیلم  را تقدیم حضورتان میکنم.

Written & Directed by: Jim Capobianco
Producer: Ann Brilz
Executive Producers: Brad Bird, John Lasseter, Brad Lewis
Story: Jeff Pidgeon, Alexander Woo
Cast: Patton Oswalt (Remy), Peter Sohn (Emile), Lou Romano (Linguini)A

 ratshort3.jpgratshort1.jpgratshort2.jpg

free hit counter
hit counter