آب آیورکز،اسطوره فراموش شده-قسمت آخر

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تاریخچه | تاریخ ۱۰-۰۷-۱۳۸۶

۴

در اوایل دهه ۳۰ فکر ترک کردن استودیوی دیزنی کم کم در آیورکز تقویت میشد. جان گرنت میگوید: آیورکز معتقد بود که او استعداد نهفته در پشت آثار دیزنی است. پس چرا نباید روی پای خودش به ایستد و مستقل تر عمل کند؟ گرنت ادامه میدهد: در آن روزها دشمنی و کینه آشکاری بین والت و آب در حال شکل گرفتن بود. آب تصور میکرد که سهم او درموفقیت های والت ناچیز شمرده میشود. از سوی دیگر، احساس والت این بود که آب به او به عنوان یک دوست دیرین و کسی که بالا ترین میزان حقوق که در صنعت انیمیشن امکان پذیر بود را پرداخته است ، خیانت کرده است. هردوی آنها تا حدی حق داشتند. در سالهای بعد، زمانیکه آیورکز به عنوان یک تهیه کننده مستقل و در خارج از استودیوی دیزنی کار میکرد، اعتراضاتش را نسبت به والت در قالب کنایات نیشداردر انیمیشنهایش ابراز میکرد. او از طریق خلق شخصیتهایی که شباهت بسیاری به کاراکترهایی که خودش در دیزنی خلق کرده بود(میکی-هوراس اسب و…) استودیوی دیزنی را به طنز میکشید. متقابلا والت نیز با به هیچ انگاشتن آب وپاک کردن هرگونه ردپایی از اثرگذاری او در موفقیتهای استودیوی دیزنی به تلافی پرداخت. سیستم تلافی جویانه والت موفقیت آمیز بود و نام و یاد آب تا حد زیادی از تاریخچه دیزنی پاک شد. این سیستم بعدها نیز در مورد سایر اعضای استودیو ادامه یافت و تا امروز نیز چنین سیاستی پابرجاست.حتی امروز هم چنین قلمداد میشود که در استودیوی دیزنی هرموفقیتی تحت تاثیر شخص والت دیزنی است و سایرین تاثیری ثانوی و یکسان دارند.

پت پاورز Pat Powers ، کسی که در آن زمان توزیع کننده آثار دیزنی بود، در ازای حقوقی دو برابر آنچه که والت به آب میداد(۳۰۰ دلار) آب را به استودیوی شخصیش دعوت کرد. آب بلافاصله پیشنهاد پاورز را پذیرفت و مشغول تولید مجموعه انیمیشنهایی با شخصیت یک قورباغه بنام فلیپFlip the frog در استودیوی او شد .نخستین فیلم از مجموعه فلیپ قورباغه بنام Fiddlesticks در شانزدهم آگوست ۱۹۳۰ اکران شد. اگرچه که این فیلم شباهت بسیاری به یکی از انیمیشنهای مجموعه Silly Symphony داشت اما به عنوان نخستین انیمیشن تولید شده به شیوه تکنی کالر توام با صدا مخاطب بسیاری پیداکرد.

                                         flip-the-frog.jpg

استودیوی آیورکز شروع به گردآوری انیماتورهای خبره کرد.کسانی چون: فرد کوپیتزFred Kopietz ، ایرو اسپنس Irv Spence ،گریم نتویک Grim Natwick و بالاخره چاک جونز Chuck Jones . پس از تولید دو قسمت نخست از مجموعه فلیپ، کمپانی مترو گلدوین مایر، پخش کننده کننده سریال، به آب آیورکز پیشنهاد داد که بهتر است ظاهر فلیپ کمتر به شکل قورباغه باشد و بیشتر ظاهری آدم وار داشته باشد. آنها معتقد بودند که به این ترتیپ فلیپ خواهان بیشتری خواهد داشت. وظیفه تغییر شکل فلیپ به گردن گریم نتویک افتاد .کسی که بعدها در استودیوی فلیشر Fleischer شخصیت محبوب بتی بوپ Betty Boop را خلق کرد. نتویک کمی بعد نیز به تغییر شخصیت دوست دختر فلیپ پرداخت و او را که ابتدا یک گربه بود به دختری بنام فی فی تبدیل کرد که شباهتهایی به بتی بوپ داشت. مجموعه انیمیشنهای فلیپ را میتوان با فیلمهای چاپلین مقایسه کرد. فلیپ شخصیتی بود که درگیر معضلات روزمره زندگی میشد. بی پولی،از دست دادن کار،جنایات در محله چینی ها و… از جمله داستانهایی بودند که فلیپ قورباغه را درگیر میکردند. با اینکه بسیاری از انیمیشنهای فلیپ در نوع خود آثار درخشانی هستند، اما با اتمام این مجموعه در سال ۱۹۳۳ و عدم تمدید قرارداد برای ادامه ماجراها توسط کمپانی مترو، شخصیت فلیپ خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به فراموشی سپرده شد.

                               flip-the-frog2.jpg

                                 flip-the-frog3.jpg

پس از پایان تولید فلیپ قورباغه، آیورکز شخصیت دیگری را خلق کرد بنام ویلی ووپر Willie Whopper، یک دروغگوی خیال پرداز. مجموعه ویلی ووپر دومین محصول کمپانی آیورکز به تهیه کنندگی پت پاورز و پخش کنندگی MGM بود. تولید این مجموعه نیز دوسال بیشتر به طول نینجامید و در ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۴ آخرین قسمت این مجموعه اکران شد. پس از آن آیورکز دست به تلاشهای بسیاری برای جذب مخاطب زد.اما تلاشهای او همواره در سایه تولیدات دیزنی از قبیلSilly Symphony قرار میگرفت هنوز دقیقا کسی نمیداند که چرا علیرغم تیم حرفه ای، داستانهای خوب و استعداد بزرگی بنام آب آیورکز،چرا هیچکدام از تولیدات او ماندگار نمیشدند. در سال ۱۹۳۶ کمپانی مترو عذر آیورکز را خواست و او بیکار شد. در سال ۱۹۳۷ او قرار دادی با استودیوی وارنر بست و چند قسمت از مجموعه پورکی خوکه Porky Pig Looney Tunes را کارگردانی کرد. پس از آن او به کمپانی کلمبیا نقل مکان کرد و در چهار سال بعدی ۱۴ انیمیشن کوتاه را برای کلمبیا تولید کرد. برای مردی چون او که میتوانست یک انیمیشن کوتاه را یک تنه و به تنهایی در کمتر از ۳ هفته یا حتی کمتر تولید کند، این قراردادها با بیکاری تفاوتی نداشتند. پس از پایان قرادادش با کلمبیا ،آیورکز در جستجوی افق ها تازه تر به انگلیس رفت.اما نتیجه کارش تعدادی انیمیشن کوتاه بود که امروز کسی حتی نامشان را هم به یاد ندارد!!!

                                 sultan1.jpg

پس از بازگشت مجدد به امریکا ، دوستی او و والت مجددا آغاز شد (اگرچه بسیار شکننده و سست) و او دوباره در استودیوی دیزنی مشغول به کار شد.اینبار اما نه بعنوان انیماتور!!! شغل پیشنهادی والت به آب مسئولیت جلوه های ویژه بود. علیرغم زیرکی والت در بخشیدن شغلی نامناسب به آب، اینبار هم آب ثابت کرد که نابغه ای بی بدیل است. جلوه های ویژه درخشان فیلمهای چون آوای جنوب، مری پاپینز، بیست هزار فرسنگ زیر دریا و حتی فیلمهایی خارج از محدوده استودیوی دیزنی از قبیل پرندگان (آلفرد هیچکاک) و دریافت دو اسکار و نامزدی یک اسکار( پرندگان ، که متاسفانه اسکار به شخص دیگری رسید) ثابت کرد که او استعدادی فراتر از مستعد ترین افراد زمانه خود بود.یکی از ابتکارات آب که کمپانی دیزنی تا مدتها همچون رازی گرانبها از آن محافظت میکرد عبارت بود از ابداع شیوه ای که در آن فریمهای طراحی شده توسط انیماتورها مستقیما بر روی ورقه های سل فتوکپی میشدند و مرحله دسن کلا حذف میشد. این شیوه نخستین بار در فیلم ۱۰۱ سگ خالدار در معرض دید گذاشته شد.

                                         roger-101.jpg

آیورکز در هفتم جولای ۱۹۷۱ بر اثر یک حمله قلبی در بربنک/کالیفرنبا درگذشت. امروزه اورا بیشتر بخاطر خدماتش در پیشرفتهای تکنیکی سینما میشناسند تا بخاطر استعداد درخشانش در انیمیشن. دیزنی بخاطر کمرنگ کردن نقش او در صنعت انیمیشن، به او و به تاریخ انیمیشن بدهکار است.ترجمه و تخلیص: مهبد بذرافشان

آب آیورکز،اسطوره فراموش شده-قسمت دوم

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تاریخچه | تاریخ ۰۶-۰۷-۱۳۸۶

۱

در بسیاری از منابع گفته شده که والت و همسرش لیلین Lilian در سفری که با قطار از نیویورک به لس آنجلس داشتند، میکی ماوس را خلق کردند. ظاهرا والت اصرار داشته که اسم مورتیمرMortimer را برای آقا موشه انتخاب کند اما لیلین اسم میکی را پیشنهاد میکند. او معتقد بوده که میکی نامی عامیانه و همه پسند است و مخاطب را بهتر جذب میکند.

روایت جان گرنت John Grant از داستان اینگونه است : در روایات تجدید نظر شده ای که از ماجرای خلق میکی ماوس در دسترس است و توسط اغلب محققان و مستند پژوهان هم تائید شده است، در جلسه مقابله با بحران ( بحران تملک شخصیت اسوالد توسط چارلز مینتز) با حضور والت ، آب و لیلین، آب چنین جمله ای را به زبان میاورد: “ببینید، تمام کاری که ما باید بکنیم اینه که گوشای اسوالدو بکنیم، بعدش یه دم دراز بهش بدیم، خب؟میبینید؟ اون حالا یه موشه! مگه نه؟ حالا دیگه اون حروم زاده ها نمیتونن ما رو به دادگاه بکشونن“. اینروزها در منابع و پرونده های دیزنی هم تایید میشود که طراح اولیه میکی ، آیورکز بوده. اما با این وجود تاکید میشود که میکی هویت و شخصیت پردازیش را مدیون والت است. در واقع مسئله اینگونه تفسیر میشود که میکی خلق شده توسط آب آیورکز، موشی بود که ازاسوالد صامت الهام گرفته شده بود، اما میکی ماوس از زمانی محبوب و معروف شد که والت با کشف تاثیر صدا بر کاراکترها،صدای خودش را به میکی قرض داد و او را صاحب هویت جدیدی کرد. والت شخصیت خودش ،صدایش و بازیگری منحصر به فردش را در قالب میکی به بینندگان ارائه داد. اینکه بپذیریم که آب خالق فیزیک میکی و والت خالق هویت میکی است، تاثیری بر اصل ماجرا ندارد. مهم این بود که در آن زمان آن دو دوست به این نتیجه رسیدند که با تغییراتی جزئی، اسوالد تبدیل به میکی میشود، آنها میتوانند پروژه را با کاراکتر جدید ادامه بدهند و دست چارلز مینتز بی نوا هم به هیچ کجا بند نمیشد!!!

در بهار ۱۹۲۸ بیشتر انیماتورهای دیزنی کارکردن برای او را متوقف کردند و به استودیوی چارلز مینتز رفتند تا پروژه اسوالد را ادامه بدهند. دیزنی از آیورکز خواست که کاراکتر های جدیدی خلق کند و آیورکز تعداد زیادی سگ و گربه و قورباغه و اسب و گاو طراحی کرد.اما هیچکدام مورد پسند والت نبودند. بالاخره ایده تبدیل اسوالد به یک موش به ذهن آب آیورکز رسید. دو دوست خیلی زود دست به کار ساخت اولین قسمت از مجموعه میکی شدند که انیمیشن کوتاهی بود بنام Plane Crazy. ( در واقع Plane Crazy آن روزها به ماجرای سفر هوایی پر سر و صدای چارلز لیندبرگCharles Lindbergh گفته میشد که نخستین پرواز یکسره و بدون توقف از امریکا به اروپا را با هواپیمای کوچک شخصیش انجام داد). والت فیلم را در یک سینمای محلی نمایش داد و بلافاصله در روزهای بعدی، یعنی دقیقا در شانزدهم می ۱۹۲۸ ، نام میکی ماوس را به عنوان یک نام تجاری ثبت کرد. در ۲۶ می یعنی ۱۰ روز بعد، در اقدام امنیتی ! دیگری، والت کپی رایت Plane crazy را نیز بنام خودش به ثبت رسانید. در همان حال تیم والت به سرپرستی آب آیورکز، ساخت دومین انیمیشن میکی را آغاز کرده بودند. انیمیشنی بنام قایق بخار ویلیSteamboat Willie که با ترانه هایی مانند Steamboat Bill و Turkey in the Straw همراهی میشد.این انیمیشن در نوامبر ۱۹۲۸ در مجموعه ای از سینماهای نیویورک به نمایش درآمد. موفقیت این انیمیشن طوفانی به پا کرد. موفقیت منحصر به فردی که تنها مربوط به خود فیلم نبود. بلکه بیشتر به این دلیل بود که فیلم صدا و موسیقی داشت و صدا ها دقیقا با آنچه که مردم بر پرده میدیدند همزمان(سینک) بودند. در کتاب The Animators Survival kit نوشته ریچارد ویلیام Richard William، از قول وارد کیمبال Ward Kimball، طراح کاراکترهایی چون جیمینی کریکت در پینوکیو و کلاغها در دامبو، چنین نقل شده است: شما نمیتونید تاثیری رو که این هماهنگی صدا و تصویر در اون زمان بر مردم میگذاشت تصور کنید…مردم دیوونه شده بودند!

در همان زمان، آب آیورکز سرگرم کار دیگری نیز بود. در کنار انیماتوری فیلمهای والت، او دستگاهی ساخت بنام سینه فون Cinephone. او این دستگاه را از دستگاهی بنام RCA’S sound recording system ساخته پت پاور Pat Power الهام گرفت. سینه فون میتوانست برای سینک دقیق صدا و تصویر مورد استفاده قرار گیرد. احتمالا در آن روزها این احساس توام با غرور در آب تقویت میشده که نه تنها کاراکتر میکی زاییده قدرت طراحی و خلاقیت اوست، بلکه او موفقیت فیلم قایق بخار ویلی را هم به نوعی مدیون مهارت و سرعت طراحی خودش میدانسته. در واقع فقط سه هفته طول کشید تا آب کل ورقه های سل را آماده رنگ گذاری کرد. در نتیجه میتوان تخمین زد که او روزانه چیزی حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ فریم را طراحی میکرده است. یعنی اگر محاسبه کنیم که او ۱۵/۵ ساعت در روز را-بدون توقف برای خوردن یا نوشیدن-طراحی میکرده، میتوان گفت که او در هر یک و نیم دقیقه یک فریم را آماده میکرده! نخستین نشانه های خدشه دار شدن دوستی والت و آب در همان روزها آشکار شد. ماجرایی که نهایتا منجر به جدا شدن آب از استودیوی دیزنی و تصمیم او برای تاسیس استودیویی بنام خودش شد. بعدا به این موضوع خواهیم پرداخت.

                                       کارل استالینگ

پس از موفقیت بی نظیر قایق بخار ویلی، کارل استالینگ Carl Stalling ، آهنگسازی که در استودیوی دیزنی کار میکرد با یک پیشنهاد درخشان به نزد والت آمد. ایده او از این قراربود: تولید یک سری انیمیشن کوتاه، به موازات تولید مجموعه میکی، بر اساس موسیقی های محبوب آن سالها یا بر اساس قطعات کلاسیک ارکسترال. آیورکز به وضوح از این پیشنهاد به وجد امده بود و والت به کارل استالینگ و آب آیورکز اجازه داد تا ایده شان را امتحان کنند. نتیجه کار درخشان بود. انیمیشن رقص اسکلتها The Skeleton Dance در سال ۱۹۲۹ ، تبدیل به نخستین قسمت از مجموعه موفق سمفونی های احمقانه Silly Symphony cartoons شد. سمفونی های احمقانه نتیجه مباحثات اولیه در استودیوی دیزنی بر سر این موضوع بود که آیا در تولید انیمیشن های موزیکال، ابتدا باید صدا را اماده کرد یا اولویت با تصویر است؟ نتیجه مباحثات به نفع استالینگ تمام شد. او قطعات موسیقی را اماده میکرد و پس از تایید والت، موسیقی به دست انیماتورها میرسید. از سوی دیگر استالینگ در استفاده از بارشیت bar sheets هم پیشگام شد. بار شیت به او و انیماتور ها اجازه میداد که موسیقی و تصاویر را حتی پیش از مرحله متحرک سازی و در همان مرحله استوری بورد با یکدیگر همگام و سینک کنند. استالینگ پس از دو سال و همزمان با آیورکز استودیوی دیزنی را ترک کرد ( به این موضوع هم خواهیم پرداخت، کمی صبر کنید!!!!)

با پیدا شدن افق های کاری جدید،در سال ۱۹۳۶، زمانی که آیورکز توسط لئون شلزینگر Leon Schlesinger برای تولید مجموعه انیمیشنهایی در استودیوی وارنر استخدام شده بود، استالینگ هم به او پیوست تا در آینده نه چندان دور تبدیل شود به عضو لا ینفک بسیاری از تولیدات استودیوی برادران وارنر. او تا زمان بازنشستگی، یعنی سال ۱۹۵۸ در استودیوی وارنر باقی ماند و آخرین کار او آهنگسازی برای انیمیشن To Itch His Own به کارگردانی چاک جونز بود.

پایان قسمت دوم

مترجم مهبد بذرافشان

منبع: http://understandinganimation.blogspot.com

آب آیورکز،اسطوره فراموش شده-قسمت اول

ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تاریخچه | تاریخ ۰۳-۰۷-۱۳۸۶

۴

پانزده ، شانزده ساله بودم و مشتری پروپاقرص ماهنامه دانستنیها. فکرمیکنم نوروز سال ۱۳۶۵ بود که مجله دانستنیها یک ویژه نامه نوروزی منتشر کرد با چندین صفحه عکس و مطلب در مورد والت دیزنی ( آنوقتها میگفتند و مینوشتند دیسنی ). در همان مقاله من برای نخستین بار نام آب آیورکزUb Iwerks را دیدم و حیرت زده شدم از اینکه خیلی ها خالق میکی ماوس را نه والت دیزنی که آب آیورکزمیدانند. حالا پس از سالها دوباره به نام او و مقاله مفصلی در رابطه با او در وبلاگ Understanding Animation برخوردم. ترجمه مقاله را به شما تقدیم میکنم و امیدوارم که از خواندنش لذت ببرید.

*****************************************************************

                          ub-iwerks.jpg

Ubbe Ert Iwwerks یا آنطور که اغلب از او اسم میبرند، آب آیورکز، هنرمندی بود با ریشه آلمانی، متولد سال ۱۹۰۱ در کانزاس سیتی/میسوری. او در سال ۱۹۱۴ از مدرسه دستور زبان اشلند Ashland Grammar School فارغ التحصیل شد و در پی اخراج از دبیرستان در سال ۱۹۱۶، به مدت یکسال در موسسه Bank note company کار کرد.

در اکتبر سال ۱۹۱۹ ، آب در موسسه تبلیغاتی Pesmen-Rubin Agency به عنوان کارآموز استخدام شد . در همان سال و در همان موسسه ، کارآموز دیگری هم استخدام شد که بزودی با آب دوستانی بسیار صمیمی شدند. نام این کارآموز جدید والتر الیاس دیزنی یا همان والت دیزنی بود. کار کردن این دو دوست جوان در آن موسسه دیری نپایید و پس از چند هفته هر دو از موسسه اخراج شدند. آندو در رابطه با براه انداختن شرکتی متعلق به خودشان به توافق رسیدند و با مختصر پس اندازی که والت داشت ، شرکت خودشان را تاسیس کردند. شرکت نوپای آنان موفقیتی کسب نکرد. در ژانویه ۱۹۲۰ والت ناچار شد در موسسه دیگری شغلی برای خودش دست و پا کند و کمی بعد در مارچ ۱۹۲۰، شرکت نوپای دیزنی -آیورکز اعلام ورشکستگی کرد.علیرغم شکست در اولین همکاری،والت همچنان به آب به چشم یک همکار نگاه میکرد. چیزی که والت در آب میدید-سوای احساس عمیق دوستی بین آندو- استعداد و توانایی گیج کننده آب در سرعت طراحی بود. چیزی که او را یک انیماتور مادرزاد میکرد. در همان روزها والت پی به استعداد و علاقه خودش به عنوان یک انیماتور/ کارتونیست برده بود. در نتیجه در وقت های بیکاری ، با کمک آب شروع به ساختن یک فیلم انیمیشن کوتاه کرد. این فیلم توسط میلتون فلد Milton Feld مدیر سینماهای زنجیره ای نیومن Newman خریده شد. نمایش این فیلم به اندازه کافی موفقیت آمیز بود که والت سفارش ساخت ۱۲ قسمت دیگر را هم بگیرد. مجموعه ای که بنام the Newman Laugh-O-grams معروف شد.

در می ۱۹۲۲والت کمپانی Laugh-o-grasm films را به ثبت رساند و بلافاصله آب آیورکز با ترک کردن موسسه Kansas City Film Adکه درآن کار میکرد، به والت پیوست. متاسفانه Laugh-o-grasm films هم در سال ۱۹۲۳ به پایان خط رسید. والت به لس آنجلس رفت تا به برادرش ری Roy بپیوندد که به تازگی از بیماری سل بهبود یافته بود. آب آیورکز مجددا به موسسه Kansas City Film Ad برگشت . او تردیدی نسبت به استعدادهای والت نداشت.اما دیگر نمیخواست آینده اش را با همکاری با جوان بی پروایی که در پرونده اش دو شرکت ورشکسته داشت، به خطر بیندازد.از سوی دیگر، حتی قبل از ترک کانزاس سیتی ، والت کار بر روی یک سریال که ترکیبی بود از فیلم زنده و انیمیشن را آغاز کزده بود. مجموعه ای که به نام Alice Comedies معروف شد. اینبار والت موفق شد که تهیه کننده ای برای مجموعه (آلیس) پیدا کند و آنرا به قیمت قابل قبولی بفروشد. تهیه کننده یک پخش کننده نیویورکی بود بنام مارگارت وینکلر Margaret Winkler . والت بلافاصله از آب آیورکز تقاضا کرد که برای ادامه کار به او بپیوندد. تقاضایی که فورا رد شد!!! اما بالاخره دو ماه بعد آب پذیرفت که در ازای حقوقی معادل هفته ای ۴۰ دلار برای والت کار کند. در طی یکی دو سال بعدی آب انیماتور یک رشته از داستانهای آلیس، تولید شده در استودیوی کوچک دیزنی شد. نخست به تهیه کنندگی مارگارت وینکلر و بعد به تهیه کنندگی همسرش چارلز مینتز Charles Mintz .

                            ub-iwerks-alice.jpg

داستان نخستین قسمت آلیس از این قرار بود که دختر بچه ای بنام آلیس وارد یک استودیوی تولید انیمیشن میشود تا از طرز ساخت انیمیشن سر در بیاورد. شخصیتهای کارتونی جان میگیرند و شروع به بازی میکنند. آلیس که بسیار حیرت زده شده پس از بازگشت به خانه به رویایی فرو میرود و در رویایش وارد دنیای کارتونها میشود. او در آنجا با حیوانات کارتونی همبازی میشود اما غافل از اینکه در آنجا هم خطراتی وجود دارد. گروهی از شیرها از قفسشان فرار میکنند و آلیس را تعقیب میکنند. این انیمیشن کوتاه پایه شد برای تولید سایر قسمتهای سریال آلیس. این مجموعه به مرور شخصیتهایی را به بینندگان معرفی کرد کرد که تدریجا بصورت هویت و بخش جدایی ناپذیر سریال درآمدند. از جمله گربه ای بنام جولیوس که بعدا به مایک تغییر نام داد و در کنار موشی بنام آیک قرار میگرفت. مایک (گربه) شباهت انکار ناپذیری به گربه معروف کارتونی (فلیکسFelix the cat) داشت و این شباهت اتفاقی نبود. چارلز مینت ،تهیه کننده سریال آلیس، همزمان تهیه کننده مجموعه فلیکس گربه (پت سالیوان Pat Sullivan) نیز بود و او بر شباهت این دو گربه برای رقابت با هم تاکید داشت. از سوی دیگر آیک (موش)، شباهت بسیار زیادی به اتود های برهنه اولیه میکی ماوس داشت. آیک و مایک از نخستین تلاشها برای در کنار هم قرار گرفتن موشها و گربه ها در دنیای انیمیشن بودند. سریال آلیس سه سال یعنی از سال ۱۹۲۴ تا سال ۱۹۲۷ در سینماها نمایش داده شد. آخرین قسمت سریال بنام “Alice in the Big League” در ۲۲ اگوست ۱۹۲۷ نمایش داده شد.

                            ub-iwerks-oswald.jpg

در نخستین روزهای سال ۱۹۲۷، دیزنی و آیورکز، شخصیت کارتونی جدیدی را خلق کردند بنام اسوالد،خرگوش خوش شانس Oswald the Lucky Rabbit . آنها اسوالد را به چارلز مینتز در نیویورک ارائه دادند اما مینتز علاقه ای به اسوالد نشان نداد. او و همکارانش معتقد بودند که اسوالد زیادی مسن و چاق است. علیرغم این عیبجویی ها، ساخت سریال اسوالد با مختصر تغییراتی در کاراکتر او (چهره جوانتر و بدن انعطاف پذیرتری پیدا کرد) ادامه یافت و نخستین قسمت از مجموعه اسوالد در پنجم سپتامبر ۱۹۲۷ به نمایش درامد. کل این قسمت توسط آیورکز انیماتوری شده بود و همکارانی چون هیو هارمن Hugh Harman، لس کلارکLes Clark ، فریز فرلنگ Friz Freleng و هم همیلتن Ham Hamilton او را در ساخت این انیمیشن یاری دادند. این فیلم حتی با استاندارد های امروز هم فیلمی بی نقص تلقی میشود. مجموعه فیلمهای اسوالد به موفقیت چشمگیری رسیدند اما در فوریه ۱۹۲۸ چارلز مینتز التیماتوم شدیداللحنی به والت داد: یا والت باید میپذیرفت که برای هرقسمت از سریال اسوالد مبلغ کمتری دریافت کند، یا اینکه مینتز تمام حق و حقوق اسوالد را منحصرا در اختیار میگرفت. طبیعتا والت زیر بار این درخواست نرفت و ناچار شد که از تمام مطالباتش در رابطه با کاراکتر اسوالد چشمپوشی کند.

پایان قسمت اول

مترجم:مهبد بذرافشان

منبع:www.undrestandinganimation.blogspot.com

free hit counter
hit counter