آب آیورکز،اسطوره فراموش شده-قسمت دوم

در بسیاری از منابع گفته شده که والت و همسرش لیلین Lilian در سفری که با قطار از نیویورک به لس آنجلس داشتند، میکی ماوس را خلق کردند. ظاهرا والت اصرار داشته که اسم مورتیمرMortimer را برای آقا موشه انتخاب کند اما لیلین اسم میکی را پیشنهاد میکند. او معتقد بوده که میکی نامی عامیانه و همه پسند است و مخاطب را بهتر جذب میکند.

روایت جان گرنت John Grant از داستان اینگونه است : در روایات تجدید نظر شده ای که از ماجرای خلق میکی ماوس در دسترس است و توسط اغلب محققان و مستند پژوهان هم تائید شده است، در جلسه مقابله با بحران ( بحران تملک شخصیت اسوالد توسط چارلز مینتز) با حضور والت ، آب و لیلین، آب چنین جمله ای را به زبان میاورد: “ببینید، تمام کاری که ما باید بکنیم اینه که گوشای اسوالدو بکنیم، بعدش یه دم دراز بهش بدیم، خب؟میبینید؟ اون حالا یه موشه! مگه نه؟ حالا دیگه اون حروم زاده ها نمیتونن ما رو به دادگاه بکشونن“. اینروزها در منابع و پرونده های دیزنی هم تایید میشود که طراح اولیه میکی ، آیورکز بوده. اما با این وجود تاکید میشود که میکی هویت و شخصیت پردازیش را مدیون والت است. در واقع مسئله اینگونه تفسیر میشود که میکی خلق شده توسط آب آیورکز، موشی بود که ازاسوالد صامت الهام گرفته شده بود، اما میکی ماوس از زمانی محبوب و معروف شد که والت با کشف تاثیر صدا بر کاراکترها،صدای خودش را به میکی قرض داد و او را صاحب هویت جدیدی کرد. والت شخصیت خودش ،صدایش و بازیگری منحصر به فردش را در قالب میکی به بینندگان ارائه داد. اینکه بپذیریم که آب خالق فیزیک میکی و والت خالق هویت میکی است، تاثیری بر اصل ماجرا ندارد. مهم این بود که در آن زمان آن دو دوست به این نتیجه رسیدند که با تغییراتی جزئی، اسوالد تبدیل به میکی میشود، آنها میتوانند پروژه را با کاراکتر جدید ادامه بدهند و دست چارلز مینتز بی نوا هم به هیچ کجا بند نمیشد!!!

در بهار 1928 بیشتر انیماتورهای دیزنی کارکردن برای او را متوقف کردند و به استودیوی چارلز مینتز رفتند تا پروژه اسوالد را ادامه بدهند. دیزنی از آیورکز خواست که کاراکتر های جدیدی خلق کند و آیورکز تعداد زیادی سگ و گربه و قورباغه و اسب و گاو طراحی کرد.اما هیچکدام مورد پسند والت نبودند. بالاخره ایده تبدیل اسوالد به یک موش به ذهن آب آیورکز رسید. دو دوست خیلی زود دست به کار ساخت اولین قسمت از مجموعه میکی شدند که انیمیشن کوتاهی بود بنام Plane Crazy. ( در واقع Plane Crazy آن روزها به ماجرای سفر هوایی پر سر و صدای چارلز لیندبرگCharles Lindbergh گفته میشد که نخستین پرواز یکسره و بدون توقف از امریکا به اروپا را با هواپیمای کوچک شخصیش انجام داد). والت فیلم را در یک سینمای محلی نمایش داد و بلافاصله در روزهای بعدی، یعنی دقیقا در شانزدهم می 1928 ، نام میکی ماوس را به عنوان یک نام تجاری ثبت کرد. در 26 می یعنی 10 روز بعد، در اقدام امنیتی ! دیگری، والت کپی رایت Plane crazy را نیز بنام خودش به ثبت رسانید. در همان حال تیم والت به سرپرستی آب آیورکز، ساخت دومین انیمیشن میکی را آغاز کرده بودند. انیمیشنی بنام قایق بخار ویلیSteamboat Willie که با ترانه هایی مانند Steamboat Bill و Turkey in the Straw همراهی میشد.این انیمیشن در نوامبر 1928 در مجموعه ای از سینماهای نیویورک به نمایش درآمد. موفقیت این انیمیشن طوفانی به پا کرد. موفقیت منحصر به فردی که تنها مربوط به خود فیلم نبود. بلکه بیشتر به این دلیل بود که فیلم صدا و موسیقی داشت و صدا ها دقیقا با آنچه که مردم بر پرده میدیدند همزمان(سینک) بودند. در کتاب The Animators Survival kit نوشته ریچارد ویلیام Richard William، از قول وارد کیمبال Ward Kimball، طراح کاراکترهایی چون جیمینی کریکت در پینوکیو و کلاغها در دامبو، چنین نقل شده است: شما نمیتونید تاثیری رو که این هماهنگی صدا و تصویر در اون زمان بر مردم میگذاشت تصور کنید…مردم دیوونه شده بودند!

در همان زمان، آب آیورکز سرگرم کار دیگری نیز بود. در کنار انیماتوری فیلمهای والت، او دستگاهی ساخت بنام سینه فون Cinephone. او این دستگاه را از دستگاهی بنام RCA’S sound recording system ساخته پت پاور Pat Power الهام گرفت. سینه فون میتوانست برای سینک دقیق صدا و تصویر مورد استفاده قرار گیرد. احتمالا در آن روزها این احساس توام با غرور در آب تقویت میشده که نه تنها کاراکتر میکی زاییده قدرت طراحی و خلاقیت اوست، بلکه او موفقیت فیلم قایق بخار ویلی را هم به نوعی مدیون مهارت و سرعت طراحی خودش میدانسته. در واقع فقط سه هفته طول کشید تا آب کل ورقه های سل را آماده رنگ گذاری کرد. در نتیجه میتوان تخمین زد که او روزانه چیزی حدود 600 تا 700 فریم را طراحی میکرده است. یعنی اگر محاسبه کنیم که او 15/5 ساعت در روز را-بدون توقف برای خوردن یا نوشیدن-طراحی میکرده، میتوان گفت که او در هر یک و نیم دقیقه یک فریم را آماده میکرده! نخستین نشانه های خدشه دار شدن دوستی والت و آب در همان روزها آشکار شد. ماجرایی که نهایتا منجر به جدا شدن آب از استودیوی دیزنی و تصمیم او برای تاسیس استودیویی بنام خودش شد. بعدا به این موضوع خواهیم پرداخت.

                                       کارل استالینگ

پس از موفقیت بی نظیر قایق بخار ویلی، کارل استالینگ Carl Stalling ، آهنگسازی که در استودیوی دیزنی کار میکرد با یک پیشنهاد درخشان به نزد والت آمد. ایده او از این قراربود: تولید یک سری انیمیشن کوتاه، به موازات تولید مجموعه میکی، بر اساس موسیقی های محبوب آن سالها یا بر اساس قطعات کلاسیک ارکسترال. آیورکز به وضوح از این پیشنهاد به وجد امده بود و والت به کارل استالینگ و آب آیورکز اجازه داد تا ایده شان را امتحان کنند. نتیجه کار درخشان بود. انیمیشن رقص اسکلتها The Skeleton Dance در سال 1929 ، تبدیل به نخستین قسمت از مجموعه موفق سمفونی های احمقانه Silly Symphony cartoons شد. سمفونی های احمقانه نتیجه مباحثات اولیه در استودیوی دیزنی بر سر این موضوع بود که آیا در تولید انیمیشن های موزیکال، ابتدا باید صدا را اماده کرد یا اولویت با تصویر است؟ نتیجه مباحثات به نفع استالینگ تمام شد. او قطعات موسیقی را اماده میکرد و پس از تایید والت، موسیقی به دست انیماتورها میرسید. از سوی دیگر استالینگ در استفاده از بارشیت bar sheets هم پیشگام شد. بار شیت به او و انیماتور ها اجازه میداد که موسیقی و تصاویر را حتی پیش از مرحله متحرک سازی و در همان مرحله استوری بورد با یکدیگر همگام و سینک کنند. استالینگ پس از دو سال و همزمان با آیورکز استودیوی دیزنی را ترک کرد ( به این موضوع هم خواهیم پرداخت، کمی صبر کنید!!!!)

با پیدا شدن افق های کاری جدید،در سال 1936، زمانی که آیورکز توسط لئون شلزینگر Leon Schlesinger برای تولید مجموعه انیمیشنهایی در استودیوی وارنر استخدام شده بود، استالینگ هم به او پیوست تا در آینده نه چندان دور تبدیل شود به عضو لا ینفک بسیاری از تولیدات استودیوی برادران وارنر. او تا زمان بازنشستگی، یعنی سال 1958 در استودیوی وارنر باقی ماند و آخرین کار او آهنگسازی برای انیمیشن To Itch His Own به کارگردانی چاک جونز بود.

پایان قسمت دوم

مترجم مهبد بذرافشان

منبع: http://understandinganimation.blogspot.com

یک نظر

سیروسمهر ۶م, ۱۳۸۶ در ۶:۵۱ ب.ظ

بازم سلام . شما که مارو کشتی سر موضوعات مهم همش بحث عوض میشه :roll: ولی بنظر من خیلی تو حق آب کم لطفی شده چون هیچ کس اسمشو نمی شناسه . اونم همچین نابغه ای رو طراحی اون همه فریم فقط تو ۳ هفته !!! این کارارو این روزا با هزینه های میلیون دلاری و …. نمی تونن باز با این سرعت انجام بدن ( البته توقعاتم رفته بالاها ) . بازم ممنون شرمندمون کردی . در ضمن سایت یا وبلاگ شخصی خاصی ندارم ( امان از بی وقتی ) . این روزا می خوام مایا رو شروع کنم ( قبلا” مکس کار می کردم ) یه سری سی دی های جالب هم گیر آوردم شاید خوشت بیاد این لینکو چک کن : http://www.igw.ir/Shoping.htm من که بندش شدم می خوام عمده ازش بخرم . سرتو درد نمی آرم منتظر قسمت بعد هستم فعلا خدافظ

نظر شما چیست

نظر شما

Free Counter
Free Counter