آب آیورکز،اسطوره فراموش شده-قسمت آخر
در اوایل دهه 30 فکر ترک کردن استودیوی دیزنی کم کم در آیورکز تقویت میشد. جان گرنت میگوید: آیورکز معتقد بود که او استعداد نهفته در پشت آثار دیزنی است. پس چرا نباید روی پای خودش به ایستد و مستقل تر عمل کند؟ گرنت ادامه میدهد: در آن روزها دشمنی و کینه آشکاری بین والت و آب در حال شکل گرفتن بود. آب تصور میکرد که سهم او درموفقیت های والت ناچیز شمرده میشود. از سوی دیگر، احساس والت این بود که آب به او به عنوان یک دوست دیرین و کسی که بالا ترین میزان حقوق که در صنعت انیمیشن امکان پذیر بود را پرداخته است ، خیانت کرده است. هردوی آنها تا حدی حق داشتند. در سالهای بعد، زمانیکه آیورکز به عنوان یک تهیه کننده مستقل و در خارج از استودیوی دیزنی کار میکرد، اعتراضاتش را نسبت به والت در قالب کنایات نیشداردر انیمیشنهایش ابراز میکرد. او از طریق خلق شخصیتهایی که شباهت بسیاری به کاراکترهایی که خودش در دیزنی خلق کرده بود(میکی-هوراس اسب و…) استودیوی دیزنی را به طنز میکشید. متقابلا والت نیز با به هیچ انگاشتن آب وپاک کردن هرگونه ردپایی از اثرگذاری او در موفقیتهای استودیوی دیزنی به تلافی پرداخت. سیستم تلافی جویانه والت موفقیت آمیز بود و نام و یاد آب تا حد زیادی از تاریخچه دیزنی پاک شد. این سیستم بعدها نیز در مورد سایر اعضای استودیو ادامه یافت و تا امروز نیز چنین سیاستی پابرجاست.حتی امروز هم چنین قلمداد میشود که در استودیوی دیزنی هرموفقیتی تحت تاثیر شخص والت دیزنی است و سایرین تاثیری ثانوی و یکسان دارند.
پت پاورز Pat Powers ، کسی که در آن زمان توزیع کننده آثار دیزنی بود، در ازای حقوقی دو برابر آنچه که والت به آب میداد(300 دلار) آب را به استودیوی شخصیش دعوت کرد. آب بلافاصله پیشنهاد پاورز را پذیرفت و مشغول تولید مجموعه انیمیشنهایی با شخصیت یک قورباغه بنام فلیپFlip the frog در استودیوی او شد .نخستین فیلم از مجموعه فلیپ قورباغه بنام Fiddlesticks در شانزدهم آگوست 1930 اکران شد. اگرچه که این فیلم شباهت بسیاری به یکی از انیمیشنهای مجموعه Silly Symphony داشت اما به عنوان نخستین انیمیشن تولید شده به شیوه تکنی کالر توام با صدا مخاطب بسیاری پیداکرد.
استودیوی آیورکز شروع به گردآوری انیماتورهای خبره کرد.کسانی چون: فرد کوپیتزFred Kopietz ، ایرو اسپنس Irv Spence ،گریم نتویک Grim Natwick و بالاخره چاک جونز Chuck Jones . پس از تولید دو قسمت نخست از مجموعه فلیپ، کمپانی مترو گلدوین مایر، پخش کننده کننده سریال، به آب آیورکز پیشنهاد داد که بهتر است ظاهر فلیپ کمتر به شکل قورباغه باشد و بیشتر ظاهری آدم وار داشته باشد. آنها معتقد بودند که به این ترتیپ فلیپ خواهان بیشتری خواهد داشت. وظیفه تغییر شکل فلیپ به گردن گریم نتویک افتاد .کسی که بعدها در استودیوی فلیشر Fleischer شخصیت محبوب بتی بوپ Betty Boop را خلق کرد. نتویک کمی بعد نیز به تغییر شخصیت دوست دختر فلیپ پرداخت و او را که ابتدا یک گربه بود به دختری بنام فی فی تبدیل کرد که شباهتهایی به بتی بوپ داشت. مجموعه انیمیشنهای فلیپ را میتوان با فیلمهای چاپلین مقایسه کرد. فلیپ شخصیتی بود که درگیر معضلات روزمره زندگی میشد. بی پولی،از دست دادن کار،جنایات در محله چینی ها و… از جمله داستانهایی بودند که فلیپ قورباغه را درگیر میکردند. با اینکه بسیاری از انیمیشنهای فلیپ در نوع خود آثار درخشانی هستند، اما با اتمام این مجموعه در سال 1933 و عدم تمدید قرارداد برای ادامه ماجراها توسط کمپانی مترو، شخصیت فلیپ خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به فراموشی سپرده شد.
پس از پایان تولید فلیپ قورباغه، آیورکز شخصیت دیگری را خلق کرد بنام ویلی ووپر Willie Whopper، یک دروغگوی خیال پرداز. مجموعه ویلی ووپر دومین محصول کمپانی آیورکز به تهیه کنندگی پت پاورز و پخش کنندگی MGM بود. تولید این مجموعه نیز دوسال بیشتر به طول نینجامید و در 20 سپتامبر 1934 آخرین قسمت این مجموعه اکران شد. پس از آن آیورکز دست به تلاشهای بسیاری برای جذب مخاطب زد.اما تلاشهای او همواره در سایه تولیدات دیزنی از قبیلSilly Symphony قرار میگرفت هنوز دقیقا کسی نمیداند که چرا علیرغم تیم حرفه ای، داستانهای خوب و استعداد بزرگی بنام آب آیورکز،چرا هیچکدام از تولیدات او ماندگار نمیشدند. در سال 1936 کمپانی مترو عذر آیورکز را خواست و او بیکار شد. در سال 1937 او قرار دادی با استودیوی وارنر بست و چند قسمت از مجموعه پورکی خوکه Porky Pig Looney Tunes را کارگردانی کرد. پس از آن او به کمپانی کلمبیا نقل مکان کرد و در چهار سال بعدی 14 انیمیشن کوتاه را برای کلمبیا تولید کرد. برای مردی چون او که میتوانست یک انیمیشن کوتاه را یک تنه و به تنهایی در کمتر از 3 هفته یا حتی کمتر تولید کند، این قراردادها با بیکاری تفاوتی نداشتند. پس از پایان قرادادش با کلمبیا ،آیورکز در جستجوی افق ها تازه تر به انگلیس رفت.اما نتیجه کارش تعدادی انیمیشن کوتاه بود که امروز کسی حتی نامشان را هم به یاد ندارد!!!
پس از بازگشت مجدد به امریکا ، دوستی او و والت مجددا آغاز شد (اگرچه بسیار شکننده و سست) و او دوباره در استودیوی دیزنی مشغول به کار شد.اینبار اما نه بعنوان انیماتور!!! شغل پیشنهادی والت به آب مسئولیت جلوه های ویژه بود. علیرغم زیرکی والت در بخشیدن شغلی نامناسب به آب، اینبار هم آب ثابت کرد که نابغه ای بی بدیل است. جلوه های ویژه درخشان فیلمهای چون آوای جنوب، مری پاپینز، بیست هزار فرسنگ زیر دریا و حتی فیلمهایی خارج از محدوده استودیوی دیزنی از قبیل پرندگان (آلفرد هیچکاک) و دریافت دو اسکار و نامزدی یک اسکار( پرندگان ، که متاسفانه اسکار به شخص دیگری رسید) ثابت کرد که او استعدادی فراتر از مستعد ترین افراد زمانه خود بود.یکی از ابتکارات آب که کمپانی دیزنی تا مدتها همچون رازی گرانبها از آن محافظت میکرد عبارت بود از ابداع شیوه ای که در آن فریمهای طراحی شده توسط انیماتورها مستقیما بر روی ورقه های سل فتوکپی میشدند و مرحله دسن کلا حذف میشد. این شیوه نخستین بار در فیلم 101 سگ خالدار در معرض دید گذاشته شد.
آیورکز در هفتم جولای 1971 بر اثر یک حمله قلبی در بربنک/کالیفرنبا درگذشت. امروزه اورا بیشتر بخاطر خدماتش در پیشرفتهای تکنیکی سینما میشناسند تا بخاطر استعداد درخشانش در انیمیشن. دیزنی بخاطر کمرنگ کردن نقش او در صنعت انیمیشن، به او و به تاریخ انیمیشن بدهکار است.ترجمه و تخلیص: مهبد بذرافشان






سلام مهبد جان
اسباب کشی به آدرس جدید رو بهت تبریک میگم(البته با کلی تاخیر و از این بابت پوزش میخوام).
بدون تعارف میگم که خیلی وبلاگ خوب و پر محتوایی داری و کمتر وبلاگی پیدا میشه که اینقدر به انیمیشن از زاویه ای علمی و تخصصی نگاه کنه.
وقتی دیدم در مورد اوب ایورکس مطلب نوشتی کلی افسوس خوردم چون کلی مطلب در موردش ترجمه کرده بودم که شاید کمی باعث صرفه جویی در وقت و انرژیت میشد.
به هر حال امیدوارم موفق باشی.
با درود
حسین ملایمی
سلام باز هم مثل همیشه عالی بود . والت دیسنی کار کثیفی کرد . وقعا” حق همچین افرادی رو افرادی که مدیریت اجرایی یک پروژه رو در دست دارن پایمال می کنند . ممنون از زحمتت برای ترجمه .
۱-حسین جان ممنون از محبتت.اینجا مکان اختصاصی من نیست،محلی است برای نوشتن و صحبت در مورد انیمیشن. ازت خواهش میکنم که اگر مطلبی داری که فکر میکنی خوندنش برای بقیه هم جالب و مفیده برام بفرستی. به اسم خودت میذارم توی وبلاگ.(البته اگه دوست داشته باشی و به من افتخار بدی که مطالبتو برام بفرستی).از مطالب بقیه دوستان هم استقبال میکنم.
۲-سیروس عزیز، بنظر من مسئله کاملا دو طرفه بوده. احتمالا دیزنی هم احساس میکرده که طرف مقابل ،اونو دست کم گرفته.به علاوه،تاریخ نشون داد که آیورکز به تنهایی و فقط با تکیه به مهارتش نتونست درصنعت انیمیشن موفق باشه.
شاید مهبد جان . در ضمن فیلم پرندگان واقعا” یه شاهکار بود . اون هم با امکانات اون زمان . نمی دونم ایورکز دقیقا” روی کدوم جلوه هاش کار کرده ولی در کل فیلم فوق العاده ای بود . بازم ممنون