هنر رنسانس سیاه و سفید
ارسال شده توسط مهبد بذرافشان | در افراد, انیمیشن, تصویر سازی, مباحث تئوریک | تاریخ ۱۸-۰۵-۱۳۸۶
۹
توضیح :ژانر Adult Animation یا انیمیشنهای ویژه بزرگسالان،در سالهای اخیر،و به ویژه با مورد توجه قرار گرفتن انیمیشنهای ژاپنی در امریکا و اروپا، طرفداران بسیاری در میان مخاطبین پیدا کرده است. انیمیشن (رنسانس)که در سال ۲۰۰۶ به روی پرده سینما ها آمد، یکی از همین نوع انیمیشنهاست که اینبار نه در ژاپن، که در فرانسه ساخته شده و مورد توجه نیز واقع شده است. مقاله حاضر،مصاحبه ای است با (کریس ولکمن)کارگردان این انیمیشن در مورد مشکلات و پروسه تولید این انیمیشن .
********
سال۲۰۵۴-یک کاراگاه در حال بررسی پرونده ربوده شدن یک دختر جوان و ارتباط او با یک شرکت دارو سازی تولید کننده یک داروی ضد پیری است. بسیاری از سینما رو های فرانسوی میدانند که این داستان پیچیده وهراس آورمتعلق به آخرین ساخته رایدلی اسکات Ridley Scot , و یا یکی از داستانهای فیلیپ کی دیک philip K. dick نیست. این داستانی است که فیلم متفاوت ( رنسانسRenaissance )را به پیش میبرد. دانستن بودجه ۱۴میلیون یورویی فیلم و یا سیاه و سفید بودن آن، احتمالا انقدر ها هم تعجب آور نبوده وقتی که خیلی ها متوجه شدند که با یک فیلم زنده سر وکار ندارند. بلکه قرار است یک فیلم انیمیشن که با تکنولوژی موشن کپچر ساخته شده را ببینند.
کارگردان فیلم ،کریستین ولکمن Christian Volkman ساخت فیلم را حدود ۶ سال پیش آغاز کزد. درست پس از اینکه فیلم انیمیشن انیگمایی(رازالود-اثیری) کوتاهش بنام Maaz تحسین و ستایش بسیاری را برانگبخت. در کنار فیلمنامه عالی فیلم که توسط فیلمنامه نویسان فرانسوی، الکساندر د لا پاتیه Alexandre de la patelliere و متیو دلاپورته Mathieu Delaporte نوشته شده، ولکمن(کارگردان)و تهیه کننده همیشه آماده اش ، اتون سوماش Aton Soumache ، به استودیوی مارک میانسه Marc Miance در پاریس رفتند تا مارک در زمینه موشن کپچربا استفاده از سیستم Vicon به آنها کمک کند.
کارگردان ۳۴ ساله فیلم، کریستین ولکمن، شرح میدهد: ما میدونستیم که ساخت یک فیلم سیاه و سفید ، احتمالا دردسر کمتری از ساخت یک فیلم انیمیشن ۳d خواهد داشت. چیزی که شما در یک فیلم ۳d میبینید کاراکتر هایی هستند که یا کارتونی هستند،یا زیادی واقعی!!!ولی ما فکر کردیم با این خط داستانی نوآر Noir ، ما باید کار متفاوتی انجام بدیم که بیشتر گرافیکی و بیشتر جذاب باشه. این بود که به این شیوه خاص فکر کردیم.
بعنوان یک طرفدار سرسخت فیلمسازان کلاسیک و نئو اکسپرسونیست، نظیر سرگی آیزنشتاین Sergei Eisenstein، فریتز لنگ Fritz Lang و اورسون ولز Orson Welles ، ولکمن شیفته آزادی عملی بود که یک کادر سیاه و سفید به او میداد: شما میتونید ببینید که فیلمهای سیاه و سقید چه قدرتی به سازندگانشون میدن، یه جور حس شاعرانه طبیعی در فیلم جاری میشه که داستانو به جلو میبره. با تصاویر سیاه و سفید شما میتونید نقائص و کاستی ها رو بپوشونید و به بینندگانتون فرصت بدین که تخیلات و ضمیر ناخوداگاهشونو بکار بیندازند.
علاوه برVicon ،تیم سازنده فیلم از نرم افزار Maya برای ساختن صحنه های پرجمعیت و همچنین برای ساختن زاویه دوربینهای مورد نظر کارگردان،استفاده کردند.هیچ عملی توسط گروه انجام نشد مگر اینکه قبلا کاملا بررسی شد باشد.ولکمن اضافه میکند: تو مجبوری که در مورد هر صحنه ای که قراره فیلمبرداری بشه فکر کنی و تصمیم بگیری.این کار مشکلتر از اون چیزیه که فکرشو میکنی.وقتی که یه فیلم موشن کپچر میسازی،مجبوری تمام قوانین انیمیشن دوبعدی رو به کار بگیری،به علاوه اینکه تمام دردسر ها و مصائب یه کار ۳d رو هم خواهی داشت.دست آخر ،دردسر های کار با بازیگران رو هم در پیش داری،مثل هر فیلم زنده دیگه!!!….و به دلیل اینکه مدت زمان تولید خیلی طولانیه،تو مجبوری که تا آخرین مرحله تولید،فقط روی اون چیزایی حساب کنی که ۵ سال پیش برنامه ریزی کردی!از بودجه بگیر تا همه چیز.استوری بورد باید کاملا واضح باشه.اگه در یکی دو سال اول اشتباهی مرتکب بشی،مجبوری که تمام چند سال بعدو با اون اشتباهات سر و کله بزنی!ممکنه بتونی بعضی از اشتباهها رو درست کنی،بعضیا شو هم میتونی موقع ادیت یه جورایی ماست مالی کنی!اما بعضی از اشتباهها واقعا دردسر آفرین هستند.تازه همیشه این احتمال هم وجود داره که درست همون زمانی که تو داری از امکانات و تکنولوژی که قبلا برنامه ریزی کردی(و برای عوض کردنش هم وقتی نداری)استفاده میکنی، یه تیم دیگه هم پیدا بشن که دارن از یه تکنولوژی سریعتر و تر و تمیز تر برای پروژه شون استفاده میکنن و در نتیجه کارشونو زودتر از تو تموم میکنن و نتیجه کارشون هم خیلی شبیه به اون ایده اولیه توئه!!! و تو هم هیچ جوری نمیتونی اوریجینال بودن ایده تو ثابت کنی!!!
زمانی که (رنسانس) برای اولین مرتبه در پاریس به نمایش درامد،خیلی ها بلافاصله آنرا با فیلم (Sin city)مقایسه کردند.ولکمن بسیاری از این مقایسات را در بهترین حالت(سرسری و شتابزده) توصیف میکند: راستشو بخواین ما هم مثل خیلی از فیلمسازای دیگه،خیلی تحت تاثیر کمیک های فرانک میلرFrank Miller بودیم.من عاشق شیوه میلرهستم و روشی که او مشکلاتشو با اجرا های سیاه و سفیدش حل میکنه… اولین واکنش ما وقتی که از پروژه(Sin city)مطلع شدیم این بود که گفتیم: اه ه ه ه ه…گندش بزنن…ما نابود شدیم!!!!ولی وقتی که بالاخره فیلمو دیدیم آروم شدیم.(Sin city)پر بود از هنرپیشه های بزرگ جلوی پرده سبز… اون کلا یه چیزکاملا متفاوتی از (رنسانس)بود.تکنولوژی متفاوتی داشت و حس کاملا متفاوتی رو به بیننده القا میکرد.
ولکمن میگوید که او مجبور بود در جریان براورد های مالی فیلم به دهها سئوال پاسخ بدهد: مردم فیلمنامه رو میخونن و دهها سئوال میپرسن(خیلی عالیه،ولی چراه سیاه و سفیده؟ چرا انیمیشنه؟ چرا در زمان آینده اتفاق میفته؟چرا در پاریس اتفاق میفته؟….)ما خیلی خوش شانس بودیم که تونستیم فیلمو با ۱۴میلیون یورو جمع کنیم. مقایسه کنید با موشن کپچر های هالیوودی مثل سولار اکسپرس با بودجه بالای ۱۵۰میلیون دلاریش!!!این بودجه نسبتا معقول به فروش فیلم هم کمک میکنه .بخصوص که فیلم یه طرفدار بزرگ با جیب پر پول داشته باشه.کسی مثل جیک ایبرتزJake Eberts ،تهیه کننده فیلمهایی مثل (با گرگها میرقصد-جیمز و هلوی گنده-فرار جوجه ای)که فقط با خوندن فیلمنامه و دیدن ۴ دقیقه نمونه فیلم، در می ۲۰۰۳ فیلمو برای نمایش خارجی خرید.
بر اساس گزارشات،بیش از ۷۰%بودجه فیلم،از پیش فروش به پخش کننده های خارجی تامین شد و مابقی را تهیه کننده های فرانسوی(کانال پلاس و فرانس۲)تامین کردند:ما شانس آوردیم که فیلممون انیمیشنی بود.فیلم زنده بودجه اش به شدت بالا میره،بعلاوه اینکه داستان فیلم ما در پاریس میگذره،در زمان آینده، ما صحنه های تعقیب با اتوموبیل داریم و صحنه هایی که در نوتردام اتفاق میافتند. خوب همه اینا بودجه فیلم زنده رو به شدت بالا میبرد. ما باید (کد داوینچی)را میساختیم تا از عهده مخارج چنین فیلمی بر میامدیم.
دردسر های مالی به کنار،ولکمن ادامه میدهد:خیلی ترسناک است که تو در زمانه ای کار میکنی که ساختن انیمیشن تقریبا دیگر هیچ هیجان فوق العاده ای ندارد. پیکسار دائما در حال تحت تاثیر قرار دادن همه مردم در سراسر دنیاست. این روزها تنها چیزی که تو را در ساخت انیمیشن محدود میکنه،محدودیت تخیلات تو است!!!با این حال، نکته امیدوار کننده اینه که امریکاییها اصرار چندانی به ساخت انیمیشن های ویژه بزرگسالان ندارند. در نتیچه کارهای درخشانی که از ژاپن میایند به خوبی دیده میشوند. شاهکار هایی مثل (آکیراAkira)و یا(روح در کالبدGhost in the shell).کارهای عالی کسانی مثل میازاکیMiazaki ….. به همین دلیل ماهم خوشحالیم که تونستیم کار متفاوتی انجام بدیم. سرزمین انیمیشین هنوز جایی است که تو میتونی چیزهای تازه و هیجان انگیزی را تجربه کنی.
Animation Magazine/July2006
مترجم:مهبد بذرافشان

















