ghost in the shell 2
۰۵٫۱۱٫۸۶ - ۰۶:۴۶ب.ظ

این مقاله پیش از حضور انیمیشن پرسپولیس در جشنواره کن نوشته شده است
(روح در کالبد۲:مصومیت)نخستین فیلم انیمیشنی بود که در بخش مسابقه جشنواره بین المللی فیلم کن(به عنوان بهترین فیلم و نه بهترین انیمیشن)برای ربودن نخل طلایی با سایر فیلمها به رقابت پرداخت.این انیمیشن همچنین نام خود را پس از فیلمهایی چون:دامبو:۱۹۴۷-پیتر پن:۱۹۵۳-سیاره عجیب:۱۹۷۳-شرک:۲۰۰۱ و شرک-به عنوان ششمین فیلم انیمیشن بلندی که در کن به رقابت پرداختند به ثبت رساند.۲۰۰۴ *********************************************
داستان فیلم در سال ۲۰۳۲ میگذرد.زمانیکه مرز بین انسانها و روباتها تقریبا محو شده است.انسانها تقریبا معنی و مفهوم انسان بودن را چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظ معنوی فراموش کرده اند و تعداد معدود انسانهایی که با قی مانده اند،درکنارسایبورگها(روباتهایی با روح انسانی)و دالها(عروسکها:روباتهایی بدون هیچ عنصرانسانی)زندگی میکنند.

بتو(Batoo )یک سایبورگ است با بدنی کاملا صنعتی که تنهاعنصر انسانی باقیمانده برای اوخطوط مغزش هستندوخاطرات مبهمی از یک زنی بنام میجر…او بازرس واحد ضد تروریستی و پیگیری جنایات ، و مامور بازپرسی یک جاینوئید(روباتهایی با ظاهری کاملا زنانه،ساخته شده برای مقاصد جنسی)است که اربابش را به شکل فجیعی به قتل رسانده است.
هرچه بتو بیشتر درگیر بازپرسی این جنایت میشود،سئوالات و تردید های او در این مورد که آیا انسانها واقعا نیازمند جاویدان کردن رویاهایشان برای زندگی ابدی ،در قالب روباتها هستند یا نه، افزایش میابند.

(روح درکالبد۲)داستانی است در مورد یک سایبورگ تنها که میخواهد آنچه که از انسانیت در درونش باقی مانده است را حفظ کند.آنهم در دنیایی که ارزشهای روح انسانی بیش از پیش در تیرگی و ابهام فرو میروند.
**********************************************
(روح در کالبد۲)بر اساس داستانی از شیرو ماسامونه و به کارگردانی مامورو اوشی و به تهیه کنندگی میتسوهیسا ایشیکاوا و توشیو سوزوکی ساخته شده و دومین محصول کمپانی آی.جی بنر است.اگرچه هر دو فیلم (روح در کالبد)۱و۲ بر اساس کمیک استریپ هایی ازشیرو ماسامونه ساخته شده اند اما مامورو اوشی(کارگردان)میگوید:هردوی این فیلمها فقط خطوط اصلی را از کتابهای کمیک وام گرفنه اند.برای یک کارگردان لازم نیست که همیشه به کل داستان(کتابی که بر اساس آن فیلمی ساخته میشود)وفادار بماند.چرا که فیلم و رمان،و یا فیلم و کمیک، مباحثی کاملا متفاوت هستند.
در همین رابطه شیرو ماسامونه(طراح کمیک استریپ) اضافه میکند:
نخستین پیشنهاد برای ساخت انیمیشن (روح در کالبد۲)از طرف کمپانی (آی-جی)داده شد،یکی از ساختار شکن ترین کمپانی های انیمیشن ژاپن،که علاوه بر(روح در کالبد)،بخاطر تولید (خون:آخرین خون آشام-Blood/the last vampire) و بخش انیمیشن فیلم(بیل را بکش-Kill Bill) اثر کوئنتین تارنتینو،شناخته شده است.از آنجایی که فیلم توسط (آی-جی) و به کارگردانی کسی چون مامورو اوشی ساخته شد،من اطمینان داشتم که نیازی به حضور من در زمان ساخت فیلم نخواهد بود.

(روح در کالبد۲)بخش درخشانی از کارنامه (آی-جی)و مامورو اوشی است. مراحل تولید فیلم از آغاز تا انتها چیزی حدود ۴ سال به طول انجامید.تنهامراحل ساخت فصل مربوط به نمایشگاه، خود به تنهایی یک سال را در بر گرفت.فیلم ترکیب موفقی است از انیمیشن سنتی(دوبعدی)و تکنولوژی سه بعدی.
تمام شخصیت ها بصورت دو بعدی خلق شده اند و کلیه بک گراندها و بخش های صنعتی فیلم بصورت سه بعدی رندر شده اند. تحقیقات اولیه برای ساخت فیلم ، کارگردان آنرا مجبور به سفر هایی به دور دنیا کرد. از تایوان تا نیو یورک واز برلین تا موزه( لا اسپکولا) در فلورانس و کلیسای گوتیک میلان.
*****************************************************
فلسفه روح
یک روز خوب بهاری،ارابه ای که به سرعت از این جهان به ماورا سفر میکند(بتو/روح در کالبد ۲)
در مواجهه با بحران های روحی و معنوی،که به عقیده اوشی ریشه در دنیای فوق تکنولوژیک امروز دارند،بشر هر روز بیش از پیش به دانش و آگاهی خودش می افزاید بدون اینکه بداند چگونه جسمش را فرسوده و از کار افتاده میکند.(روح در کالبد۲)روزی را به تصویر میکشد که انسانها تبدیل به اقلیتی شده اند،در محاصره روباتها،سایبورگها و افرادی که به خیال جاودانه شدن،روحشان را به روباتهایی با جسم فنا ناپذیر منتقل میکنند!بتو(تجلی افکار و بیانگر عقاید مامورو اوشی در فیلم)،ما را به سال ۲۰۳۲میبرد. به زمانیکه که ما نظاره گر سرگردانی و کشمکش او در انتخاب بین انواع مختلف(زندگی) هستیم.اوشی میگوید:
این فیلم ، یک فیلم بشر محور نیست. در این مورد صحبت نمیکند که جهان حول محور نسل بشر میچرخد.بلکه در این مورد صحبت میکند که تمام انواع موجودات زنده(اعم از انسانها، حیوانات وروباتها!!!)در مفهوم (زندگی/زنده بودن)با هم برابرند.در جهان نامطمئن امروز،ما باید به ارزشهای زندگی فکر کنیم و به اینکه چگونه درکنار دیگران(زندگی)کنیم. آنچه که ما امروز نیاز داریم دیگر یک فلسفه مبتنی بر برتری و محوریت بشر نیست. من معتقدم که نوع بشر با افکار کنونیش به انتهای خط رسیده است. زمان آن رسیده که با دید جدیدی به زندگی نگاه کنیم.

بشریت
اگر عروسکها(دال ها-روباتها)میتوانستند سخن بگویند،اطمینان دارم که فریاد میکشیدند،من نمیخواهم یک انسان باشم!(میجر موتوکو کوزاناگی-در فیلم)
فیلم بصورت جدی و پافشارانه ای در مورد( انسانیت) سئوال میکند. چیزی که به عقیده اوشی،به نحو فزاینده ای توسط (انسانها)به چالش و ابهام کشیده شده است.برای شناخت انسانها،باید ابزاری برای مقایسه انسانها با هم وجود داشته باشد.گاهی بسیار سخت است که شما از دید یک ناظر بی طرف به خودتان نگاه کنید(کسی باید شما را با دیگران مقایسه کند).من در این فیلم مظاهر حیات را،حتی روباتها و سگها را هم به مقایسه کشیده ام.(اوشی)
**************************************************
عروسک ها
بشر جفت مناسبی برای یک عروسک نیست. نه در ماهیتش،نه در روانی زیبای حرکاتش،در هیچ چیز….
برای بیش از ۳۰ سال،اوشی قصد اجرای ایده ای با موضوع عروسک-روباتها داشت. در زمان دانشجویی او شیفته عکسی از یک عروسک ،با اعضای بدنی تشکیل شده از توپ های مختلف،شد. عکسها کار هنرمند سوررئالیست لهستانی (هانس بلمر۱۰۷۵-۱۹۰۲) بودند. اوشی میگوید:اعضای کروی بدن عروسک بقدری زیبا با هم آمیخته شده بودند که از دیدنشان هرگز خسته نمی شدم.پیش از آغاز تولید(روح در کالبد)،اوشی و دستیارانش آغاز به کشف و شهود در مورد عروسکها درداخل و خارج ژاپن کردند.در موزه ای در ساپورو ،آنها عروسکی در اندازه های واقعی بدن انسان دیدند که سایمون یاتسویا،هنرمند عروسک ساز،با الهام از خودش ساخته بود.این عروسک،الهام بخش شخصیت خبیث فیلم،یعنی(کیم)شد.
اوشو و تیمش،ایده خانه (کیم) را از یک موزه عروسک و یک دستگاه عظیم پخش موسیقی که درآتامی(شهری در ۶۵ کیلومتری توکیو)دیده بودند،گرفتند.درست در همین زمان بود که اوشی و تیمش تصمیم گرفتند که بدن عروسکها در فیلم باید از جنس و بافت (بیسک) باشد.بیسک به نوعی از عروسک گفته میشود با سطحی شبیه به چینی،اما نه به سردی و بی روحی آن.

در مرکز بین الملی عکاسی در نیویورک،اوشو بعد از ۳۰ سال مجددا تصویری که در جوانی او را شیفته خود کرده بود(اثر هانس بلمر)را دید و باز هم به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت.این عکس اثر غیر قابل انکاری در طراحی شخصیت های فیلم بجا گذاشت.سپس درموزه(اسپکولا) ، اوشو مجسمه های مومی ساخته شده بر اساس شخصیت های واقعی را دید و مجددابا دیدن فضای شهری نیو یورک،ایده اصلی فضا ها و بک گراند های (روح در کالبد ) در ذهن اوشو نقش گرفت.اوشو در باره نیو یورک میگوید: دلیل اصلی رفتن من به نیویورک دیدن عکس های هانس بلمر بود. من هرگز به جستجو در فضا های شهری نیویورک فکر نکرده بودم.اما روح گوتیک حاکم بر نیو یورک دقیقا همان اتمسفری بود که من برای فضای فیلم در جستجویش بودم. نیویورک شهری است با آسمانخراش ها و خطوط عمودی.هرکجا که بروید توسط سطوح تخت و عمودی محاصره شده اید.شهر فضای به شدت بسته ای دارد.به ندرت پهنه و گستره دیدی خواهید یافت.زمانی که در شب ستونهای نور را در لابلای آسمانخراشها دیدم،ناگهان تمام شهر در نظر من بصورت یک قلعه واحد جلوه گر شد.
اوشو تعدادی کتاب در رابطه با فضای شهری نیویورک خرید و به کارگردان هنری فیلم گفت که به فضای محله چینی ها تعمق بیشتری داشته باشد.اوشو برای طراحی فضای(روح در کالبد)به آنچه که خودش(گوتیک چینی) می نامد رسید. شهری آسیایی با طراحی گوتیک و در آینده ای نه چندان دور.شهری که تکمیل کننده فضای رمز آلود فیلم است.
*****************************************
سگها
نوع دیگری از حیات در کنار عروسکها و خدایان وجود دارد(کیم/روح در کالبد)
سئوالی مرتبا در (روح در کالبد)تکرار میشود: چرا انسان اصرار دارد که خودش را (در قالب روبات و عروسک) بازسازی کند؟عروسکها دوقلوهای مجازی انسانها هستند.تعبیری بر آرزوی ابدی شدن.بتو،با بدنی ماشینی و عدم هرگونه احساسات ظاهری،موجودی است معلق میان یک مرد و یک عروسک بی قواره عظیم.تنها مهربانیش نسبت به سگ شکاریش و تعلق خاطر طولانی مدت توام با سکوتش نسبت به خاطره میجر،باقیمانده های عواطف انسانیش هستند.سگ شکاری بتو،الهام گرفته شده از (گابریل) سگ اوشی است که در تمام فیلمهای اوشی حضوری دارد. اوشی به شدت علاقمند به سگهایش است و در جستجوی مکان مناسبی برای زندگی سگهایش ،از توکیو به آتامی نقل مکان کرد.اوشی میگوید:هرچه که انسانها بیش از پیش به ذهنشان پرداختند و جسمشان را فراموش کردند،و هرچه بیشتر در انزوای زندگی شهری فرو رفتند، همه آنچنان به ذهنشان تکیه کردند که قالب جسمانی عملا مفهوم خود را از دست داد. دلیل اینکه بسیاری به زندگی با حیوانات (بخصوص)سگها روی آوردند این است که در جستجوی هویت تازه ای از موجود زنده هستند!!!در (روح در کالبد۲) هیچ شخصیت انسانی وجود ندارد،هرچه هست روباتهایی هستند با ظاهر انسانی.به دلایلی مردم همیشه روباتها را به شکل و شمایل انسانی خلق میکنند…متحیرم که چرا؟!!!عقیده ندارم که ظاهر انسانی مناسب ترین فرم برای روباتها باشد.چرا طراحان روبات ها اینگونه عمل میکنند؟فکر میکنم که آنها عقیده دارند که دیدن جهان از چشم یک روبات،کمک میکند که طبیعت بشری را بهتر بشناسند!!!بتو، کاراکتر اصلی فیلم،راهنمای ما در طول فیلم است.هنگام بررسی ماجرای قتل(که هرچه بیشتر بسوی آشفتگی پیش میرود)بتو به عنواع مختلفی از روباتها بر میخورد:یک روبات انسان نمای شکسته که در سکوت فرو رفته است،یک روبات زن که بسیار شبیه انسان است و مردی که به تدریج روح خودش را به یک کالبد مصنوعی منتقل میکند!در طول نبرد ها و کسب تجربیات،بتو بیش از پیش دچار سرگردانی و حیرانی میشود.روباتهایی که بتو ملاقات میکند،هریک دیدگاه خاص خودشان را در مورد انسانها و بشریت دارند.هر روبات،با توجه به نگاه غیر بشری که به موجودی بنام انسان دارد،بشر را آمیزه ای از تکبر و فریب میداند و بتو به ناچار سفری را آغاز میکند که او را مجبور به اندیشیدن در مورد مفهوم انسان میکند و از ورای دریافتن مفهومی برای انسان،تلاش میکند که به دریافت مفهوم زندگی و همزیستی برسد.
این فیلم تلاش میکند که نگاهی داشته باشد به سختی ها و کاستی های زندگی امروز،و اینکه در دنیای امروز ما،جایگاه انسانیت کجاست؟
*************************************************
برگرفته از شماره هفدهم ۲dArtist



سلام . بسیار جالب بود.
مطلب بسیار خوبی بود.
خسته نباشی.
Tekkon kinkreet و paprika هم انیمه های جالبی هستند.
بسیار جالب بود، ممنون (:
من یکشو دیدم تو عمرم یه همچین انیمیشنی ندیده بودم مخصوصا صحنه های اکشنش
“تنهامراحل ساخت فصل مربوط به نمایشگاه، خود به تنهایی یک سال را در بر گرفت”… من هروقت کسی راجع به انیمه اظهار بی اطلاعی میکنه یا بنوعی تمسخرآمیز صحبت میکنه همین سکانس نمایشگاه رو نشونش میدم و میکوبونمش به دیوار.. موزیک فوق العاده، تخیل ماورای اون چیزی که تو آوانگاردترین رویاهات هم نمیتونی تصویرش کنی… خیلی دیر دیدم این پست رو ولی دلیل نمیشه ازتون تشکر نکنم… حقیقتاض زحمت کشیدید