Brother Bear 2
طنز تلخی در این مطلب نهفته است که همزمان با بسته شدن بخش دو بعدی استودیو دیزنی در استرالیا،تماشاگران به تماشای فیلمی دیگر از تولیدات این گروه خواهندنشست.در فوریه گذشته طرفداران دیزنی به دیدن دنباله فیلم کلاسیک بمبی(Bamby)نشستند.فیلمی زیبا به کارگردانی برایان پایمنتال(Brian Pimental)که با واکنش مثبت بینندگان و منتقدین روبرو شد.وحالا،در تابستان2006 دنباله دیگری در راه است:Brother Bear2

نسخه سینماییBrother Bearکه در سال 2003به نمایش درامد،واکنشها و نقد های مثبت بسیاری را بخاطر اجرای درخشان یک انیمیشن کلاسیک،تعریف سرراست و روان یک داستان زیبا و صداپیشگان ماهری چون مندی مورMandy Moore،پاتریک دمپسیPatrick Dempseyوجیم کامینگزJIm Cummings یرانگیخت. سوزان کرچSusan Kirchکریتیو دیرکتورCreative Director(کسی میدونه فارسیش چی میشه؟)فیلم میگوید:
ایده ساختن دنبالهBrother bear حتی قبل از به نمایش درامدن نسخه اصلی ، شکل گرفت.مردم علاقمندند که داستانهای بیشتری را با این کاراکتر ها ببینند.در نتیجه ما شروع کردیم به بحث کردن در این مورد که شخصیت اصلی چطوری میخواد از برادرش در یک دنیای کاملا خرسانه!!!حمایت کنه؟ چطور میشه اگه یه نفر از دنیای قبلی برادران خرس بیاد و بخواد اونا رو شکار کنه؟ و این چیزیه که برای کینای(kenai)اتفاق میفته. او در رویای دختری هست بنام نایتا Nitaکه از زندگی قبلیش(وقتی که هنوز یک آدم بود) میشناخته.سئوال اینه که چطور قهرمان ما دختر رویاهاشو دوباره پیدا میکنه؟ آیا اونا میتونن دوباره با هم باشن و در کنار هم خوشبخت بشن؟یه خرس و یه آدم؟ خب این همون داستانی هست که در قسمت دوم روایت میشه. به علاوه اینکه همه کاراکترهای قدیمی هم هستن وهمچنین ترانه های اوریجینال زیبایی که توسط ملیسا اتریجMelissa Etheridgeنوشته و اجرا شدند.
بن گلاکben gluck ، کارگردان قسمت دوم که در پروژه هایی چون:دایناسورها-فیلم بزرگ پیگلتThe Piglet’s big movieوخانه ای در مرتعHome on the rangeمشارکت داشته ،اضافه میکند:برای ما بسیار مهم بود که اصالت و کمال فیلم اصلی در دنباله اش هم حفظ بشه.Brother Bearفیلمی بود در مورد بازگشت به طبیعت.فیلمی که بسیار هنرمندانه (نقاشی) شده بود. بازگشتی بود به کلاسیک های دیزنی و سرشار بود از لایه های متعدد که به تصاویر عمق و غنا میدادند.گلاک تاکید میکنه که باعث افتخار اوست که علیرغم زمان بندی محدود تولید فیلم و بودجه محدودتر آن،اونها موفق شدند که کیفیت یک فیلم بلند را به قسمت دوم بدهند(نه کیفیت متوسطی که برای یک دنباله مخصوص دی.وی.دی انتظار میرود).او اضافه میکند که تم اصلی فیلم یعنی حقیقت و اصالت آدمها و همچنین قدرت پذیرش خطرات،باید حفظ میشد.ما دختری را در فیلم داریم که باعاشق سابقش در قالب یک خرس روبروست!!!او باید بزرگترین تصمیم زندگیش را بگیرد و خیلی چیزها را به خطر بیندازد. در نتیجه پیام فیلم به خوبی مشخص میشود.شجاعت انجام دادن یک کار درست،حتی اگر سایرین موافق نباشند.

تهیه کننده فیلم،جیم بلنتاینJim Balantine میگوید: ما بسیار خوش شانس بودیم که فیلمنامه نویسی چون ریچ برنزRich burnsرا در کنارمان داشتیم.در فیلم اول،پایان داستان تقریبا بخوبی چفت و بست شده بود.در نتیجه در ابتدا ادامه دادن داستانی با کاراکتر های کوداKoda و کینای چندان جذاب به نظر نمیرسید.اما اضافه کردن کاراکتر جدیدی به داستان ،که از دنیای سابق کینای میامد،مشکل را حل کرد. او ادامه میدهد:ما تلاش داشتیم که به زبان منحصر به فرد و هنرمندانه ای برای روایت این فیلم برسیم.طیف های درخشانی از رنگ در همه جای این فیلم دیده میشوند.چیزی که من بخصوص در مورد این فیلم دوست دارم داستان آن است. داستانی که به درون شخصیتها می پردازد.من همچنین نگاهی داشتم به فیلمهای زنده. من شیفته شیوه فیلمبرداری با دوربین روی دست ران هاواردRon Howard و همچنین شیوه ادیت در فیلم Missingشدم.به علاوه از دیدگاه مایکل مانMichael Mann در فیلم آخرین بازمانده موهیکان هاThe last of the Mohicans هم بسیار تاثیر گرفتم.
اگرچه که این فیلم به شیوه سنتی(دوبعدی)ساخته شده،اما علاقمندان تیز بین میتوانند رد پای تکنولوژی سه بعدی را هم در فیلم ببینند. در ساخت مواردی چون: آتش کاهن،شاخ گوزنها و نور شمالی،از نرم افزار مایاMaya استفاده شد.اگرچه خوشبختانه بییندگان غالبا چنان درگیر داستان فیلم خواهند شد که متوجه این مسئله!نشوند!!!
بلنتاین میگوید: دنباله های دیگری هم برای فیلمهای کلاسیک در راه هستند: روباه و سگ شکاری The fox & the Hound،سیندرلا و حتی قسمت سوم پری دریایی کوچک. او ادامه میدهد:بسته شدن دپارتمان دو بعدی استودیو دیزنی در استرالیا ،خبر بسیار ناراحت کننده ای بود.ما سیستم بسیار فعالی از افراد با استعداد را در اختیار داشتیم که از دست دادنشان بسیار سخت است.
سوزان کرچ با تایید گفته هاب بلنتاین اضافه میکند: ساخت این فیلم فقط یک سال طول کشید و همه میتوانند ببینند که نتیجه تلاش تیم سیدنی چقدر درخشان است. من معتقدم که هرگز نباید به بینندگان دستور داد که دیگر نباید فیلم دو بعدی ببینید. آنچه که مهم است این است که تشخیص بدهیم که چه فیلمی باید به چه شیوه ای ساخته شود.
September 2006/Animation magazine

سلام
من هم لینکتان کردم.
راستی این حبیبی که آخر اسم بلاگه من گذاشتید یعنی چه؟
۱ چیز دیگه، منم نظر شما رو خوندم خندم گرفت البته خیلی کج و کوله نشدم.
“ساخت این فیلم فقط یک سال طول کشید.”
فقط یک سال. فقط …
خیلی جالب بود.