خشم و هیاهو در قلمرو انیمیشن

                 anger.jpg

حتما شما هم این لطیفه قدیمی را شنیده اید که میگوید: میخواهی یک هنرمند را بدبخت کنی؟ استخدامش کن!!!

هیچکس نمیتواند انکار کند که اینروزها آتشفشان خشم بسیاری از دست اندرکاران صنعت انیمیشن امریکا،در حال جوشیدن و در آستانه فوران است. استخدام شدن فقط دلیل بخش کوچکی از این خشم وغضب است! اما استخدام نشدن نقش بزرگتری را در این میان ایفا میکند. در زمانه ای که بسیاری آنرا عصر طلایی هنرانیمیشن مینامند، دلیل اینهمه خشم و ناراحتی چیست؟

اگرچه که بسیاری از افراد هنوز آرزوی استخدام در یکی از استودیو های بزرگ را در سر میپرورانند، اما باید پذیرفت که دوران وفور موقعیت های شغلی در سریالهای انیمیشن فصلی (مانند دهه 60 یا 70) و یا دوران استخدام شدن در استودیوهای بزرگ با حقوق های بالا مانند آنچه که در اواسط دهه 90 رخ میداد، گذشته و آن دورانها دیگر باز نمیگردند. باید گفت که در هشت یا نه سال اخیر،یک سیستم استخدام گروهی بر مبنای پروژه ی در حال تولید، جایگزین سیستم استخدام افراد برای مدت طولانی شده است. یعنی اینکه استودیو ها ترجیح میدهند با استخدام همزمان افراد حرفه ای، یک تیم را برای پروژه در حال ساختشان تشکیل دهند. این افراد مانند چرخ دنده های یک دستگاه، وابسته و متصل به هم عمل میکنند و پروژه را جلو میبرند. اما بعد از پایان پروژه، تضمینی برای باقی ماندن آنها در استودیو وجود ندارد! برای پدیده ای چون انیمیشن که همیشه شیرین و جذاب جلوه میکرده، این موضوع مانند یک داروی تلخ است.

واقعا آرزو دارید استخدام بشوید؟ مراقب آرزوهایتان باشید!

در حالیکه بسیاری از هنرمندان دنیای انیمیشن در جستجوی کار مناسبی هستند، بسیاری دیگر شغل مناسب خود را دارند، اما به شدت تحت فشار و استرس روحی هستند. چارلز زمبیلاز Charles Zembillas بنیانگذار سایت www.Animationnation.com ، طراح، تهیه کننده و کارگردان مستقل، میگوید: من فکر میکنم که یک فضای ناامیدی بین هنرمندان 2D که نمیتوانند شغل مناسبی پیدا کنند موج میزند. آنها مجبور خواهند شد که به سمت 3D روی بیاورند. مرگ انیمیشن دو بعدی در سالهای اخیر اشک بسیاری از انیماتور ها را دراورد. ممکن است عده ای برای بازگشایی مجدد بخش دوبعدی استودیوی دیزنی (شاهزاده خانم قورباغه) هورا بکشند.اما من معتقدم که نباید زیاد به این قضیه دل خوش کرد.تا آنجایی که من میدانم پروژه بسیار کند جلو میرود وهنوز هیچ نیروی جدیدی هم استخدام نشده است!

چیزی که ممکن است کمی از نارضایتی ها را کاهش دهد،امید به این موضوع است که استودیو ها در حال نشان دادن چراغ سبز به پروژه های متوسط هستند. وقتی که جان لستر John Lasseter حدود یکسال پیش زمام امور را در دیزنی به دست گرفت، امید ها هم به بهبود اوضاع افزایش یافت. اما اسب جنگی جان لستر در همان ابتدا چند لگد جانانه هم پراند!!! تعداد 120 برگ صورتی رنگ کوچک صادر شد( برگه اخراج) و کسی هم جایگزین نیرو های اخراج شده نشد! در حال حاضر هم که یک پارچه ضخیم و تیره تمام استودیو ی دیزنی را پوشانیده است و کسی واقعا نمیداند که آنجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

و اسکار تعلق میگیرد به…… موشن کپچر!!!

اینهم بخش مهمی از معضل است. تسلط بی چون و چرای موشن کپچر بر دنیای انیمیشن. فرانک گلدستون Frank Gladstone ( دقت کنیدGlad، نه Gold!) انیماتور کهنه کار، تهیه کننده و مشاور، کسی که مشاغل متعددی در دیزنی و دریم ورکز داشته است (رجوع کنید به مطلب: میخواهید یک انیماتور در دیزنی باشید) در این رابطه میگوید: ” از زمانی که روتوسکوپی اختراع شد ،احساس مشترکی در بین انیماتور ها وجود داشت مبنی بر اینکه این یک جور تقلب است ، این واقعا انیمیشن نیست . و حالا همین احساس برای موشن کپچر وجود دارد”.خیلیها به مفهوم واقعی کلمه خونشان به جوش آمد وقتی که فیلم انیمیشن Happy Feet که 90% جانبخشی های آن توسط تکنولوژی موشن کپچر ساخته شده بود، حتی Monster House تماما موشن کپچری و Cars بدون موشن کپچر را پشت سر گذاشت و جایزه اسکار را ربود. آنتران مانوگیان Antran Manoogian رئیس آسیفای هالیوود میگوید:”ما واقعا از واکنشهایی که بین مردم و بر روی وبلاگها Blogospheres بوجود آمد حیرت کردیم.

در بسیاری از موارد این واکنشها شخصی هستند. مارک کاسلر Mark Kausler هنرمندی که در پیشینه کاری او ،انیمیشنهایی چون شیرشاه و دیو و دلبر دیده میشود، میگوید: ” خیلی سخته که تمام عشق و لذت زندگیت را صرف جان دادن به طراحی های دستی بکنی،آنوقت ببینی که عده ای به موشن کپچر میگویند انیمیشن!!! بهتر است که در مورد فیلمهای موشن کپچر بجای انیمیشن از واژه Digital Puppeteering (پاپت دیجیتالی؟) استفاده کنند. چیزی که ما رو دیوانه کرده اینه که اونا دارند ما رو به زور توی کاری میچپونن که کلا با اون چیزی که ما دوست داریم و انجام میدیم متفاوته.”

اعتراضها به گوش مدیران ارشد هم رسید .کریس دفاریا Chris de Faria از مدیران بخش Visual effects کمپانی وارنر(تهیه کننده Happy feet) میگوید:” هیچ نوع موشن کپچری وجود نداره که بی نیاز ازمهارتهای سنتی انیمیشن باشه! اولا که من ترجیح میدم که بجای موشن کپچر از واژه Performance capture استفاده کنم. دوما که ما از پرفورمنس کپچر زمانی استفاده میکنیم که هیچ جایگزین بهتری نداشته باشیم.

عدم مدیریت مناسب، انبوه پروژه های متوسط معلق مانده ، رقابت خرد کننده برای بدست آوردن کار، تحقیر کردن متقاضیانی که پیشینه ای در انیمیشن یا سایر هنر ها ندارند، تمام اینها به علاوه آنچه که قبلا ذکر شد، به خشم و نارضایتی صنف انیمیشن دامن میزند. حتی ری دیزنیRoy Disney برادرکوچکتر والت، کسی که راه را برای بازگشت مجدد استودیو به دنیای 2D هموار کرد نیز از دامنه اعتراضات و چوبکاری وبلاگی Blog-bludgeon در امان نماند. عده ای از تحلیلگران صنعت انیمیشن، مشکل عمده را در خود صنعت میدانند. عدم بررسی صحیح و منفی بافی در این صنعت، اساس آنرا رو به زوال وتحلیل میبرد . چارلز زمبیلاز میگوید: از منفی بودن هیچ چیزی درست نمیشود. چرا باید در تاریکی دست و پا بزنیم وقتی که راهی بسوی نور هست.

خوب، سئوال این است که حالا برای زدودن زمستان سرد و طولانی نارضایتی از چهره های دست اندرکاران انیمیشن چه باید کرد؟ مارک کاسلر به سادگی پاسخ میدهد: “باید قلمهای به زمین افتاده را برداریم. انیماتورها هستند که میتوانند با طراحی هایشان به این صنعت جانی بدهند. آنها باید فیلمها را بسازند. ” او خطاب به انیماتورهای نا امیدی که در وبلاگ هایشان اعتراض میکنند میگوید:” تمام وقتتان را به لاگیدن نگذرانید. طراحی کنید…

Animation Magazine/May 2007

ترجمه: مهبد بذرافشان

۲ نظر

Aliمرداد ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۳:۱۰ ب.ظ

وای پسر تو فوق العاده ای . لذت بردم از دانش فنی شما . سعی کن جا نمونی و ادامه بدی . اگر هم مایل بودی یه کم بیشتر از خودت برام میل کن .

ناشناساسفند ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۴:۵۵ ب.ظ

:roll: :razz: :oops:

نظر شما چیست

نظر شما

Free Counter
Free Counter